|
اعتماد به نفس اعتماد به نفس و اطمینان بی شک لازمه پیشرفت در کارها می باشد . برای کسب اعتماد به نفس بایدبه خود و اعمال خود اطمینان داشته باشید با این اقدام ، اعتماد به نفس را در خود شکوفا می کنید . با اعتماد واقعی و خالصانه ، باور هایتان را نسبت به خویش عمیق تر کنید که این خود موجب دلگرمی ، پشتکار و سخت کوشی بیشتر شما می شود . به خود همواره یاد آ ور شوید که ازعهده کارها بر می آیید .عزت نفس و اعتماد به نفس سالم برای کودک مانند زرهی است که وی را در مقابل چالش های زندگی محافظت می کند . به نظر می رسد بچه هایی که احساس خوبی در مورد خودشان دارند راحت تر با تعارضات کنار می آ یند و در مقابل فشار های منفی مقاومت بیش تری از خود نشان می دهند . آنان گرایش دارند که به آ سانی بخندند و از زندگی لذت ببرند . این کودکان واقع بین ترند و عموما خوش بین تر نیز می باشند . در مقابل ، کو دکانی که عزت نفس پایینی دارند ، چالش های زندگی می تواند منبع اضطراب و ناکامی عمده ای برای آنان باشد . آن ها خودشان را ناچیز می انگارند و در هنگام پیداکردن راه حل برای مشکلات ، زمان سختی را پشت سر می گذارند . اگر افکار خود انتقادی ( self-critical) نظیر این که " من خوب نیستم " یا " من نمی توانم هیچ کاری را به درستی انجام دهم . " به سراغشان بیاید ممکن است تسلیم شده ، یا پس بکشند یا افسرده شوند . هنگامی که آ نان با یک چالش جدید روبرو می شوند ، پاسخ فوری شان این است که : "من نمی توانم " از طرفی والدین و مربیانی که خود از عزت نفس و اعتماد به نفس پایینی بر خوردارند و خود را با ارزش ، توانمند و مثبت ارزیابی نمی کنند و همواره دچار حقارت و ناتوانی هستند ، اغلب نمی توانند اعتماد به نفس فرزندان و دانش آ موزان خود را رشد دهند . والدینی که با فشار بر فر زندان ، درصدد جبران حقارت ها و شکست های زندگی خود بر می آ یند و در این مسیر توجهی به علائق و استعداد های فرزندان خود ندارند و یا در ارزیابی کیفی استعداد ها و توانایی های فرزندان خود نا توان هستند و توقع و انتظارات ایده آ لیستی که در توان آ ن ها نیست دارند همواره عزت نفس و اعتماد به نفس آن ها را در معرض فرو ریختن قرارمی دهند . بنابر ین وظیفه خطیر وزارت آ موزش و پرورش ایجاب می کند که در جهت ارتقا و رشد اعتماد به نفس مربیان عزیز دست اندر کار تعلیم و تربیت تدبیری اندیشیده و با امکانات مختلف در این امر بکوشد تا این مشکل مرتفع گردد . متاسفانه در بسیاری از مواقع هوش و استعدادی سرشار دانش آ موزان در پس ابرهای تیره ی کمرویی پنهان می ماند. به عبارت دیگر بعضی از کودکان و نوجوانان کمرو به رغم آنکه ممکن است فوق العاده تیزهوش و سرآمد باشند، اما قدرت هوشمندی ایشان توسط دیگران، به خصوص معلمان به طور واقع بینانه مورد ارزیابی قرار نمی گیرد. کمرویی پایدار می تواند منجر به یک ترس و تنش عمومی شود و کودک یا نوجوان کمرو اعتماد به نفس و جرئت تجربه ی هیچ کار تازه ای را پیدا نکند و در نتیجه عملکرد و پیشرفت او به طور معنی داری پایین تر از سطح توانایی اش ظاهر گردد. به کلام دیگر همیشه فاصله ای قابل توجه بین توان بالقوه و توان بالفعل افراد کمرو وجود دارد. کمرویی موجب افزایش فوق العاده ی خود توجهی و اشتغال ذهنی فرد کمرو نسبت به واکنش های خویش می شود، به گونه ای که شخص از هرگونه تفکر مولد و خلاق و ارتباط برتر باز می ماند؛ چرا که خلاقیت متضمن برخورداری از شخصیتی سالم، پویا و فعال است و کودکان و نوجوانان خلاق عموماً افرادی کنجکاو، جست و جوگر، اهل چالش ذهنی، انعطاف پذیر، صریح الکلام، شجاع، راحت و بی تکلف، گشاده رو و متبسم هستند. اگر شخصی که دارای عزت نفس بسیار است به پیامی گوش فرا دهد که متناقض با عقیده اوست ، براحتی تصمیم جدید می گیرد که این تصمیم جدید شانس بهتری برای صحت و درستی افکار خود دارد تا اگر بر عقیده خود بماند بنابراین کمرویی قدرت تفکر خلاق و خلاقیت فرد را محدود می کند.در امر آ موزش و فراگیری زبان دوم باید روحیه شهامت و دلیری و جرات را در دانش آ موزان تقویت کرد چرا که صرفا تدریس اصوات و واج ها ، کلمات و جملات زبان دوم توسط مربی کار ساز نیست باید دانش آ موز این روحیه را داشته باشد تا این دروس را در کلاس و دیگر اجتماعات مربوطه تکرار و تمرین کند و مسلما تکرار و تمرین اولیه و ابتدائی خالی از اشکال نیست . اگر دانش آ موز ما تحمل شنیدن اشتباهات خود را نداشته باشد موفقیت مورد نظر حاصل نخواهد شد . و چنین دانش آ موزانی که ارزکمرویی رنج نمی برند و دارای اعتماد به نفس هستند می توانند از انعطاف پذیری با لایی برای فراگیری زبان دوم باشند و خود را با محیط جدید بهتر سازگار سازند . راه های ساده و عملی برای تقویت نیروی اعتماد به نفس 1-افکارتان را پیشایش بر موفقیت متمرکز سازید . 2-با تمرکز بر استعداد ، توانایی و امکانات خود نیروهای درونی تان را تقویت کنید . 3-نگویید که ای کاش زندگی بهتر از این بود. بخواهید که خودتان بهتر از این باشید. 4-سعی کنید با تکرار کلمات امید بخش و دلگرم کننده روحیه خود را از هر لحاظ قوی تر سازید . 5-در پی هدفتان باشید و فکر تاثیر از جانب دیگران را از خود دور کنید . 6-از شکست هراسی به دل راه ندهید ، زیرا شکست آ غاز پیروزی است . به خاطر داشته باشید که بعضی اوقات شکست ها و ناکامی ها خود برکت هستند. 7-انسان های دارای اعتماد به نفس تمایل به ریسک کردن دارند و کسانی که ریسک می کنند اعتماد به نفس را در خود تقویت می کنند. 8-تمرکز کامل در راستای تحقق رؤیاهایتان شور و شوق شما را افزایش می دهد و اعتماد به نفستان را بالا می برد. 9-هر وقت به کسی لطفی می کنید اعتماد به نفس و عزت نفس شما به همان اندازه افزایش می یابد 10- با دیگران با ملاحظه ، ادب و متانت رفتار کنید تا ببینید که اعتماد به نفستان چطور بالا می رود. 11--کاری کنید که دیگران احساس کنند انسان های ارزشمندی هستند. هر چه بیشتر در دیگران احساس ارزشمند بودن ایجاد کنید خودتان هم بیشتر این احساس را پیدا می کنید. 12- احساس تعهد کامل در روابطتان با دیگران، اعتماد به نفس و عزت نفس را در شما تقویت می کند. 13-امید و ایمان را باور کنید و آن را شعار همیشه خویش سازید . 14-دائما به خود تلقین کنید که من می توانم راه حل هر مشکلی را پیدا کنم . پذیرش تمام عیار خود به عنوان یک انسان ارزشمند از عوامل حقیقی ایجاد اعتماد به نفس است. 15-برای رفع هر مشکل به مغزتان رجوع کنید واز آ ن کمک بخواهید . 16-همیشه در ردیف های جلو بنشینید . درردیف های جلو نشستن ، اعتماد به نفس ایجاد می کند . بی شک در ریف های جلو امکان آن که در معرض دید باشید را افزایش می دهد ، ولی یادتان باشد موفقیت به طور کل مترادف معروفیت و مشخص بودن است . 17-نگاه کردن به چشمان و چهره دیگران را تمرین کنید . افراد با استفاده از چشمانشان ،خود را تا حد زیادی به ما می شناسانند . معمولا کسی که نتواند به چشمان دیگران نگاه کند ، دو نوع بر داشت را القا می کند یا می گوید: ٌدر مقابل شما احساس ضعف و حقارت می کنم و از شما می ترسم ٌ و یا آن که با پرهیز از نگاه دیگری می گوید :ٌ احساس گناه می کنم ، کاری کرده ام یا به چیزی فکر کرده ام که نمی خواهم از آن آگاه شوید . می ترسم اگر نگاهم با نگاه شما تلاقی پیدا کند ، آن را از درونم بخوانید . 18- سرعت راه رفتنتان را بیست و پنج درصد تند تر کنید .روان شناسان معتقدند ، شلختگی ، لاقیدی و پرسه زدن ، ویژگی های آدمی است که نسبت به خودش ، کارش و مردم پیرامونش ، نگرش مثبتی ندارد . حال آن که آن ها بر این باورند که با تغییر دادن سرعت حرکت و حالت خود می توانیدنگرش خود را نیز عملا تغییر دهید . خوب دقت کنید ، متوجه می شوید که حرکات بدن ، نتیجه واکنش ذهن است حرکاتتان باید نشان دهنده اعتماد به نفستان باشد. راست بایستید، سرتان را بالا نگه دارید و سرحال و شاد راه بروید. خواهید دید که احساس وعملکرد بهتری خواهید داشت. در این زمینه سه نوع از آ دم ها با واکنش های مختلف وجود دارند : الف : آدم های شدیدا واخورده و یا بی کس وکار ، آن ها فقط پرسه می زنند وبیکار می گردند ، زیرا از اعتماد به نفس پایینی برخوردارند . ب: آدم های معمولی ، راه رفتنشان هم معمولی است . ج: گروه سوم که از اعتماد به نفس بسیار بالائی بر خوردارند ، از آدم های معمولی تند تر راه می روند . از راه رفتنشان این طور بر می آ ید که گویی به جای مهمی می روند و یا کار مهمی دارند . 19- بلند ،جدی ، با قاطعیت و بدون ترس حرف زدن را تمرین کنید . در بر خورد با انواع اجتماعات افراد بسیاری هستند که با وجود سریع الانتقال بودن و داشتن استعداد بسیار ، خاموش گوشه ای می نشینند و توان شرکت در گفت و شنود ها را ندارند . این به آن معنا نیست که چنین افرادی نمی خواهند به گروه بپیوندند و یا بحث با دیگران را دوست ندارند ، بلکه علت سکوت آن ها در جمع این است که به خودشان می گویند ٌ احتمالا نظر من به هیچ دردی نمی خورد ، اگر حرف بزنم آ بروریزی می کنم ، سایر اعضا گروه ، حتما معلوماتشان از من بهتر است . نمی خواهم آن ها بفهمند که من چقدر بیسوادم . هر گز از این که فرد بی اطلاعی به نظر برسید نگران نباشید . زیرا این طور به نظر نخواهید رسید و فقط این مسئله نتیجه افکار خودتان است . هر دفعه که این آ دمها ی ساکت ، فرصت حرف زدن را از دست می دهند ، بیش از پیش ، احساس زبونی و ناتوانی را در خود افزایش می دهند . ولی این قرار ها ، قرار هایی هستند که واقعا هیچ گاه به عمل نمی رسند . نکته مهم این است : هر دفعه که شخص به دلیل کم رویی یا خجالت کشیدن ، فرصتی را برای حرف زدن از دست می دهد ، مانند آن است که مقداری دیگر از زهر عدم اطمینان را سر کشیده باشد . به این ترتیب ، اعتماد به نفس او هر روز کمتر و کمتر می شود . فکر خود را بر این موضوع متمرکز کنید که باید به افراد دیگر بفهمانید که شما هم می توانید سخن بگویید ، این یک ویتامین تقویت اعتماد به نفس است . بلند تر سخن بگویید ، بر اطمینان خود بیشتر می افزایید و صحبت کردن در مرحله بعد آسان و آسانتر می شود . پس بلند و قاطع سخن بگویید تا اعتماد به نفس شما تقویت شود . 20- هنگام دست دادن جدی باشید . خوب دست دادن شما را فردی مصمم و قاطع نشان خواهد داد ، شل و وارفته دست ندهید . سعی کنید در برقراری ارتباط با دیگران ابتکار عمل را به دست بگیرید. 21- در جمع نظر بدهید ، سعی کنید در تمام مجامع آزاد و داوطلبانه حرف بزنید و پیشنهاد هایی را عنوان کنید ، سئوالی مطرح کنید . در هر حال آ خرین شخصی نباشید که سخن میگوید . سعی کنید مهر سکوت را بشکنید و در رابطه با هر مسئله ای که طرح می شود اولین سخنران باشید . یادگیری صحبت کردن در جمع ، اعتماد به نفس شما را به میزان بسیار زیادی افزایش می دهد. اعتماد به نفس شما با این مطلب که تا چه حد احساس می کنید در تحول دنیای پیرامون خود مؤثرید رابطه مستقیم دارد. هر چه بیشتر بتوانید بر دیگران تأثیر بگذارید آرامش و اعتماد به نفس بیشتری خواهید یافت. 22- خندان باشید ، بیشتر افراد ادعا می کنند که گاه یک لبخند براستی سر حالشان کرده است . یک لبخند عالی ترین دارو برای کمبود اعتماد به نفس است . 23- هر عمل یا حرفی از جانب شما که باعث بالا رفتن اعتماد به نفس در دیگران می شود ، اعتماد به نفس خودتان را نیز بالا می برد. 24- به دانش آ موزان باید توسعه گردد که سعی کنند بانگاهی مثبت و مهربان به دنیای اطراف و انسان های دور و بر خود نگاه کنند ، به آن ها مهر بورزند و دوستشان بدارند ، زیرا خلقت همه ما زیبا و دوست داشتنی است . در این صورت ، هم در زندگی شخصی ، هم در کارها و امور اجتماعی موفق خواهند بود . اگر عادت داشته باشند که همیشه نقاط منفی رفتار خود و دیگران را تعبیر و تفسیر کنند ، نوعی احساس بد بینی و منفی گرایی در آنها بوجود می آ ید و به مرور زمان حس اعتماد به نفس خود و دیگران را پایین آ ورده ، و امنیت روانی خود را تحت الشعاع قرار می دهند 25-مربیان و والدین باید به این نکته توجه کنند که تنبیه آشکار ودر میان دیگر دانش آ موزان گاهی اوقات باعث کاهش اعتماد به نفس دانش آ موزان می شود حتی بزرگان دین سفارش کرده اند که در جمع ، از دیگران انتقاد نکنید و عیوب آن ها را آشکاتر نسازید . حتی فرزندان خود را در تنهایی تنبیه و در جمع تشویق کنید تا قدرت روحی و اعتماد به نفس آ نان از بین نرود . 4- خود شکوفایی (SA) Self- Actualization: توانایی تشخیص استعدادهای ذاتی و استعداد انجام دادن کارهایی را که شخص می تواند و می خواهد و از انجام دادن آنها لذت می برد ، بررسی می کند. یکی از وظایف بسیار مهم نظام آموزش جامعه، ایجاد خود شکوفایی در ذهن نوجوانان و جوانان است. خود شکوفایی را می توان «بروز خود بعنوان یک شخصیت بی همتا دانست.» خود شکوفایی، نیازمند خود آگاهی است. مدارس، دبیرستان ها و دانشگاه ها باید دانش آموزان و دانشجویان رانسبت به توانایی ها واستعدادشان آگاه سازند. آنان در آغاز تحصیل باید این حقیقت مهم را بدانند که خود بی همتایی را می سازند وآینده بی همتایی را هم خواهند داشت. همین که دانش آموزان بالغ شدند، باید اساس بی همتا شدن را در او عمیق و کامل کرد. او بایستی از همان سال اول مدرسه، به بی همتایی هر یک از اطرافیان خود نیز پی ببرد. بدون اعتقاد به زیستن برای خود شکوفایی و یاری دیگران در شکوفا سازی خویش، تلاش برای پرداختن به خود، به نوعی انحطاط ناسالم خود پرستی منجر می شود. خود خلاق برای شکوفایی درست، به خودهای دیگر نیازمند است. نکته دیگراینکه تمامی مواردی که شرحشان رفت، زمانی مفید فایده خواهند بود که معلمان، دبیران، مربیان و اساتید خودشان عملا آنها را درونی نموده و بدانها پایبند باشند. مربیان بایستی خلاق، مبتکر، کنجکاو، محقق، با اعتماد به نفس، سخت کوش و خود شکوفا باشند، در غیر اینصورت رهنمودهای تربیتی بلا اثر خواهند بود. به عقیده روان شناسان ، بهترین راه برای وادار کردن دانش آ موزان به یادگیری بهتر و سریعتر مطالب درسی این است که به نتیجه کارهای خوبی که انجام می دهند بیشتر توجه کنیم . هر دانش آ موزی کم و بیش ، کار با ارزشی انجام می دهد که در حد خود در خور ستایش و قدر دانی است . کافی است که باد بزن فعالیت های مدرسه چندان وسیع باشد که هر دانش آ موزی فرصت ابراز وجود پیدا کند . حتی دانش آ موز کم استعداد و نوجوانی که نسبت به مدرسه و برنامه های آن علاقه ای از خود نشان نمی دهد هم باید بتواند تجربیات موفقیت آ میزی بدست آ ورند . برای آ موزش زبان دوم مرییان در این زمینه باید توجه بیشتری از خود نشان دهند . کوچک ترین پیشرفت فراگیران باید مد نظر مربی قرار گیرد زیراشاید همان بتواند اولین استارت حرکت او در زمینه فراگیری زبان باشد . گاهی اوقات داشتن انتظارات و توقعی یکنواخت از همه ی فراگیران باعث ریزش عده کثیری از میدان آ موزش و یادگیری می شود ، پس بهتر است که از هر کس توقعی در حد او داشته باشیم تا بدان وسیله بتوانیم همه را به سمت و سوی دلخواه حرکت دهیم . باید نسبت به اختلافات فردی یادگیرندگان با احترام برخورد کرد و در پرورش استعداد های ویژة آنان کوشید . در یادگیری هرگز دانش آ موزان را به رقابت با یکدیگر وادار نکنید و از یکسان بار آوردن آنان بپرهیزید . هر دانش آ موز دارای استعداد ویژة و مخصوص به خود است که امکان دارد از این لحاظ با سایر دانش آ موزان فرق داشته باشد . پس مربی باید باید تلاش کند که در پرورش استعدادهای ویژة فردفرد دتنش آ موزان بکوشد . حل مسئله و رابطه آن با خود شکوفایی این روش یکی از روشهای فعال تدریس است. اگر نظام آموزشی بخواهد توانایی حل مسئله را به دانش آموزان یاددهد, (البته مسئله به معنی مشکل و معضل نیست, به بیان دیگر مسئله موضوعی نیست که برای ما مشکل ایجاد کند, بلکه رسیده به هدف در هر اقدامی, به نوعی حل مسئله است, , در این روش آموزش در بستر پژوهش انجام می شود و منجر به یادگیریری اصیل و عمیق و پایدار در دانش آموزان می شود. در این روش ابتدا معلم باید مسئله را مشخص, سپس به جمع آوری اطلاعات توسط دانش آموزان پرداخته شود, و بعد از جمع آوری اطلاعات بر اساس اطلاعات جمع آوری شده دانش آموزان فرضیه سازی و در نهایت فرضیه ها را ازمون و نتیجه گیری شود. در آ موزش زبان دوم مربی می تواند موضوعی را انتخاب نماید و دانش آ موزان با توجه به موضوع ،آن چه در ذهن خود دارند شروع به ساخت جملاتی نمایند به عنوان مثال مربی یک داستان کوتاه و یا مکالمه ای را مطرح سازد و دانش آ موزان در حول محور این داستان یا مکالمه آن چه در ذهنشان خطور می کند روی کاغذی بنویسند و بعد تمامی جملات دانش آ موزان توسط سرگروه جمع آ وری شده و با همفکری به صورت یک مکالمه یا داستانی کامل در آ ورند . البته می توانند آن را به تعداد دانش آ موزان تکثیر کرده و به همه بدهند . اگر روش حل مسئله درست انجام شود می تواند منجر به بارش یا طوفان فکری گردد. یعنی اگر معلم روش تدریس حل مسئله و مراحل آن را به درستی انجام دهد, دانش آموزان می کوشند تا برای حل مسئله با استفاده از تمام افکار و اندیشه هایی که دارند, در کلاس راه حلی بیابندو آن را ارائه دهند. به بیان دیگر اگر معلم در روش تدریس حل مسئله به درستی عمل کند, منجر به روش تدریس بارش مغزی نیز می شود. به طور کلی اگر نظام آموزش و پروش بخواهد در جهت تقویت زمینه های بالقوه خلاقیت نقش مهمی ایفا کند همانا بست روشهای تدریس حل مسئله و بارش فکری در کلاس درس توسط معلمان است. 5- استقلال IN)) INDEPENDENC توانایی خود رهبری، خویشتن داری فکری و عملی و رهایی از وابستگی های هیجانی را بررسی می کند. نو جوان ، در بند استقلال اخلاقی ، اقتصادی و فکری خویش است و آ رزو می کند که بتواند از زیر بار نفوذ بزگسالان و از جمله اولیا و مربیان خویش رها شود . می خواهد در خانواده اطاق و میز کار مخصوصی داشته باشد تا در اوقات فراغت خود دور از نظارت بزرگسالان یا مزاحمت خرد سالان چنانکه می خواهد زندگی کند و به تفکر آ زاد و طرح ریزی بر نامه های درسی و تدوین مقررات اداری و انضباطی مدرسه شرکت جوید یا طرف مشورت قرار گیرد . اولیا و مربیان باید در خانه و مدرسه این نیاز اساسی نو جوانان را ملحوظ بدارند و این احتیاجاتشان را حتی الا مکان بر آ ورده کنند . براستی ، دلیلی وجود ندارد که نوجوانان نتوانند در این دوره ، با توجه به آ مادگی های روز افزون خود که کم کم به حد کفایت افراد بالغ نزدیک می شود و قرار است تا پایان این دوره بدان حد یا بالا تر از آن برسد ، در امور خانه و مدرسه قبول مسئوالیت نمایند . آنچه مسلم است این است که اگر به نوجوان به چشم فردی بالغ نگریسته شود ، ولو هنوز بالغ نباشد ، برای ابراز لیاقت و نشان دادن رفتار حاکی از پختگی ، در وضع روانی بهتری قرار می گیرد و آسانتر و بهتر قبول مسئولیت می کند و از عهده بر می آ ید . نوجوان ، برای رسیدن به کمال که اینک ، بر خلاف سابق ، از آن تصوری دارد ، و نیز برای کسب قدرت انجام کارهای بزرگ ، تلاش میکند .(تعلیم و تربیت ، دکتر شکوهی ، ص 191 ) این نیاز در قلمرو یادگیری حائز اهمیت فراوان است . متاسفانه اکثر مربیان و مدیران آ موزشگاه ها تمایل دارند که در امورات انضباطی و آ موزشی بیشتر از دانش آ موزان تیزهوش و با انضباط استفاده نمایند و گاهی اوقات آنقدر غفلت می ورزیم که انگار اصلا غیر از این تعداد دانش آ موزان ، دانش آ موز دیگری در این آ موزشگاه وجود ندارند . تجربه نشان داده است که به کار گیری و مشورت دانش آ موزانی که افت تحصیلی داشته اند پس از مدتی توانسته اند تغییرات زیادی در خود ایجاد نمایند . مربیان آ موزش زبان دوم هم می توانند با شناسایی این چنین دانش آ موزان و شرکت آنان در برنامه های درسی و بها دادن به آنان باعث رشد خلاقیت واستعداد آ نان شوند . 6- هم حسی(EM) EMPATHY توان آگاهی از احساسات دیگران و درک و تحسین آن احساسات را بررسی می کند. 7- مسئولیت اجتماعی (RE)SOCIAL RESPONSIBILITY: توانایی فرد را در معرفی خود به عنوان عضوی مفید و سازنده و دارای حس همکاری در گروه اجتماعی خویش را مورد بررسی قرار می دهد. دوره نوجوانی برای بسیاری از افراد نگران کننده و اضطراب آ ور است . نوجوان با رسیدن به مرحله فکر انتزاعی و پی بردن به نسبی بودن نقطه نظر های خویش ، دچار شک و تردید می شود و ناگزیر است موقعیت و موضع گیری خود را از جهات مختلف مجددا ارزیابی کند . نوجوان ، بر خلاف کودک ، نگران موقعیت اجتماعی خویش است و می خواهد در گروه همگنان خود وضع مشخصی داشته باشد و از جهتی احساس ارزش کند . به همین دلیل وقتی وقتی احساس کند که می تواند در مدرسه به طریقی مورد توجه و تایید قرار گیرد ، وضع عاطفی مساعدی پیدا می کند که در سایه آن سازگاری اجتماعیش آ سان و مسائل انضباطی زندگیش کم می شود و سعی می کند از امکانات موجود در مدرسه برای تحکیم و موقعیت اجتماعی خود و رفع این نیاز اساسیش حد اکثر استفاده را نماید .(تعلبم و تربیت دکتر شکوهی ص 190 ) بنابرین مربی باید با ظرافت خاصی به رویداد های آموزشی و تربیتی فراگیر زبان دوم در محیط کلاس و حتی بیرون از کلاس بر خورد کند اشتباهاتی و یا خطاهایی که در بیان مطالب و تلفظ کلما ت رخ می دهد باید مربی طوری اشتباهات و خطاها را اصلاح کند که به موقعیت اجتماعی فراگیر زبان در کلاس و بیرون از کلاس لطمه ای وارد نشود .نقش موقعیت اجتماعی کودک و افزایش توان و استعداد را در تحقیق زیر می توانیم ملاحظه کنیم . دانشمندان معتقدند، ضریب هوشی بچههای اول خانواده بالاتر است تحقیقات تازه دانشمندان حاکی است، کودکانی که به عنوان اولین فرزند خانواده بزرگ میشوند، ضریب هوشی بالاتری دارند. پایگاه اینترنتی "بیبیسی" روز شنبه با بیان این مطلب افزود: ضریب هوشی بالاتر در بچههای اول میتواند ناشی از این باشد که آنها نقش آموزگار را برای کوچکترها ایفا میکنند. تیمی از محققان نروژی دریافتند که بچههای اول خانواده و همچنین کودکانی که پس از مرگ خواهر یا برادر بزرگتر جای فرزند بزرگ خانواده را گرفتهاند، نمره بهتری در تست هوش میآورند. این مطالعه که نتایج آن در نشریه "ساینس" منتشر شده حاصل بررسی بیش از ۲۵۰هزار سرباز مذکر در ارتش نروژ است. کارشناسان طی چند دهه گذشته در مورد تاثیر ترتیب تولد در خانواده بر هوش و موفقیت در زندگی اختلاف نظر داشتهاند. حامیان این نظریه استدلال میکنند که بیشترین توجه پدر و مادر نصیب بزرگترین فرزند میشود چرا که او ابتدا تنهاست. اما سایرین ادعا میکنند که تغییراتی در رحم پیش از تولد روی میدهد که عامل این وضع است چرا که مادر در بارداریهای بعدی میزان بیشتر و بیشتری پادتن که میتواند به مغز جنین صدمه بزند، تولید میکند. از سوی دیگر برخی کارشناسان ارتباط میان ترتیب در تولد و ضریب هوشی را انکار میکنند و به گفته آنها این تصور غلط ناشی از این است که بهطور تاریخی زوجهایی که ضریب هوشی پایینتری دارند در مقایسه با زوجهایی که ضریب هوشی آنها بالاتر است، فرزندان بیشتری به دنیا میآوردهاند. پروفسور "پیتر کریستنسن"، از موسسه ملی بهداشت حرفهای در اسلو و "تور بیرکدال" از سازمان بهداشت نیروهای مسلح نروژ گفتند، هر چند تفاوتهای هوشی میان فرزندان یک خانواده در گروه مورد مطالعه کم بوده، اما قابل توجه است. آنها گفتند، یافتههای آنها حاکی از آن است که این پدیده ناشی از تفاوت های اجتماعی است نه بیولوژیکی. برای مثال مردانی که سومین فرزند خانواده بودهاند اما خواهر یا برادر بزرگتر را در همان ابتدای کودکی از دست دادهاند و در نتیجه بهعنوان فرزند دوم بزرگ شدند در تست ضریب هوشی تقریبا به خوبی بچههایی که واقعا فرزند دوم خانواده بودند، عمل کردند. "فرانک سالووی"، از موسسه شخصیت شناسی و تحقیقات اجتماعی در دانشگاه کالیفرنیا که در مورد چگونگی تاثیر نحوه تربیت بر شخصیت و هوش مطالعه کرده، معتقد است که ضریب هوشی بالاتر در بچههای اول میتواند تا حدودی ناشی از این باشد که آنها به خواهر و برادر کوچکتر خود چیزهایی یاد میدهند. به علاوه تمایل بچههای اول به پر کردن نقش سرپرست دوم، و به عهده گرفتن نقشی آگاهانه، منضبط و پخته، ممکن است ضریب هوشی بالاتر بچههای اول را توضیح دهد. ٌ ٌ یادگیری همیارانه اثر مثبتی بر شاگردان و دانش آموزان از انواع گوناگون دارد . یک بررسی شگفت انگیز در باره راهبرد های یادگیری با همیاری همکلاسی ها اثرات این راهبرد ها را بر شاگردان با پیشینه یادگیری گوناگون بررسی کرد و ار نتایج قابل توجهی برای همه دسته های شاگردان پرده بر داشت . و نتزل ( 1991) ، به این نتیجه رسید که توسعه و رشد مثبت مسئولیت اجتماعی بر پیشرفت تحصیلی شاگردان به سبب پدید آ مدن جمع افزایی و حالت مثبت اثر فردی که با فعالیت همیارانه همراه است اثر می گذارد . ٌ ٌ 8- روابط میان فردی (IR): INTERPERSONAL RELATIONSHIP توانایی ایجاد و حفظ روابط رضایت بخش متقابل که نزدیکی عاطفی، صمیمیت و داد و ستد مهرآمیز از ویژگی های آن است، بررسی می کند. 9- آزمون واقعیت (RT): REALITY TESTING توانایی ارزیابی رابطه بین تجربه عاطفی و عینیت های موجود را بررسی می کند. 10- انعطاف پذیری (FI): FIEXIBILITY توانایی کنار آمدن با هیجان ها، افکار و رفتارهای فرد را در شرایط و موقعیت متغیرهای مختلف بررسی می کند. همه ما انسان ها در شخصیت خود تمایلات خاصی را گاهی او قات در جهت انعطاف پذیری و در سایر مواقع در جهت تصمیم گیری آ نی نشان میدهیم . مطالعاتی در زمینه روانشناسی انجام گرفته است تا تعیین کند که در حوضه شناختی شخص پاسخ یک مسئله را تا چه حد به طور حدسی و تصادفی ( تصمیم آ نی ) می دهد ، یا تصمیمی سنجیده تر یا حساب شده تر ( انعطاف پذیر تر ) اتخاذ می کند . دیوید اوینگ ( 1977) به دو سبک اشاره دارد که با بعد انعطاف پذیری – تصمیم گیری آ نی ارتباط دارند این دو عبارتند از سبک نظام دار و سبک شمی . سبک شمی متضمن شیوه ا ی است که در آن شخص بر پایه بر داشت های خود حدس های مختلفی می زند و احتمالا قبل از دست یابی به راه حل چندین حدس متوالی می زند . افرادی که شیوه تفکر نظام مندی دارند تمام جنبه های مساله را در نظر می گیرند و تمام راه های گریز را مورد توجه قرار می دهند و پس از تعمق بسیار با دقت به راه حل دست می یابند . کاربرد نکات فوق در مورد فراگیری زبان فراوان است . مشخص شده است که کودکانی که ا ز حیث ذهنی انعطاف پذیر هستند به هنگام خواندن کمتر از کودکانی تصمیم گیری آنی می کنند و مرتکب خطا می شوند . در پژوهشی دیگر مشخص شد که استدلال استقرائی در مورد افراد انعطاف پذیر موثر تر است ( کاگان ، پیرسون ، ولش1966) و این می رساند که عموما افراد انعطاف پذیر می توانند از یادگیری استقرائی بهره بیشتری ببرند . موضوع انعطاف پذیری تصمیم گیری آنی متضمن نکات مهمی در مورد یادگیری و تدریس زبان دوم در کلاس در س ا ست . معلمین معمولا در مورد اشتباهات زبانی بسیار سخت گیر هستند و این امر بویژه در مورد زبان آ موزان دارای سبک سریع تصمیم گیری که احتمالا بیش از افراد انعطاف پذیر تمایل به حدس زدن در مورد جواب صحیح دارند درست است .از سوئی دیگر ممکن است یک فرد انعطاف پذیر نیاز به برد باری معلم داشته باشد و معلم باید به او فرصت بیشتری برای یافتن پاسخ بدهد . این هم قابل تصوراست که دارندگان سبک های سریع و تصمیم گیری از تعدادی از مراحل دستوری زبان به سرعت بگذرند در حالی که افراد انعطاف پذیر ، گرایش به انعطاف در هر مرحله خاص و برداشتن گام های بلند تر ازیک مرحله تا مرحله بعد دارند . 11- حل مساله (PS): PROBLEM SOLVING توانایی تشخیص و تعریف مشکلات و خلق و کاربست راه حل های موثر را مورد مطالعه قرار می دهد. در رابطه با نقش این مولفه در فرایند آموزش و یاددهی و یادگیری و اینکه چه مشکلاتی ممکن است سر راه دانش آ موزان در فراگیری زبان دوم پدید آ ید و باید چگونه دانش آ موز را آ ماده سازیم تا بتواند با تقویت توانایی های خود بر این مشکلات فائق آید . یکی از عواملی که باعث می شود توانایی و استعداد دانش آ موز را در امر فراگیری زبان دوم دچار اختلال کرده و حتی کاهش دهد ایجاد عزت نفس پایین است ، زیرا که عزت نفس یک کودک در طول دوران رشد ثابت نیست و بالا و پایین می رود .به علت این که عزت نفس کودک تحت تاثیر تجارب و ادراکات جدیدش قرار می گیرد ، بار ها تغییر می یابد . از این رو ، شناخت عزت نفس بالا و عزت نفس پایین برای والدین مفید است . کودکی که عزت نفس پایینی دارد ممکن است نخواهد چیز های جدید را امتحان کند . او ممکن است مکررا در مورد خودش خود گویی های منفی داشته باشد . به عنوان مثال با خودش می گوید : ٌ من کند ذهن هستم ٌ ، ٌ من هرگز یاد نخواهم گرفت ٌ چنین دانش آ موزی ممکن است در برابر ناکامی ، تحمل اندکی از خود نشان دهد ، به آ سانی در هم بشکند . دانش آ موزان دارای عزت نفس پایین گرایش دارند که ازخودشان زیاد انتقاد کنند و به آ سانی از خودشان ناامید می شوند . سختی ها را به عنوان شرایط تحمل ناپذیر قلمداد می کنند و با عقب نشینی به آن ها واکنش نشان می دهند . اما کودکانی که دارای عزت نفس بالایی هستند وقتی چالشی پیش می آ ید ، قادر است برای یافتن راه حل تلاش کند . به جای این که بگوید :ٌ من آ دم نادانی هستم ٌ، خواهد گفت : ٌ من این مسئله را نفهمیدم ٌ ، از نقاط ضعف و قوت خود آ گاهی دارد و آن ها را می پذیرد و حس خوش بینی بر وی مسلط است . یکی از وظایفی که بر عهده مربیان و اولیا وجود دارد این است که چنین دانش آموزان را ترغیب نماییم که موقعیت را درست و واضح ببینند . یک پاسخ مفید در این موقعیت این است که :ٌ تو دانش آ موز خوبی هستی و وضعیت تحصیلی ات عالی است فقط یادگیری زبان انگلیسی یکی از موضوعاتی است که لازم است زمان بیش تری برایش صرف کنی . که در این زمینه ما بیشتر با هم کار خواهیم کرد .ٌ 12- تحمل تنش ها (ST): STRESS TOLERANCE توان تحمل فرد را در برابر رویدادهای ناخوشایند و شرایط تنش زا و هیجان های شدید بررسی می کند. هدف این الگو ایجاد تغییر رفتار مناسب در دانش آموزان است. مثال: دانش آموزی که در امتحان دچار اضطراب میشود یا از درس ریاضی می ترسد, به او می آموزد که چگونه رفتار خود را تغییر داده و موجب کاهش این اضطراب و ترس در خود شود. در این الگو معلم حامی دانش آموزان است و یک فضای مثبت ایجاد میکند تا آنها به اصلاح رفتار خود بپردازند. این الگو در سنین مختلف و همه دورههای تحصیلی کاربرد دارد, و در نهایت دانش آموزان را قادر به توصیف, توضیح, پیش بینی, کنترل و تغییر رفتار خود مینماید. بطور کلی معلم از طریق این الگو می تواند تغییرات مطلوب را در رفتار دانش آموزان ایجاد نماید. تنش هایی که ممکن است در فراگیری زبان دوم ایجاد شود . در فراگیری زبان دوم اطلا عات به ظاهر متناقض بسیار زیاد است . کلماتی که با زبان مادری متفاوت است ، قوانینی که نه تنها با هم متفاوتند بلکه به دلیل موارد خاص استثنا با یکدیگر متناقض اند و گاهی اوقات تمام یک نظام فرهنگی با نظام فرهنگی بومی دیگر متفاوت است .موفقیت در زبان آ موزی به شکیبایی و تحمل در مقابل این ابهامات بستگی زیادی دارد ، حد اقل برای دوره ها و یا مراحل موقتی که در طول آن فرصتی برای حل موارد زمانی مبهم بوجود می آ ید . چاپل و رابرتز ( 1986) شکیبایی در مقابل ابهام را در بین افرادی که انگلیسی را به عنوان زبان دوم می آ موختند در ایلیونز اندازه گرفتند آن ها در یافتند که زبان آ موزان دارای شکیبایی زیاد در مقابل ابهام در برخی فعالیت های خاص زبان اندکی موفق ترند . این یافته ها – هر چند به صورتی نه چندان مطمئن – نشان می دهند که ممکن است شکیبایی در برابر ابهام عامل مهمی در یادگیری زبان دوم باشد . لولا المشقه سادالناس کلهم الجود یفقر والا قدام قتال اگر رسیدن به قله موفقیت و پیروزی بدون درد سر و تحمل شدائد و مشکلات میسر می شد ، پس همه آحاد مردم باید به راحتی در هر زمینه که دلشان می خواهد با ید برسند ولی چنین نیست . جود و بخشش باعث تنگدستی وجلو رفتن به خط مقدم جنگ و کار زار باعث مرگ و نابودی می شود . بنابرین باید خود را آماده مقابله با مشکلات کرد 13- کنترل تکانه ها (IC): IMPULSE-CONTROL توانایی مقاومت فرد را در برابر تنش ها یا وسوسه و کنترل هیجان های خویش بررسی می کند. کنترل تکانه ها و نقش معلم در موفقیت دانش آ موزان اصطلاح تکانه کاربردهای گوناگونی در روانشناسی دارد؛ امّا به طور کلی میتوان گفت تکانه به معنی هر انگیزة آنی برای یک عمل خاص است که کنترل و جهتگیری آگاهانه در آن اندک است. شاید بتوان گفت توانایی کنترل تکانه (مقاومت در مقابل به عمل درآمدن بی اختیار تکانهها) اساسی ترین مهارت روانی و ریشة تمام خویشتنداریها است. زیرا تمام هیجانها (خشم، شهوت، انواع هوسها) به خاطر سرشت ذاتی خود به تکانهای برای عمل کردن میانجامد. تکانش به هر جرقه فوری و آنی اطلاق می گردد که باعث ایجاد تغییر و تحول در رفتار آ دمی می گردد، اما اینکه چگونه از تکانش در عدم موفقیت وشکست دانش آ موز استفاده نمائیم نکته ای است که باید مربیان با ظرافت خاصی به آن توجه نمایند . چرا دانش آموز در فراگیری دانش به شکست مواجه می شود ؟ عامل عدم موفقیت چیست ؟ اغلب اوقات بسیاری از اولیا و مربیان برای اینکه براحتی از بار مسئولیت خود را خلاصی دهند به طور یک جانبه دانش آ موز را به پای میز محاکمه قرار داده و بدون آن که راضی باشند او حرف و کلامی را به عنوان دفاعیه از خود ابراز نماید ، با انگ کودن و بی استعداد او را محکوم می نمایند و چه بسا که برای همیشه به پرونده پیروزی و موفقیت او مهر ننگ و شکست و بی عرضگی زده و مسیر زندگی او که چه بسا می توانست بسیار روشن و درخشان باشد ، تیره و تاریک و تلخ می نمایند . و چه بسیارند چنین فرزندانی که ثمره ای جز سر بار جامعه شدن تحویل جامعه نمی دهند . اما معلم کارآمد و اولیا باتجربه می توانند شکست و عدم موفقیت را به عنوان ابزاری تازه و جدید در جهت حرکت دادن و استارت مجدد یک دانش آ موز شکست خورده به کار ببرند . و چه بسیارند افرادلایق جامعه امروز ما که شاید شکست ها و عدم موفقیت های پی در پی و متوالی در دوران تحصیل داشته اند . و در زمینه آ موزش زبان دوم صبری صد چندان طلب می کند که باید مربیا و اولیا به کار بندند . عدم موفقیت و اشتباه نو آ موز را باید به عنوان مقدمه فراگیری زبان تلقی کرد ، نه شکست و بدنامی . هم چنان که پدران و مادران در فراگیری زبان اول کودک با صبر و حوصله زیاد و با لبخند های شیرین به اشتباه او برخورد می کنند ما هم می توانیم کمی صبر و بردباری پیشه کرده و عدم موفقیت او را مرحله به مرحله به عنوان ابزاری جهت تقویت انرژی و انگیزه در دانش آ موز به کار ببریم و چه بسا که یک شکست و عدم موفقیت دانش آ موز شما می تواند باعث ایجاد تکانشی در او شود و موفقیت او را تسهیل نماید . ارتباط کلامی با دانش آ موزان ناموفق چگونه باید باشد ؟ ارتباط های کلامی سالم مجموعه ای از گفت و شنود های زبانی است که در برخورد و رویارویی های خشن و عذاب آ ور ، جادو می کنند و هیجان های مخرب را فرو می نشانند ، تفکر را بر می انگیزانند و تندی های ناخواسته را به آ رامش تبدیل می کنند . این قانون رفتاری در تمامی ارتباط های کلامی که بین ما انسان ها بر قرار می شود حاکمیت دارد . اما در روابط کلامی با نسل های کم سن و سال و کم تجربه ، حاکمیت قاطع تری نشان داده است . معلمی کار کشته و تجربه آ موز ، که عمری کارش را با کودکان و نوجوانان سپری کرده است ، حاصل تجربه های خود را با احساسات هیجانی این دسته از انسان ها و بر قراری ارتباط های سالم کلامی ، به پنج مرحله خلاصه کرده است . توصیه او به پدران و مادران و همکاران خود این است که فرایند پنج مرحله ای زیر را تمرین کنند . آنقدرتمرین کنند که به مهارت برسند : 1- تمرین صبوری و شکیبایی در گوش دادن . خوب گوش دادن به صحبت ها ، حرف ها ، مشکلات دانش آ موزان باعث بالا رفتن عزت نفس دانش آ موز ما می شود ، روحیه او را بشاش و شاداب می کند ، احساس سبکی و راحتی می نماید، احساس ارزشمندی به او دست می دهدو مسلما در جبران نقاط ضعف دچار بحران روحی نمی شود . 2-تمرین انتخاب لحظه های مناسب برای بیان احساس خود . ً هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد ًباید مربیان و اولیا شکارچی ماهری در شکار کردن بهترین موقعیت و زمان باشند . بسیار است پند و اندر و نصیحت که در میان جمع به کسی گوشزد کردن نه تنها کار ساز نیست بلکه شاید جنبه معکوس به خود گیرد . بنابرین باید فرصت های مناسبی را جهت برقراری ارتباط انتخاب کرد تا از دریای طوفانی و مواج و بنیان افکن به ساحل آرام رسید . 3-تمرین به کار گیری کلمه ها و جمله های یاورانه . کلمه ها و جملاتی که در قالب راهکاربه دانش آ موز جهت رفع نقائص و مشکلات عنوان می شود با توجه به لطافت روحی کودکان و نوجوانان باید طوری انتخاب شود که او فکر نکند او را به پای میز محاکمه کشانده ایم و قرار است او را محکوم کرده و عیوب او را در میان جمع همکلاسی ها عنوان نمائیم . اواین سخنان را تهدیدی برای شخصیت خودتلقی کند ، اگرچنین باشد یقینا سخن ما در او اثر گذار نیست . 4-تمرین پرهیز از قضاوت و تصمیم گیری شتاب آ لود . باید دانش آ موز خود را باور کنیم و فرصت دهیم تا آن چه درضمیر پنهان خود نهفته دارد با اطمینان کامل مطرح نماید ، سپس تصمیمات مقتضی را جهت راهگشایی نقاط ضعف گرفته شود . جالب است که ًًًًًًًًً روزی پدری کم صبر و حوصله دست به جیب مبارک پسر نازنین خویش می بردو کارنامه ای را ملاحظه می کند . به سراغ فرزند رفته اورا سخت تنبیه می نماید . پس از این که پدر آ رام می گیرد ، فرزندش می گوید : پدر جان ،کارنامه ای که از جیبم برداشتی از آن من نبود . آن کارنامه متعلق به شما بود که از کتاب های دوران دبیرستان تو برداشتم ً.خوب اینجا آن پدر محترم چقدر باید شرمنده کار شتاب زده خود باشد ؟ 5-تمرین فرود آ مدن از مسند و مقام برتر . اگر بتوانیم طوری با دانش آ موزان و فرزندان خود رابطه برقرار کنیم که در زمان ارائه راهکار او احساس کند که با دوست خود مشغول صحبت است ، مطمئنا بیشتر سخن ما دل نشین تر خواهد شد و اثر گذاری آن بهتر می باشد . نمونه ای از نقش تاثیر گذار تکانش را در داستان زیر می توانیم ملاحظه نمائیم . البته دراین داستان آن چه که باعث شد تا عدم موفقیت او تکانشی در او ایجاد نماید الهام از طبیعت بود ، نکته در خور توجه اینکه همیشه چینین رویدای رخ نمی دهد یک بی دقتی و کم حوصلگی مربی گاهی اوقات موجب می گردد تا دانش آ موز ما سر از نا کجا آ باد در آ ورد ، اما نقش یک تکانش در این داستان در خور توجه می باشد .
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 15:41  توسط فاطمه حسن پور
|
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 7:2  توسط فاطمه حسن پور
|
بهداشت رواني و نقش مدرسه و معلم درايجاد بهداشت رواني دانش آموزان : پيش گيري : پيشگيري را مي توان از دو ديدگاه بررسي كرد : ديدگاه موقعيت مدار و ديدگاه فرد مدار. در ديدگاه پيش گيري موقعيت مدار ، تلاش متخصصان بهداشت و سلامت رواني متوجه كاهش علل محيطي و موقعيتي رفتار غيرعادي است و در ديدگاه پيش گيري فردمدار بر تواناييهاي فرد در مقابله با شرايطي كه امكان دارد به رفتار ناسازگار منجر گردد تأكيد مي شوددر ديدگاه پيش گيري موقعيت مدار در پي تغيير محيط باشيم بطور مثال سعي ميكنيم ميزان ناكاميهاي فرد رادر خانواده ، مدرسه و محيط كار به حداقل برسانيم و يا ميزان فشار رواني را با پائين آوردن ميزان انتظارات محيط از فرد كاهش دهيم درپيش گيري فرد مدار تلاش مي كنيم تا به فرد كمك كنيم تا انواع روش هاي مقابله با ناكاميها و فشار رواني را بياموزد تا بتواند در قبال انواع گوناگون موقعيت فشار آور مقاومت كند پيش گيري را چه با ديدگاه موقعيت مدار و چه با ديدگاه فردمدار، مي توان در سه سطح انجام داد : پيشگيري سطح اول ، پيش گيري سطح دوم، پيش گيري سطح سوم . پيش گيري سطح اول : در پيشگيري سطح اول كاهش موارد جديد اختلال رواني در يك جامعه مورد توجه قرار دارد بطور مثال اگر دانستيم كه بسياري از اختلالات رواني ناشي از فشار رواني و ناكاميهاي فرد در زندگي اجتماعي است ميتوانيم با دادن آگاهي و آموزش، ساير افراد رادر مقابل استرس و فشارهاي روزمره مقاوم نمائيم امروزه از طريق آموزشهاي رسمي و يا از طريق آموزش غيررسمي ( رسانه هاي جمعي، راديو تلويزيون ، روزنامه و مجلات) توانسته اند ميزان ابتلا به اختلالات رواني را كاهش دهند. پيش گيري سطح سوم :
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 11:28  توسط فاطمه حسن پور
|
تاثیر استفاده از تکنولوژی آموزشی در امر یادگیری و آموزشتکنولوژی آموزشی instruction Technology عبارت است از مجموعه روشها و دستورالعملهایی که با استفاده از یافتههای علمی ، برای حل مسائل آموزشی اعمازطراحی ،اجراوارزشیابی دربرنامههای آموزشی بکارگرفته میشودجوامع بشری با سرعتی شگفتانگیز در حال توسعه ،تغییر و تحولندواین تحولات جنبههای مختلف زندگی را دربرمیگیرد. پیشرفت علوم و فنون دانشهای جدیدی را مطرح میسازد که نیازهای جدیدی را نیز برای انسانها ایجاد میکند. بنابراین آموزش باید با سرعت و کیفیت بیشتر انجام شود. به همین دلیل بسیاری از روانشناسان و صاحبنظران در مباحث تربیتی به بهرهگیری از تکنولوژی آموزشی توصیه میکنند. چرا که تکنولوژی آموزشی باعث سهولت ، سرعت و دقت در امر آموزش و یادگیری میگردد. تاریخچه و سیر تحولی نقش و تاثیر در زندگی کاربرد
منبع : www.aftab.ir - آفتاب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 11:25  توسط فاطمه حسن پور
|
فصل اول :
مقدمه : ازبارزترین خصوصیات عصرحاضرمیتوان به تغییرات وتحولات شگرف ومداوم درطرزتفکر ، ایدئولوژی، ارزشهای اجتماعی ،روشهای انجام کار وبسیاری از پدیده های دیگر زندگی ،اشاره کرد بهمین سبب امروز مدیران باجوسازمانی پرابهام ، پویا ودرحال تحول روبرو هستنداین مقاله در پی بیان ضرورت واهداف تحول در آموزش و پرورش است در این راستا از بیانات مقام معظم رهبری که برخاسته از نگرش و انتظارات و مطالعات ایشان است و مصوبات شورای عالی آموزش وپرورش و نگاه صاحب نظران به این موضوع بهره برداری شده است. آموزش وپرورش که خودرا درآستانه تغییرات جدی میبیندبا بهسازی درزمینههای ساختاری، نیروی انسانی و تغییر مواجه است نظر به تاثیرگذاری دستگاه تعلیم و تربیت بر لایههای زیرین جامعه، بهسازی باید تابع بررسی کارشناسی باشد این سیستم پیچیده و تو در تو به عنوان یک تشکیلات دیربازده نارساییهایی دارد. در چند دهه اخیر ساختار اداری و نظام آموزشی و منابع انسانی آن توسعه کمی داشت ولی این توسعه به ارتقای کیفی نظام آموزشی نینجامید این دستگاه به نگرشی نو درهمه این مؤلفهها نیازمند است آموزش وپرورش کنونی باشرایط حاکم قادر به پاسخ گویی و واکنش مناسب نسبت به تغییرات در نظام آموزشی و ساختاری و نیروی انسانی نیست این دستگاه در این بخشها به دکترین جدیدی نیاز دارد که این دکترین در حال حاضر دیده نمیشود البتّه برنامههایی ازسوی دستاندرکاران درحال پیگیری است لذا نظر این عزیزان به این نکته جلب میشودکه آموزش وپرورش که باتنگناهای زیادی درباره منافع مالی و چالش های زیادی درخصوص منابع انسانی مواجه میباشد و عمده فرصت مسئولان مربوط را نیز به خودمشغول ساخته، بایستی هرنوع تغییر درآن با دقّت ودرایت خاصی دنبال گرددمسائل آموزشی مقولهای نیست که بتوان ازطریق آیین نامهها و بخشنامههای آمرانه ودستوری ازبالا به پایین حل کرد.
فصل دوم : ضرورتهای تحول در آموزش وپرورش
ضرورتهاي ايجاد تحول بنيادين در آموزش و پرورش : اصولاً نظام آموزشي غيرهدفمند که همواره شيوه هاي تدريس سنتي را سرلوحه کار خود قرار مید هدمعلم نقش محوري را درکلاس درس ايفا می کندو بيشتر مبتني بر سخنراني و استفاده ازمهارت هاي کلامي است واين عامل سبب مي شود دانش آموزان در فرآيند تدريس و يادگيري وايفاي نقش فعال ، فرصت مشارکت کمتري راپيداکننددانش آموزان دراين نوع سيستم صرفاً مطالب راحفظ مي کنندوامتحان مي دهند و مجالي براي بروز استعدادهاي خلاق نمي يابند و به تدريج تحرک و پويايي خودرا از دست مي دهندمعلم محوري جانشين دانش آموزمحوري مي شودروحيه پرسش گري ازدانش آموزگرفته مي شودومهم تر اينکه ذهنيت پرسش گر وکاوش گر خلق نمي شود از طرفي معلم را از رکود و روزمرگي خارج نمي کند و در برابر سؤالات جديد قرار نمي دهد. تغيير مديران و اعمال سليقه در نظام آموزشي : هماهنگ نبودن با تکنولوژي روز دنيا : بررسي صلاحيت مديران و کارشناسان آموزش و پرورش: کم رنگ بودن مشارکت مردم در مباحث آموزش و پرورش: نقطه های عزیمت درتحول بنیادین آموزش وپرورش: بدون تردید معلمی رکن اساسی آموزش و پرورش و محور تعلیم و تربیت است بنابراین رسالت ونقش وی در نظام آموزشی کشور از اهمیت وحساسیت بسیار بالایی برخورداراست که در این خصوص هم مسئولین وهم معلمان وظایفی دارند که غفلت از آنها خسارات جیران ناپذیری را بر تعلیم وتربیت آینده سازان جامعه وارد خواهد کرد. مدیریت تحول نیروی انسانی: نقش مدیریت در تحول سطوح سازمانی به منظور توسعه حائز اهمیت است مدیریت و رهبری هوشمندانه از گذشته دور اهمیتی بنیادین در ساختار سازمانی داشته است در قرن اخیر به منابع انسانی بعنوان عنصری هوشمند توجه شده است که با مهارت و خلاقیت خود نقش اساسی ایفا می کند نیروی انسانی کار آمد دریک کشورجزو سرمایه های ارزشمند بشمار می آید ایجادانگیزه های کاری وبروز خلاقیت ونوآوری به شیوه مدیریت مدیران هرسازمان بستگی داردبوجود آوردن محیط کاری مناسب ،بهبود روابط انسانی در محیط کار ،کم شدن استرسها ،ارزش گذاری برای فکرها از شیوه هایی است که مدیریت تحول گرا بایداعمال کندتوجه به ابعاد کیفی آموزش وپرورش در برنامه ریزی ها ووضع مقررات، تأثیر قابل ملاحظه ای در رشد وتربیت مدیران مورد نیاز جامعه دارد بازبینی وبررسی مصوبات وپپیشنهادهای رسیده از بخش های مختلف در شورای عالی آموزش وپرورش، بارویکرد فرهنگی ، تربیتی زمینه سازارتقاءکیفیت در آموزش وپرورش وتقویت نگرش تحولی خواهد بود تصویب خط مشی ها ی آموزش وپرورش درموضوع عدالت آموزشی ،روابط وهمکاری های بین الملل ،تصویب راهنماهای برنامه درسی دروس مختلف دردوره های تحصیلی ، مؤید نقش کلیدی شورا عالی آموزش وپرورش در ایجاد ومدیریت تحول است . فصل سوم : اهداف تحول در آموزش و پرورش رسالت آموزش و پرورش : دردنیای پرتحرک وبیدارودرحال تحول امروزکامیابی را مختص جوامع و سازمانهایی میدانند که بین منابع، قابلیتهای مدیریتی ومنابع انسانی خود رابطه منطقی ومعنیدار برقرار سازند جامعه وسازمانی میتوانددرمسیر توسعه، حرکت روبه جلووپرشتابی داشته باشدکه باایجادبسترهای لازم، منابع انسانی خودرابه دانش ومهارت به روز تجهیز کند تا آن ها با استفاده ازاین توانمندی ارزشمند ، سایر منابع جامعه و سازمان را به سوی ایجاد ارزش و حصول رشد و توسعه، مدیریت و هدایت کنند. - با مشخص کردن هدف، شایستگی و قابلیتها و چشماندازها روشن شود و بین این مقولهها ومحتوای آموزشی بامتن زندگی ارتباط برقرار شود اگر هدفها مشخص نگردندحوادث، تعیین کننده فعالیتها خواهند بود. اعمال مدیریت بر مبنای هدف، توجه به روابط و ارزشهای انسانی: دیدگاه انتقادی نسبت به مطالعات ساختاری در آموزش و پرورش : واقعيت اين است كه نظام تعليم و تربيت كشورمان يكي از زيرساختهاي بزرگ فرهنگ سازي است كه بدليل تماس مستقيم بادوتاسه نسل ازجمعيت پويا ودرآستانه رشدبيشترين نياز را درميان نهادهاي موجود به روز آمد سازي وتحول داردامابانگاهي به مستندات موجود درمي يابيم اين نظام به دليل گرته برداري از نظامهای کهنه غربی و عدم حضور در عرصه علم اطلاعات و دارا بودن ساختاری فرسوده وآميخته با ديوان سالاري غير کاربردي از كارآمدي كافي برخوردار نيست و برون داد اين نظام تاكنون نتوانسته است نيازهاي جامعه هدف را چه در مباحث تئوري و چه در مباحث نظري و عملي برآورده كند به گفته كارشناسان نظام هاي تعليم و تربيت وخبرگان سامانه هاي آموزشي، نظام آموزشي كشور ماآنچنان كه بايداز زير ساختهاي قوي فر هنگي- اجتماعي و علمي در بحث ايجاد يك نظام آموزشي پويا و زنده برخوردار نيست از سوي ديگر همين نظام آموزشي غير پويا وسرشار از مشكلات زير ساختي در بعد نظارت و دريافت بازخوردها نيز امكان مانورهاي كنترلي و نو سازي و اصلاح شيوه هاي آموزشي را نداشته و سعي داردبا تغييراتي مقطعي دربرخي ازبخشهاي نظام كه درواقع مسكن موقت بشمار مي رود وتعويض فصلهايي ازآموزه هاي درسي ابراز وجودكندوبابه رخ كشيدن دشواري هاي موجود درفرآيندتعليم وتربيت اعلام كندنظام آموزشي هنوززنده است كه به گفته اكثر قريب به اتفاق كارشناسان فن اين موجودگر چه زنده است اما بيمار مي باشد مانند بيماري درانتظار جراحي ، پشت درهاي اتاق عمل می باشد. گامهاي معلق تحول : پارادایم تحول در آموزش وپرورش : درآغاز قرن 21 توجه همگان بيش ازگذشته به نظامهاي رسمي تعليم وتربيت معطوف شده است تابه کمک ايجاد تحول دراين زيرمجموعه نظامهاي اجتماعي وافزايش کارايي وکفايت آنها جوامع بشري قادر شوند تا به گونه اي سازنده بامعضلات وچالش هايي که پيش رو دارندمواجه شوندبه ديگر سخن ، بشرامروزي براي رويارويي مولدومؤثر باچالشهاي علمي، صنعتي، فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و اخلا قي بستري مناسب تر، کارسازتروموجه تر ازنظام تعليم وتربيت شناسايي نکرده وبدين سبب نزدانسانهای هوشمندتحول درنظامهاي آموزش وپرورش، به عنوان پيش نياز نيل به اهداف توسعه پايدار ارزيابي شده است. فصل چهارم در شرایط کنونی دنیا که شاهد رقابتهای فشرده جوامع مختلف بشری در دستیابی به تکنولوژی برتر به مثابه منبع اصلی قدرت هستیم افراد تیزهوش و خلاق از گرانبهاترین سرمایههای هر جامعه و ملتی هستند؛ مخصوصاً تنوع خواستها، افزایش جمعیت، حجم بالای تقاضا برای کالا و خدمات، محدودیت منابع و امکانات و ایجاد راهحلهای نو، نیاز به افراد هوشمند، خلاق و نوآور بیش از پیش مشهود و نمایان میشودواضح است که اگر نخواهیم و یانتوانیم خود را در برابر تغییراتی که در آینده اتفاق خواهد افتادآماده نماییم آسیبهای فراوانی ما را تهدید خواهد کرد زیرا هرگونه تغییر در اجزاء وکلیت فرهنگی در سازمانهای اجتماعی و تحولاتی را پدید میآورد و اگر شتاب این دگرگونیها فزونی یابدآسیبهایی را در پی خواهد داشت. اگر کشور و ملتی خواهان عزت مادی، سعادت معنوی، برتری سیاسی، پیشرفت علمی و آبادانی است باید به آموزش و پرورش به عنوان کار بنیادی توجه جدی کندزیرانیروی انسانی لازم برای تحقق این اهداف والامحصول نظام آموزش وپرورش است دردورانی ازتاریخ حیات هدف تربیت، ساده ومحدود بودوخانواده همه نیازهای تربیتی را تأمین میکرد. اما وسعت و تنوع ضرورتهای تربیتی تدریجاً به آنجا رسیدکه خانواده دیگرتوانایی لازم برای تربیت و آموزش نداشت ولازم آمدکه مسئولیت سازندگی نسل جوان به افرادی برتر وشایستهتر از مردم عادی محول شود؛ این توجه عمومی و وسعت نیازها سرانجام به پیدایش نهادهای مخصوص ( مدرسه ) منتهی شد آموزش و پرورش در این نهادها به همراه انسان رشدکردند نسل هایی که در مدارس قدیم فقط به یادگیری خواندن و نوشتن و حساب کردن میپرداختندجای خودرا به نسل هایی سپردندکه درمحیط های سازمانیافته آموزش و یادگیری طبق برنامههای منظم در جریان آموزش و پرورش عمومی، فنی و تخصصی مورد نیاز جامعه قرار میگیرند در جامعه ساده، کارکردهای آموزش و پرورش عمدتاً از طریق خانواده با مشارکت فرد در فعالیتهای گوناگون گروه اجتماعی صورت میگرفت به این منظور نهاد جداگانهای برای آموزش نبودامادرجامعه پیچیده،متمدن، باگسترش شهرنشینی، توسعه صنعتی ودگرگون شدنها، خانوادهها که درگذشته بار تعهدات تربیتی را عهدهدار بودنددیگراقتدار و نفوذکافی برای ایفای وظایف پیچیده آموزش وپرورشی نداشتنداز اینرو وجود نهاد خاصی بنام نظام آموزش رسمی یا مدرسه ضرورت یافت اگر در دوران سنتی وظیفه آموزش و پرورش انتقال گذشته به آینده و هدف آن تربیت بچهها برای حفظ میراث گذشتگان بود در این دوران (عصر گسترش اینترنت، تلویزیون، ماهواره و ...) آموزش و پرورش میخواهد که قدرت انطباق انسان با تغییرات مداوم محیط تقویت شود از این جهت مدام آینده را پیشبینی میکند تا خود را برای تغییرات آینده آماده سازدآموزش و پرورش در این دور ه تلاش میکند تا دانشآموزان را در فعالیت های ابتکاری غوطه ورسازد دانشآموز خودش در یادگیری نقش دارد و به وجودآورنده دانش خویش است و چون آزادانه انتخاب میکند، نسبت به آن متعهد بوده و درحفظ آن میکوشداو تا دلایل قانعکنندهای پیدا نکندآنرا به ازای دانش دیگراز دست نمیدهد، معلم در این عصر سمت مشاور و راهنما دارد دانشآموز فکر میکند برای او فکر نمیکنند تصمیم میگیرد برایش تصمیم نمیگیرند او خود رشد میکند فرایندرشد او از ابتدا تا انتها دیکته نمیشودآموزش و پرورش در عصر جدید دانشآموز را نگه نمیدارد بلکه به جلو حرکت میدهد. دانشآموز نسبت به هر موضوعی به دقت مینگرددر مورد آن فکر و اندیشه میکندودر ورد آن سریع موضع گیری نمیکندمعلم درنظام جدید آموزش و پرورش درمقام همراه ویاور ایفای نقش میکندنه انتقالدهنده اطلاعات. شاگردشنونده منفعل وپذیرا نیست، چون او میتواند با مراجعه به اینترنت، تلویزیون و ... اطلاعاتی راکه معلم گفته است براحتی کسب کندودیگر نیازی به معلم نداشته باشد. پس فضای مدارس عصر جدید دیگر حالت انباشت اطلاعات بدون تفکر ناب و یا تقلیدکورکورانه بدون اندیشه راندارددرسازمان مدرسه، محتوای امکانات مدیریت، تدریس زمینهساز تفکر، حل مسأله، دانایی، توانایی خلاقیت و نوآوری هستند درکشور عزیزمان ایران اگرچه تلاشهای بسیاری برای بهبودآموزش وپرورش صورت گرفته است اماهنوز وضعیت پایهای واساسی آن تغییر نکرده است یعنی هنوز معلم محور است ودیکتهشدن وظایف برای دانشآموزان.ودانشآموز نیزموظف است آن را اجرا کند در غیر این صورت با تنبیه روبهرو میشود ، مواد درسی که در مدارس ما ارائه میشود فقط جنبه افزایش اطلاعات دارند دانشآموز میتواند با وجود اینترنت، تلویزیون و ... به راحتی درمنزل خودبنشیند وبراحتی همان مطالب یا حتی بسیارجدیدتر ومتحولتر ازآن مطالب را خوداستخراج کند تا دیگر نیازی به مدرسه، معلم نداشته باشد. حتی دردرس انشاء که دانشآموز خود بایدموضوع انتخاب کند و دربارهاش فکر وصحبت کند نیز معلم خود موضوع رامیگوید وحتی تعدادسطرهای نوشته را هم تعیین میکند انباشت اطلاعات هنگامی مفید میشودکه بتوان آن اطلاعات را مصرف و تولید اطلاعات جدید کرد متأسفانه در مدارس ما قدرت فکر و اندیشه دانش آموزان گرفته میشود و این مسأله باعث میشودکه خلاقیت و استعدادهای دانش آموزان ما بروز نکند افراد خلاق و نوآورعموماً از بهره هوشی بالاتراز متوسط برخوردار هستنداما هر فرد تیز هوش لزوماً خلاق و نوآور نیست درمدارس ما بخوبی فرصت و امکان بروزخلاقیت و ابتکار وجودندارد وکمکی به کشف استعدادهای دانشآموزان نمیشود درجهان امروز آموزش و پرورش بعنوان اساسیترین رکن توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مطرح است وهچ تحولی درجامعه بدون توجه به نقش آموزشی در آن امکانپذیر نیست سازمان ملل متحد از سال 1990 تاکنون هر سال گزارشی از توسعه انسانی ارائه میدهد که در آغاز آن این جمله آمده است: مردم، ثروت واقعی هر کشوری هستند خلاصه سخن این که برای آماده کردن نسل حاضربرای زندگی درآینده آموزش و پرورش بایدبا شناخت روح زمانه ونیازهای نشأتگرفته ازآن، پاسخگوی تقاضای مبتنی بر شرایط جدید باشدو خود را باآن منطبق کندبا انباشت مسائل جهانی و ملی دائماً پویا وتغییرپذیر، آموزش و پرورش ناگزیر است با تدوین راهبردهای منطقی و واقعبینانه خود را با حرکت نسل امروز هماهنگ کند و با مسائل حلنشده و اضطرابها و بحرانهای ناشی از آن همچون هویت، اشتغال و کنکور روبهرو شود. از اینرو اقدام به انجام اصلاحات اساسی در آموزش و پرورش بنا به تجربه سایر ممالک ، به عنوان زیربنای توسعه در کشور ضرورت دارد. تحول اساسی و پايدار در هر جامعه در گرو متحول شدن نظام تعليم و تربيت آن جامعه است و محور اصلی تحول و توسعه نظام تعليم و تربيت بهبود کيفيت کار معلم ، شناخت و ويژگی های آن ها می باشد معلمان بعنوان پايه گذاران انديشه های علمی ، مبلغان ارزشها و مسئوليتهای اجتماعی به کودکان ما می باشند وحرف اول رادرتربيت منابع انسانی می زنندوهيچ حرفه ای همچون شغل معلمی تأثير مؤثری درجوامع نداردطرفداران و مبلغان تحول و توسعه در جوامع بايد بيش از هرکس حاميان واقعی معلمان باشند و سياست گذاران آموزش و پرورش با در نظرگرفتن حقوق و مزايای شغلی ويژه برای معلمان مدارس و يا دارا بودن مدرک تحصيلی و تخصص و تعهد مورد نظر دغدغه های زندگی را برای آنان کاهش دهند زيرا معلم يک هديه الهی است و بسياری از بزرگان فرهنگ ما و ديگر فرهنگها افتخارشان اين بوده که سالهای پر برکت عمر خودرا درمدارس طی کرده اند نظير پياژه، اريکسون ، مرحوم باغچه بان ، استاد نيرزاده ، شهيد رجايی ، باهنر و ... . پیشنهادات : - امروزه اداره مطلوب مدارس شامل اصول و قواعدي است که بايد آن ها را آموخت و به کار بست بارشد روزافزون علم وتکنولوژي دردنيا، دوره اداره آموزش وپرورش به روش سنتي ومتمرکز بدون پويايي وروي کردتحولي و ناهماهنگ به سر آمده وآموزش و پرورش براي حفظ و بقاي خود وايجاد قابليت براي تغييرات مثبت و هدفمند در دانش آموزان نيازمند مديران کارآمد و اثربخش است که بتوانند نظام غيرمتمرکز را در آموزش و پرورش نهادينه کنند. - معلمی از آن جهت که با تعلیم وتربیت انسان سر وکاردارد ، حرفه ای بسیار مهم و رسالتی عظیم است پس معلمی شغل نیست بلکه مسئولیتی سنگین است که گام نهادن درآن مستلزم عشق ، دانش وروش است«عشق» به انسانهایی که بایدبه آنها علم آموخت ودرشدن هدایتشان کرد.«دانش »که خمیر مایه کار معلمی است زیرا آنچه به دانش آموزتعلیم داده و بر روی تخته سیاه نوشته می شوددرواقع بر لوح جان وی حک شده و همواره تا پایان عمر با اوست. «روش » که شیوه آموختن است یعنی شیوه انتقال معلومات به دانش آموزانی که از نظر شرایط خانوادگی ، اجتماعی ، فرهنگی و موقعیت یادگیری با هم تفاوت دارند و هر یک از آن ها به تناسب شرایط خود ، از درس بهره می گیرند وآنچه را که باید بیاموزند . - تأسيس اتاق علمي و فكر در مدارس با حضور هيأت علمي توانمند مدارس جهت مشاورت مديران مدارس و ساير عوامل آموزشي گزينه مؤثر و مطلوبي در تحول بخشي امر آموزش و پرورش خواهد بود.
منابع:
- پارسا ، احمد ،1380 ، سازمان های نوآور در آموزش وپرورش ، تهران . - تافلر ، الوین ،1370 ، جابجایی درقدرت ، ترجمه شهیندخت خوارزمی ، ناشرمترجم . - سام خانیان ، محمد ربیع ،1384 ، خلاقیت ونوآوری در سازمان های آموزشی ، نظریه ها ، تکنیک و سنجش ، تهران ،انتشارات رسانه تخصصی - صمد آقایی، جلیل ،1380، خلاقیت فردی وگروهی ، تهران : مرکز آموزشی مدیریت دولتی . - عابدی ، جمال ، خلاقیت وشیوه های نو در اندازه گیری آن ، مجموعه پژوهش های روان شناختی، دوره دهم شماره 1و2 . - کاردان ، علی محمد ، 1382 ، نو سازی ونو آوری در آموزش وپرورش ، روزنامه اعتماد ، اسفند. - روزنامه کیهان ،1386، ضرورت تحول در آموزش وپرورش ، شماره 18987 ، دی ماه . - روزنامه کیهان ،1386 ، ساختار آموزش وپرورش را متحول کنیم ، شماره 18867 ، مرداد . - نژاد ایرانی ، فرهاد ،1376 ، تحول آموزش وپرورش ،تهران . سایتها :
ضرورت تحول در آموزش وپرورش Http://www.iran press.ir/afarinwsh تأکید مقام معظم رهبری بر تحول در آموزش وپرورش آینده روشن – هویت دینی مبنای تغییرات در آموزش وپرورش باشد طرح تحول راهبردی علم وفناوری در آموزش وپرورش Http://www.iran-news paper.com اصلاحات ساختاری آموزش وپرورش درمانی بر دردهای کهنه تحول اساسی در آموزش وپرورش با نو آوری وشکوفایی Http://www.sand.ir/dfault.aspx?tabib=321 مروری بر برنامه های وزیر واهداف 10 وزیر آموزش وپرورش پیش نیاز تحول در آموزش وپرورش Http://a-bakhtiyari.blogfa.com تحول فرهنگی بستری برای نو آوری وشکوفایی در آموزش وپرورش جایگاه آموزش وپرورش در ایران Http://ileya.blogsky.com/1386/10/10 ضرورت تحول در آموزش وپرورش
Http://www.kayhan news.ir ساختار آموزش وپرورش را متحول کنیم Http://www.persian user.com/content/view/605.21 ضرورت تحول در آموزش وپرورش بررسی ویژگیهای آموزش وپرورش کار آمد پارادیم تحول درآموزش وپرورش ضرورت های ایجادتحول در آموزش وپرورش ضرورت تحول در آموزش وپرورش Http://www.iran cultures.com ضرورت ایجادتحول بنیادین در آموزش وپرورش ضرورت بازنگری در آموزش وپروروش Http://www.irna.ir معلمان محور تحول در آموزش وپرورش هستند
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 17:41  توسط فاطمه حسن پور
|
مقدمه زنان نيمي از انسانهای اين کره خاکي هستند که نقش بسيار مهمي در جنبش ها و نهضت ها و انقلابها داشته اند. حساسيت نقش زنان برخاسته از عمق تاثيرگذاری زنان در تمامي عرصه های زندگي است زنان ايراني در انقلاب اسلامي به روشني بيان کردند که زن مسلمان ايراني در تمام عرصه های اجتماعي، سياسي و....... حضور دارد و اعتقادات ديني او مانع از شرکت در فعاليتهای اجتماعي نخواهد شد و ثابت کرد که در عين حفظ ديانت و پاکدامني مي تواند تاريخ ساز باشد زنان ايراني قبل از اين که انقلاب اسلامي به پيروزي برسد، داراي نقش هاي متفاوتي بوده اند ولي ما به دو نقش اساسي زنان که در سخنان حضرت امام (ره) به چشم مي خورد مي پردازيم:
زنان همواره با ايثار و گذشت نقش مؤثری درخنثي سازی توطئه دشمنان داشته اند و به عنوان پشتوانه موثر و آرام بخش برای جامعه هستند زنان در تمام عرصههای انقلاب دوشادوش مردان حركت كردند و با حمايت خود از مردان در پيروزی و شكلگيری انقلاب سهم عمدهای داشتند بر هيچ كس پوشيده نيست كه زنان نقش بسيار مهمي در پرورش نهضت اسلامي ايفا نموده و حقيقتاً در مواردی نقش سنگين تر و موثرتری را نسبت به مردان در جريان مبارزه داشتند .
نقش شايسته زنان در عزت و پايداری انقلاب بيبديل است :
این در حالی است که نرخ باسوادی زنان قبل از انقلاب اسلامی حدود 35 درصد و پس از آن به بیش از80 درصد رسیده است علاوه بر آن هم اکنون در رشته های فوق تخصصی در دانشگاه های علوم پزشکی کشور حدود 180 نفر ازاعضای هیأت علمی را زنان تشکیل می دهند که این آمار قبل از انقلاب به ده نفر هم نمی رسید.
زن در آیینه انقلاب :
استعدادها و توانمندیهای آنان است که این خود دستاورد بزرگ زنان بعد از پیروزی جمهوری اسلامی به مدد هویت بخشی انقلاب و دیدگاه های رهبر کبیر آن به این قشر عظیم است یکی دیگر از دستاوردهای انقلاب اسلامی برای زنان باز یافتن مقام انسانی (شان) و خارج شدن از منظر توجهات جنسی است. انقلاب اسلامی شیوه جدید ارزشی و نماد ارزشمندی از حیات زنان در جامعه را ارائه می کند الگویی که هویت اسلامی متناسب باجایگاه زن را به نمایش گذاشت زنی که نه تنها مستقل است بلکه دارای مسئولیت درساختمان حکومت اسلامی نیز هست.» ضرورت فعالیت زن ایرانی با حفظ شئونات : زن عنصر مهم فرهنگ ساز :
می خواهیم زن به موازات ایفای نقش مادری به رسالت اجتماعی خود نیز بپردازدهمه این ها به این برمی گردد که مسئولان زن را یک عنصر فرهنگ ساز تلقی کنند.
بزرگداشت سی ویکیمین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و ورود به دهه چهارم انقلاب مان را می توان با یک باز نگری از دستاوردها و تلاشهای برای دهه بعد گامهای بلند ی را برداشت روزهایی بیاد ماندنی از رشادتها و ایثارگری ها و حماسه های جاودانه مردان و زنان کشورمان که برای دست یافتن به آرمان « استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی » از هیچ کوششی دریغ نکردند و تمام سرمایه و هستی خود را به میدان جهاد و مبارزه آوردندو همچنین روزهایی که باروبرو بودن به جنگی تحمیلی و دشمنانی تا بن دندان مسلح ولی با دل هایی امیدوار و مصمم مردمی ایستادندو رشادت ورزیدند که در طول تاریخ کمتر مشابه ای چون امت قهرمان ایران اینچنین حرکتی توانست با دستاویزی به اصول وآرمانها و ارزشهای مکتبی خود، تحولات بسیار گسترده ای را در سنگر های سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی وهمچنین اقتصادی و منطقه ای مارا در جهان بدنبال داشته است.باید از بهتر ین تعبیر نهضتهای اسلامی برای این عملکردها و پیامدهای عظیم و امیدبخش بدنبال آن ازکلمه تجدید حیات استفاده کنیم و اینچنین در یک نگاه فرهنگی میتو انیم این را« حیات طیبه یک ملت »بخوانیم. - آ رمان ها و آئین و اصول فرهنگ اسلامی تکیه گاه و سنگر رهایی بخش برای دستیابی به پیروزی ملت و انقلاب بود. - بهره بری ازفرامین و تعالیم اسلام و ائمه هدی . - ایجاد و املای عدالت اجتماعی به ویژه عزت بخشیدن به قشر عظیم زنان و رد زمینه های تبعیض در قوانین جامعه . - پرهیز از وابستگی و قطع هرگونه ریشه های فرهنگی،سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی
- سخت کوشی ، همبستگی وجهاد برای استقلال برای رسیدن به تکامل محتوای مقصد و منظور فرهنگی انقلاب: 3- برداشت و وصول اخلاق و اوصاف الهی و دینی و نشر ان در مسیر حرکت انقلاب 4- تحکیم ارتباطات درکشور ها و تقویت مراودات و وحدت امت اسلامی در وحدت کلمه در کل جهان ب: ایجاد و شکوفا سازی فرهنگ اسلامی ج: تعمیم علم و دانش ( با لاخص سواد تعلیم و تربیت) الف: ایجاد فضا و شرایط لازم برای مطالعات و تحقیق ب:ا یجاد روحیه نقدو تحلیل در ایجاد نتیجه گیری در برخورد با عقاید متعارض 7- ترویج و بسط عقاید صحیح در بر خورد با معارضین از هر نوع آن و زمینه های رسیدن به برداشت صحیح در مقابله با این دست عقایدبه خصوص در بخش تبلیغاتی بیگانگان الف: همگانی کردن تربیت بدنی و ورزش ب: سوق دادن و ارتقاء بخشیدن به هنر و زنده کردن هنراصیل و سازنده همراه با نگرش اسلامی 10- تلاش و همراه و کمک در فراهم سازی زمینه های رشد جوانان آینده ساز در به دست آوردن پیش نیاز حرکت و بالندگی و مسئولیت پذیری و حضور مستقیمومشارکتهرچهبیشترآنان در عرصههایمختلف ب: فعال سازی زنان در همه زمینه ها و مشارکت انان در امور مربوطه
نتیجه گیری : به طور قطع می توان گفت انقلاب اسلامی ایران که به رهبری امام خمینی (ره ) به پیروزی رسید دارای برکات ودستاوردهای مهمی است از جمله آن دستاوردها که این انقلاب را از دیگر انقلاب ها متمایز می کند دفاع از جایگاه وحقوق زن در نظام اسلامی است که در این راستا کشورهای غربی با سر دادن شعارهایی همچون زن گرایی (فمنیسم ) ،تساوی حقوق میان زن ومرد ،آزادی های بی حد وحصر زنان و....سعی داشته اند که زنان ودختران کشور ما رابه ابتذال اخلاقی همان گونه که امروزه در کشورهای اروپایی وآمریکایی مشهود است ،بکشانند امید است با دقت وهمت مسئولان ونیزبا اجرا کردن فرمایشهای امام (ره ) ومقام معظم رهبری،بیش از پیش به این مسأله توجه شودتا شاهدحل مشکلات جامعه زنان در همه زمینه ها باشیم مهمترین تحولات زنان پس از پیروزی انقلاب اسلامی عبارتند از : 4 – نقش آفرینی زنان در عرصه های مختلف که در برخی موارد از مردان نیز جلوترند . زنان نباید به مسائل وهنجارهای اجتماعی جامعه بی تفاوت باشند زیرا بی تفاوت نبودن آنها باعث می شود که این انقلاب همچنان ماندگار بماندخانواده ها نباید با فراموشی نسل جوان ،ارکان خانواده های خود را متزلزل نمایند البته زنان همواره با ایثار وگذشت نقش مؤثری درخنثی سازی توطئه ئشمنان داشته اند وبعنوان پشتوانه مؤثر وآرام بخش برای جامعه هستندزنان در تمام عرصه های انقلاب دوشادوش مردان حرکت کردند و با حمایت خود از مردان در پیروزی و شکل گیری انقلاب سهم عمده ه ای داشتند بر هیچ کس پوشیده نیست که زنان نقش بسیار مهمی در پرورش نهضت اسلامی ایفا نموده و حقیقتاً در مواردی نقش سنگین تر ومؤثر تر ی را نسبت به مردان در جریان مبارزه داشتند نقش زنان نه تنها در پیروزی انقلاب اسلامی ایران قابل انکار نیست بلکه می توان ادعا کرد که آنان در همه انقلابهای بزرگ نقشاساسی ایفا کرده اند .
منابع : - انتظاری ، 1361 ، موقعیت زن در قرآن ، پایان نامه فوق لیسانس ، تهران دانشگاه علوم اجتماعی دانشگاه تهران . - بسطامی ، نوشین ، 1361 ،نقش زن درانقلاب مشروطیت ایران ،پایان نامه فوق لیسانس ،تهران :دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران - مطهری ،مرتضی ،1357 ، نظام حقوق زن در اسلام ، قم : صدرا . - ناهید ،عبدالحسین ،1360 ، زنان ایران در جنبش مشروطه ، احیا - وصیت نامه امام خمینی( ره )، 1371 ، تهران : مرکز نشر آثار امام خمینی - روزنامه آفتاب ، زنان از دیدگاه امام خمینی ،1361 .
سایتها :
http://www.hawzah.net نقش زنان در انقلاب
http://www. Goharnab.blogfa.com
نقش زن در ایجاد جامعه صالح نقش زنان در انقلاب
www.magiran.com نقش زنان در انقلاب اسلامی
نقش شایسته زنان در عزت وپایداری بی بدیل است
هویت بخشی انقلاب اسلامی به نقش زن در جامعه
http://www.gamegamonlin.ir ا نقلاب وحضور اجتماعی زنان
http:www.sarmayeh.net آینده ایران و زنان نظام اسلامی ودستاوردهای زنان
تبیین جایگاه زنان درتعالی جامعه
http://www.quds daily.com بازخوانی مسأله زنان وانقلاب اسلامی
http://www.hawzah-net پرتوهای درخشان
http://www.qom.com دامان پرگهر مادران انقلاب
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 17:37  توسط فاطمه حسن پور
|
پروردگارا مرا به آنچه روزی فرمودهای قانع کن که از آن چه از نعمتهایت دارم راضی باشم و مرا با الطاف و محبتهایت پوشش بده و برای همیشه به من عافیت، دوری از امراض روحی و جسمی عنایت فرما. پروردگارا مرا ببخش و به من رحم فرما آنگاه که مرا از دنیا میبری. پروردگارا در جستجوی آنچه برایم در نظر نگرفتهای سرگردان و عاجزم مفرما و آنچه را برایم خواستهای به آسانی و سهولت در اختیارم قرار ده. خدایا پاداش نیکو به پدر و مادرم مرحمت فرما و به هر کس که حقی بر گردن من دارد با او چنین کن. پروردگارا مرا برای آنچه آفریدهای برای همان قرارم ده و به آنچه که خود متکفل انجام آن برایم شدهای، مشغولم مفرما. خدایا مرا عذاب مفرما در حالی که من از تو طلب بخشش دارم و محرومم مفرما در حالی که از تو تقاضا و خواهش میکنم. الهی مرا نزد خودم ذلیل و بیمقدار قرار ده ولی مقام خودت را نزد من عظیم فرما و اطاعت خویش و انجام آن چه رضای تو در آن است و پرهیز از آنچه تو را به خشم میآورد را در همه امور به من الهام فرما. ای مهربانترین مهربانان
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 18:9  توسط فاطمه حسن پور
|
مقدمه: اهمیت مشاوره در حل معضلات دانش آموزان انسان تنها موجودی است که با همنوعان خود به تبادل نظر می پردازد و برای شناخت و حل مشکلات خود با آنان مشورت و از راهنمایی آنان استفاده می کند. راهنمایی ومشورت درطول زندگی آدمیان مطرح بوده وآنان با کسانی که مورد قبول و اعتمادشان بوده مشورت می کرده اند. با توسعه علوم انسانی و رشد علوم رفتاری به راهنمایی و مشاوره به عنوان شاخه ای مستقل از علوم رفتاری توجه شد. امروزه راهنمایی و مشاوره به صورت حرفه ای یاورانه برای کمک به افرادی است که در رشد، سازگاری، تصمیم گیری، روابط خانوادگی، مهارت های اجتماعی و شیوه زندگی مشکلاتی دارند ومشاوره به این افراد کمک می کند تا راه حل مناسبی برای مشکلات بیابند. آذر ولي ، بهروز ، راهنمايي و مشاوره ،1380 . حسيني (بيرجندي) ،سيد مهدي : راهنمايي و مشاوره تحصيلي، انتشارات سمت . ww.moshavereh.khedo.ir.سايت اينترنتي
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 18:7  توسط فاطمه حسن پور
|
مقدمه :
ديدگاه هاي مختلفي در مورد شيوه مديريت مدارس وجود دارد عده اي از مديران مدارس ريشه بسياري از مشکلات وراه حلهاي مدارس را در منابع مالي ، فيزيکي وبودجه آن ميدانند اين افرادبيشترين توجه خود را به ورودي هاي سيستم مدرسه معطوف ميدارند عده ديگري اعلام مي دارند که اگر چه توجه به منابع موجود در ورودي هاي سيستم از اهميت بالايي برخوردار است اما بايد به فرايند سيستم توجه بيشتري معطوف داشت آنها در فرايند سيستم به محتوي ، روش ها ، چگونگي تدريس ، نحوه ي مديريت وارزشيابي تاکيد مي نمايند . در مديريت کيفيت جامع که خود محصول مديريت فرايند مدار است تلاش مي کند برنامه ريزي استراتژيک را وارد رفتار روزانه مدارس کنددر اين روش که به مشارکت همه کارکنان تأکيد مي ورزد روش ها ، ابزارومدل هاي مناسبي براي بهبود بخشيدن به کيفيت کار مدرسه به مديران و کارکنان ارائه مي دهد که لازم است مديران و کارکنان با آموزش اين شيوه ها تغييرات عمده اي را در روشهاي کاري خودبوجود آورند وهمزمان بااين تغييرات برنامه ريزي مناسبي را معمول واجرا نماينددر اين مقاله ضمن تأکيد به مديريت فرايندمدار وارائه تعريفي از مديريت کيفيت جامع راهکارهايي را براي دستيابي مديريت به اين شيوه ارائه داده است از بررسي ومطالعه آثار گذشتگان روشن ميشود که مديريت از قديم الايام درجوامع مختلف بشري وجود داشته است وبزرگان و رهبران ملل و اديان مختلف ضرورت وجود مديريت ورهبري رانيز يک امر مسلم شمرده اند در قرون اخير هم نهضتهاي مختلفي در امر مديريت ظهور کردندکه ميتوان به نظريه مديريت علمي نظريه مديريت نهضت روابط انساني نظريه سيستمها در مديريت ونظريه ترکيبي مديريت اشاره کرد . از آغازکارتعليم وتربيت انسان نيز ازروشهاي مختلف مديريت درامرآموزش بهره برده است اما از آن جايي که تحولات اجتماعي جديد تغييراتي را در ابعاد مختلف جامعه از جمله در زمينه هاي مختلف فن آوريهاي اطلاعاتي وارتباطي ايجادکرده خود به خود نيازهاي جديدي را هم به وجود آورده است لذا براي پاسخ گويي به اين نياز هاي جديد افراد جامعه تغييرودگرگوني درروشهاي مديريت مدارس وتلاش براي بهبود بخشيدن به کيفيت مديريت مدارس ضروري است . امروزه دراين دنياي درحال تغيير وپيشرفت ، مدارس نياز به تغيير ودگرگوني دارند واين تغيير بايد ابتدا درمديريت ايجاد شود چرا که واقعيات امروز جامعه را نمي توان با روشهاي ديروز فهميد بلکه بايد با تجديد نظر در روش ها وبرنامه هاي گذشته نظريه ها وروشهاي نويني را جايگزين کنيم در حال حاضر مديريت آموزشي رويکرد جديد فرآيند مدار محور را براي اثربخش کردن مدارس آغاز نموده است تعريف ومفهوم مديريت : بارشد وپيشرفت جامعه انساني سازمانهايي بوجودآمده است که افراد هر سازمان براي دست يافتن به هدفهاي آن فعاليت ميکنندوميدانيم تأمين هدفهاي يک سازمان بدون طرح وتنظيم برنامه هاي دقيق ، ايجادتشکيلات منظم وهماهنگ ورهبري وکنترل فعاليتهاي دسته جمعي افرادميسرنيست بنابراين ميتوان مديريت را علم وهنرمتشکل وهماهنگ کردن رهبري وکنترل فعاليتهاي دسته جمعي بمنظور تأمين هدف يا هدفهاي مشترک خاصي تعريف نمود. علماي علم مديريت تعاريف متعددي از مديريت بيان کرده اند که به چند تعريف اشاره مي شود مديريت يعني گردآوري اطلاعات وتنظيم آن ها درجهت انجام کارهاي سازماني يا مديريت عبارت است ازهماهنگي منابع انساني ومادي درجهت دست يافتن به هدفهاي سازمان ودر تعريف ديگر مديريت يعني بوجودآوردن يا تأمين يک محيط مناسب ، براي افراد سازماني درجهت هدف هاي سازمان مي باشد در مديريت کمال مطلوب اين است که بالاترين بهره ازکار گرفته شود واين امر به زور امکان نخواهد داشت زیرا وفا داری ، علاقه به کار و ابتکار عمل را با زور نمي توان در افراد ايجاد کرد بطور خلاصه بايدگفت مديران مؤسسات مدرن امروزي با داشتن آخرين اطلاعات وتکنولوژي وقتي با انسانها سروکار پيدا مي کنند بايد در درجه نخست به نيازهاي آنان توجه داشته باشند تا بتوانند از ابتکار عمل آنان در بالا بردن سطح کارآيي وافزايش بازده کار مؤسسات استفاده کنند .
وظايف مدير آموزشي : هدف اصلي مديريت آموزشي تسهيل وپيشبرد امرآموزش ويادگيري است که براي رسيدن به اين هدف مديران آموزشي بايد وظايف زير را انجام دهند. الف - وظايف عمومي: برنامه ريزي عبارت است از تعيين اهداف وتدارک فعاليتها ، امکانات ووسايل براي تحقق اهداف لذا داشتن طرح وبرنامه کار هفتگي ، ماهانه وسالانه از وظايف مهم يک مدير مؤفق آموزشي است سازمان دهي : فرا گرد سازمان دهي يعني جريان نظم و ترتيب دادن به کار و فعاليت ، تقسيم وتکليف آن به افراد بمنظور انجام دادن کاروتحقق هدفهاي معيني ميباشدمدير آموزشي بدين منظور بايد هماهنگي هاي لازم را بين افراد وواحدهاي مختلف به وجود آورد . هدايت ورهبري :رهبري در مديريت ، فراگرد اثر گذاري ونفوذدر رفتاراعضاي سازمان براي ياري وهدايت آنها درايفاي وظايفشان است لذا يک مدير مدرسه بايد قبل ازهرچيز يک رهبر آموزشي باشدچراکه رهبرآموزشي بابرقراري ارتباط متقابل با کارکنان انگيزه کار وفعاليت را در آنها بوجودمي آورد وهمواره مشکلات وکشمکش هاي آنها را حل مي نمايد . يکي ديگراز وظايف عمومي مدير آموزشي برقراري ارتباط مناسب با افراد سازمان است که ميبايست ضمن روشن نمودن هدف ومنظور پيام پيامهارا بدون ابهام ارسال نمايدو همواره قابليت پذيرش وميزان اثرگذاري آن را از سوي مخاطبان مورد بررسي قرار دهد .
وظايف خاص : برنامه آموزشي وتدريس: مهمترين وظيفه مديران آموزشي هدايت جريان آموزش ويادگيري به ويژه تسهيل جريان رشد وپرورش دانش آموزان است مديران مدارس اگر برنامه هايشان را باروشن بيني اجرا نمايند وهدفهاي خود را بصورت قابل فهم وعملي طرح نمايند مي توانند بازده آموزشي مدارس را بهبود بخشندلذا تعريف دقيق هدفهاي کلي نظام آموزشي بصورت معني دار ، تقسيم هدفهايکلي به هدفهاي فرعي ، تبدلي هدفها به هدفهاي عملي در کلاس به کمک معلمان ، بالا بردن روحيه کارکنان و..... مي تواند تغييرات چشمگيري را در بازده کارمعلمان ودانش آموزان ايجادکند علاوه براين مديرآموزشي مي بايست با ارزشيابي مستمر تدريس وفعاليتهاي آموزشي مدرسه ميزان اثر بخشي وکارايي معلمان وميزان تحقق هدفهاي آموزشي را مشخص ودر زمانهاي معيني از تغيير وتجديد نظر در برنامه آموزشي مدرسه استفاده کند يکي ديگر از وظايف مديران آموزشي توجه به امور دانش آموزان است مدير مدرسه هم وظيفه ارائه خدمات اداري وسرپرستي امور دانش آموزان را به عهده دارد وهم وظيفه شناسايي توانايي ها ، علايق ونيازها وپرورش آنها را عهده دار مي باشد . امور کارکنان : مديران آموزشي با بهره گيري از شايستگي هاي فردي و تخصصي معلمان وراهنمايان تعليماتي ميتوانند به پيشرفت فعاليتهاي آموزشي وبررسي وافزايش بازده مدارس کمک کنند . يکي ديگرازوظايف مديران برقراري ارتباط مؤثر ميان مدرسه واجتماع است هدف از ايجاد اين رابطه ايجاد اعتماد متقابل ازطريق اطلاع رساني به مردم دربار وضعيت کار مدارس است تابدين وسيله حمايت آنان را براي حل وفصل مشکلات گوناگون مدارس جلب نمايند مردم باکسب آگاهي بيشتر از اهميت آموزش وپرورش به مشارکت در سرنوشت آموزشي وتربيتي فرزندان خودتشويق مي شوندمدرسه هم متقابلاً از نظرات ونيازهاي مردم واجتماع مطلع مي شود لذا تشکيل انجمنهاي اوليا ومربيان ، تشکيل شوراهاي آموزشي محلي ، برقراري ارتباط با مؤسسات فرهنگي ديني ، اجتماعي و..... ازاهميت بسزايي برخوردار است . يکي ديگر از وظايف مديران آموزشي تهيه وتدارک امکانات ، تسهيلات وتجهيزات ويژه است دراين زمينه ميتوان به ساختمان و تأسيسات مدرسه ، زمين بازي و ورزش ، آزمايشگاه ، کتابخانه ووسايل وابزارکمک آموزشي ، ميز ونيمکت ، وسايل آموزشي، بهداشتي وورزشي ، تعمير ونگهداري ساختمان و تأسيسات حرارتي وتهويه وتأمين امکانات آب ، برق ، گاز ، تلفن و.... اشاره کرد . امور مالي واداري : ارائه خدمات آموزشي وفعاليتهاي مدرسه منوط به اداره مؤثر امور وتأمين منابع مالي وبودجه است بنابراين اداره مؤثر امورگوناگون مدرسه، ثبت نام ، تقسيم کار باتوجه به شرح وظايف کارکنان ابلاغ آييننامه ها، بخشنامه هاودستورالعملها،نظارت بردفاتر ومدارک مدرسه ونگهداري ازآنها، تأمين منابع مالي مدرسه چه ازطريق دولتي يا مردمي نيز از وظايف مديران به شمار مي رود ( علاقه بند ، 1374) اجزا سيستم مدرسه : اجزا سيستم يک واحد آموزشي به چهار قسمت زير تقسيم مي شود :1- وروديهاي سيستم مدرسه 2- فرايندهاي مدرسه 3- خروجيهاي سيستم مدرسه 4- بازخورد - ورودي هاي سيستم مدرسه عبارتند ازدانش آموزان ، معلمان ، منابع فيزيک ، منابع مالي ، دانش نظري وعلمي فني وپژوهشي - فرايندهاي مدرسه عبارتنداز : تدريس ، مديريت ، ارزشيابي ، محتوا وروشها به سخن ديگر آنچه در حد فاصل ورود دانش آموزان به مدرسه تا خروج آنان در پايان سال تحصيلي اتفاق مي افتد واز آنها فرد مورد نظر ومعطوف به هدف را مي سازد فرايند ناميده مي شود . - خروجي هاي سيستم مدرسه دانش آموختگان و فارغ التحصيلان هستند مثلاً دانش آموزان بعنوان وروديهاي سيستم تحت آموزش قرارگرفته ودرمسير وجريان ياددهي- يادگيري ،تغيير رفتار داده ودر پايان سال تحصيلي به مرتبه وقابليتهايي مي رسند .( خروجي ) - منظور از بازخورد رابطه اي است که بين برونداد، درونداد وفرايند، باعمليات سيستم برقرار مي گردد تابراساس مقتضيات محيطي ونيازها به کارسيستم اصلاح گرديده وآن را در تعادل نگهدارد. ديدگاههاي موجود در مديريت آموزشي : باتوجه به بررسي ومطالعه شيوه هاي مديريت وديدگاههاي مديران آموزشي نسبت به حل مشکلات ومعضلات واداره مدرسه به دوديدگاه مهم در زير اشاره مي شود: الف : برخي مديران مدارس ريشه بسياري از مشکلات و نيز راه حلها را در وروديهاي سيستم مدرسه مي جويندآن ها معتقدندکه اگرظرفيتهاي ورودي مدرسه ازقبيل منابع مالي ، فيزيکی وپول افزايش يابد ميتوان همه تنگناها ومشکلات مدرسه راحل کرددراين نگاه سنتي مديريت کار وقتي خوب انجام شده که درصد قبولي ازبالاترين ميزان برخوردار باشد اغلب مديران ومعلمان هم دانش آموزان را افرادي بي انگيزه وناتوان ازشناخت نيازهايشان مي دانند دانش آموزان هم تصور مي کنند کارشان فقط حفظ مفاهيم کتابها و آوردن نمره قبولي است . ب:دسته دوم براين باورندکه گرچه توجه به منابع موجود ومورد انتظار در وروديهاي سيستم مدرسه حايزاهميت وتأثير بسياراست اماباتمرکزدرفرآيندسيستم مدرسه وبهبود ارتقاي مستمر فرايندها همراه با تعيين استراتژيها وراهکارهاي مرتبط مي توان بسياري از حفره هاي آشکار و پنهان راحتي در ورودي هاي سيستم مدرسه بهبود بخشد وبرطرف کرد . در مديريت فرايند محورهمه تلاش وهدف مدرسه ومدير معطوف به رضايت دانش آموزان وتوسعه يادگيري است وتاوقتي رضايت دانش آموزان ومعلمان حاصل نشده باشد در مدرسه کاري انجام نگرفته است دراين شيوه مديريت دانش آموزان ار باب وسرور هستند. مديريت کيفيت جامع : مدارس کيفي جامع محصول مديريت فرايندمدارومديريت کيفيت جامع است دراين مدارس بين کارکنان از جمله معلمان و دانش آموزان ارتباط مطلوبي برقرار است به معلمان ، دانش آموزان ،خانواده هاوکارکنان قدرت ميدهندتا فرصت را براي توسعه کيفيت درمدرسه درک کرده و با ابزارهاي مديريت موجبات توسعه مدارس را فراهم آورند همه کارکنان درغني سازي و ارتقاي کيفيت مدرسه مشارکت دارند بهسازي همه عناصر و عوامل مدرسه ازجمله برنامه هاي درسي ،آموزشي، امورپرورشي، فوق برنامه، منابع انساني ارتباط باوالدين وروشهای ارزشيابي ، اصول ناظر بر مدارس کيفي جامع است.مديريت اين مدارس فرايند مداراست وتلاش ميکند برنامه ريزي استراتژيک را واردرفتار روزانه مدارس کند اين مدارس به رهبران ومديران اثر بخش نياز دارند مديراني که آينده گرا بوده وديدگاههاي آينده را بررسي کرده وايده هايي را براي تغيير پيشنهاد کنندپذيراي ايده هاي جديد بوده وبراي ديگران بويژه دانش آموزان ومعلمان اميد وخوش بيني ونشاط فراهم کنندحال ميتوان گفت که مديريت کيفيت جامع يک نظريه نيست بلکه يک حرکت ونهضت همگاني است يک راه صحيح کار است که همه افرادبايددر اين نهضت مشارکت کننددر واقع مديريت کيفيت جامع روش مديريت گروهي انجام دادن کار براي بهبودمداوم کيفيت وبهره وري قابليتها واستعداد هاي مديريت ونيروي انساني کار است توجه به نيازها : پاسخ به نيازها وانتظارات دانش آموزان يکي ازمسائل مهم وجدي است که بايد در مديريت مدرسه به آن توجه شودچراکه يکي از بهترين راههابراي کسب توفيق پايدار در زمينه تعليم وتربيت پاسخ به انتظارات ونيازهاي دانش آموزان است دانش آموزان نيازهاي متفاوتي دارند ولي اکثر آنهانيازمندکيفيت يادگيري هستند عده اي از آنها مايلندمدرسه اي شاد داشته باشند وجمعي ديگر علاقمندندکه ازتکنولوژي روز در آموزش برخوردار شوند وتعدادي ديگر به ارتقاي فردي خود مي انديشند اما همه آنها مي خواهند مدرسه اي باکيفيت وبانشاط داشته باشند و يادگيري عميق را بهبود بخشند متمرکز شدن بر خواسته هاي دانش آموزان باعث ایجادرضايت در دانش آموزان شده وکارکرد مدرسه مفيد ويادگيري دانش آموز را عميق ومؤثر مي سازد مديريت فرايند محوربر دانش آموز تمرکزدارد واين کمک مي کند تا مدير مدرسه درکارهاي خودمطابق اهداف برنامه ريزي شده پيش رود وازحاشيه روي پرهيز نمايد وهميشه منافع دانش آموز را موردتوجه قرار دهد . ارتقاي مستمر کيفيت : درمديريت کيفيت جامع فقط به تعيين اهداف دربرنامه هاي آموزشي ودرسي اکتفا نمي شود چراکه اهداف بتنهايي نميتوانندمنجر به نتايج پايدار وقابل اعتماد شوند.ارتقاي مستمر کيفيت مشارکت همه مديران ، معلمان ، کارشناسان ، متخصصان ، دانش آموزان و والدين آنها را براي ارتقابرنامه درسي وآموزشي مدرسه باتأکيد بررضايت دانش آموزان موردتوجه قرار مي دهد به عبارت ديگر ارتقاي مستمر کيفيت بر مشارکت همه عوامل دست اندرکاربراي جلب رضايت دانش آموزان تأکيدبرتحول وتغيير در شناخت ، نگرش فردي وجمعي همه کارکنان مدرسه بطورمستمروتوجه به تکنولوژي در فرايندبرنامه هاي مدرسه تاکيد دارد دريک مفهوم کلان ارتقاي مستمر کيفيت شامل ايجاد زير ساخت مناسب وتيمهاي ارتقابراي ارتقاي فرايند ها است آشنايي مديران با روش ها ، ابزارها ومدل ها و بهره مندي از آنها بطور عملي مورد انتظار است از آنجايي که مديريت کيفيت ، حرکتي است از بالا به پايين لذا مديران بايد قبل از کارکنان آموزش ببينند وبااين روش ها ،ابزار ومدلهاآشنا شوندچرا که اگر مديران شخصاً درگير فرايند ارتقا نشوندولوهمه معلمان وکارکنان تحت نظر آنهادر فعاليتهاي ارتقا مشارکت کنند، کار به جايي نخواهد رسيد . مشارکت همگاني درمدرسه : مشارکت که از آن به عنوان دخالت در فرايند تصميم گيري هاوتصميم سازي ها يادشده است موجب افزايش بهره وري در کار ، يگانگي وافزايش اعتماد افراد به يکديگر مي شود . مديريت کيفيت جامع فقط نمي تواند به قابليت وتوانايي مديران متکي باشد بلکه به مشارکت افراد وکارگروهي واستفاده از خرد جمعي براي بهينه سازي فرهنگ سازماني مدرسه تأکيد داردجو سازماني دوستانه ، حسن مناسبات وارتباطات بين نيروهاي انساني ، شناخـت واعتماد مديراز گروه وکارگروهي مي تواند زمينه ساز وفراهم آورنده ي آموزش وپرورش با نشاط وموثر در مدرسه باشد.مديران مدارس بايد مهارت کار گروهي در مدرسه را فراگيرند وبراي ايجاد محيطي مشارکت پذير نگرش خود رانسبت به سازماندهي کارها تغيير دهند چراکه درکار گروهي ميتوان ازخرد ، هوش وابتکار همه کارکنان بهره مند شدآنچه که دانستن آن مي تواندراهگشا باشدروشهاي فعال شدن کار گروهي درمدرسه است که ميتوان بنام گذاري گروه، درک اعضاي گروه ازسوي رهبر گروه، توجه به نيازهاي مادي ومعنوي آنان ، محبت وصداقت ورزيدن به آنان ، عدم شتاب دررسيدن به نتيجه برداشتن گامهاي آهسته ولي پيوسته ، اداره خوب وفعال جلسات گروه اشاره کرد . چگونگي فرايند حرکت : در مديريت کيفيت جامع تغيير دائمي در روش مورد نظر است بطوريکه اين حرکت آهسته ولي پيوسته باشد وزماني اين حرکت به نتيجه ميرسد که مدير در اجراي آن مشارکت فعال ومؤثر داشته باشدمدير موفق کسي است که قبل از اجراي کار زمينه رابراي آن آماده کند براي زمينه سازي توجه به موارد زير ضروري است : تغيير دادن عادت هاي قديمي ، حاکم کردن تفکر سيستميک ( توجه به کل نه به جزء ) صبور بودن ، به منافع درازمدت انديشيدن ، ازبين بردن ترس بعنوان منابع تغيير ، حمايت کامل وجدي رهبر مدرسه ومنطقه آموزشي ، تهيه برنامه استراتژيک وراهبردي درمدرسه، گسترش رويکرد مشارکتي درمدرسه وجايگزين کردن برنامه محوري بجاي موضوع محوري .علاوه برموارد فوق مي بايست به نکات کليدي ديگري در فرايندحرکت مديريت کيفيت جامع توجه نمود از آن جمله ميتوان به مشارکت مديرمدرسه بعنوان يکي از مهمترين عوامل دست اندرکار حرکت، بالابردن وگسترش آگاهي کليه کارکنان از موضوع ، ايجاد تغيير در نگرش کارکنان وبالا بردن مهارتهاي آنها اشاره کرد پس از زمينه سازي نوبت به تهيه برنامه اجرايي بهبود مدرسه ميرسد ابتدابه مطالعه موقعيتي که درآن قرار داريم ميپردازيم در اين مرحله ترسيم چشم انداز مأموريت رسالت مدرسه، چالشها ونهايتاًموقعيتي که مي خواهيم به آن برسيم را مورد توجه قرار ميدهيم بعبارت ديگر وضعيت موجود مدرسه ووضعيت مطلوب مدرسه شناسايي مي گردد . در مرحله دوم ازطريق ابزارهاي مختلف به شناسايي مشکلات پرداخته و فاصله بين وضعيت موجود ومطلوب را مشخص مينماييم در مرحله سوم به شناسايي ، انتخاب و تحليل فرايندهاي مدرسه براي بهبود وارتقاي فرايندها مي پردازيم در ادامه استراتژيهاي بهبود مدرسه را تعيين مي کنيم درمرحله پنجم براي بهبود مدرسه برنامه ريزي مي کنيم اين برنامه ريزي شامل زمان بندي پروژه ها وفعاليتها، اولويت گذاري ، سازماندهي وبسيج منابع وامکانات براي هرچه بهتر انجام شدن برنامه هاو... است در مراحل بعدي به اجرا برنامه هاي اجرايي وتفصيلي ، ارزيابي در حين اجراي برنامه ها ونهايتاً اقدام براي برنامه ريزي مجدد ودوره بعدي مي پردازيم .
ويژگي هاي مدير مدرسه کيفي جا مع : پس از مشخص کردن هدفهاي مياني وسالانه مدرسه نوبت به سازماندهي ميرسد براي اينکار کميته اي تحت عنوان کميته مديريت کيفيت جامع در مدرسه تشکيل ميشودکه وظيفه آن هدايت و اشاعه مديريت کيفيت جامع است مدير مدرسه به عنوان متولي اصلي فرايند بهبود در مدرسه مي بايست بعنوان رييس اين کميته شخصاً فعاليت را در دست گيرد مدير مدرسه بايد داراي ويژگيهاي زير باشد . 1- تلاش ، فداکاري ووقت گذاري براي کار 2- تلاش مستمر در جهت افزايش هوش وذکاوت خود داشتن 3- بخشندگي نسبت به ديگران وسخت گيري نسبت به خود داشتن 4- باغلبه برنفس خود ، فاتح ديگران شدن 5- نمونه بودن درفضيلت و عادت هاي پسنديده داشتن 6- روحيه مشارکت داشتن 7- براي انديشه ديگران ارزش قائل شدن 8- دادن آزادي خطر پذيري به نيروهاي کارانديشگر وانديشمند 9- نظارت هوشمندانه داشتن 10- احساس فداکاري شديد داشتن 11- حضور بيشتر در کنار کارکنان داشتن
13- کمک به ديگران تاخودشان کار را انجام دهند 14- تشويق همکاران به استفاده از فکر خودشان 15- توانايي سرمايه گذاري در انتقال فن آوري اطلاعات 16- روحيه نوآوري داشتن وتغييرات منطقي را پذيرفتن 17-انديشه هاي کارکنان را بارورساختن ومشارکت دادن آنها در برنامه ريزي 18- به ارتقاي مستمر کيفيت انديشيدن 19- بينشي مبتني برجامعيت کارداشتن نتيجه گيري : بارشد وپيشرفت تکنولوژي وفناوري اطلاعات ، جامعه انساني دگرگون شده وبسرعت دچار تغيير ميشود اين تغييرات خود به خود نيازهاي جديد را نيز بوجود مي آورد دست اندرکاران تعليم وتربيت مي بايست همزمان با اين تغييرات برنامه ريزي نمايند و خود نيز ضمن کسب اطلاعات وآگاهيهاي جديد به روشهاي مناسب ونوين آموزشي وپرورشي مجهز شوند يکي از مواردي که در امرآموزش ووتربيت دانش آموزان نقش اساسي دارد فراهم آوردن وسايل وامکانات سخت افزاري ونرم افزاري است اما در زمانهاي مختلف ديدگاههاي افراد صاحب نظرمتفاوت بوده است عده اي در مديريت آموزش وپرورش ريشه بسياري ازمشکلات وحتي راه حلهاي آن را در وروديهاي سيستم مدرسه مي جويندبعبارت ديگر امکانات سخت افزاري را مهمتر قلمداد ميکنند ومعتقدندکه اگر ظرفيتهاي ورودي مدرسه ازقبيل منابع مالي ، فيزيکي وپول افزايش يابد مي توان همه تنگناها ومشکلات مدرسه را حل کردعده ديگري هم براين باورندکه گرچه وروديهاي سيستم مدرسه و منابع مالي و فيزيکي حايز اهميت ومؤثر هستند امابايدبيشتربه فرآيند سيستم توجه شوداين گروه تدريس، مديريت، ارزشيابي، محتوي وروش ها را بعنوان امکانات نرم افزاري موثر تر ميدانندباتوجه به آنچه گذشت ضمن تأکيد بر روش ديدگاه دوم در مديريت مدرسه توجه بيشتر را به کيفيت و فرآيند محوري ميدهد تأکيد مي نماييم که در پيشبرد امور وبهبود بخشيدن به مديريت مدرسه بايد به همه موارد ، امکانات و روشها توجه نمودچراکه اگر درمديريت مدرسه فقط امکانات سخت افزاري مانند ساختمان ،حياط مدرسه ، سالن ، اتاقها ، وسايل کمک آموزشي ، آزمايشگاه وکارگاه را فراهم نماييم امابرنامه مناسب، روش صحيح ومحتواي ارزشمندنداشته باشيم هيچ نتيجه و بهره اي نخواهيم برد برعکس هم اگر به فرايند سيستم توجه جدي نماييم اما امکانات سخت افزاري که بعنوان پشتيباني سيستم مدرسه هستندرا تأمين ننماييم چندان در کارخود توفيقي نخواهيم داشت زيرا بعقيده روانشناسان حتي اکسيژن هوا، نور کافي، رنگ وضعيت فيزيکي ، شکل وابعاد کلاس در يادگيري موثرند پس نتيجه مي گيريم که در اولويت اول داشتن برنامه توجه به روشهاي تدريس ، ارزشيابي مستمر ازروشهاوميزان دستيابي به اهداف وتقويت مديريتي که نتيجه همه تلاشها واقدامات آن معطوف به رضايت دانش آموزان وتوسعه يادگيري باشدودرمرحله دوم توجه به پشتيباني وتأمين امکانات مالي وفيزيکي وازهمه مهمتر رسيدگي به وضعيت معيشتي معلمانيکه درراستاي اهداف فوق مجدّانه تلاش مينماينددر بهبود بخشيدن به مديريت مدرسه مهم وضروري است . پيشنهادات راهبردي : 1- درآموزشگاه کميته مديريت کيفيت را تشکيل دهيدوسعي نماييدمدير مدرسه خودشخصاً مديريت و رهبري اين کميته را بعهده گيرد وضمن استفاده از همه معلمان ودانش آموزان در برنامه ريزي ، فرايند نتايج را مرتباً ارزيابي نمايد . 2- مديرمدرسه ضمن توجه جدي به مديريت روابط انساني در اداره مدرسه ، سبک مديريتي خود را برپايه مشارکت قرار دهد تا ازاين طريق در قلب وروح کارکنان ودانش آموزان نفوذ نمايد . 3- مديرمدرسه مي بايست با مشاهده وبازديد ازکارها وتجارب موفق ساير مديران برتجارب خود بيفزايند وطرحها والگوهاي مناسب مديران موفق را شناسايي وپس از مطالعه وارزيابي باتوجه به شرايط مدرسه خود بعداز تغييرات لازم اجرا نمايد . 4- کيفيت بخشي مدرسه ، مستلزم تنظيم اهدافي مشخص است که بايد در راستاي اهداف وزارت آموزش وپرورش (مصوب شوراي عالي آموزش وپرورش ) باشد لذا اهداف وزارت آموزش وپرورش بسيار کلي است ومديران بايد برحسب دوره تحصيلي وبانگاه به اهداف کلي ، اهداف اختصاصي وتفصيلي وقابل دست يابي را تدوين کنند . 5- براي آموزشکارکنان مدرسه وآشنايي آنها با مديريت کيفيت دوره هاي آموزشي لازم برگزار شود وبراي کسانيکه در اين زمينه پيشقدم هستند وتلاش مي کنند جوايزي در نظر گرفته شود . 6 - بايد کارها وفعاليتهاي خوب وطرح هاي ارزنده مدرسه درجلسه اي به افراد وگروههاي ذيربط ارائه گردد تا از اين طريق ديگران با تجارب وانديشه هاي ديگران آشنا شوند .
7- براي ارائه تجارب وانديشه هاي نو وپيشنهادهاي مفيد ميتوان ازوسايلي نظير اسلايد ، فيلم ، ويدئو ، پروژکتور و .... استفاده نمود . 8- کارگروهي را به معلمان آموزش دهيدبرخوردي باز داشته باشيد و جلسات بحثهاي نظري تشکيل دهيدسعي کنيد تا از مزاياي کارگروهي بهره مند شويد وبه جاي پاداش دادن به عمل کردهاي فردي به عملکرد هاي گروهي پاداش دهيد . 9- شوراهاي مدرسه وتشکلات دانش آموزي را تشکيل دهيد وبا واگذاري مسئوليت هاي مختلف حتي اداره مدرسه وکلاس به دانش آموزان زمينه پرورش حرفه اي آنهارا فراهم کنيد 10- مدير مدرسه مي بايست به معلمان وکارکنان مدرسه براي رفتار درست آنها پاداش دهد اين کار باعث مي شود تا نتايج مثبت بيشتر شود همچنين بايد به کارهاي برجسته به خلاقيت هاي کاربردي ، به ساده کردن کار ، به کيفيت کار ، به کارهاي تيمي و نهايتاً به کساني که رفتار مؤثر دارند پاداش داد اين پاداش مي تواند هم مادي وهم معنوي باشد . 11- معلمان مي بايست دربهبود فرايند ياددهي-يادگيري فعاليتهاي آموزشي مدرسه وارتقاي شايستگيهاي حرفه اي معلمان از پژوهش مشارکتي که يکي از اثر بخش ترين نوع پژوهش در حين عمل مي باشداستفاده نماين براي اينکار لازم است آموزشهاي لازم را به معلمان ارائه داد. 12- مدير مدرسه بايد بهمان اندازه که به زيردستان ( معلمان وکارکنان مدرسه) آزادي عمل مي دهد به همان اندازه هم اقتدار خود را بکار گيرد ونظارت لازم را برکارآنها داشته باشد. 13- مدير مدرسه به کارکنان ومعلمان اجازه مي دهد تا درحوزه محدوديت هاي تعيين شده توسط او تصميم گيري وانجام وظيفه نمايند . 14- مديران بايد به جاي سخت کار کردن ، کاغذ بازي و بوروکراسي اداره به زيبا کردن ، وهمچنين درست ونرم وروان کارکردن بپردازند . 15- مديران بايد از پيشداوري در مورد معلمان ، کارکنان ودانش آموزان اجتناب نموده وبه کسي برچسب نزنند، وطوري رفتار کنند تا همه افراد در کارها وحل مشکلات همديگر را ياري کنند .
16- در مدارس کيفيت جامع مدير بايد تلاش کند خود رهبر آموزشي باشد وهم مهارتهاي رهبري را به معلمان خود بياموزد .
منابع :
- توراني ، حيدر ،1382 ، مديريت فرآيندمدار در مدرسه .
- توراني ، حيدر ، 1380 ، کيفيت بخشي آموزش وپرورش دوره ابتدايي .
- شوجي ، شيبا ، رويکرد نوين مديريت کيفيت در آمريکا ، مترجم دکتر اقدسي ، محمد ، 1380
- صافي ، احمد ، 1379 ،سازمان و مديريت در آموزش وپرورش .
- عزتخواه ، نوروزي ، 1375 ، مديريت مراکز پيش دبستاني .
- علاقه بند ، علي ،1374 ، مقدمات مديريت آموزشی .
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 18:4  توسط فاطمه حسن پور
|
+ نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:2  توسط فاطمه حسن پور
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||