X
تبلیغات
خلاقیت
          فراگيري علوم تجربي  به كودكان  كمك مي كند تا روشهاي شناخت دنياي اطراف خود را بهبودبخشند  براي این منظور آن ها  بايد مفاهيمي كسب كنند كه  به آن ها كمك كند تا تجارب خود را  با يكديگر مرتبط سازند
مثلاً :  ((نگاه كن گياهي كه در نزديك پنجره بوده ، خوب رشده كرده ولي گياهي كه در آن اتاق تاريك  بوده
 پژمرده شده است، چون گياه به نور احتياج دارد تا رشد كند))آنها بايد روشهاي كسب اطلاعات ، سازماندهي ،
کاربرد و آزمايش كردن را بياموزنداين فعاليت ها توانايي آنها را در درك دنياي اطراف  تقويت مي كند وآنان
 را براي تصميم گيري هاي هوشمندانه وحل مسايل زندگيشان ياري مي دهد.((گلدان را از اتاق كم نور به پشت پنجره روبه آفتاب بگذارم، ببينم چه مي شود.))

   امروزه آموختن علوم  تجربي همچون  سوادآموزي وحساب كردن امري اساسي  و ضروري است كه با زندگي روزمره ما درارتباط است و باپيشرفت تكنولوژي اهميت آن بيشتر شده است به عبارت ديگر آموزش علوم بيشتر به آموزش راه يادگيري مي پردازدكه آگاهي ازآن براي هركودكي لازم است ،‌ چرا كه او دردنيايي زندگي مي كند كه سريعاً در حال تغيير است و وي بايد قادر باشد خود را دايم باآن تغييرات هماهنگ  سازد.گفته اندكه در 20 سال ديگرسرعت رشداطلاعات آن قدر سريع است كه كمتر از75 روز ميزان اطلاعات ودانش بشر دوبرابر
مي شودوبنابراين آنچه مهم است يادگيري شيوه كسب اطلاعات و به روز كردن وپردازش آنهاست و نه كسب اطلاعات به مثابه يك بسته ي دانشي. به اين دليل فراگيري علوم تجربي دوجنبه ي  مثبت دارد. هم فرايند است
 و هم فراورده.

   فرايند علوم:  روش يافتن اطلاعات ،‌آزمايش نظريات و توضيح و تفسير آن هاست.(( از دو گلدان كاملاً  مشابه ، يك گلدان را در جاي كم نور و ديگري را در جاي پر نور مي گذارم به اندازه اي هم آب مي دهم تا ببينم آيا واقعاً ميزان تابش نور بر رشد گياه اثر دارد؟))

   فراورده ي علوم : نيز آراء و عقايدي است كه مي توانددر تجارب آتي به كار گرفته شوداينكه می گوییم((می تواند» به اين معني است كه آموزش علوم فقط زماني فوايد بالا را داردكه مراحل صحيح و مناسب خود را طي كند وگرنه هيچ تضميني براي دستيابي به آنها نيست وچون اين دو ،‌يعني فرايند علوم وفراورده ي علوم شديداً
 به يكديگر وابسته اند بسط و پرورش آنها نيز بايد همراه هم تحقق پذيرداين موضوع درانتخاب انواع  فعاليتهاي آموزشي دانش آموزان ازاهميت ويژه اي برخوردار است مثلاً آموزش مفهوم((گرما  باعث افزايش حجم مواد
 مي شود .)) يك (فراورده ي علم) ، بايد از طريق مسير مناسب و انجام فعاليت مناسب ،  (فرايند علم) ، طي  شود تااآموزش به واقع اتفاق افتدقبل از توجه به اين مورد،به دو نكته مهم ديگرکه براهميت آموزش علوم تأكيد دارد
مي پردازیم.اول اينكه چه ما علوم را به كودكان آموزش دهيم،‌چه ندهيم،آنان خود،ازاولين سالهاي کو دكيشان، عقايد و نظرياتي در باره دنياي اطراف خود كسب مي كنند مثلاً بسياري معتقدند «اگر دركتري را ببنديد، آب در دماي كم تري مي جوشد» ، يا  «جريان الكتريسيته زماني كه سيم ها تاب نخورده بيشتر است» و بسياري تصورات غلط ديگر كه برتصورات كودكان درمورد تجاربشان اثرمي گذاردمسئله ديگر اينكه اگركودكان به خودگذاشته  شوند با  تصوراتشان  عقايد  خلق مي كنند كه بيشتر غيرعلمي اند ؛ مثلاً((براي به حركت درآوردن اجسام  نيرو لازم است  حال آنكه براي متوقف  ساختن آن ها نيرويي لازم نيست)) از آنجا كه اين عقايد را مي شودآ زمايش كردوظيفه آموزش علوم اين است كه به كودكان اولاً علاقه مندي وثانياً مهارت كافي  براي انجام اين آزمايشها داده شودانجام آزمايشها  نه تنها باعث اصلاح عقايد آن ها مي شود،‌ بلكه به آنان مي آموزد كه در علوم تجربي نسبت به آنچه حقيقت ناميده مي شود شك كنند مگرآن كه صحت آن را از طريق آزمايش تجربه كنند از اين طريق به راحتي مي توان فرايند فرضيه سازي رابراي آنان توضيح داد و به اين ترتيب آن ها درمي يابندكه گاه عقايد و نظرياتي وجود دارند كه صحت آن ها از طريق آزمايش ها و تجارب سازگارند، مفيد ند .

   فراگيري اين آموزش دراوايل دوران كودكي از2 نظر اهميت دارد، يكي آنكه كودكان درمي يابند كه عقایدی صحيح است كه مستدل باشد ودوم اينكه احتمال پذيرش نظريات غيرمستدلي كه بامفاهيم علمي درتضادمستقيم است كم مي شود.آنچه مهم است  اين است كه بررسيهاي متعدد نشان داده كه هر چه طول مدت زماني كه فرد عقيده غلطي راكسب كرده زيادتر باشدامكان تغييرآن مشكلتراست درعمل ديده ايم فرايندتغييرنظردانش آموزان دبيرستاني هنگامي كه نظر غيرعلمي راپذيرفته اندبسيارمشكلتر ازاين فرايند دردانش آموزابتدايي است بزرگسالان درمقابل تغيير عقيده مقاومت مي كنند واين خود مانعي بزرگ در آموزش علوم به دانش آموزان بزرگسال است
 به اين دليل اگرآموزش علوم در دوره دبستان مسيرمنطقي خود را طي كن مانع پيدايش بحران در دوره دبيرستان خواهد شدهنگامي كه دانش آموزدبستاني يادمي گيردکه پذيرش اين نظريه كه((بستن در قابلمه ي آبي كه روی
 شعله ا ست باعث مي شود آب در دماي كم تري بجوشد)) بايد با آزمايش كردن همراه باشد و زمانيكه آز مايش اين نظريه را ردكرد او به سادگي قبول مي كندکه بايد انعطاف پذير باشد و اشتباهات را بپذيرد. به اين دليل اين دانش آ موز در دوره ي دبيرستان در دروس علوم تجربي نظريات غيرعلمي خود را ساده تر كنار مي گذارد.


اهداف علوم تجربی و هماهنگی آن با اهداف سایر موضوعات درسی :

بسیاری از مهارتها ،نگرش ها و عقایدی که کودکان دردرس علوم تجربی واز طریق فعالیتهای آن کسب می کنند به گونه ای است که می توانند آنها را در بقیه موضوعات درسی نیز بیاموزند و به کار گیرند.بنابراین با توجه به این که در دوره ابتدایی یک معلم واحد این موضوعات  را آموزش می دهدکار آموزش بسیار ساده تر می شود کلیه  مهارتهایی که فرایند آموزش علوم به آنها  وابسته است مثل  مشاهده کردن ، پیش بینی ، استنباط و ......به عنوان مهارت های یادگیری درسطوح وسیعی ازموضوعات  درسی تلقی می شودودردوره ابتدایی به خصوص هنگامی که دانش آموزطول یک خط رابادانه های لوبیا اندازه گیری کرده وبا حدس قبلی خودمقایسه می کندنمی توانید مشخص کنیدفعالیت مرتبط با علوم راانجام دادیا ریاضی را .طبقه بندی یک فعالیت به عنوان فعالیت علوم تجربی یا ریاضی چندان تغییری در نحوه فعالیت نمی دهدبا این حال اگر چه بسیاری از اهداف علوم بااهداف موضوعات آموزشی دیگر یکسان است اما باید دقت کرد که این یکسانی شامل همه اهداف علوم نمی شود.اما درعلوم وقتی گفته می شود که ( ( نور در رشد گیاهان نقش اساسی دارد  )) می توان گیاهان  را تحت  شرایط کنترل  شده ای پرورش داد و تأثیر نور را برآن مشاهده کرد یاوقتی به کودک گفته می شود ((درخت یک موجود زنده است ))
وی باید تجارب کافی ازدرخت وموجود زنده کسب کرده باشدتا با ارتباط آنها با یکدیگر این واقعیت رابپذیرد بنابراین آن دسته از فعالیتها که کودکان طی آن با روش علمی ومشاهده اشیای اطراف،عقایدی را کسب می کنند به منزله آموزش علوم تجربی قلمداد می شود واین وجه تمایز اصلی علوم تجربی  با بسیاری از موضوعات درسی  است .(رستگار ،1381 ).

آموزش علوم چگونه ؟

نخستین اصل مورد توجه آن است که کودکان باید تا جایی که امکان دارد به تجارب عملی دسترسی پیدا کنند ویژگیهای کودکان در سنین پایین ایجاب می کند که مواد وسایل را خود به دست گیرندوتا آنجا که ممکن باشد باید فرصت هایی برای دیدن ،بوکردن ،چشیدن ولمس کردن برای آنان فراهم آورد این نوع تجارب یادگیری به اندازه ای اهمیت دارد که هرگز نمی توان از آنها چشم پوشیدویا آنها رابا مشتی نوشته وعکس جایگزین کرد .

به طور کلی هر چه از تجارب مستقیم ودست اول دور شویم ،از کیفیت آموزش و یادگیری کودکان وارزش آن کاسته می گردد.فیلم ها ،کتاب ها،رادیووتلویزیون وتشریح کلامی معلم ،کیفیت آموزش را بهبود می بخشد ولی هرگز جایگزین تجارب زنده ودست اول نخواهد شد و اثر آنها را ندارد .به نظر می رسد که  فکرکردن کودک نتیجه ای از تجارب وسیع حاصل ازحواس پنج گانه اوست وقتی کودک شیئی به دست می گیرددرباره آن حرف می زند،مغز و بدن او روی آن کارمی کند.نه فقط کودکان ،بلکه بزرگسالان نیزهنگام برخورد با یک شیئی علاقه پیدا می کنندتا آن راازنزدیک ببینند وحس کنند.با دیدن  کاغذ دیواری یایک پارچه ،انگشتان خود را روی آن می کشندوبه ظرافت یا زبری آن پی می برندآنان می دانندکه سطح صاف ، نرم و لغزنده  است این آگاهی نتیجه تجارب  فراوان قبلی در طی کردن سطح های صاف است در حقیقت بزرگسالانی که بایک شیئی سابقه آشنایی دارندنیز،علاقه دارند هنگام بحث درباره آن،مجدداًبه شیئ خیره شوند وبه دقت آن رامشاهده کنندحال اگر این وضع بزرگسالان باشد،به طریق اولی،اطفال که تجارب و آگاهی های کمتری در مورد اشیا دارندبا کنجکاوی و علاقه فزون تری آن را بررسی می کنند وبه مشاهده می پردازندآیا عادلانه است که از کودک انتظار داشته باشیم نرمی بدن و لطافت  ونرمی  پوست خرگوش  را بدون  مشاهده ولمس آن ، درک کند ، آیاکودکانی که تا کنون فرصتی برای بازی با خمیر مجسمه نداشته اند می توانند تصوری از مشخصات آن داشته باشند؟

اغلب کودکان علاقه دارند هر فعالیتی رابا همه حواس خود تجربه کنند وحتی اگر مجاز باشند،دوست دارند همه چیز را بچشند.اگر یک دانش آموز به سن بالاتر از نوجوانی هم رسیده باشد،دوست دارد بلور نمکی را که از حل کردن نمک طعام  در آب و تبخیر مجدد آن به دست آورده است بچشد تا از طعم شور آن اطمینان حاصل کند .


منابع : 
-
ادهم ، علی  اکبر ،    1386  ،   اهمیت آموزش علوم در مقطع ابتدایی ،تهران .
رستگار ، طاهره   1381   ، راهنمای تدریس علوم پنجم ، تهران : افست ، چاپ اول  ، ص 6 .

- كتاب معلم (راهنماي تدريس) علوم تجربي سوم دبستان ، 1381  ، سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي وزارت آموزش و پرورش ، چاپ اول .   

-  خلخالی ، مرتضی ، 1379   ،کودکان چگونه علم می آموزند؟ ،آموزش ابتدایی،شماره 30 ،سال چهارم ، صص3 -  62   . 

   سایت:

 

Http: // hamyari200.mihan blog.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 19:54  توسط فاطمه حسن پور  | 

مقدّمه

گرايش به الگو و پى‏روى از مُد نياز بشرى است كه در جهت كمال‏گرايى و تكامل‏طلبى به طور فطرى در درون انسان‏ها نهاده شده است و علم امروز آن را «همانندسازى» مى‏نامد. از اين‏رو، مشاهده مى‏كنيم كه نياز به الگو و الگودهى به نسل‏ها، در آموزه‏هاى دينى به طور آشكار مورد توجه قرار گرفته است و قرآن به صراحت، به معرفى الگوها و اسوه‏هاى «مثبت» و «منفى» مى‏پردازد؛ و اسوه‏هاى مثبت ثابتى را مطرح مى‏كند كه در تمام عصرها و براى همه نسل‏ها قابل اتّكا و پى‏روى در عمل هستند.در معرفى الگو، آن نوع رفتارهاى اجتماعى به عنوان «مدل» يا «راهنماى عملى» مدّ نظر قرار مى‏گيرند(2) كه از ديدگاه اسلام، در قرآن و روايات (آموزه‏هاى دينى پيامبر و اهل بيت عليهم‏السلام ) به عنوان نمونه و الگوى عملى معرفى شده‏اند. رمز ماندگارى الگوها(3) «زنده بودن تفكر و انديشه الگوهاى مطرح شده»، «همسويى سيره و سخن آنان با فطرت انسان‏ها»، «يكسان‏بينى جهان‏بينى و آرمان‏ها» و «شناخت پيروان آنان» قابل توجه و حايز اهميت است. هر قدر اين شناخت وسيع‏تر و عميق‏تر باشد بهتر مى‏توان محتواى پيام و گفتار و رفتار آنان را به دست آورد و از آن‏ها در جهت رسيدن به سعادت و تكامل و تحقق ارزش‏هاى فطرى و الهى بهره برد. شناخت و معرفت نسبت به الگوهاى شايسته، مانع از هدر رفتن يگانه سرمايه آن‏ها (عمر) مى‏شود. از اين‏رو، امام خمينى رحمه‏الله با تأسّى به الگوهاى عملى در اسلام مى‏فرمايد: «ما بايد سرمشق از اين خاندان [خاندان پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ] بگيريم؛ بانوان ما از بانوانشان و مردان از مردانشان، بلكه همه از همه آن‏ها. الگوى حضرت زهرا عليهاالسلام الگوى پيغمبر است.»(4) اما رسالت و تكليف بر شناخت معصومان عليهم‏السلام ، ما را بر آن مى‏دارد كه عملكرد آن‏ها را مورد بررسى قرار دهيم. با توجه به اينكه حضرت زهرا عليهاالسلام الگوى عملى و عينى براى زنان مسلمان است كه مى‏تواند در همه زمينه‏ها سرمشق نسل امروز و فردا قرار گيرد، در اين مقاله، به اختصار به ابعاد سياسى زندگى حضرت فاطمه عليهاالسلام و مبارزات ايشان در دفاع از حريم ولايت و امامت مى‏پردازيم.

مبارزه‏اى كه ريحانه نبى در حسّاس‏ترين دوران آغاز كرد، از زمان آغازين انحراف جامعه پس از رحلت نبى اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، به عنوان مهم‏ترين و محورى‏ترين حركت سياسى جامعه محسوب مى‏شد. هنگامى كه او تعدّى غاصبان خلافت را به حريم ولايت و امامت ديد، با تمام قوا و با روش‏هاى خود، براى دفاع از اين حريم وارد عرصه فعاليت‏هاى سياسى شد و در طول 75 روز (و به قولى 95 روز) همچون پروانه وجود خويش را براى تثبيت امامت، فداى ولايت كرد. امام خمينى رحمه‏الله در بيان عملكرد آن حضرت و درك عظمت آن حضرت چه زيبا فرمودند: «زنى كه هر كس با هر بينش، درباره او گفتارى دارد و از عهده ستايش او نيز برنيامده. احاديثى را كه از خاندان وحى رسيده به اندازه فهم مستمعان بوده و دريا را در كوزه‏اى نتوان گنجاند و ديگران هر چه گفته‏اند به مقدار فهم خود بوده، نه به اندازه مرتبت او ...»(5) .

كانون تربيت سياسى فاطمه زهرا عليهاالسلام :

تولّد فاطمه زهرا عليهاالسلام در دوران جاهليت و شيوه رفتار پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با اين انسان الهى از ابتدا يك امر سياسى (تكليف الهى) بود. او در كانون سياست و بحران‏هاى جامعه رشد مى‏كرد و تربيت مى‏يافت و همراه با تحوّلات و بحران‏ها، درس مى‏آموخت و شيوه‏هاى حضور در صحنه را عملاً آموزش مى‏ديد. رسالت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله زدودن خرافات جاهليت و معرفى جايگاه شامخ زن در آفرينش بود و رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در رفتار خود با فاطمه زهرا عليهاالسلام ، سعى داشت نگرش جامعه را به سوى زن از ابعاد شهوانى لهو و لعب، به ابعاد ملكوتى و ظرافت‏هاى روحى و نقش تربيتى و مديريتى زن تغيير دهد. مقام و موقعيت ممتاز حضرت فاطمه عليهاالسلام و تثبيت جايگاه محكم او در انجام رسالت الهى به‏گونه‏اى بود كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در موقعيت‏هاى گوناگون، همواره بر دستان فاطمه زهرا عليهاالسلام بوسه مى‏زد؛ هرگاه صديقه مرضيه در جمعى وارد مى‏شد كه پيامبر در آن ميان بودند، به احترام آن حضرت از جاى خويش بلند مى‏شدند و او را در جايگاه خود مى‏نشاندند؛(6) هنگام خروج از مدينه، از آخرين فردى كه خداحافظى مى‏كردند فاطمه عليهاالسلام بود و هنگام ورود به شهر هم به ديدار اولين كسى كه مى‏شتافتند باز هم راضيه مرضيه عليهاالسلام بود.(7)

مشروعيت بازيگران سياسى  :

مشروعيت بازيگران و رهبران سياسى در هر جامعه‏اى مستلزم پيش‏نيازهايى است تا مردم جامعه با توجه به عملكردها و رفتار رهبران سياسى مشروع و مقبول جامعه، نسبت به افراد جديد، شناخت و آگاهى لازم را به دست آورند و بتوانند نسبت به شخصيت‏هاى تازه وارد در امور سياسى و اجتماعى جامعه و مشاركت آنان آگاهى كسب كنند و شخصيت‏هاى جديد را به عنوان رهبران آينده جامعه بشناسند. در صحنه سياسى جامعه عرب جاهلى، پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با كردار، گفتار و عمل خويش در مورد خاندان نبوّت و امامت حضرت على و فرزندانش و نقش فاطمه زهرا عليهاالسلام (8) در ارتباط با نبوّت و امامت و رضايت الهى، شناخت‏هاى لازم را به جامعه مى‏دادند و در كلام و گفتار خود، مواضع اهل بيت عليهم‏السلام را با عبارت‏هاى گوناگون تحكيم مى‏كردند. پيامبر در طول دوران رسالت خود، براى رشد و استقلال فرهنگى مردم تلاش و كوشش بسيار كردند تا جامعه را نسبت به آينده آگاه سازند از سوى ديگر، پيامبر گرامى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در زمينه مسئوليت و رهبرى زنان، راضيه مرضيه عليهاالسلام را براى پذيرش اين رسالت الهى تربيت كردند. فاطمه زهرا عليهاالسلام اولين درس را در بحرانى‏ترين شرايط سياسى و اقتصادى ـ يعنى در محاصره «شعب ابى‏طالب» آموخت(9) و به تدريج، با علم لدنّى كه داشت، مجالس بحث و وعظ و درس‏هاى تفسير و احكام در مدينه براى بانوان جامعه داير كرد  .(10)

پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با سخنان گهربار خود درباره جايگاه فاطمه زهرا عليهاالسلام نزد خدا،(11) نزد آن حضرت(12) و جامعه، در شيوه‏هاى برخورد با فاطمه زهرا عليهاالسلام ، ازدواج با حضرت على عليه‏السلام ،(13) ماجراى مباهله با مسيحيان نجران و حضور حضرت زهرا عليهاالسلام در آن جمع،(14) محدودكردن دايره اهل بيت عليهم‏السلام (15) و اشخاص آن، با احاديث گوناگون، مانند حديث «كساء»،(16) «سفينه نوح»،(17) «ثقلين»(18) و ماجراى غدير خم،(19) رسالت خود را به پايان رساندند و جامعه را براى پذيرش امامت حضرت على عليه‏السلام آماده ساختند. اما متأسفانه جاهليت چنان در تار و پود جامعه ريشه دوانده بود كه پس از رحلت ايشان، در ماجراى «سقيفه بنى ساعده» در فضاى آكنده از اندوه و غم و ماتم رحلت رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، بازيگران سياسى چنان جوّ را تغيير دادند و سريع عمل كردند كه مقام خلافت را، كه حق مسلّم حضرت على عليه‏السلام بود، غصب كردند.(20) انحراف و تخريب افكار عمومى و جنگ قدرت از كودتاى «سقيفه بنى ساعده» آغاز شد. جامعه اسلامى نيز كه حضرت رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در طول دوران نبوّت خود، ساختار آن را پى‏ريزى كرده بودند، با حركت كودتاگران سقيفه و زنده كردن ارزش‏هاى جاهلى و روحيه ناسيوناليستى و سكوت ياران سُست‏اراده و فرصت‏طلبان دچار انحراف شد.حضرت زهرا عليهاالسلام هم، كه در بطن مسائل سياسى جامعه و بحران‏ها رشد كرده و تربيت يافته بود و رسالت دفاع از حق و حقيقت را بر عهده داشت، با بصيرت و آگاهى عميق نسبت به توطئه‏اى كه مسير امامت را منحرف ساخته بود، هشيارانه وارد عرصه جامعه شد و به صورت يك سياست‏مدار آگاه و مدافع حريم امامت، در صحنه جامعه حضور جدّى و فعال يافت و رهبرى دفاع از امامت را برعهده گرفت.(21) او زنى است تربيت‏شده الهى و پيامبر زمان خود. پذيرش رهبرى امام على عليه‏السلام از سوى يك زن، با تفكر موجود جاهلى نسبت به زن تضاد داشت؛ اما از سوى ديگر، با پيش‏ذهنيت‏هايى كه پيامبر گرامى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله درباره حضرت زهرا عليهاالسلام در جامعه ايجاد كرده بودند، كاملاً همخوانى داشت و هنوز وجود گوهر گران‏قدرى همچون فاطمه زهرا عليهاالسلام به عنوان قوى‏ترين ركن سياسى جامعه براى تشخيص و شناخت حق از باطل مطرح بود.دخت گرامى حضرت رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به خاطر بيدارى جامعه و آگاهى مردم در انحراف آغازين خود، فعاليت‏هاى سياسى خود را آغاز نمود. بررسى فعاليت‏ها و روش‏هايى كه فاطمه زهرا عليهاالسلام اتخاذ كرد، نمونه‏اى است كه نشان مى‏دهد اسلام مى‏خواهد افراد جامعه، اعم از زن و مرد، هميشه نسبت به مسائل جامعه‏اى كه در آن زندگى مى‏كنند، آگاهى و شناخت لازم داشته باشند تا بتوانند در امور سياسى جامعه مشاركت كنند و حضرت صديقه طاهره عليهاالسلام ، سدشكنِ تفكر غلط جاهليّت نسبت به زن بود كه با تمام وجود، سرشار از عشق الهى و رسالت نبى، دفاع از امامت و ولايت را رهبرى كرد.

روش‏هاى مبارزه سياسى حضرت زهرا عليهاالسلام :

الف. تهديد غاصبان خلافت ":
پس از رحلت رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله هنگامى كه حضرت على عليه‏السلام در حال غسل و كفن و دفن پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بود ، بعضى از بازيگران سياسى با مسموم كردن جوّ ،  در «سقيفه بنى ساعده»  خلافت را غصب كردند . (22)  و خليفه‏اى را بر خلاف حديث غدير خم و خط مشى پيامبر و رسالت الهى انتخاب نمودند. عده‏اى از بازيگران سياسى براى مشروعيت بخشيدن به خليفه وقت و مقبوليت خلافت غصب شده و بر حق نشان دادن آن
 و سرپوش گذاردن بر مسير انحرافى، بيعت گرفتن از خليفه ذى حق را عَلَم كردند و براى بيعت گرفتن از حضرت على عليه‏السلام به در خانه فاطمه  عليهاالسلام  آمدند،  ولى  با امتناع حضرت فاطمه عليها السلام در گشودن در مواجه  شدند.  به همين دليل، دَرِ خانه او  را به آتش  كشيدند ، (23)    فاطمه عليها السلام را  مورد هجوم قرار دادند(24) و او از شدت درد بى‏هوش شد و فرزند خود را سقط كرد. آنان حضرت على عليه‏السلام را براى بيعت گرفتن با خليفه وقت به مسجد بردند. زمانى كه حضرت فاطمه عليهاالسلام به هوش آمد، سراغ امام بر حق، على عليه‏السلام ، را گرفت. وقتى متوجه شد كه او را به مسجد برده‏اند، بلافاصله دست فرزندان خردسالش حسن و حسين عليهماالسلام را گرفت و به مسجد رفت.(25) هنوز مردم عوام جامعه و مهاجران و انصار برخوردهاى باكرامت و بزرگوارانه پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با فاطمه زهرا عليهاالسلام و سخنان پيامبر را نسبت به دخت گرامى‏اش از ياد نبرده بودند و احترام و تكريم خود را نسبت به فاطمه زهرا عليهاالسلام در باطن ضمير خويش در نظر داشتند. وقتى كه فاطمه زهرا عليهاالسلام به مسجد رفت و غاصبان خلافت را تهديد كرد كه اكنون خدا را به يارى مى‏طلبم، با تهديد او، غاصبان خلافت تا حدى جا خالى كردند و از بيعت گرفتن با حضرت على عليه‏السلام دست برداشتند و در اين مبارزه، فاطمه زهرا عليهاالسلام با پيروزى به خانه برگشت.(26)

 

ب. تحت‏تأثير قرار دادن افكار عمومى جامعه (گريه كردن) :

در مرحله ديگر، فاطمه زهرا عليهاالسلام تاكتيك «گريه» را انتخاب كرد(27) و به عنوان يك حربه سياسى از آن بهره برد. صديقه طاهره عليهاالسلام محل گريه خود را مركز اجتماع مسلمانان(28) قرار داده بود؛ بر سر قبر رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، شهداى احد و قبرستان بقيع مى‏رفت و در اين اقدام، همراه كودكان خردسالش (براى تحت تأثير قرار دادن جامعه) و در ساعات شب و روز با ذكر مرثيه‏هايى در فقدان پدر بزرگوار خويش(29) و انحراف امّت پس از رحلت رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله سعى مى‏كرد جامعه خفته را بيدار سازد.

ج. سخنرانى (با تكيه بر فدك) :

حربه سياسى ديگر، سخنرانى با تكيه بر غصب «فدك» بود(30) كه به دنبال غصب آن توسط خليفه وقت، فاطمه زهرا عليهاالسلام بار ديگر از اين حركت رژيم حاكم به عنوان يك حربه سياسى و فرصت مناسب سياسى براى روشن ساختن اذهان جامعه در غصب خلافت مسلّم حضرت على عليه‏السلام استفاده كرد. در حقيقت، فاطمه زهرا عليهاالسلام به نام غصب حق مالكيت خويش، به اعتراض سياسى و استيضاح حاكم وقت پرداخت و به مسجد رفت و خطبه خواند.(31) در اين خطبه، چند فراز و نمود خاص وجود دارند. فاطمه زهرا عليهاالسلام در ابتدا، با يادآورى رسالت پيامبر و دفاع از رهبرى و امامت بر حق حضرت على عليه‏السلام و حق مالكيت خويش بر فدك از لحاظ قانون ارث در اسلام، با سازش‏كاران سياسى اتمام حجت كرد. ايشان در فرازى از آن خطبه مى‏فرمايد: «هان اى مردم! بدانيد من فاطمه‏ام و پدرم محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، انتها و ابتداى كلامم يكى است؛ هرگز آنچه مى‏گويم غلط نبوده و آنچه انجام مى‏دهم ظلم نيست.»(32) نكته بارز در خطبه حضرت زهرا عليهاالسلام اين است كه آن حضرت با فصاحت و بلاغت خاصى به دفاع از مقام ولايت و امامت حضرت على عليه‏السلام مى‏پردازد. در فرازى از اين خطبه مى‏فرمايد: «... و چون خداوند پيامبرش را به خانه انبيا فراخواند، جايى كه برگزيدگانش زندگى مى‏كنند، خارهاى نفاقتان سر برون آورد و پوشش دينتان رنگ باخت و صداى سركرده گم‏راهان درآمد و پست‏مهره‏اى ذليل و ناشناخته ظهور كرد و نازپرورده جاهلان مفسد زمزمه سر داد. پس بر دل‏ها و زندگى‏تان سوار شد ... و شما بر حق غضب كرديد...»(33) دفاع از حريم ولايت توسط يك زن و بذرى كه او در مسجد با سخنان مستدل و منطقى خود كاشت، بعدها در بيعت مردم با حضرت على عليه‏السلام (پس از قتل عثمان) به ثمر نشست. در فراز ديگرى از اين حركت سياسى، حضرت زهرا عليهاالسلام به دفاع از ارث زن در اسلام مى‏پردازد؛ دفاع از مالكيت بر حق زن. اين حركت بر خلاف راه و رسم موجود در افكار جاهلى بود كه در بعضى از اذهان رسوخ داشت. اما آنچه را اسلام حق مى‏دانست براى فاطمه زهرا عليهاالسلام معيار و محك بود، نه عرف و سنّت‏هاى جاهلى. آن حضرت توانست با حضور در مركز اجتماع مسلمانان و مهم‏ترين مكان معتبر سياسى ـ يعنى مسجد ـ به محاجّه با خليفه وقت بپردازد و او را به استيضاح بكشاند و با رسوايى سياسى حاكمان وقت، تا حد زيادى مشروعيت آنان را زير سؤال برد و رسم‏هاى جاهليت را درهم بشكند(34) و نشان دهد كه هيچ حكومتى نمى‏تواند حق و مال كسى را غصب كند، حتى اگر اين حق متعلّق به يك زن باشد.

د. رايزنى سياسى :

حضرت فاطمه عليهاالسلام همچون سياست‏مدارى قهرمان، به تكليف و رسالت الهى خويش عمل مى‏كرد و براى روشن‏ساختن افكار عمومى از انحراف مسير امامت، چهل شبانه‏روز(35) دست حسن و حسين عليهماالسلام را مى‏گرفت و سوار بر مركبى مى‏شد و همراه با حضرت على عليه‏السلام به درِ خانه مهاجر و انصار مى‏رفت تا آن‏ها را نسبت به غفلتى كه دچار آن شده‏اند و انحراف موجود، بيدار سازد و غافلان و راحت‏طلبان را هوشيار سازد. فاطمه زهرا عليهاالسلام در حقيقت، با رايزنى سياسى خود، با ياران رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله اتمام حجت مى‏كرد و همچون ديپلماتى آگاه، با حضور خويش سعى مى‏نمود مسير انحراف امّت را روشن سازد و مسير واقعى را كه امامت على عليه‏السلام است و نيز حريم ولايت را روشن و بى‏پيرايه ارائه دهد تا در فرداى قيامت، براى صاحبان زر و زور و تزوير و عافيت‏طلبانى كه فريب خورده‏اند، بهانه‏اى وجود نداشته باشد.

ه. اعتصاب سخن (سكوت سياسى) :

در مسير دفاع از حريم ولايت و امامت، فاطمه زهرا عليهاالسلام شيوه مبارزاتى ديگرى را با سكوت خود آغاز كرد، و آن «اعتصاب سخن» با حاكمان وقت بود.(36) صديقه طاهره عليهاالسلام شيوه‏اى سياسى را آغاز كرد كه تداوم‏دهنده تاكتيك‏ها و شيوه‏هاى مبارزاتى قبلى آن حضرت بود. تمامى اين شيوه‏ها در راستاى يكديگر معنا مى‏دهند. آن حضرت با اتخاذ حركت‏هاى سياسى خاص از قبيل گريه در مراكز شلوغ و محل عبور و مرور مسلمانان، حضور در مسجد و مراجعه به خانه‏هاى مهاجر و انصار ـ كه تمامى آن‏ها با حضور قوى آن حضرت در صحنه مبارزات سياسى همراه بودند ـ جامعه را از لحاظ افكار، تحت‏تأثير قرار داد، ولى ناگهان شيوه مبارزه سياسى خود را تغيير داد و سكوت اختيار كرد.اين تاكتيك و شيوه جديد در اذهان جامعه، كه به حضور آن حضرت در صحنه عادت داشتند، سؤال ايجاد مى‏كرد و مسئله‏برانگيز بود كه چه شده است كه فاطمه زهرا عليهاالسلام سكوت كرده است؟ اين تغيير رويه به طور طبيعى، توجه اجتماع را جلب مى‏كرد و افكار عمومى را به تكاپو وامى‏داشت تا در پى يافتن علت آن باشند. فاطمه عليهاالسلام در محاجّه خود عهد كرد كه ديگر با خليفه سخن نگويد.(37) پس از حضور خليفه در خانه فاطمه زهرا عليهاالسلام و گفت‏وگوى كوتاه آن‏ها با حضرت فاطمه عليهاالسلام كه حضرت على عليه‏السلام در اين ميان پيامبر سخن مابين فاطمه عليهاالسلام و خليفه وقت بود،(38) و گرفتن اعتراف از خليفه وقت مبنى بر مقام شامخ حضرت فاطمه عليهاالسلام از زبان پيامبر در اينكه رضايت فاطمه رضايت خدا و خشم او خشم خداست، فاطمه زهرا عليهاالسلام مشروعيت خليفه را زير سؤال برد و اذهان جامعه و افكار عمومى را در مشروعيت خليفه وقت دچار ترديد كرد كه فاطمه عليهاالسلام حق را مى‏گويد و امامت حقى است غصب شده توسط خليفه وقت! پس از اينكه آن حضرت از خليفه وقت اعتراف گرفت، قسم خورد كه ديگر با او سخن نگويد و با اين ديدار و سخن فاطمه زهرا عليهاالسلام ، مشروعيت حاكمان وقت بيش از گذشته زير سؤال رفت و در بسيارى از اذهان كه نادانسته و تحت‏تأثير جوّ موجود بيعت كرده بودند، شك و ترديد و پشيمانى ايجاد شد و بدين‏سان، اين حربه بسيار مؤثر واقع گرديد.

و. ايجاد انقلابى درونى در خانه‏ها

شيوه مبارزاتى ديگر فاطمه زهرا عليهاالسلام دادن آگاهى و رشد سياسى به زنان مهاجر و انصار بود كه بدين‏وسيله، آتش مبارزه در خانواده‏هاى مدينه وارد مى‏شد. اين مبارز سياسى شكست‏ناپذير، كه تمام تاب و توان خود را در دفاع از حريم ولايت و امامت قرار داده بود، به علت تلاش بيش از حد، ناتوان شد. به همين دليل، پس از مدتى فاطمه زهرا عليهاالسلام به علت بيمارى و ضعف، در خانه بسترى شد. وقتى خبر بيمارى آن حضرت در مدينه پيچيد، زنان مهاجر و انصار، كه وامدار تعليم و تربيت فرهنگى آن حضرت بودند، براى عيادت او به خانه‏اش آمدند. وقتى از حال آن حضرت جويا شدند، از حال خود نگفت، بلكه در دفاع از حريم ولايت به سخن پرداخت(39) و از سستى مردانشان سخن راند كه حق را فراموش كرده‏اند و سكوت اختيار نموده‏اند. بازتاب سخنان دخت پيامبر به تدريج، در درون خانه‏ها آتشى به پا كرد و انقلابى پرخروش را جهت داد كه به حريم خانه‏ها راه يافت و نطفه‏هاى آگاهى و شعور را بارور كرداين شيوه مبارزه نشان مى‏دهد اگر در جامعه‏اى به جاى مشغول ساختن زنان به خود، براى آن‏ها كار فرهنگى و فكرى صورت گيرد و به آنان آگاهى سياسى داده شود، آنان بهتر مى‏توانند در شناخت حق و حقيقت بدون تعارف‏هاى ديپلماتيك و بازى‏هاى سياسى وارد صحنه شوند و به دفاع بپردازند. مصداق اين حقيقت در انقلاب اسلامى ما نمود پيدا كرد؛ حضور زنان و پيشتازى آنان در صحنه مبارزات انقلاب و پشتيبانى از جنگ و فعاليت‏هاى پشت جبهه اين نظريه را ثابت مى‏كند كه حركت زنان ايران وامدار مبارزات سياسى اسوه و الگوى زنان جهان حضرت زهرا عليهاالسلام بوده است.
ز. وصيت‏نامه سياسى :

تاكتيك كوبنده ديگرى كه صديقه طاهره عليهاالسلام اتخاذ كرد و ضربه سهمگينى بر حكومت وقت وارد آورد، وصيت‏نامه سياسى آن حضرت است؛ وصيت‏نامه‏اى كه براى بيدار ساختن افكار خفته و توجه افكار عمومى و عدم بهره‏برداى حاكمان سياسى وقت از مراسم سوگوارى و دفن آن حضرت نگاشته شد.(40) حضرت زهرا عليهاالسلام در وصيت‏نامه سياسى خود تأكيد مى‏كند كه حضرت على عليه‏السلام ، ولىّ بر حق، بايد به آن عمل كند؛ چنان‏كه تا بدان روز هيچ سياست‏مدارى چنين آگاهانه و مدبّرانه و با آن ظرافت‏هاى سياسى، عمل نكرده بود، بلكه شيوه‏اى بكر و تازه بود كه از سوى سياست‏مدارى حرفه‏اى به خاطر دفاع از حريم ولايت و تحقير موقعيت سياسى خليفه وقت اتخاذ شده بود حضرت فاطمه عليهاالسلام وصيت كرد كه احدى از كسانى كه به او ستم كرده‏اند در تشييع جنازه‏اش حاضر نشوند و شبانه او را دفن كنند.(41) در حقيقت، با اين وصيت‏نامه، حربه سياسى از دست حاكمان وقت گرفته شد. آنان مى‏خواستند در مرگ آن حضرت با مرثيه‏سرايى و اشك و ماتم و ارادت به آن حضرت و تأسف از رحلت او، مخالفت‏ها و مبارزات حضرت زهرا عليهاالسلام را در دفاع از حريم ولايت تحت‏الشعاع قرار دهند و خلافت غاصبانه خود را در اذهان جامعه برحق جلوه‏گر سازند. اما دفن شبانه آن حضرت و نامشخص بودن مكان دفن ايشان، اين سؤال را در ميان امّت اسلامى ايجاد كرد كه چرا دخت گرامى پيامبر و يگانه گوهر گران‏قدر او چنين وصيّتى كرده است؟ با عمل به وصيّت آن حضرت توسط حضرت على عليه‏السلام ، اذهان جامعه دچار شك و ترديد شد و تا حد زيادى مشروعيت خليفه وقت زير سؤال رفت و مظلوميت آن حضرت بيشتر نمايان گرديد و اينكه چرا حضرت زهرا عليهاالسلام در مدت 75 (و به قولى 95) روز با تمام تاب و توان، با شيوه‏هاى گوناگون تلاش كرد تا مسير انحرافى امّت را روشن سازد كه چرا امام بر حق على عليه‏السلام را تنها گذاشته‏اند و كج‏راهه‏اى را انتخاب كرده‏اند كه خلاف حق و حقيقت است، در حالى كه على عليه‏السلام بر حق است؟

تأثير الگوى فاطمى در انقلاب اسلامى :

از مجموع مباحث مطرح شده در صفحات قبل، مى‏توان با اطمينان خاطر گفت: اسلام در نگرش خود به زن، با آفرينش ريحانه نبى و انسيه حوراء، نشان داد كه دين جامعى است كه زن تحقير شده در جاهليت ديروز و غرب‏زده امروز را نه تنها باور ندارد، بلكه تقبيح مى‏كند و الگوى ايده‏آل زن مسلمان را فاطمه زهرا عليهاالسلام مى‏داند تا بهانه براى هيچ زن مسلمانى باقى نماند كه ما اسوه و الگويى نداشتيم تا با تمسّك به او بتوانيم انحراف و باطل را تشخيص دهيم و يا به خود اجازه دهيم كه وارد عرصه‏هاى مختلف اجتماعى، سياسى و فرهنگى شويم. البته زنان مسلمان ايران با خودباورى به توان والاى خويش و با شناخت فاطمه زهرا عليهاالسلام و مبارزات او، توانستند با حفظ كرامت، عزّت نفس و عصمت و تقوا، براى دفاع از آرمان‏هاى خمينى كبير رحمه‏الله و انقلاب اسلامى و تشكيل حكومت اسلامى شجاعانه وارد صحنه شوند و با مجاهدت‏ها و ايثارهاى خود، انقلاب عظيم اسلامى ايران را به پيروزى برسانند.اين حضور قوى نشان داد اگر زن ايرانى و مسلمان با شناخت وسيع و آگاهى از اسلام ناب محمّدى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به دور از انحرافات و خرافات و پيرايه‏هايى كه اسلام را پوشانده‏اند رشد يابد، به راحتى مى‏تواند رفتارها و نگرش فرهنگى خود را اصلاح كند و با اين نگرش، چنان حضورى قوى در صحنه‏هاى گوناگون سياسى و اجتماعى خواهد داشت كه هيچ هماوردى براى او وجود نخواهد داشت. امام خمينى رحمه‏الله در پيروزى و به ثمر رسيدن انقلاب اسلامى، مهم‏ترين و مؤثرترين عامل را حضور پرشور و پرتوان زنان در صحنه سياسى جامعه قلمداد كردند كه اين شيرزنان با رشد و آگاهى اسلامى و الهى خود توانستند حتى قوى‏تر از مردان در جامعه حضور يابند. از اين‏رو، ايشان مى‏فرمايد: «آنچه كه در ايران بزرگ‏تر از هر چيز بود تحوّلى است كه در بانوان ايران حاصل شد. بانوان ايران در اين نهضت انقلاب سهم بيشترى از مردان دارند و امروز هم، كه در پشت جبهه‏ها مشغول فعاليت هستند، سهم آن‏ها بيشتر از ديگران است.»(42) نكته جالب در ميان سخنان حضرت امام رحمه‏الله ، شناخت روان‏شناسانه و عميق ايشان نسبت به روحيه زن، بخصوص «زن مسلمان ايرانى» است كه بدان اشاره مى‏كنند. هدف زنان ما در مبارزات سياسى و حضور در صحنه‏هاى گوناگون جامعه، كسب جاه و مقام نيست و  همان‏گونه كه اشاره شد ـ فاطمه زهرا عليهاالسلام نيز هرگز به خاطر منافع فردى و شخصى خود وارد مبارزه سياسى نشد، بلكه با توجه به رسالت الهى، كه بر دوش داشت، و در جهت دفاع از حريم امامت و ولايت، با استفاده از حربه‏هاى گوناگون سياسى وارد صحنه گرديد و چنان حماسه شكوهمند و ايثار و از جان‏گذشتگى را تا مرز شهادت به نمايش گذاشت. امام راحل رحمه‏الله هم به اين بعد روحى و عرفانى زن اشاره مى‏نمايد كه زنان مسلمان جامعه اسلامى به خاطر دفاع از اسلام و قرآن وارد صحنه سياسى شدند و به همين خاطر، بايد اين حضور قوى را حفظ كنند، نه اينكه چون زن هستند بايد در كنج عزلت به سر برند و خانه‏نشينى اختيار كنند و تابع محض حوادث و رويدادهاى جامعه باشند. ايشان مى‏فرمايد: «خانم‏ها براى اينكه يك چيزى ـ مثلاً ـ دستشان بيايد يا فرض كنيد كه صاحب منصب بشوند نمى‏آيند بيرون، خودشان و بچه‏هايشان را به كشتن بدهند. اين اسلام و قرآن است كه خانم‏ها را آورده است بيرون و همدوش مردها، بلكه جلوتر از مردها وارد صحنه سياست كرده است.»(43).در جاى ديگر، ايشان حضور و دخالت بانوان در مسائل سياسى را به عنوان تكليف براى آنان قلمداد كرده، مى‏فرمايد:

«سياست يك ارثى نيست كه مال دولت باشد، خانم‏ها حق دارند در سياست دخالت بكنند و تكليفشان اين است.»(44) .و مقام معظّم رهبرى نيز بارها به اين مسئله اشاره كرده كه زنان بايد در عرصه‏هاى سياسى فعّال باشند و لازمه يك نظام اسلامى حضور پرقدرت و آگاهانه اقشار اجتماع، بخصوص، بانوان است. ايشان مى‏فرمايد: «در نظام اسلامى، زنان بايد از درك سياسى برخوردار باشند، فنّ خانه‏دارى و همسردارى را بدانند و در صحنه فعاليت‏هاى اجتماعى، سياسى، علمى و خدمات، مظهر عصمت و طهارت و مناعت باشند.» زن مسلمان ايرانى با داشتن الگويى همچون صديقه طاهره عليهاالسلام توانست با حضور خود در صحنه‏هاى پرشور دوران وحشتزاى طاغوت، حماسه انقلاب اسلامى را به منصّه ظهور برساند و سختى‏ها و مرارت‏هاى هشت سال جنگ تحميلى را به جان بخرد و با ايثارگرى‏هاى خود در پشت جبهه و گاه در درون جبهه و نيز تهاجم فرهنگى دشمن، توطئه‏هاى دشمن را نقش بر آب سازد و با تمسّك به حبل‏المتين زهراى اطهر عليهاالسلام به عنوان الگو و اسوه در صحنه‏هاى گوناگون جامعه حضور يابد و فريب تبليغات مغرضانه و مزوّرانه فريب‏كاران زر و زور و تزوير را نخورد و چه زيبا و دل‏نشين مقام معظّم رهبرى فرمود: «زنان مسلمان در زندگى شخصى، اجتماعى و خانوادگى خود بايد زندگى حضرت فاطمه عليهاالسلام را از جهت خردمندى، فرزانگى و عقل و معرفت الگو و سرمشق قرار دهند؛ از بُعد عبادت، مجاهدت، حضور در صحنه تصميم‏گيرى‏هاى عظيم اجتماعى، خانه‏دارى، همسردارى و تربيت فرزندان صالح از زهراى اطهر عليهاالسلام پى‏روى كنند.»(45)

نگرش فاطمى در بيدارى زن مسلمان:

در جهان امروز، جامعه مسلمانان به عنوان دومين جامعه بزرگ مذهبى است كه بيش از 5/1 ميليارد عضو دارد كه روز به روز در حال گسترش است و زنان نيز بيش از نيمى از اين جامعه را تشكيل مى‏دهند. در چنين جامعه‏اى، شناخت الگوى راستين براى زنان مسلمان مى‏تواند تأثير شگرفى بر جاى بگذارد. يكى از بزرگ‏ترين درس‏هاى عملى از حضرت زهرا عليهاالسلام حضور فعّال در صحنه‏هاى اجتماعى ـ سياسى با حفظ عفّت و حجاب و ارزش‏هاى وجودى زن است كه در انقلاب اسلامى، جلوه يافت و الگويى براى زنان مسلمان در سطح جهان گرديد. تأسّى به اسوه و الگوى برتر زنان جهان، حضرت زهرا عليهاالسلام ، گامى نوين و حرفى نو مطرح ساخت كه زن مسلمان در اقصا نقاط جهان، از آسيا تا آفريقا، از اروپا تا آمريكا، مى‏تواند با تكيه بر الگوى عملى فاطمى، به خودباورى و احياى هويّت اسلامى دست يازد؛ همچنان كه زنان مسلمان در سطح جهان با احياى عزّت اسلامى و مبارزه با ساختارهاى موجود و جنبش‏هاى فمنيستى و قوانين موجود در جهت تثبيت ارزش‏هاى زن مسلمان گام برداشتند.قدرت يافتن جنبش‏هاى زنان مسلمان و حضور آن‏ها در عرصه‏هاى بيدارى و حق‏طلبى نماد بارزى است كه با پى‏روى از الگوى آموزه‏هاى دينى فاطمى به وجود آمده است؛ به‏گونه‏اى كه رسانه‏هاى غربى همواره از تأثير انقلاب اسلامى و تغيير رويه زنان مسلمان در سراسر جهان سخن گفته‏اند؛ صحبت از زنانى كه روزى در فرهنگ برهنگى غوطه‏ور بودند و امروز با شناخت حقيقت وجودى خويش، در جبهه جنگ و جهاد و شهادت تا مرحله ايثار جان نيز گام نهاده‏اند. الدستور در يكى از گزارش‏هاى خود به اين موضوع اشاره كرده، مى‏نويسد: بيدارى زنان لبنانى، آنان را به مسلسل كلاشينكف و بمب‏هاى مولوتف مجهّز ساخت. اردوگاه زينبيه در بعلبك، كه زير نظر دفتر زنان انقلابى وابسته به دايره جنبش‏هاى آزادى‏بخش اداره مى‏شود، اينك به عنوان مكانى مقدّس براى فعاليت زنان جنوب لبنان به شمار مى‏رود.(46) .

نيويورك تايمز در گزارش ديگرى با تكيه بر بيدارى زنان مسلمان و تلاش آن‏ها براى احقاق حقوق واقعى‏شان مى‏نويسد: جنبش‏هاى زنان در كشورهاى اسلامى بسيار قوى و متشكّل مى‏باشد و زنان در اين كشورها، فعاليت‏هاى زيادى براى كسب حقوق خود در چارچوب‏هاى غيرمذهبى و مذهبى انجام مى‏دهند ... در تمام دنياى اسلام، از شمال آفريقا و خاورميانه تا جنوب شرقى آسيا، انواع گوناگونى از افراد و گروه‏هاى حقوق زنان، با فرهنگ‏هاى متفاوت، اما مشترك در داشتن ايمان قوى در حال ايجاد جنبش هستند.(47)

اميد است زنان مسلمان ايران و جهان با حضور بيدارگرانه خود و كسب آگاهى نسبت به مسائل اسلامى و شناخت اسلام واقعى، با داشتن الگوهايى همچون حضرت زهرا عليهاالسلام ، كه افتخار زنان جهان است، بيش از پيش اين موهبت و رحمت الهى را درك كنند و حضور خود را در صحنه‏هاى گوناگون جامعه در چارچوب اسلامى تداوم بخشند.

نتيجه مبارزه :

اگر مبارزات سياسى فاطمه زهرا عليهاالسلام در دفاع از حريم امامت و ولايت نبودند جريان امامت در همان «سقيفه بنى ساعده» خاتمه مى‏يافت. اما خداوند اراده كرده بود كه ريحانه نبى و همسر ولايت بار سنگين مبارزات سياسى را در مدت كوتاهى بر دوش بگيرد و جامعه خفته را بيدار سازد و همچون پيامبر گرامى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله رسالت را به امامت متصل سازد و وجود آن حضرت، تجلّى‏بخش امامت بود. دفاع فاطمه زهرا عليهاالسلام از حريم امامت و ولايت بود كه توانست از قتل حضرت على عليه‏السلام جلوگيرى كند و تا حدى جوّ متشنّج سياسى آن روز مدينه را كنترل نمايد و حقّانيت حضرت على عليه‏السلام را به مرور زمان ثابت كند تا در سال‏هاى بعد، با بيعت مردم با حضرت على عليه‏السلام مسير امامت تداوم يابد و فرزندان آن حضرت ادامه‏دهنده خط‏مشى سياسى و مبارزاتى مادر نمونه‏شان باشند. همو بود كه دخترى همچون زينب عليهاالسلام را در كانون تربيتى خويش پرورش داد تا در كربلا ادامه‏دهنده و پيامبر خون امام حسين عليه‏السلام باشد. مبارزات سياسى حضرت زهرا عليهاالسلام نشان دادند كه يك زن، كه عنصر پيونددهنده بين رسالت و امامت است، چگونه مى‏تواند با جثه ضعيف خود و روح عظيم الهى خويش، بار سنگين مبارزه را بر دوش كشد و با جان و مال خود تا آخرين نفس، خط الهى را دنبال كند و فريب سياست‏پيشگان زر و زور و تزوير را نخورد و نشان دهد كه در سخت‏ترين عرصه‏هاى سياسى و اجتماعى جامعه، كه حتى مردان رزم‏ديده و مقاوم هم دچار تزلزل مى‏شوند، يك زن ايستا و مقاوم مى‏تواند در مقام دفاع از حق و ولايت بايستد و رسالت خويش را جانانه به ثمر برساند. حضور سياسى فاطمه زهرا عليهاالسلام نشان داد كه يك زن با آگاهى و اتخاذ شيوه‏هاى سياسى مدبّرانه مى‏تواند در صحنه‏هاى گوناگون جامعه به مبارزه بپردازد. اين حضور نه تنها تفكر «عدم حضور زن در اجتماع» را نفى مى‏كند، بلكه انحصار حضور مردان در عرصه‏هاى سياسى را به نقّادى مى‏كشاند و بر آن مهر ابطال مى‏زند. راضيه مرضيه عليهاالسلام با زندگى و مبارزه خود، در عرصه‏هاى گوناگون اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى، عبادى، خانه‏دارى، همسردارى، تربيت فرزند و بخصوص در صحنه‏هاى گوناگون سياسى، نشان داد كه يك زن مى‏تواند با حفظ حريم عفّت و ارزش‏هاى انسانى، در تمامى عرصه‏هاى جامعه حضور داشته باشد و اسلام چنين مى‏خواهد كه زن نيز همچون مرد، در تمام عرصه‏هاى جامعه عنصرى فعّال و پويا باشد و با پيروزى انقلاب اسلامى، اين تحوّل و نگرش نسبت به زن در جامعه ايجاد شد و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران، حضرت امام خمينى رحمه‏الله ، و مقام معظّم رهبرى، حضرت آية‏الله خامنه‏اى، نيز در سخنان خود بر اين امر تأكيد داشته و صحّه گذاشته‏اند. دخت گرامى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و انسيه حورا، حضرت فاطمه عليهاالسلام ، با اخلاق و رفتار و كارنامه عملى و فكرى خويش، مكتبى را براى زنان پايه‏گذارى كرد كه زمزم تكامل و تعالى و چشمه‏سار والاى كرامت انسانى است، كه زنان امروز نيز با تأسّى به اين اسوه و الگوى برتر، مى‏توانند به گسترش ارزش‏هاى دينى بپردازند و با ايجاد حسّ مسئوليت‏پذيرى، خودسازى، روحيه شهادت‏طلبى، دفاع، انفاق و ايثار و استقامت و پايدارى و صبر، تلاش كنند تا در جهان امروز، به جايگاه حقيقى خويش دست يابند و بدين‏وسيله، با بازبينى سنّت‏هاى جاهلى و احقاق حقوق الهى و شرعى و تكيه بر هويّت اسلامى، با حفظ حجاب به عنوان نماد استقامت(48) و پايدارى، مسير فاطمى را ادامه دهند. بى‏سبب نيست كه يوسف زهرا عليهاالسلام الگوى تمام عيار خويش را در زمان ظهور اين‏گونه معرفى مى‏كند: «فى ابنة رسول‏اللّه لى اسوةٌ حسنه»؛ در دختر رسول خدا، فاطمه زهرا عليهاالسلام براى من، اسوه‏اى نيكو و شايسته است.

 

 

پى‏نوشتها ومنابع :

 

1- كارشناس ارشد علوم سياسى و مسئول آموزش و پژوهش سازمان تبليغات اسلامى استان تهران.

2. جمشيد هاشميان‏فر، رضايت جوانان و گرايش آن‏ها به الگوى خودى، ص 1.

3. محمدرضا شرفى، جوان و نيروى چهارم زندگى، ص 17.

4. روح‏الله موسوى خمينى، صحيفه نور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1366، ج 5، ص 283.

5. امام خمينى، در جستجوى راه از كلام امام رحمه‏الله ، دفتر سوم: زن، چ دوم، تهران، اميركبير، 1363، ص 129.

6. عايشه مى‏گويد: «فاطمه در سخن گفتن، شبيه‏ترين مردم به رسول خدا بود؛ وقتى بر پغمبر وارد مى‏شد، آن حضرت دستش را مى‏گرفت و مى‏بوسيد و بر جاى خود مى‏نشانيد. هر گاه رسول خدا بر فاطمه وارد مى‏شد، به احترام پدر از جاى برمى‏خاست، دست آن حضرت را مى‏بوسيد و در جاى خود مى‏نشانيد.» (على بن عيسى الاربلى، كشف الغمّه، تبريز، مكتبة بنى هاشمى، 1381 ق، ج 2، ص 79 / محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ترجمه محمدجواد نجفى، تهران، اسلاميه، 1354، ج 43، ص 6 و نيز ر. ك: ناصر مكارم شيرازى، زندگانى حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام ، تهران، ميقات، 1366.)

7. قال ابوجعفر عليه‏السلام : «كان رسول اللّه اذا اراد السفرَ سلّم على من اراد التسليم عليهم من اهله، ثمّ يكون آخر من يسلّم عليه فاطمة عليهاالسلام فيكون وجهُه الى سفره من بيتِها و اذا رجع بدا بها»؛ امام باقر عليه‏السلام فرمود: زمانى كه رسول خدا اراده سفر داشت، با كسانى از اهل بيتش كه قصد خداحافظى با آن‏ها داشت خداحافظى مى‏كرد، سپس آخرين كسى كه با او خداحافظى مى‏كرد، فاطمه بود و از خانه فاطمه به سفر مى‏رفت و زمانى كه برمى‏گشت، ابتدا بدان وارد مى‏شد. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 83 و نيز ر. ك: سيدجعفر شهيدى، زندگانى فاطمه زهرا عليهاالسلام ، چ دهم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1365.)

8. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، تصحيح سيد هاشم رسول محلاّتى، قم، علاّمه، ج 3، ص 141 / على بن عيسى الاربلى، پيشين، ج 2، ص 92.

9. ابن شهر آشوب، پيشين، ج 1، ص 60، ص 71، ص 174 / محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 18، ص 187 و ص 209.

10 .امام حسن عسكرى عليه‏السلام فرمودند: زنى خدمت حضرت فاطمه عليهاالسلام آمد و گفت: مادر ناتوانى دارم كه در امر نماز به مسئله مشكلى برخورد كرده و مرا خدمت شما فرستاده است كه سؤال كنم، و مسئله را مطرح نمود. حضرت فاطمه عليهاالسلام جواب آن مسئله را داد. آن زن سؤال دوم و سوم را كرد و سپس تا ده مسئله از حضرت پرسيد و حضرت عليهاالسلام همه را پاسخ داد. سپس آن زن از كثرت سؤال خجالت كشيد و عرض كرد: اى دختر رسول خدا، ديگر مزاحم نمى‏شوم، خسته شديد، حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: خجالت نكش! هر سؤالى دارى بگو تا جواب دهم. من از سؤالات تو خسته نمى‏شوم و با كمال ميل جواب مى‏دهم. اگر كسى اجير شود كه بار سنگينى را بر بام حمل كند و در ازاى آن، مبلغ صد هزار دينار اجرت بگيرد، آيا از حمل بار خسته مى‏شود؟ زن پاسخ داد: نه. حضرت فرمود: خدا در برابر هر مسئله آن‏قدر به من ثواب مى‏دهد كه بيشتر است از اينكه بين زمين و آسمان پر از مرواريد باشد. با وجود اين، آيا از جواب دادن مسئله خسته مى‏شوم؟ (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 22، ص 31.) امام حسن عسكرى عليه‏السلام مى‏فرمايد: دو نفر زن كه يكى مؤمن و ديگرى معاند بود، در يك مطلب دينى با هم نزاع داشتند؛ براى حل اختلاف خدمت حضرت فاطمه عليهاالسلام آمدند. چون حق با زن مؤمن بود، حضرت فاطمه عليهاالسلام گفتارش را با دليل و برهان تأييد كرد و بدين وسيله، بر زن معاند پيروز گشت. حضرت فاطمه عليهاالسلام به زن مؤمن گفت: فرشتگان خدا بيشتر از تو شادمان گشتند و غم و اندوه شيطان و پيروانش نيز بيش از غم و اندوه زن معاند مى‏باشد. (عبداللّه بحرانى اصفهانى، عوالم العلوم، ج 11، ص 627 / محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 2، ص 8.)در پاسخ‏گويى به سؤالات پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله كه در مسجد از پيروانش مى‏پرسيد، على عليه‏السلام همان سؤالات را از فاطمه عليهاالسلام مى‏پرسيد و به پيامبر پاسخ مى‏داد. (طبرسى، احتجاج، ج 1، ص 11 / عبداللّه بحرانى اصفهانى، پيشين، ج 11، ص 223 / قاضى نورالله شوشترى، احقاق الحق، تعليقات شهاب‏الدين مرعشى نجفى، قم، مكتبة آية‏اللّه مرعشى نجفى، 1403 ق، ج 10، ص 257 و 233 و 226 / محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 94.)

11. قال رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : «اولُ شخصٍ تدخل الجنةَ فاطمة»؛ اول كسى كه وارد بهشت مى‏شود، فاطمه است. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 44) امام باقر عليه‏السلام فرمودند: «به خدا! اى جابر، در روز قيامت حضرت فاطمه شيعيان و دوستانش را جدا مى‏كند؛ همچنان‏كه پرنده دانه خوب را از دانه بد جدا مى‏كند. (محمّدباقر مجلسى، پيشين و نيز ر. ك: سيدمحمّد كاظم حائرى قزوينى، فاطمه از ولادت تا شهادت، چ سوم، تهران، اميركبير، 1365.)

12. قال رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : «فاطمةُ بضعةٌ مِنّى مَن سرّها فقد سرّنى و مَن ساءها فقد سائنى»؛ پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: فاطمه پاره تن من است؛ كسى كه او را خشنود كند همانا مرا خشنود كرده است و هر كس وى را ناراحت كند، مرا ناخشنود ساخته است. (محمّد بن نعمان مفيد «شيخ مفيد»، الامالى، ترجمه حسين استاد ولى، مشهد، بنياد پژوهش‏هاى اسلامى، 1364، ج 2، ص 259.) قال رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : «اذا اشتقتُ الى الجنةِ قَبَّلتُ غُرَّ فاطمة»؛ هر گاه شوق بهشت در دلم پيدا مى‏شود گلوى فاطمه را مى‏بوسم. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ص 52.) قال رسول‏اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : «فاطمة اُعزُّ البريّةِ عَلىّ»؛ فاطمه عزيزترين خلق نزد من است. (همان، ج 43، ص 39.)

13. حضرت رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله خطاب به على عليه‏السلام مى‏فرمايد: «جبرئيل از جانب خداوند برايم پيام آورد كه يا محمّد! خدا تو را از بين مخلوقاتش برگزيد و به رسالت انتخاب كرد، على عليه‏السلام را برگزيد و برادر و وزير تو قرار داد، بايد دخترت را با او كابين ببندى. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است. خدا دو فرزند پاك و نجيب و طيّب و طاهر و نيكو به آنان عطا خواهد كرد.» (محمّد باقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 127 / على بن عيسى الاربلى، پيشين، ص 95 / ذبيح الله محلاّتى، رياحين الشريعه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1368، ج 1، ص 157.)

14. «فَمَن حاجَّك فيه مِن بعدِ...» (آل عمران: 61)؛ كسانى كه پس از ورود علم بر تو، جدال مى‏كنند به آن‏ها بگو: بياييد تا ما فرزندان خودمان را و شما هم فرزندان خودتان را و ما زنان خودمان را و شما هم زنان خودتان را و ما نفوس خودمان را و شما هم نفوس خودتان را (براى مباهله و نفرين) دعوت كنيم و از خدا تقاضا نماييم كه دروغگويان را مورد طرد و لعن خود قرار دهد. (ر. ك: ابراهيم امينى، فاطمه زهرا عليهاالسلام بانوى نمونه اسلام، چ هفتم، قم، شفق، 1373، ص 100.)

15. آيه تطهير: «انّما يُريدُ اللهُ لِيُذهبَ عنكُم الرِجسَ اهلَ البيتِ و يُطهِّركم تطهيرا.» (احزاب: 33) ابن عبّاس مى‏گويد: روزى حضرت على عليه‏السلام و فاطمه عليهاالسلام و حسن و حسين عليهماالسلام نزد پيغمبر بودند، فرمود: «خدايا، تو مى‏دانى كه اينان اهل بيت من و گرامى‏ترين مردم هستند، دوستانشان را دوست بدار و با دشمنانشان دشمنى كن؛ يارى‏كنندگانشان را يارى فرما؛ از تمامى بدى‏ها پاكشان گردان؛ از تمام گناهان محفوظشان بدار؛ به واسطه روح‏القدس تأييدشان فرما.» سپس فرمود: «يا على! تو امام امّت و جانشين من هستى.» (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 24.) زمانى كه آيه 22 سوره روم (قُل لا اسئلكم عليه ...) نازل شد كه مى‏فرمايد: «اى پيامبر (به مردم بگو) از شما در مقابل پيامبرى اجرى نمى‏خواهم، مگر دوستى با نزديكانم»، گفتند: اى پيامبر خدا! چه كسانى نزديكان تو هستند كه واجب است آنان را دوست بداريم؟ حضرت فرمودند: على و فاطمه و فرزندان آن‏ها.» (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 252.)

16. «جابر بن عبداللّه انصارى از حضرت زهرا عليهاالسلام نقل مى‏كند: روزى پدرم بر من وارد شد و فرمود: سلام بر تو، اى فاطمه. عرض كردم: بر شما باد سلام خدا. فرمود: در بدن خود احساس ناتوانى مى‏كنم. عرض كردم: پدر جان! شما را به خدا مى‏سپارم تا ضعف از شما رخت بربندد. فرمود: عباى يمنى را بياور و مرا با آن بپوشان ... سپس من و حسن و حسين و على عليه‏السلام به فرموده پيامبر در زير عبا جمع شديم. بعد از آن، پيامبر طرفين عبا را گرفته، دست راست خود را به سوى آسمان بلند كردند و عرضه داشتند: پروردگارا! اينان اهل بيت و خاصان و ياران من‏اند.» (ناصر مكارم شيرازى، تفسير نمونه، چ 16، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1378، ج 17، ص 298 ـ 303 / قاضى نوراللّه شوشترى، پيشين، ج 2، ص 554 ـ 557.)

17. قال رسول‏اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : «مَثَلُ اهلِ بيتى فيكم مَثَلُ سفينةِ نوحٍ مَن ركبها نجا و مَن تَخلَّف عَنها رخّ فى النار»؛ رسول خدا فرمود: مثل اهل بيتم در ميان شما، مانند كشتى نوح است؛ هر كس كه بر آن سوار شود، نجات يابد و كسى كه از آن تخلّف نمايد، در آتش مى‏افتد. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 23، ص 122 / شيخ صدوق، عيون اخبارالرضا عليه‏السلام ، ترجمه حميدرضا مستفيذ و على اكبر غفّارى، تهران، صدوق، 1373، ج 2، ص 27.)

18. «اِنّى تاركٌ فيكم الثقلينِ ما اِن تمسَّكتم بهما لن تَضلّوا بعدى؛ احدهُما اَعظمُ مِن الآخِر: كتابَ اللهِ ـ عزّوجلّ ـ حبلٌ ممدودٌ مِن السماءِ الىَ الارض و عترتى اهلُ بيتى، و لن يفترقا حتّى يَرِدا علىّ الحوضَ فانظروا كيف تَلحقُوا بِى فيهما»؛ همانا دو چيز گران‏بها در ميان شما بر جاى مى‏گذرام كه تا وقتى به آن دو تمسّك بجوييد هرگز پس از من گم‏راه نخواهيد شد؛ يكى از آن دو بزرگ‏تر، گرامى‏تر و مهم‏تر از ديگرى است: اين‏ها كتاب خدا، و عترت و خاندان من مى‏باشند. اين دو هرگز از يكديگر جدا نمى‏شوند تا در حوض كوثر بر من وارد گردند. پس بنگريد كه نسبت به آن دو، چگونه به من ملحق خواهيد گشت. (محبّ‏الدين احمد طبرى، ذخائر العقبى فى مناقب ذوى القربى، بيروت، دارالكتب العربيه، 1397 ق، ص 16.)

19. قالت فاطمه عليهاالسلام : «اَنسيتم قولَ رسولِ اللّهِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله يوم غدير خمٍ: مَن كنتُ مولاه فعلىٌّ مولاه؟ و قوله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : انتَ مِنّى بِمنزلةِ هارونَ مِن موسى؟» فاطمه زهرا عليهاالسلام مى‏فرمود: «آيا فراموش كرديد سخنان رسول خدا را در روز غدير كه فرمود: هر كه من مولا و رهبر اويم، على نيز مولاى اوست؟ و آيا فراموش كرديد كه به على عليه‏السلام فرمود: يا على! موقعيت تو نسبت به من همانند هارون به موسى پيامبر است؟» (قاضى نوراللّه شوشترى، پيشين، ج 21، ص 26 و 27 / عبدالحسين امينى، الغدير، ترجمه اكبر ثبوت و محمّد شريف رازى، تهران، كتابخانه بزرگ اسلامى، 1363، ج 1، ص 58.)

20. عبدالحسين امينى، پيشين، ج 7، ص 75.

21. البته پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در اين زمينه به حضرت زهرا عليهاالسلام هشدار لازم را داده بودند و در هنگام رحلت خويش فرمودند: «دخترم! بعد از من مورد هجوم و ستم قرار خواهى گرفت. پاره تنم! هر كس تو را آزار دهد مرا آزرده و آنكه به تو بپيوندد، به من پيوسته ...؛ زيرا كه تو از منى و من از تو ... هر كس از مردم به تو ستم كند، نزد خدا از او شكايت مى‏كنم.» (قاضى نوراللّه شوشترى، پيشين، ج 19، ص 160 / محمّدباقر مجلسى، ج 43، ص 177.)

22. على بن محمّد بن المغازلى، مناقب آل ابى‏طالب، ترجمه شهاب الدين مرعشى نجفى، طهران، المكتبة الاسلاميه، 1394 ق، ص 18 / اخطب ابى بكر خوارزمى، المناقب، نجف اشرف، المطبعة الحيدريه، 1385 ق، ص 94 / عبدالحسين امينى، پيشين، ج 1، ص 272 / قاضى نورالله شوشترى، پيشين، ج 6، ص 256.

23. ر.ك: نعمت‏اللّه قاضى، اسرار سياسى اسلام و بررسى زندگى زهراى بتول و فرزندانش، تهران،پيروز،1349.

24. محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 53، ص 18 و 19 / ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ترجمه و شرح محمّد ابوالفضل ابراهيم، ج 14، بيروت، دارالاحياء التراث العربى، 1385 ق، ص 193 / محمّد بن جرير طبرى، دلائل الامامه، بيروت، الدراسات الاسلاميه، 1413 ق، ص 45.

25. ابن قتيبه دينورى، الامامة والسياسة، ترجمه ناصر طباطبائى، تهران، ققنوس، 1380، ص 12 ـ 20.

26. «هنگامى كه فاطمه عليهاالسلام با عده‏اى از زنان دست حسن و حسين عليهماالسلام را گرفت و در حالى كه پيراهن رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را همراه داشت، در دفاع از امام خود به مسجد رفت و پيراهن رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را بر در مسجد آويزان نمود و آن جمع وقتى خشم فاطمه زهرا عليهاالسلام را ديدند (در اين هنگام ستون‏هاى مسجد لرزيدند.) به همين دليل، غاصبان عقب‏نشينى كردند و على عليه‏السلام به سلمان گفت: دختر پيامبر را درياب! به خدا قسم مى‏بينم كه مدينه همچون طومارى مى‏خواهد به هم بپيچد و اهلش را فرو برد و غاصبان از ترس غضب فاطمه عليهاالسلام ، على عليه‏السلام را رها كردند. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 198 / ابن ابى الحديد، پيشين، ج 2، ص 52 و ج 6، ص 48 / ابراهيم امينى، پيشين، ص 146 و 149.)

27. عده‏اى از حضرت على عليه‏السلام خواهش كردند كه «تمنّاى ما از حضرتت اين است كه بازمانده نبوّت را بخواهيد يا شب را براى نوحه‏سرايى بر پدر اختيار نموده و روز آرام گيرد و يا بالعكس آن را برگزيند و زهرا عليهاالسلام بعد از آگاهى از خواست مردم، روش سوگوارى خود را تغيير داد و گاه بر سر قبر حمزه و شهداى احد مى‏رفت و گاه در بقيع حاضر مى‏گشت و سوگوارى مى‏نمود و يا دست طفلان خود را مى‏گرفت و نزد پدرش مى‏رفت.» (محمّد باقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 193 / سيد احمد علم الهدى، اشك‏هاى فاطمه عليهاالسلام ؛ پشتوانه على عليه‏السلام ، تهران، صدر، 1369، ص 38.)

28. ر. ك: شيخ عبّاس قمى، رنج‏ها و فريادهاى فاطمه عليهاالسلام ، ترجمه محمدى اشتهاردى، قم، ناصر، 1369.

29. حضرت زهرا عليهاالسلام گاه با فرزندان خود درد دل مى‏كرد و مى‏فرمود:« كجا رفت آن كسى كه شما را دوست مى‏داشت؟ كجا رفت آن كس كه براى شما از همه مهربان‏تر بود؟ ديگر او نيست تا از در وارد شود. ديگر او نيست تا شما را بر شانه خود سوار كند.» (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 181 / ذبيح‏اللّه محلاتى، پيشين، ج 1، ص 245.)

30. ر. ك: شهيدمحمّدباقر صدر، فدك در تاريخ، ترجمه محمود عابدى، تهران، روزبه، 1360 و نيز ر. ك: ناصر مكارم شيرازى، حضرت زهرا عليهاالسلام و ماجراى غم‏انگيز فدك، مشهد، انجمن محبّان فاطمه، 1365، ص 18.

31. ميرزا محمدتقى سپهر، ناسخ التواريخ، چ دوم، تهران، اسلاميه، 1363، ج 1، ص 144 و نيز ر. ك: سيدجمال‏الدين دين‏پرور، فاطمه بر كرسى رهبرى، تهران، روزبه، 1355، خطبه حضرت در مسجد خطاب به ابوبكر.

32. آواى كوثر؛ خطبه حضرت زهرا عليهاالسلام ، تهران، سازمان تبليغات اسلامى، 1376، ص 49.

33. همان، ص 56 و 57 و نيز ر. ك: سيدعزالدين حسينى زنجانى، شرح خطبه حضرت زهرا عليهاالسلام ، چ سوم، تهران، اميركبير، 1365.

34. علاءالدين هندى، كنزالعمّال، ج 3، بيروت، مؤسسة الرساله، 1409 ق، ص 20 / جلال‏الدين عبدالرحمن سيوطى، تاريخ الخلفاء، تحقيق محيى‏الدين عبدالحميد، تهران، الحوراء، 1382، ص 68 و نيز ر. ك: سيدجعفر شهيدى. زندگانى تأثيرانگيز فاطمه دختر محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، تهران، حافظ، بى‏تا.

35. ابن قتيبه دينورى، پيشين، ج 1، ص 12 / ابن ابى الحديد، پيشين، ج 2، ص 5.

36. حضرت زهرا عليهاالسلام پس از خطابه غرّاى خود در مسجد و دفاع از فدك و استيضاح خليفه وقت، رسما به ابوبكر اعلام كرد: «اگر فدكم را پس ندهى تا زنده هستم با تو صحبت نمى‏كنم.» به همين دليل، هر جا به ابوبكر برخورد مى‏كرد، صورتش را برمى‏گردانيد و با او حرف نمى‏زد. (على ابن عيسى الاربلى، پيشين، ج 2، ص 103 / محمّد بن اسماعيل بخارى، صحيح بخارى، ج 8، ص 26 و 210 / جلال‏الدين سيوطى، پيشين، ص 67 / و نيز ر. ك: حسن سعيد، پيام فاطمه عليهاالسلام ، تهران، مدرسه چهل ستون، 1350، ص 35.)

37. حسن سعيد، پيشين، ص 54 / محمّد دشتى، تحليل و بررسى حوادث ناگوار زندگانى حضرت زهرا عليهاالسلام ، قم، نشر امام على عليه‏السلام ، 1378، ص 150 ـ 170.

38. دو تن از علماى اهل سنّت نيز به اين مسئله اشاره كرده‏اند. (ابوالحسن مسلم قشيرى نيشابورى، صحيح مسلم، تحقيق موسى شاهين لاشين و احمد عمر هاشم، ج 4، بيروت، مؤسسه عزّالدين، 1407 ق، ص 125.) در صحيح بخارى، ج 4، ص 63 آمده است: «عده‏اى از عايشه نقل كرده‏اند فاطمه عليهاالسلام بر ابابكر غضب كرد و با او سخن نگفت و همچنان بر اين حال بود تا از دنيا رفت.»

39. خطبه حضرت زهرا عليهاالسلام در هنگام عيادت زنان مهاجر و انصار از ايشان، ر. ك: على ابن عيسى الاربلى، پيشين، ج 2، ص 18 / محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 158 / محمّد دشتى، پيشين، ص 178 / محمّد بن جرير طبرى، پيشين، ص 39 / ابن شهر آشوب، همان، ج 2، ص 205 / ابن ابى‏الحديد،همان،ج65،ص20.

40. حضرت زهرا عليهاالسلام وصيت كرد: مرا شبانه، در آن هنگام كه ديده‏ها همگى به خواب رفته‏اند، دفن كن و حضرت على عليه‏السلام نيز چنين كرد. (محمد بن اسماعيل بخارى، پيشين، ج 5، ص 139 / محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 183 و ص 214 / قاضى نوراللّه شوشترى، پيشين، ج 10، ص 453.)

41. از حضرت على عليه‏السلام سؤال شد كه علت دفن حضرت فاطمه عليهاالسلام دختر پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در شب چيست؟ ايشان فرمودند: «او از مردمانى (ملتى) خشمگين بود و كراهت داشت بر جنازه‏اش حاضر شوند و حرام است بر دوستان آنان و دشمنان فاطمه عليهاالسلام كه بر فرزندان آن حضرت نماز گزارند.» (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، باب 37، ص 209.)

42. امام خمينى رحمه‏الله ، پيشين، ص 99.

43. همان، ص 91.

44. همان، ص 38.

45. جزوه «ميلاد كوثر فاطمه زهرا عليهاالسلام »، تهران، دفتر امور خواهران سازمان تبليغات‏اسلامى‏استان تهران،ص12.

46. الدستور، چاپ انگلستان، 1/4/1985 م.

47. نيويورك تايمز، چاپ آمريكا، 12/5/1996 م.

48. ميدل ايست تاميز، چاپ قبرس، 12/11/1983 م.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 19:52  توسط فاطمه حسن پور  | 

مقدمه:
براساس آموزه های وحیانی دین مبین اسلام  همه انسانها دارای کرامت ذاتی می باشند ومطابق با اصل عدالت می باید درراستای دستیابی به حقوق خویش ، از تسهیلات  وامکانات مورد نیاز برای شکوفائی استعدادها و توانمند سازی برخوردار باشند. بدین منظور احقاق حقوق معلولان ودسترسی به فرصتهای برابر آموزشی در جامعه ضرورتی انکار ناپذیر در کشور ایران به شمار می آید روز جهانی معلولین  برای تعمق  بیشتر در خصوص  مسائل آموزشی ، پرورشی وتوان بخشی معلولین فرصتی مغتنم است وضرورت ایجاد رویکردونگرش نوین به مسئله معلولیت را ایجاب می نمایدبا توجه به تناسب شعار امسال  روزجهانی معلولین  یعنی منزلت و عدالت برای همه  باشعارهای ارزشی موردتأ کید در جامعه  ماموضوع  برخورداری از منزلت وعدالت برای تمامی افراد انسانی، بیشتر رخ می نماید.در این راستا در سالهای اخیر وخصوصاً در دولت نهم در مجموعه های مختلف کشور از جمله نظام آموزش وپرورش ،به مسائل ومشکلات معلولین عنایت ویژه ای گردیده است دردولت نهم با الهام از رهنمودهای آئین مبین اسلام جهت توان مند سازی دانش آموزان با نیازهای ویژه گامهای مؤثری برداشته شده است.
 اهم این فعالیتها عبارتند از :
 ارائه خدمات آموزشی ،پرورشی وتوان بخشی به گروه های مختلف دانش آموزان با نیازهای ویژه در دوره های مختلف تحصیلی ، تصویب آئین نامه طرح آموزش فراگیر وآئین نامه پیش حرفه ای راهنمایی  و متوسطه  در شورای  عالی آموزش و پرورش ، توسعه  مراکز آموزش  و توان بخشی دانش آموزان دارای مشکلات ویژه یادگیری ،تأ مین هزینه درمانی ودارویی کلیه دانش آموزان استثنایی،تدوین وتألیف کتب درسی خاص، چاپ سالانه بیش از 40  هزار جلد کتاب به خط بریل برای نابینایان ، توسعه  برنامه  فرهنگی و  ورزشی و تقویت بنیه علمی دانش آموزان معلول برای ورود به مراکز آموزشی عالی .
راههای ایجاد انگیزه در کودکان استثنایی برای انجام تکالیف دینی:
موضوع کودکان استثنايي ومسائل ومشکلات مربوط به اين قشرمبحثي است که از ديدبسياري از مردم جامعه ما صرفاٌ به خانواده هاي اين افراد بر مي گردد وغالباً از کنار مشکلات اين افراد بسادگي ميگذرند سيستم آموزش و پرورش دینی کودکان استثنایی براساس نرم افزار آموزش عادي است زماني گفته مي شدمشکل معلوليت مشکل فرداست وفردبايد خودرا باجامعه تطبيق دهد اما اکنون  نگاه جهاني اين  است که معلوليت  مشکل  جامعه است  و  بايد شرايطي فراهم شود تا  همه  افراد جامعه حق  شهروندي داشته  باشند واين  مسئله با  فراهم کردن فرصت هاي
برابربراي اين افرادتحقق مي يابد. هم اکنون حدود 3500 دانش آموز ما در گروه ناشنوايان و نيمه  شنوايان و نا بينايان  و نيمه  بينايان  و معلولين  جسمي  و حرکتي  درمدارس  عادي درس ميخوانند تغيير نگرش به اين ترتيب تدريجاً صورت مي گيردتا افراد عادي بدانند هيچ مشکلي از جانب يک فرد  معلول براي آنها پيش نمي آيد  در آموزش فراگير مسائل  دینی  هدف اين است که هرفردي بدون توجه به مشکلاتي که دارد بتواند درنزديکترين مکان به محل سکونت خودتحصيل کنددراجلاس سالامانکای اسپانيا باحضوروزيرآموزش وپرورش ايران و  وزراي آموزش و پرورش سراسر  جهان ، قراردادي  بسته  شد  و  همه در آن جا به  صورت  مشروط قراردادي را امضا  کردند که  تا سال( 2015 ) آموزش فراگيرمسائل مذهبی  مورد  نیاز دانش آموزان در همه کشورهاي عضو اجرا شود. ما نيز در پي آن  باشیم که اين شرايط را با منعطف کردن  آموزش و  پرورش  ايجاد کنيم  و نظام  ارزشيابي  را منعطف  کنيم  تا  هر کس مطابق توانايي و استعداد خود ، فرصت استفاده از آن را داشته باشد. ما بايد  با فراهم کردن  تسهيلات براي حضور دانش آموزان معلول در مدارس  ( مثل امکانات سخت افزاري)   شرايط را  براي حضور فعال آنان در صحنه جامعه فراهم کنيم.

 دانش آموز در سيستم فراگير  بايد مقيد  باشد که  خود سيستم تحصيلي اش  را  انتخاب  کند مزيت آموزش فراگير،   فراهم شدن  بستري  مناسب  در جهت  ارتقاي  شرايط  اعتقادی  اين عزيزان است.مزيت ديگرآن  درگير شدن  همه نهادهاي  جامعه با اين موضوع است.  از نگاه ديني در اسلام هم توجه خاصي به تواناييهاي فردي شده است، بنابراين بايد در برنامه ريزيها همه ي اين موارد را در نظر بگيريم فرزندان معلول ما راضي به ترحم  نيستند اما  دغدغه هاي بسياري دارند: دغدغه تحصيل، شغل وازدواج.  درست مثل افراد  عادي که اين مسائل راحق خود مي دانندمااز نظر کيفيت وسيستم آموزشي درموردبچه هاي استثنايي در آسيا و خاورميانه حرفهاي زيادي براي گفتن داريم، خصوصاً در اين چند سال اخير. منتهابراي تأثير گذاري بر افکارعمومي اين ارتباط بايددوطرفه باشد  دو طرفه کردن ارتباط بين کودکان استثنايي باساير افراد جامعه با کيست؟ اينکه تصورکنيم نهادهايي مثل  بهزيستي متولي اين امر هستند شايدمغاير با آموزش فراگير باشد ولي ايده آل آن است که همه حس کنيم معلوليت مشکل جامعه است صداوسيما همانطور که براي افراد عادي برنامه توليدمي کندبايد براي معلولين هم برنامه هايي توليد کند اکنون به طور محدود  مشاهده  مي شود که در  بعضي  از برنامه هاي  صدا  و سيما، خانمي در گوشه صفحه تلويزيون متن برنامه ها رابراي ناشنوايان  به زبان  اشاره اجرا مي کند. اين مسئله نبايد محدود باشد بايد نهادينه شود تا همه فکر کنند و در برنامه ريزي هاي خوداين مسائل را لحاظ کنند. تمام دستگاه هاي اجرايي و رسانه هاي گروهي، وهر  کسي که به نوعي با افراد جامعه  سر وکار دارد  بايد در  برنامه ريزي هاي خود ، شرايط ويژه  معلولين را در نظر بگيرد، به طوري که حرمت اين بچه ها هم حفظ شود.

حقوق دینی  کودک استثنایی از دیدگاه اسلام :
ستايش و نیایش  نامحدود  پروردگار  و آفریننده ای  را  سزاست که  جهان را مأوای جمال  و جلال خود گردانید، از روح خود به انسان، این اشرف مخلوقات، دمید  و خرد و  دانش به او بخشیداو را مسجود ملائک گردانید درود فراوان بر برگزیدگان اسرار آفرینش یعنی حضرت ختمی مرتبت   و آل اطهار او که برای جوامع مدنی هادیان سبیل هدایتند.  پیامبر اسلام (ص) ازچهارده قرن قبل رسیدگی، مراقبت و  رعایت  حقوق  دینی کودکان را  مورد عنایت قرار  داده  و هم چنین پس از ایشان ائمه اطهار ، یکی پس از دیگری در مناسبت های  مختلف  به  تبیین حقوق کودکان معلول پرداخته و اصول و کلیاتی را در این مورد وارد  نظام اجتماعی و جامعه مدنی نمودند این اصول و کلیات بسیار زیبا، دلپذیر و اعجاب آور است  به طوری که انسان تصورمی کند آن بزرگواران  از وضع کنونی  عالم کاملاً مطلع  بودندکه این گونه فنی وتخصصی به مسائل کودکان پرداخته اند به جرأت می توان  گفت  درهیچ دین  و آئینی، این چنین به معلولیت توجه  نشده  است و  بدون  شک کلام  گهربار،  معصومین در امور  زندگی اجتماعی بشر  راهگشا  بوده و پیروی  از دستورات  و  رهنمودها  و سخنان  این سفیران  الهی سبب  راه یابی و  رسیدن به  مدینه فاضله و جامعه ایده آل كودكان  معلول خواهد شد عدالت اجتماعی در دین مبین اسلام ایجاب می کندتا افرادیکه به نوعی مشکل دارند مورد توجه قرار گیرند. استاد شهید مطهری در کتاب عدل الهی خود می نویسد: انسان مسلمان به عنوان خلیفه الله و مجری عدالت اجتماعی موظف است تا خلاءها و نارساییهای موجود در جامعه را پر کند و یکی از این خلاءها و نارساییها در جامعه وجود و حضور کودک معلول می باشد که بر اثر عوامل متعدد فردی و اجتماعی متولد شده است خلیفه الهی  برای حکومت  اسلامی بیشتر  مد نظراست بایدکودکان  معلول در حکومت  اسلامی مورد توجه  بیشتر حقوق ویژه و دقت نظر دولت برای  رسیدن به  یک زندگی  عادی  قرار گیرند اسلام دینی کامل جامع ومکتبی انسان سازاست وتوجه خاصی به معلولین دارد البته دولت جمهوری اسلامی در حد توان و امکانات، تسهیلات لازم  را  برای  این گونه   افراد فراهم  ساخته است  لیکن کافی نبوده  و تلاش بیشتر مسئولین را می طلبد. رسیدگی به حقوق کودکان معلول به عهده قشر خاصی از جامعه نبوده و مردم  باید در این  مورد توجیه  شوند که  این  امر ، یک مسئولیت عمومی است. همانطور که از سوی معصومین نیز سفارشهای متعددی در این زمینه وجود دارد: امام حسین (ع) در حساس ترین برهه  از تاریخ  زندگی خود در ارتباط با کودک معلول مطلبی را می فرماید که  حاکی از اهمیت به حقوق دینی کودک  معلول  است .  ایشان در  زمان مبارزه  با یزید ،  در صحرای عرفات آن جا که نخبگان امت را گرد  هم جمع کرده است تا دلیل عدم بیعت خود با یزید را توضیح دهد می فرماید: (( ای مردم  به چشم  خود می بینید  که پیمان های  خدا شکسته  شده  و شما هراس نمی کنید ، در حالی که  بابت نقض  تعهد  پدران خود  به هراس افتاده اید و این در حالی است که تعهد به رسول خدا بی مقدار و خوار گشته،  نا بینایان و نا شنوایان و معلولان در شهرها بی سرپرست مانده اند و به آنها  ترحم  نمی شود و شما  نه به  اندازه  و  مقام خود و در  خور  مسئولیت خود کار می کنید  و  نه  به کسی که  برای معلولین  کار می کند  خضوع  می کنید))  این  حدیث  بیانگر  عنایت  و  توجه  حضرت  به  رسیدگی  به  امور  معلولین   می باشد. ایشان در اوج فعالیت های مبارزه جویانه و اصلاح طلبانه خود در برابر جور و ستم یزید، در صحرای  عرفات ضمن  انجام  اعمال  حج  نیز از  توجه  به آموزش مسائل دینی به معلولین غافل نشده و  توجه  به  آنها  را  به  نخبگان  حاضر در  جمع تذکر می  دهند و  می گویند بی توجهی به معلولین در  ردیف  عهد شکنی  با  خدا و  رسولش  می باشد.  صحبت از «توجه به معلولین»  در صحرای عرفات برای  حدود هزار نفر از  نخبگان  مکه در انتقاد از نظام طاغوت، یعنی توجه دادن امت به یک وظیفه خطیر .


رسانه موثرترین ابزار در باب فرهنگ سازی مسائل کودکان استثنایی است 

رسانه ها  می توانند  به  عنوان موفق ترین  و مؤثر ترین  ابزار در  باب  فرهنگ  سازی  مسائل آموزشی ، تربیتی  و اجتماعی  کودکان  و دانش آموزان  استثنایی عمل  کنند. با توجه به تغییر رویکرد های آموزشی به کودکان استثنایی ضرورت  ساخت  و حضور فیلم هایی با موضوع کودکان  استثنایی در  چنین  جشنواره هایی  بیشتر   احساس  می شود  زیرا   فیلم  و سینما  از ابزارهایی   هستند که  در عصر  حاضر می توانند  به  عنوان  یک  ابزار آموزشی وتربیتی مورد توجه قرار گیرند وجشنواره فیلم رشد هم به خوبی از این وسیله کاربردی بهره برده است .فیلم هایی می توانند در زمینه  فرهنگ سازی برای شناخت و رفتار با دانش آموزان استثنایی موفق وموثر عمل کنندکه با نگاه کارشناسانه  به مسائل این گروه  بپردازند  و به شیوه راحت  و روان مسائل آموزشی و تربیتی کودکان استثنایی را به  مخاطب عرضه کنند. آثار مربرط به کودکان استثنایی  باید شرایط  را برای  ایجاد  فضایی در  جهت  تعامل  بیشتر  جامعه  با  دانش آموزان استثنایی باز کنند و هیچ  فضا و قالبی بهتر از فیلم  نمی تواند تأثیر گذار  باشد . در مقطع فعلی وظیفه  فیلم سازان  با  موضوع  کودکان  استثنایی  دشوارتر  است  و باید در  نگاه  و اثرشان به موضوع  حتما دیدگاه هنری  و خلاقانه در  راستای  نشان  دادن  توان مندیهای  دانش آموزان استثنایی  حاکم باشد.واقعیت این است که ما باید بستر سازی مناسب برای فیلم سازان موضوع دانش آموزان ویژه  وحتی برای استفاده کنندگان آن در داخل نظام آموزش وپرورش وخارج آن  ترسیم کنیم  تا بتوانیم در عمل از  جشنواره های تخصصی آموزشی و تربیتی بهره  لازم را ببریم.
نتیجه گیری :

پس از رادیو ،تلویزیون پرمخاطب‌ترين رسانه و يکي از موثرترين و گسترده‌ترين دستگاه‌هاي پيام‌رساني در جهان امروز به شمار مي‌آيدتلويزيون، صرف نظر از جهت‌گيري ‌هاي محتوايي به دليل استفاده  از تصوير و جاذبه‌هاي بصري و هنري، نسبت  به راديو و برخي از  رسانه‌هاي ديگر، جذابيت و تأثير‌گذاري بيشتري بر افکار و رفتار مخاطبان خود داردتلويزيون، علاوه بر بهره‌مندي از برخي ويژگي هاي عمده راديو داراي  مميزه‌هاي انحصاري از قدرت نفوذ فوق‌
العاده‌اي برخوردار است. فيلم‌هاي سريالي و سينمايي، انيميشن و برنامه‌هاي  ويژه کودکان و نوجوانان همراه  با موسيقي، تصوير و  قصه‌هاي روان و جذاب ، مي‌تواند در آداب و عادات بينندگان، تغييرات بنيادين ايجاد كند  تلويزيون  در واقع  مجموعه‌اي از چند رسانه، از جمله سينما ، تئاتر ، نقاشي ، موسيقي، راديو، کتاب و مطبوعات است که به آساني و ارزاني در هر خانه‌اي  جاي مي‌گيرد  البته  امروزه  در هواپيماها ،  قطارها ، اتوبوس‌هاي  بين  شهري و حتي اتومبيل‌هاي سواري و نيز اماکني چون هتلها، ترمينالها، فروشگاهها، فرودگاه‌ها و … ..........
تلويزيون  به عنوان  عمده‌ترين  رسانه  اوقات  فراغت  و ذهن  و  زندگي  مردم  را تحت  تأثير تعليمات و تلقينات خود قرار داده و در تضعيف يا تقويت اعتقادات، آرمان‌ها، فرهنگ و سنن آنان نقشي کم ‌نظير دارد  تلويزيون  با آموزش مفاهيم  فرهنگي و  اعتقادي و  ترسيم  و  تبيين مصاديق و نمودهاي بارز اسوه ها و الگوهاي مثبت يا  منفي و تبليغ  و ترويج  مصرف کالاها و محصولات داخلي يا خارجي و نهادينه‌سازي هنجارهاي مذموم يا ممدوح و حتي تغيير ذايقه و ذوق بينندگان ، از جايگاهي کاملاً  استثنايي  برخور دار  است . نکته بسيار  مهم  اين  است که قدرت تأثيرگذاري  تلويزيون در بين  دختران و پسران  جوان استثنایی به دليل  برخورداري از خصلت و خصوصيات ويژه، بيش از ديگر طبقات سني در جامعه است. خطرخيز بودن فرآيند فعاليت‌هاي  نامطلوب و هدايت ‌نشده  برنامه‌هاي تلويزيوني  نيز  همين جاست .تمييز  حقايق و واقعيت‌ها با آنچه در فيلم‌ها و سريال‌ها تلويزيوني که اغلب تخيلي، غيرواقعي و بعضاً آرماني است، به ويژه براي جوانان و نوجوانانی، که از قدرت نقد و تميز کمتري برخوردارند، امري دشوار و اغلب  ناممکن است ، براي همين ، بسياري از حوادث  و رويدادهايي که در جريان فيلم‌ها و سريال‌ها و برنامه‌هاي تلويزيوني، طرح و ترويج مي‌شود، امور واقعي پنداشته شده و ميزان تأثيرپذيري مخاطبان را بيش از پيش افزايش مي‌دهدسطح و ميزان تقليد و پيروي نسل جوان از الگوها و  قهرمان‌هاي  معرفي شده  از طريق تلويزيو ن  را  مي‌توان  در مدل  لباس و آرايش و اصطلاحات و عبارت به کار گرفته شده در محاورات و معاشرت‌هاي جوانان و نيز رويکرد آنان نسبت به  هويت فرهنگي ، افتخارات  ملي و  مقدسات مذهبي  به خوبي مشاهده نمود.طرح اين مطالب بدين منظور انجام گرفت که در  بازشناسي آسيب ‌ها و  آفت‌هاي رايج در بين مردم به ويژه نسل جوان ، نمي‌توان نسبت به بازخورد برنامه‌ها  و فعاليت‌ هاي آموزشي، تبليغي، تفريحي تلويزيون غفلت ورزيد و مطالعه آسيب شناسانه عملکرد برنامه‌ريزان و متوليان اين رسانه مهم و موثر را مورد توجه قرار نداد.
پیشنهادات :
 1 ـ غرب کاپيتاليسم و شرق کمونيزم از ارائه الگويي جامع و مانع در راستاي تعليم و تربيت و تزکيه انسان امروز عاجز بوده  و دعوت به   ماترياليسم  و سکولاريزه كردن  فرهنگ  جهاني ، محور و مدار اصلي جهت‌گيريهاي تبليغي و رسانه‌اي آنان به شمارمي‌رفته است.به اين ترتيب، مديران و ناظران سيماي جمهوري اسلامي،  بنابر اصل آزمون و خطا،  تلاش خود را  در مسير خلق الگويي استثنايي و در  عين  حال  قابل  فهم  و  قبول  مخاطبان   تلويزيون   و نيز  بر  پايه آموزه‌هاي ديني بکار ‌ببندند تا  بتوانند مانع  نفوذ و  تأثير  رويکرد مادي و نيز تقويت باورهاي ديني ونشر اخلاق اسلامي در لايه‌هاي مختلف  مخاطبان خود  (به خصوص کودکان استثنایی) شوند.
 2 ــ  بناي  برنامه هاي تلويزيون بر استفاده از نظرات  صاحب ‌نظران  فرهنگي، ديني و سياسي و مديران فعاليت‌هاي علمي، آموزشي و تفريحي و …... در زمینه ارتقای  بینش مذهبی دانش آموزان استثنایی مؤثر می باشد  اين امرسبب  افزایش معلومات دینی آحاد مردم  به ويژه نسل  جديد می شود  .
3  - برنامه‌هاي معمولي صدا وسیما به ويژه  طنز آميخته  به سطحي‌ترين  سوژه‌ها  با بهترين  و  جذاب ‌ترين شيوه ‌ها و  به کارگيري  مشهور ترين و با  تجربه‌ترين  بازيگران ،  نويسندگان  و کارگردانان، توليد و پخش مفاهيم و معارف عميق ديني، اخلاقي و عرفاني با کم‌ترين سرمايه، و به شکل ماهرانه به تصوير کشيده شود. بديهي است  اعمال روشهاي تبليغي و آموزشي مورد اشاره  در  تغيير رويکرد  بينندگان به  ويژه  نوجوانان و جوانان با نیازهای ویژه نسبت به مفاهيم و آموزه‌هاي ديني تأثير عميقي  خواهد داشت .
4 ـ بیان  اسوه‌ها، الگوها و طرح و تبليغ شفاف و صريح مقدسات ديني و ارزش‌هاي اخلاقي، در نشر و گسترش فرهنگ ديني دانش آموزان استثنایی نقش به سزایی دارد  .
5 ـ کارشناسان وسايل ارتباط جمعي معتقدند، هر يک از رسانه‌ها، کارهای ويژه‌ي منحصري دارند که بدون توجه به آنها نمي‌توان از رسانه‌ها براي تحقق اهداف مطلوب بهره‌برداري کرد. به عبارت ديگر، نبود شناخت فلسفه  وجودي و ويژگي‌هاي  خاص هر يک از رسانه‌ها ، باعث به هدر رفتن پتانسيل‌ها و  سرمايه‌هاي  موجود و توفيق  نيافتن در پيام‌رساني مطلوب به پيام‌گير خواهد شد استفاده از  نيروهاي باتجربه و لايق و نيز ابزار و امکانات سخت افزاري   تلويزيون، موجب افزایش کمي و کيفي بينندگان نسبت به محتواي پيام  و باعث جذب مخاطبان مي‌شود وفرآيند تبليغات  ديني و  نشر فرهنگ  اسلامي در  بین دانش آموزان  به بهترین شکل صورت خواهدگرفت به  فرموده امام خمینی (ره):تلويزيون يک دانشگاه سراسري است توليد‌کنندگان فرهنگي ازطريق فيلم هاي سينمايي، سريال هاي تلويزيوني جذاب  و جوان‌پسند با جهت‌گيري‌ هاي ديني و اخلاقي ، می توانند گروهي عظيمي از نسل  جوان کشورمان  را  تحت آموزه‌هاي خود  قرار داده  وآسيب ‌پذيري  پر جمعيت ترين  طبقه جامعه  اسلامي را  روز به  روز کاهش دهند.
6 –ایجاد زمینه هایی برای ارتقای بینش دینی وقرآنی دانش آموزان استثنایی در مدارس از راههای ذیل :
الف) آموزش مفاهیم دینی وقرآنی از راه نقل داستان وقصه به شکل بدیع که شیوه قرآن کریم است .
ب) دعوت از اساتید رشته های مختلف قرآنی  واستفاده از آنان در مراسم آغازین مدرسه .
ج) برگزاری مسابقات کتبی ،شفاهی ،قرائت ومفاهیم قرآنی  ومعرفی دانش آموزان فعال در یادگیری  قرآن واعطای پاداش وهدیه به فعالان قرانی کلاس وبر گزیدگان مسابقات .
د) تهیه نشریه قرآنی ودینی به صورت خبرنامه  .
ذ) نصب پوسترهای قرآنی واحکام دینی در تابلوی اعلانات مدرسه
ر) استفاده از نرم افزارهای آموزشی  قرآن کریم ویاحتی ساختن نرم افزار در زمینه ترجمه ومفاهیم عبارات قرآنی کتاب دین وزندگی  .
7 – استفاده از نرم افزارهای ارزشمند دینی  و نیز سایت ها ی  مربوط  به کودکان و نوجوانان استثنایی می تواند عاملی برای تثبیت ارزشهای  دینی باشد .
8 – از روش القای غیر مستقیم ( هدیه کتاب های مناسب ، داستان هایی در باب نماز ، قصص قرانی ، شعر  ، شرح  حال  بزرگان ،  نمایش  فیلم  )  برای  آموزش  احکام  دینی  در  مدارس استثنایی استفاده شود  .
9 – برگزاری جشن های مذهبی  ومولودی ها  در مدارس و حضور دانش آموزان  در  چنین مراسمی  در ارتقای بینش دینی  آنها مؤثر می باشد .


منابع

-  افروز ،غلامعلی ،   1375 ،کودکان عقب مانده ذهنی   ،چاپ دانشگاه تهران

 

- حیدری ،مریم ،1377 ، عزت نفس و نقش آن در زندگی ، نشریه ماهانه آموزشی - تربیتی

 

پیوند ، صص40 – 36

 

- حاج بابایی، مرتضی ، دهقانی هشت جین ، یاور ،1372  ،آشنایی با ویژگی های کودکان استثنایی،چاپ ونشر ایران .

 

- سلطانی ،فاطمه ،1385 ،   عوامل مؤثردر ناهنجاریهای دانش آموزان وراههای پیشگیری آن

 

- شعاری نژاد، عزت  الله ، سیف نراقی، مریم ، 1374 ، دانش آموزان  استثنایی، چاپ هفتم ،تهران ، امیر کبیر .

 

- علیزاده ،رقیه ،1386 ،نارسایی ذهنی ،مرکز آموزشی استثنایی 15 خرداد فریدونکنار.

 

- غباری بناب،باقر،حجازی ،مسعود،1386،رابطه جرأت وعزت نفس با پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان تیز هوش وعادی .

 

- میلانی فر ،بهروز ،1370 ، روانشناسی کودکان ونوجوانان استثنایی ، چاپ سوم ،توس .

 

  - منتظری کردی ،مریم،1385 ،بررسی عمده مشکلات ومعضلات نوجوانان

- ناتانیل ،براندن ،روان شناسی عزت  نفس ،ترجمه :مهدی قراچه داغی


HTTP://KHAKM.BLOGFA.COM/POST-205.ASPX

کلیات استثنایی(برگزاری مسابقات فرهنگی وهنری)

HTTP://NIYAYESH.BLOGFA.COM/POST-146.ASPX

حقوق دینی کودکان استثنایی


HTTP://EXP85.BLOGFA.COM/87.8.ASPX

خلاقیت های کودکان استثنایی

HTTP://WWW.SEO.MEDU.IR/IRAN EDUTHMS

رسانه مؤثرترین ابزار آموزش مسائل دینی به کودکان استثنایی

 

HTTP://WWW.BPDANESH.IR/DETAILNEWS.ASPX?ID=6405

ایجاد انگیزه دینی در کودکان استثنایی

 

HTTP://WWW.OMIDSCHOOL.BLOGFA.COM/POST-300ASPX

حقوق کودکان استثنایی از دیدگاه اسلام

 

HTTP://WWW.NIOC.ORG/MOSHAVEREH/NEW

مشکلات کودکان استثنایی

 

HTTP://WWW.KAYHAN NEWS.IR/86.917

اقامه نماز در مدارس استثنایی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 19:49  توسط فاطمه حسن پور  | 

در کویر دلم باران غربت می بارد


اما چه غریبانه


چه مغرورانه ؟!


در کویر بی بار دلم جای تو خالیست


می شناسم این ندارا


جای پاهای تو را من می شناسم


عطر نامت را که نامم


عطر جانت را که جانم زیر و رو کرد


می شناسم من تو را من می شناسم ....




تقدیم به ساحت مقدس آقام صاحب الزمان (عج)

             

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 16:57  توسط فاطمه حسن پور  | 

 

 

 سال هفتم هجری پس از پیروزی مسلمین در جنگ خیبر ، یهودیان اطراف مدینه وقتی اقتدار و شوکت اسلام ومسلمانان را دیدند هر کدام درصدد برآمدند که به نحوی رضایت مسلمین را جلب کنند تا از حملات ایشان در امان باشند از جمله آنها دهکده ای آباد وپر رونق به نام فدک بود که وقتی مردم آن دهکده دانستند در برابر نیروهای توانمند اسلام تاب مقاومت ندارند خدمت رسول الله صل الله علیه و اله و سلم رسیدند و درخواست آشتی و صلح نمودند و خود با رضایت خاطر نیمی از دهکده را به رسول خدا بخشیدند و حضرت آنها را در کار خودشان آزاد گذارد .

طبق دستور الهی و آیه شریفه قرآن این ملک مخصوص پیامبر است و کسی را در آن حقی نیست . پیامبر یکی دو سال عایدی این مزرعه را که بسیار زیاد هم بود بین مستمندان بنی هاشم و فقرای مدینه تقسیم کرد و بعد از آن که آیه شریفه « و آت ذاالقربی حق» نازل شد پیامبر صل الله علیه و اله و سلم فدک را به دخترش فاطمه (س) بخشید حضرت زهرا همچون پدر بزرگوارش ، عایدی فدک را صرف فقرا و مستمندان می نمود وخود کمترین بهره ای از آن نداشت .

وقتی ابوبکر به خلافت رسید ، دستور داد فدک را از حضرت زهرا(س)  بگیرند ودر این میان عمر بیش از دیگران اصرار داشت. غصب فدک از دست صاحب اصلی آن صرفاً یک تجاوز به اموال شخصی فردی نبود ؛ بلکه اهداف بزرگتری را به دنبال داشت که در واقع جلوگیری از آنها سبب شد تا دختر رسول خدا برای باز پس گرفتن آن ، دست به مبارزه و جدال با خلیفه بزند. او می دانست آنها هرگز راضی به پذیرفتن حق نیستند ؛ اما می بایست از حق دفاع کند اگر چه در این راه سیلی بخورد و با تازیانه دشمن بازوان خود را ورم کرده ببیند و با پهلوی شکسته و مجرو ح دارفانی را وداع گوید.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 10:49  توسط فاطمه حسن پور  | 

انشا به معنی ایجاد کردن، پرورش دادن، ابداع و خلق کردن است وآنچه راکه امروزه فن انشا گفته می شود از نخستین معنای آن (ایجاد) گرفته شده است انشا به معنی نظم دادن به فکر به معنی ایجاد کلام و سخن و نگارش آن است معادل فارسی انشا دبیری است که به معنی منشیگری و کتابت می باشد در اصطلاح ادبیات انشا عبارت از نگارش جملات و عباراتی است که افکار نویسنده را به صورتی روشن و زیبا بیان کند که خواننده آنها را به سهولت بفهمد و برایش خوشایند و مطلوب باشد. 

هدفهــــای آمـــوزش انشـــا :

1) دانشآموزان بتوانند آنچه را که میاندیشند و میخوانند به دیگری بگویند و بنویسند.

2) دانشآموزانی که تخیل قوی و استعدادی بیشتر در نویسندگی دارند بشناسیم و در مسیری صحیح هدایت کنیم.

3) پرورش قوه استدلال،تفکر و دقت دانشآموزان و وادار کردن آنها به درست دیدن و شنیدن،سپس دیده و شنیده خود را به طرز ساده و روشن بیان کردن و نوشتن است.
روش آمـــوزش انشا :
زمینه یادگیری انشا مانند کودکی میماند برای سخن گفتن، غذا خوردن، راه رفتن از ساده به مشکل نیاز به کمک بسیار ما دارد این دانشآموز و یا نوآموز برای اینکه بهتر بنویسد و بهتر بیان کند و مطالب را آنچه که هست بازگو کند نیاز به کمک و راهنمایی و هدایت ما دارد پایه نوشتن صحیح و مستقل از همان کلاسهای اولیه گذاشته می شوددانشآموزان از سال اول تحصیل میآموزند که چگونه منظور خود را درست بیان کنند در کلاس دوم علاوه بر جملهسازی و تکمیل جملههای ناقص، با کلمههای آشنا جواب سؤالات را به صورت کتبی مینویسند و ازکلاس سوم نوشتن انشا عملاً آغاز میگردد ودانشآموزان ابتدا برای هر انشا طر حریزی مینمایند و این طراحی در مرحله اول به طور شفاهی انجام میگیرد و بعد به صورت کتبی در میآید برای نوشتن انشا آموزگاران باید دانشآموزان را هدایت و راهنمایی کنند که شاگردان نظم فکری داشته و در مشاهدات خود دقیق باشند، درست بیندیشند ، خوب بیان کنند و به قاعده بنویسند تنها دادن موضوع برای نوشتن انشا کافی نیست دانشآموزان لازم است که بیاموزند که قبلاً فکر کنند و ریزهکاریها را دقیق مشاهده نمایند و پس از آنکه فکر ومایهای برای نوشتن پیدا کردند با به کارگیری اصول نگارشی ای که از آموزگار خود فرا گرفتهاند شروع به نوشتن انشا نمایند. یکی از شرایط نوشتن انشا تسلط و مهارت یافتن در خواندن است برای این کاریکی ازبهترین روشهاجمع کردن کتاب داستان دانشآموزان ودادن کتابها به دانشآموزانی که آن کتابها را نخواندهاند و به همین ترتیب تا همه دانشآموزان در مدت یکی دو هفته متوا لی بتوانند تمام کتاب داستانها را بخوانند و خلاصهی آن را در دفتر خود بنویسند.گاهی اوقات نوآموز نمیتواند فکر خود را روی موضوعی متمرکز کند و یا مایه ذهنی لازم و کافی در آن زمینه ندارددراین صورت معلم میتواند معانی و مفاهیم را به او القاء کند و شاگرد به آن معانی لباس مناسب بپوشاند و به صورت مکتوب درآورد.

یک تذکـــــر مهــــم در نوشتن انشــــا :
دانشآموزان باید بدانند همانطوری که در صحبت کردن نباید از موضوع خارج شد بیمورد سخن گفت و یا زیاد حرف زد،در نوشتن هم باید از حاشیهرویهای بیموقع و آوردن جملههای پرلفظ و بیمعنی خودداری کرد. امروزه نوشتهای پسندیده است که دارای جممههای کوتاه و رعایت مساوات در کلام باشد در نوشتن انشا باید از بازی و داستانسازی نیز استفاده کردداستانهای نیمه تمام که دانشآموز باید ادامه داستان را خود از فکر و ذهن خود بسازد و یا
این روش را به صورت بازی در بیاوریم یکی از دانشآموزان داستانی را شروع میکند و پس از گفتن یکی دو جمله نوبت به دانشآموز دیگر میرسد که دنبالهی داستان را بگویدهمینطور تا آخر، تا داستان تمام شوددراین بازی علاوه بر تقویت سرعت انتقال و تخیل اطفال، قدرت حفظ،رشته منطقی کلام نیزدرآنها پرورش مییابددردرس انشا به رغبت و علاقه دانشآموزان و مفید بودن آنچه آموخته می شود باید توجه بیشتری داشت داشتن روزنامه دیواری ، تهیه لوحههای مختلف کمک مؤثری به انشا دانشآموزان میکند ، چون موضوعات توصیفی به محسوسات و مشاهدات و تجربههای کودکان بستگی پیدا میکندبا علاقه و رغبت بیشتری مینویسند.

 

 

 

 

محل مناسب نوشتن انشا (کلاس یا منزل) :
معلمینی که تنها به تعیین موضوع انشا بسنده میکنند و از دانشآموزان میخواهند که در منزل انشا بنویسند و در جلسه بعد در کلاس بخوانند و مجدداً موضوعی دیگر برای جلسه آینده معین میکنند باعث می شوند که تعدادی از دانشآموزان از اولیای خود کمک بگیرند و تعدادی اصلاً ننویسند و یا تنها به نوشتن چندجمله تکراری و بیسر و ته اکتفا کنند بهترین راهحل برای نوشتن انشا این است که ابتدا هر درسی که داده می شود معلم باید هم خانواده و مخالف وهم معنی کلماتی که درآن درس وجود دارد به دانشآموزان یاد بدهد بعد از چند درس دانشآموز دیگرمثل قبل ازمعلم تقلید نمیکند بلکه جلوترازمعلم این کلمات راپیدا کرده و سعی در یادگیری این کلمات می شودو
این کار به صورت بازی در میآیدبعد از چند جلسه بعضی ازکلمات هر درس را مشخص کرده و به صورت جمله در کلاس مینویسند و برای بقیه دانشآموزان آنها را میخوانند و یا احیاناً در پای تخته مینویسند تا با کلمات و جملات بیشتری آشنا بشوند در جلسات بعدی موضوعی به دانشآموز گفته می شود که درکلاس در مورد آن موضوع فقط به صورت جملههای کوتاه بنویسند و بعداز چند ماه برای دانشآموز کلمه انشا را بیان میکنیم و در مورد انشا بیشتر صحبت میکنیم و نکاتی را که به موضوعی خاص مربوط می شود مشخص میکنیم و به نوشتههای جملهسازی خود نظمی منطقی داده و به صورت یک نوشته کامل در میآوریم و مطالب دانشآموزان باید در قالب جملات کوتاه و کامل در مورد آن موضوع بیان شود در کلاسهای چهارم و پنجم شاگردان را به استفاده از تشبیهات زیبا تشویق میکنیم.در کلاس اول و دوم انشا شامل جملهنویسی درباره کلمه یا تصویر می باشد و گاه کامل کردن جمله و انشا از کلاس سوم شروع می شود دانشآموزانی که نمیتوانند انشا را بنویسند ونمیدانند چگونه شروع کنند معلم میتواند به آنها کمک کند تا در کار نوشتن راه بیفتند که برای موضوع تعدادی سؤال به آنها بدهد تا پاسخ به آن سؤالات مطلب نوشتهی ایشان باشد در نوشته باید قواعد درستنویسی رعایت گردد هر مطلب انشا را در بند یا پاراگرافی جداگانه بنویسند خوب است اگر نوشته یا ابیات مناسب و یا ضربالمثل همراه باشد.

مــــوضــــوع انشــــــــا :
وظیفه معلم در درجه اول انتخاب موضوعی مناسب کلاس برای انشا است در کلاسهای پایین تر بسیار ساده و آسان است ولی رفته رفته موضوعها پیچیدهتر می شود.

موضوع اول: سادهترین موضوع، انشایی است که زیاد احتیاج به تفکر و تعقل نباشدمثل توصیف یک کلاس،
دراین حالت شاگرد آنچه راکه به چشم خودمیبیند به صورت جملات کوتاه به روی کاغذ میآورد اگر این موضوع برای بعضی از دانشآموزان مشکل بودوندانستند که از کجا و به چه ترتیب شروع کنند معلم میتواند با توصیف شفاهی آنها را راهنمایی کنند تا بتوانند بنویسند .
موضوع دوم: تبدیل شعر به نثر است که به زبانی ساده و به زبان امروزی نوشته شود که در کلاس سوم به دانشآموزان داده میشود.
موضوع سوم: موضوعات اجتماعی مثل وظیفه پلیس و خیابان که علاوه بر چشم بینا،به قوه فکر و استدلال نیاز هست در پایه چهارم به دانشآموزان گفته می شود.کمکم باید از محسوسات کاست و به محتویات افزود و از موضوعهای اجتماعی به سوی موضوعهای اخلاقی رفت و به تدریج آنها را به اندیشیدن و مدد گرفتن از تخیل واداشت البته مسایل اخلاقی و آن گونه که خود احساس کردهاند مینویسند که در اوایل کلاس پنجم به دانشآموزان گفته می شود در اواخر کلاس پنجم موضوعات ادبی ، فلسفی و موضوعهای جامعه مانند قصهنویسی و رمان نویسی به دانشآموز گفته می شود اما نگارش این موضوعهای جامع، کار هر شاگردی نیست علاوه بر آموختن فنون نگارش و تعقل و استدلال و توصیف، استعدادی خاص میخواهد در پایه سوم خلاصهنویسی که می توان یک درس یامتنی رابه صورت خلاصه بنویسندگاهی می توان یک تصویر یا سلسله تصاویر موضوع انشا قرار داد و از شاگردان خواست که در مورد این تصاویر مطلب بنویسند. نکات بهداشتی را از کودکان بخواهیم مثل(چرا مسواک میزنید؟)
در پایه سوم به دانشآموز یادآور میشویم که بهتر است نوشته خود را با یک جمله بهتر تمام کنیم و اگر دانشآموزان مطالب جالبی بیان کرده اما جملههای او ناصحیح است میتوانیم تذکر لازم را در پایین صفحه بنویسیم و به فکر و اندیشه او نمره بدهیم.

یک نکتــــــــه مهــــم :
درتمامی پایهها برای این که دانشآموزان با نوشتن بیشتر آشنا بشوند باید به کتاب بنویسیم بیشتر اهمیت بدهیم چون تمامی نکاتی که دربنویسیم وجود داردعلائم و نشانههایی هستندکه درنوشتن انشا به ما کمک میکنند.

 

انــــــــواع انشــــا :
توصیفــــی یا وصفــــی
: 1)
سادهترین نوع انشاء است که دانشآموز چیزهایی را که در اطراف خود میبیند یا میشنود به یک .صورت وصف می کند 

2)گزارشنویســـی
برخی گزارشنویس رانوعی انشای نقلی به حساب میآورند وقتی دانشآموزان به گردش علمی میروند معلم میتواند از آنها بخواهد که گزارش از آن روز تهیه کنند غالباً برای تهیه گزارش نیاز به تحقیق، سؤال و جستجو می باشد.
. انشای نقلــــی: 3)

بیان سرگذشت خود یا دیگران به کار میرود یا معلم می تواند برای نوشتن خلاصه برای آموزش انشای نقلی داستانگویی،نوشتن خلاصه متن خوانده شده استفاده کند . کارهایی که در زمان معینی انجام شد مثلاً 

برگرداندن شعــــر به زبان ساده و نثــــر امروز: 4)
معلم میتواند شعرهای مناسبی را از کتاب فارسی یا خارج از کتاب به دانشآموزان داده و بخواهد که اشعار را به نثر ساده امروز بنویسند شاگردان باید توجه کنند در این نوع نوشته از حاشیه رفتن خودداری کنند و تنها مفهوم را به زبان ساده و گویا و کوتاه بنویسند.

 

انشای تخیلـــی: 5)

این نوع انشا فرصتی برای شناخت افکاروگرایشات درونی دانشآموز است محصول ذهن و ساخته پرداخته افکار دانشآموز است.معلم میتواند شروع داستانی را بگوید و دانشآموزان آن را تمام کنند .

خلاصهنویســـــی: 6)
موجب پرورش قدرت نویسندگی و گسترش واژگان در کودکان می شود وآنها را آماده می نماید اصل مقصود یک درس یا مقاله رااستخراج نمایند .

 

تهیه و تنظیم طــــــــرح انشا :
قدمهایی که در مراحل اولیه برای تنظیم طرح و نوشتن انشاء برداشته می شود

1- انتخاب موضوع
یادداشت 2 - نکتههای مختلف درباره آن

3 - دستهبندی نکات
4- منطقی ومنظم کردن مطالب به ترتیب

5 - صحبت کردن

6 - نوشتن انشا

مشکلات نوشتن انشا در دوره ابتدایی :
عدم داشتن مطلب -
- عدم توسعه کتابخانه دبستان و کلا س
عمومی،سخنرانی،نماز جمعه،گردشها و بازدیدهای علمی سطح آگاهی - عدم شرکت دادن بچهها درمجالس آنها را کاهش میدهد
پیام کتبی به خانواده و عدم شرکت در تهیه - فراهم نکردن زمینههای مساعد و واقعی برای نوشتن روزنامهدیواری، نوشتن نامه
- عدم گنجینه لغات کودکان
کتابهای فارسی است - عدم آشنایی به سبک و الگوی خاص که بهترین نمونههمان متون دروس
- عدم تطابق موضوع انشا با سن و فهم و علاقه کودکان
- عدم توانایی در ترکیب کلمات و بیان احساس فکر
چگونگی شروع انشا - عدم آشنایی دانشآموز با



 


منابع :

- اسلامیه ،فاطمه ،
آموزش انشا نویسی ، تهران ، 1386

- علی پاشازاده ،
افسانه ،آموزش انشا نویسی،تهران ،1386

www.Amoozeshvaparvaresh.com

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 18:45  توسط فاطمه حسن پور  | 

مقدمه:

بطور كلي آموزش و پرورش به عنوان يكي از عظيم‎ترين و فراگيرترين نهادهاي اجتماعي شناخته شده است كه اكثر مردم به نوعي با آن در ارتباط مي‎باشندآموزش و پرورش منشاء بالقوة تغييرات مهم وارزشمند در تمامي ابعاد مختلف زندگي افراد و جامعه مي‎باشد با توجه به اين گستره و اهميت و با توجه به پيچيدگي حاكم بر فعاليت‎هاي آموزشي، مشخص مي‎شود كه اداره مطلوب سازمانهاي آموزشي كاملاً وابسته به انجام فعاليت‎هايي است كه به صورتي دقيق و منظم در پرتو فعاليت‎هاي علمي و پژوهشي تدارك ديده شده باشندبا توجه به اين حساسيت است كه در نظام تعليم و تربيت، هيچ تصميم و برنامه فراگيري نبايد قبل از تأييد صحت و درستي آن به مرحلة اجرا در آيداين تأييدعموماًاز طريق استفاده ازروشهاي علمي قابل دسترسي است براي كنترل، نظارت و ارزشيابي فعالیت
‎هاي اين نهاد گسترده و پيچيده و همچنين حصول اطمينان از صحت اجراي برنامه‎هاي آن، شيوه‎ها و تدابير قابل اتكايي وجود دارد كه مهمترين آنها «پژوهش» مي‎باشد. ضرورت و اهميت «پژوهش» در نظام آموزش و پرورش احساس شده و حمايت بيشتري را مي‎طلبد. در اين مقاله، ابتدا برخي از كلمات و اصطلاحات كليدي تعريف شده و سپس به نقش پژوهش در تدريس پرداخته مي‎شود.

- ديوئي در كتاب «چگونه ما فكر مي‎كنيم» مي‎گويد : اولين مرحلة تحقيق احساس وجود يك «مشكل» است به اين معني كه پژوهشگر، دركار خويش با «مانع» يا «مشكلي» روبرو گرديده است كه درحل آن ابهام يا ترديددارد. (سیف نراقی ونادری ،1375 )
- تحقيق علمي يك عمل دستوري است و هدف آن كشف حقيقت درباره موضوعي است كه مورد تحقيق واقع مي‎شود حقيقت علمي يك آگاهي (
Information) واقعي و عيني از علل وآثار پديده‎ها و ارتباط آنها با
همديگر است چنين حقيقتي يك واقعه(
Fact) يا يك قانون علمي خوانده مي‎شود تحقيق علمي حركتي است
از حالت علم كمتر به حالت علم بيشتر از مجهول به معلوم.اين حركت شامل مراحل مشخصي است كه به ترتيب خاص و هر يك با روش معين انجام مي‎گيرد. ( نصفت ،1374 )
- استن هاوس(
Esten Haves ،1981) : هر كاوش و پرسش- پاسخ نظام‎مند كه در معرض قضاوت عموم قرار گيرد يك تحقيق است.زماني عمل معلم يك كار تحقيقي محسوب مي‎شود كه او نسبت به عمل تدريس كلاس خويش بازتابي عمل كند. (رؤف و محسن پور ،1377 )

- تحقيق و پژوهش در تعليم و تربيت، به مجموعه فعاليتهايي اطلاق مي‎شود كه از طريق آن و با عنايت به اصول و روشهاي علمي ، پديده آموزشي وتربيتي، مورد پژوهش قرار مي‎گيرد و هدف آن كشف اصول كلي يا تفسير رفتاري است كه از آن براي تبيين، كنترل و پيش‎بيني رويدادهاي آموزشي استفاده مي‎شود. (دلاور ،1375 )

- گي( Gay )پژوهش در آموزش و پرورش را كاربرد منظم روشهاي علمي به منظور مطالعة مسائل و مشكلات آموزشي تعريف كرده است. (رؤف و محسن پور ،1377)

- ليندرايف( Lynderaife ،1992) عقيده دارد : ما معلمان نمي‎توانيم خود را در كلاسهاي درس منزوي كنيم. ما بايد بطور مستمر از خود بپرسيم كه چه مي‎كنيم؟ چگونه آن را انجام مي‎دهيم؟ و چرا؟ ما بايد به یا دداشت
‎برداري از عمل تدريس خود ادامه دهيم چنين معلمي بوسيله بازتاب دائمي و بكار گرفتن نظام‎مند مراحل علمي و عملي، با مشاوران وهمكاران منتقد، آگاه و علاقمند به پژوهش خود به تبادل نظر مي‎پردازد و با آنهادرباره تجزيه و تحليل مسائل كلاس درس تبادل نظر مي‎كند. (رؤف و محسن پور ،1377)

- تدريس : عمل تدريس يك سلسله فعاليتهاي مرتب ومنظم ، هدفدارو از پيش طراحي شده است فعاليتي كه هدفش ايجاد شرايط مطلوب يادگيري است فعاليتي كه به صورت تعامل و رفتار متقابل بين معلم و فراگير جريان دارد.يعني ويژگي‎ها ورفتار معلم بر فعاليتها و اعمال شاگردان تأثير مي‎گذارد و بالعكس از ويژگي‎ها و رفتارهاي آنان متأثر مي‎شود.

- معلمي و تدريس فعاليتي است عامدانه و از قبل برنامه‎ريزي شده، براي تهيه وتدارك شرايط و موقعيت‎هايي كه در طي آن شرايط و موقعيت‎ها، افزايش مهارت خاص و يا پيشرفت و رشد اعتبار و منزلت انساني افراد تحت تعليم مد نظر است، به گونه‎اي كه افراد تحت تعليم بتوانند از سطحي كه در آن قرار دارند به سطوح بالاتري از توانايي در زمينه‎هاي دانشي، اعتقادي، ادراكي و ارزشي ارتقاء يابند.

فلمينگ( C.M.Fleming) در كتاب معروف خود ، درتجزيه و تحليل رواني فرآيند تدريس بيان مي‎كند كه: به نظر من مهمترين مسأله در بحث تدريس توجه به سطح توانايي معلمان براي شغل معلمي است و اينكه آيا معلمين مي‎توانند به اين فعاليت عمدي و از روي قصد، سرعت و تحول ببخشند و به هدفهاي مورد نظر دست يابند؟ (سجادی ،1373).

سطح توانايي معلمان و يا به عبارتي استاندارد توانايي لازم براي شغل و حرفه معلمي از كشوري نسبت به كشور ديگر و از نظام آموزشي يك ملت به ملت ديگر متفاوت است و علاوه بر اين ماهيت و محتواي اين فعاليت نيز متفاوت خواهد بودمعلم بايد پيوسته در حال آموختن باشد و مهمتر اينكه بايد خود به آنچه آموزش مي‎دهد عمل كنددر گذشته روش آموزش بعضاً، مبتني بر حفظ كردن مطالب و انگيزه آن ترس از كيفر و اخراج بود، اما در شرايط كنوني بايستي آموزش بر عمل و تعقل جمعي استوار باشد و برآنها بحث و پژوهش حاكم شود، و وظیفه
شناسي، عشق به كار و لذت آموختن بارور گردد.

ريان( Ryan) وهمكاران اودرسال 1960 مطالعاتي پيرامون تشخيص وتعيين عوامل ونشانه‎هاي موجوددرتدريس مؤثر (كارا) به عمل آوردندآنها در اين مطالعات به سه دسته از عوامل همراه با جنبه‎هاي مثبت و منفي آنها اشاره كرده‎اند كه عبارتند از :الف) ارتباط گرم و صميمي همراه بادرك و فهم ، در مقابل ارتباط سرد (بي توجهي) و بدور از فهم. ب) فعاليت سازماندهي شده و با برنامه، درمقابل بي‎برنامگي. ج) برانگيختن (فعاليت برانگيزاننده) و فعاليت تخيلي، در مقابل افسردگي (گرفتگي و بي خيالي) و عادي بودن. (سجادی،1373)

معلماني كه در فعاليت تدريس خود به قطب مثبت اين جريان نزديك‎تر هستند نسبت به معلماني كه به قطب منفي آن تمايل دارند، بسيار فعال‎تر ومؤثرتر عمل خواهد كرد كه البته حركت به سمت مثبت بدون مطالعه و پژوهش در تمامي موارد فوق امكان پذير نخواهد بود وظيفه معلم تاكنون نه تنها راهنمايي و جهت‎دهي با حرارت و جذابيت، ادراكات شاگردان بوسيله ارضا نيازهاي رواني آنها، و تغيير الگوهاي تصور از خود، در آنها بوده است. بلكه آنها مسئول تجزيه وتحليل محتوا ومواد آموزشي وموضوعاتي هستندكه آن را تعليم مي‎دهندمعلم به عنوان يك تكنسين بايد موفقيت و يا عدم موفقيت، تلاش‎هاي تربيتي را ارزيابي نمايد و به عنوان يك مدير بايستي پيچيدگي‎ها و مشكلات سر راه تلاش‎هاي تربيتي راحل وفصل نمايدعده‎اي معلمان رابا هنرمندان مقايسه مي‎كنند و عده‎اي به آنها لقب مهندسان اجتماعي مي‎دهند. معلم صنعت‎گر و تكنسين است، كه با دو عنصر عقل و تجربه، فرآيند يادگيري را هدايت مي‎كند. يك صنعتگر همانگونه كه آهن آلات و عناصر مربوط را پرداخت و آرايش مي‎كند، يك معلم بايد با مهارت خود، استعداد و قدرت فراگيري شاگردان را تقويت و اصلاح نمايد معلمان علايق و تمايلات دانش‎آموزان را بايستي صيقل دهند و در انتخاب روش هاي تدريس نيز همين توجه را مبذول دارنديك معلم بايستي شاگردان را مشاهده نمايد، به آنها ايمان داشته باشد، آنها را شايسته مطالعه بداند و اينكه آنها را دائماً در معرض تغيير و تحول قرار دهد يك معلم مخصوصاً در ارتباط با تدريس مواد درسي، بايد آن را تجزيه و تحليل كند، سازماندهي كند و محتواي آن را كشف نمايد و مواد درسي را در مجموعه‎اي ارائه كند كه بصيرت و درك فهم را ميسر سازد براي اين منظور معلم بايستي به موارد زير توجه داشته باشد : استفاده ازتحقيقات تربيتي ، توجه به آموزش (فراگيري)، توجه به نقش موقعيت سني در آموختن ، كشف درك و فراگيري (سجادی ،1373 ).وبراي انجام هر كدام ازموارد فوق نياز به پژوهش و مطالعه به روز وجديد احساس مي‎گردد مطالعه تحقيقات و انجام پژوهش توسط معلمين ، انقلاب‎هاي تربيتي مهمي در مدارس كشورها بوجود آورده و مي‎آورد و از عوامل مهم ايجاد آگاهي‎هاي فراوان در معلمين نسبت به كار خودشان بوده است در سال 1976 وزارت آموزش وپرورش ، علوم و فرهنگ ژاپن در جهت مهيا سازي هر چه بيشتر امكانات تحقيقات آموزشي براي معلمان مدارسي تحت عنوان: «مدارس تحقيق و توسعه» داير نمود و به دنبال آن اقدامات و تدابيري اتخاذ شد تا دامنه فعاليت‎هاي پژوهشي معلمان را در عرصه مدارس گسترش دهد. در حال حاضر گروه كثيري از معلمان چه به صورت انفرادي و چه به صورت گروهي درگير نوعي از فعاليت‎هاي تحقيقاتي در حدود 500 واحد تحقيقات تربيتي هستنددرآلمان و انگلستان نيز سياست تحقيقات آموزشي براين امر استوار است كه ازوجود معلمان و دبيراني كه از قدرت خلاقيت و روحية جستجوگرانه وسيعتري، به خصوص در مورد نوآوري آموزشي برخوردارندبه عنوان معلمان محقق استفاده مي‎شوددرکشور مانيز از سال 1367 شوراي تحقيقات وزارت آموزش وپرورش شكل گرفت و در سال 1369 نيز آئين نامه تشكيل شوراهاي تحقيقات استان‎ها به تصويب رسيد و پژوهش و تحقيق به عنوان يك استراتژي براي دستيابي به آرمانهاي تعليم و تربيت و حل معضلات و مشكلات آموزش و پرورش مورد توجه قرار گرفت. (رؤف و محسن پور ،1377) 

اهميت، فوايد و نقش پژوهش در تدريس

با توجه به تعاريف و تاريخچه فوق الذكر، در زير برخي از فوايد و نقشهاي پژوهش در تدريس عنوان مي‎گردد :

- روش تدريس بايد متناسب با اهداف عالي و اصول آموزش و پرورش، و خصوصيات شاگردان انتخاب شود، زيرا وظيفه اساسي معلم فقط درس دادن و پس گرفتن درس نيست، بلكه مهمترين وظيفه او همكاري و راهنمايي يكايك دانش‎آموزان براي رسيدن به هدفهاي مطلوب تعليم و تربيت است و همچنين لازم است معلم بر مطالبي كه تدريس مي‎كند مسلط باشد ، براي تحقق چنين منظوري بايد مطالعه مستمر و دائم داشته باشد هميشه بر آگاهي‎هاي خود بيفزايد، او بايد در زمينه كار خود با يافته‎هاي جديد در ارتباط دائم باشد. اگر معلمي از اين امر غافل شود، درامر تدريس ناچار از تكرار مكررات خواهد بود مطالعه دائم وپژوهش براي معلم بيش از هر كس ديگري لازم و ضروري است. (شعبانی ،1376)

- يافته‎هاي پژوهشي در شناسايي نقاط كور و موقعيت‎هاي مبهم و نامشخص به برنامه‎ريزان و ساير عوامل نظام آموزشي كمك قابل توجهي مي‎كنند و موجب مي‎گردد تا آنان با بينشي وسيع‎تر و عميق‎تر درباره برنامه‎هاي آموزشي اظهارنظر و تصميم‎گيري كنند. همچنين مجريان نظام مي‎توانند با استفاده از فعاليت‎هاي پژوهشي ميزان كارآمدي اجزاي مختلف فعاليت‎هايشان را مشخص كرده و از اين طريق درتكميل و اصلاح آن بكوشند و در نهايت مطالبي كه معلم بايستي تدريس نمايد بدون اشكال و صحيح‎تر ارائه خواهند شد چرا كه هدف اصلي پژوهش در آموزش و پرورش، كشف حقيقت‎هاي تازه (نوآوري) و استفاده از آن در حل مسائل عمده تعليم و تربيت است.

- معلمان در تماس نزديكتري با وضعيت ملموس دنياي تعليم و تربيت هستند بنابراين مي‎توانند در امرپژوهش‎هاي آموزشي مشاركت مسئولانه و پرثمري داشته باشند چون بسياري از نقاط قوت و ضعف مواد آموزشي از طريق پژوهش‎هاي معلمين مشخص و آشكار مي‎گردند.

- با توجه به اينكه برنامه‎ها و فعاليت‎هايي كه مبتني بر چارچوب علمي و پژوهشي باشند، در گذر زمان كمتر دچار نوسان و تغيير مي‎شوند و با ثبات‎تر و پايدارتر باقي مي‎مانند، معلم مي‎تواند از تغييرات زودهنگام مباحث درسي و روش تدريس خود جلوگيري نمايد.

- هر برنامه فراگير آموزشي جهت شكوفايي خود ، تقريباً به يك دهه زماني نياز دارد حال در نظر بگيريد كه برنامه‎اي در آموزش و پرورش بدون يك بررسي دقيق و جدي و صرفاً بر اساس سليقه شخصي به مرحله اجرا در آيد. اين برنامه اگر نتايج نامطلوبي به دنبال آورد امكان شناسايي اين نتايج در كوتاه مدت به آساني ميسر نخواهد بود در حالي كه از همان ابتدا تأثيرات سوء خود را بر پيكره نظام آموزشي خواهد گذاشت براي مصون ماندن از اين نگراني‎ها به عنوان يك راه حل مؤثر، مي‎توان ضرورت و صحت برنامه‎ها را قبل از اجرا به محك آزمون و پژوهش سپرد و در حين اجرا و پس از آن با توجه به اهداف مورد نظر به ارزشيابي آنها پرداخت.

- در تدريس متغيرهاي متفاوتي تأثيرگذار هستند كه معلم با دستكاري و كنترل متغيرهاي مختلف وضعيتي بوجود مي‎آورد كه يادگيري حاصل شوداگر معلم نتواند همه متغيرهاي دخيل را تحت كنترل قرار دهد، اما شناختن چنين عواملي او را قادر خواهد ساخت كه در تنظيم فعاليت‎هاي تدريس، تصميمي آگاهانه بگيرد اگر معلم از نظريه‎هاي تدريس، يادگيري، شناخت دقيق و علمي داشته باشدقويتر و دقيق‎تر مي‎توانددر ايجاد وضعيت مطلوب يادگيري، فعاليت كند.

- معلم آگاه به كمك دانش و اطلاعاتي كه كسب مي‎كند، تلاش مي‎كند تا در تحرك و پويايي جامعه خود به سوي پيشرفت سهمي مؤثر داشته باشدمعلم آگاه با تأكيدبر تاريخ وفرهنگ جامعه، كوشش مي‎كندتادانش‎آموزان را به ارزشهاي والاي جامعة پيشرفته و انساني آشنا كند. (شعبانی ،1376 )

- شخصيت متعادل، همراه با تسلط علمي معلم، او را از نظر دانش‎آموزانش، با ارزش و اعتبار مي‎سازد.معلمي از نظر علمي قوي است كه به روشهاي ارائه محتوا و چگونگي برقراري ارتباط، آگاه و بر آنها مسلط باشد معلم

بايد از نظريه‎هاي جديد ارتباطي از دانش‎هاي جديد روانشناسي و علوم رفتاري، به ويژه روانشناسي تدريس و يادگيري، آگاهي كافي داشته باشد پژوهش و آگاهي از علوم اجتماعي به ويژه روانشناسي اجتماعي نيز معلم را ياري خواهد كرد تا فرهنگ و ويژگي‎هاي خاص طبقات اجتماعي دانش‎آموزان را تا حدودي بشناسد و باشناخت خصوصيات فردي و اجتماعي آنان به برنامه‎ريزي فعاليت‎هاي آموزشي بپردازد.

- ترويج الگوي تدريس كاوشگري ( Inquirg ) كه اين الگو بر اساس نظر ريچارد ساچمن ( Richard Suchman )بنا نهاده شده است و يكي از الگوهاي خانواده «اطلاعات پردازي» است تربيت كاوشگر به منزله فرآيندي براي بررسي و تشريح پديده‎هاي غيرمعمول، تعريف مي‎شود. (صفوی ،1380 )

جوهر و اساس الگوي كاوشگري آن است كه دانش‎آموزان از طريق معلم، كاوش علمي را بياموزند در حوزه آموزش و پرورش ما از پژوهش در امر درك و شناخت بهتر فرد، درك و شناخت بهتر روال آموزش و يادگيري و خلاصه،جهت يافتن شرايطي كه در آن اين روال (آموزش و يادگيري) به بهترين وجه به ثمر مي‎رسد استفاده مي‎كنيم.

- تحقيق وپژوهش علمي به معلم كمك مي‎كندتادرزمينه‎هاي ارزنده‎اي ازجمله عينيت‎گرايي (Objectivity) عادت تفكر علمي( Habits of Scientific thinking )و توانايي همكاري و همفكري با ديگران رشد يابد و مهارت لازم را كسب كند هدف از پژوهش در آموزش و پرورش بهتر كردن كارآيي معلمان در مدارس و به وجود آوردن و ارائه مهارتها يا ارائه روش‎هاي جديدي است كه بتواند معلم را در حل مشكلاتي مستقيم يا غيرمستقيم با كلاس درس يا هر موقعيت زنده و واقعي كه به مدرسه ارتباط دارد كمك كند در اين پژوهش‎ها معلم با موقعيت‎هاي واقعي و با دنياي كار عملاً و مستقيماً سر و كار دارد.

- پژوهش در نهايت موجب رضايت‎مندي شغلي بيشتري براي معلم خواهد شد و همچنين تدريس او را موفق‎تر، بر اساس واقعيت‎ها و نياز دانش‎آموزان و تدريس مطلوب و جديد مي‎نمايد. روشهاي تدريس او هميشه منطبق با شرايط و ويژگي‎هاي خاص محل تدريس خواهد بود و دانش‎آموزاني كه از كلاسهاي او بهره مي‎برند از نظر علمي و تربيتي در حد مطلوب و قابل قبولي قرار خواهند داشت.














 

منابع

1- دلاور ، علي (1375) ، روش تحقيق در روانشناسي و علوم تربيتي،تهران: نشر ويرايش.

2- رؤوف، علي و محسن پور، بهرام (1377) ، پژوهش در آموزش «مجموعه مقاله‎ها»،تهران : واحد انتشارات پژوهشكده تعليم و تربيت وزارت آموزش و پرورش.

3- سجادي، سيد مهدي (1373)، فرآيندتدريس «تجزيه و تحليل روان شناختي و عملي فرآيند تدريس»مؤلفان C.M.Fleming ، Elizabet Prrott ،تهران: انتشارات تربيت.

4- سيف نراقي، مريم و نادري، عزت اله (1375)، روشهاي تحقيق و چگونگي ارزشيابي آن در علوم انساني با تأكيد بر علوم تربيتي،تهران : دفتر تحقيقات و انتشارات بدر.

5- شعباني، حسن (1376)، مهارتهاي آموزشي و پرورشي، (روش‎ها و فنون تدريس)،تهران: انتشارات سمت

6- صفوي، امان اله (1380)، كليات روش‎ها و فنون تدريس، متن كوتاه همراه با الگوهاي جديد تدريس تهران: انتشارات معاصر.

7- نصفت، مرتضي، (1374) اصول و روشهاي آمار، جلد اول،تهران : انتشارات دانشگاه تهران، 1960.

 

Dewey , J How We Think Dewey , 1933 Boston : Raytheon Education Company.

 

C.M.Fleming ,1968 ,"Teaching a psychological analysis"

Ryan , D , 1960 -characteristics of teachers , American council on Education,

Washington DC


Ga y.R.L Educational. 1990 research, Mac Millan International Editions .

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 18:40  توسط فاطمه حسن پور  | 

مقدمه
 باید این مطلب مهم را در نظر داشت که جوامع پیشرفته بشری با عنایت به توسعه آموزش و پرورش خود توانسته اند پله های ترقی و توسعه همه جانبه را بپیمایند. در توسعه آموزش و پرورش ملاکها و فاکتورهای متعددی نقش دارند.مهمترین آن نظام ارزشیابی در آموزش می باشد آموزش را می توان
به عنوان فرایندکنش متقابل معلم ودانش آموزتعریف کردکه به موجب آن تجارب مناسب یادگیری برای رسیدن دانش آموزان به هدفهای آموزش وپرورش فراهم می شود در آموزش و پرورش سنتی ارزشیابی بعنوان آخرین حلقه های فرایندیاددهی - یادگیری تلقی می شودکه درپایان دوره آموزشی برای جدا کردن دانش آموزان با توانایی یادگیری متفاوت به کار می رفت امروزه ارزشیابی را بخش جدایی ناپذیر فرایند یاددهی - یادگیری می دانندکه همراه با آموزش و در ارتباط تنگا نتگ با آن به گونه ای مستمر انجام می گیرد و به جای تأکید بر طبقه بندی دانش آموزان و مقایسه آنان با یکدیگر هدایت یادگیری آنان را مرکز توجه خود قرار می دهد به منظورنظام بخشی به فعالیت های ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با توجه به رویکردها ونگرشهای  نوین در تعلیم وتربیت ، اصول زیر
تحت عنوان (اصول حاکم برارزشیابی پیشرفت تحصیلی ) تعیین شده است.
1- جدایی ناپذیری ارزشیابی ازفرایند یاددهی-یادگیری:ارزشیابی دانش آموزان باید به عنوان بخش جدایی ناپذ یر فرآیند یاددهی-یادگیری ونه به عنوان نقطه پایانی آن تلقی شود.

2- استفاده ازنتایج ارزشیابی دربهبود فرآیند یاددهی -  یادگیری واصلاح برنامه ها و روشها : هدف
 غایی ارزشیابی ، اصلاح وبهبود فرآیند یاد دهی - یادگیری است ونتایج ارزشیابی ها باید در اصلاح برنامه ها وروشها مورداستفاده قراگیرد.
3- هماهنگی میان  هدف ها محتوا روش های یاددهی - یادگیری و فرآیند ارزشیابی :  در ارزشیابی باید  تناسب و  هماهنگی  بین  هدف ها ، محتوا  و روش های یاددهی - یادگیری مربوط به هر درس
 مورد توجه قرار گیرد .
 4- توجه به آمادگی دانش آموزان : در طراحی و اجرای انواع برنامه های ارزشیابی باید به آمادگی های جسمانی ، عقلی ، عاطفی و روانی دانش آموزان توجه شود.
5 - توجه به رشد همه جانبه دانش آموزان : در ارزشیابی باید به جنبه های مختلف رشد بدنی، عقلی ،عاطفی، اجتماعی، اخلاقی و حرکتی دانش آموزان توجه شود .
6- توجه همه جانبه به دانش ها، نگرش ها و مها رت ها:در ارزشیابی، متناسب با محتوای آموزش و پرورش باید به حیطه دانش ها، نگرش ها و مهارتهای دانش آموزان توجه شود .
7- توجه به ارزشیابی دانش آموز از یادگیری های خود (خود ارزشیابی) : در ارزشیابی باید شرایطی فراهم شودکه دانش آموزنیز بتواند از یادگیریها و عملکرد های خود و دیگر دانش آموزان ارزشیابی کند .
8 - ارزشیابی از فعالیتهای گروهی :  در نظام ارزشیابی ،علاوه بر ارزش یابی فردی، باید از فعالیتهای گروهی نیز ارزشیابی به عمل آید.
9 - توجه به  فر آیند های  فکری منتهی به تولید  پاسخ  : در ارزشیابی باید علاوه  بر پاسخ  نهایی، به فرآیندی که منجر به تولید پاسخ شده است توجه کرد.
10  -  تاکید بر نو آوری و خلاقیت : در ارزشیابی باید  با  تاکید  بر روش حل مسأله ، زمینه  رشد و شکوفایی دانش آموزان را فراهم کرد.
11- تنوع روشها و ابزار های اندازه گیری و سنجش پیشرفت تحصیلی:با توجه به اهداف ، ماهیت و
 نوع موارد ارزشیابی ، ازانواع مختلف روشها و ابزارهای ارزشیابی (مانند پرسش های شفاهی ،آزمون های عملی ،انواع پرسشهای عینی و انشایی، روش های مشاهده رفتار ، پوشه های مجموعه کار ، ارایه مقالات و طرحها ، گزارش مربوط به فعالیت های تحقیقاتی ، ارزشیابی عملکردی ، ارزشیابی مستمر ، انواع دست ساخته ها ، روش خود سنجی و ...) استفاده می شود.
12- استفاده از انواع ارزشیابی : در فر آیند یاددهی- یادگیری لازم است با توجه به هدف ها ، محتوا
 و روشهای تدریس از انواع ارزشیابی ها ( از قبیل تشخیصی، تکوینی، مجموعی، هنجار مرجع، هدف مرجع ، درونی، بیرونی ، ملی و ...) استفاده شود. 
13- استقلال مدرسه ومعلم در فرآیند ارزشیابی: در فرآیند ارزشیابی باید استقلال مدرسه و معلم در
چار چوب سیاستهای کلی آموزش و پرورش حفظ شود.
14- اصل رعایت قواعد اخلاقی و انسانی در ارزشیابی  : به موجب این اصل ، ارزشیابی باید به گونه ای سازماندهی و اجرا شود که  موجب خدشه دار  شدن  حقوق ، تعاملات انسانی ، اعتماد به  نفس و سلامت روانی دانش آموز یا معلم نگردد.
15- اصل توجه به تفاوت های فردی :  در انجام ارزشیابی پیشرفت تحصیلی می بایست  به تفاوتهای فردی دانش آموزان توجه شود.
16- ضرورت هماهنگی درتحقق اصول ارزشیابی : در بکارگیری اصول فوق الذکر باید میان سازمان
ها ، مراکز ، ادارات، واحدها و سایر بخش های مسئول ارزشیابی در مورد روش ها ، ابزارها، معیار ها و برنامه های اندازه گیری و سنجش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، تعهد و هماهنگی کامل  وجود داشته باشد.

 تعریف ارزشیابی :
ارزشیابی در آموزش و پرورش تعاریف متعددی دارد.1-کرونباخ : ارزشیابی را جمع آوری و به کار گیری اطلاعات درجهت  اتخاذ  تصمیم  برای  یک برنامه  آموزشی تعریف می کند( شیرازی، علی، ص 236 )
 2 -  بی بای :  ارزشیابی را  فراگرد  جمع آوری  و تفسیر منظم  شواهدی که در  نهایت به   قضاوت
 نظر به این که به اقدام شخصی بیانجامدمی داندابعاد این تعریف : جمع آوری شواهد، تفسیر، قضاوت و تصمیم گیری است. ( شیرازی ، علی ،ص 236)   

3 -  استا فل بیم : ارزشیابی رافرایند، تعیین کردن، به دست آوردن  و فراهم ساختن اطلاعات مفیدی برای قضاوت در تصمیم گیری ها تعریف کردند.
انواع ارزشیابی:
الف : ا سکریون  ارزشیابی ها را بر دو  نوع ارزشیابی پایانی و تکوینی تقسیم می کند
1- ارزشیابی پایانی: ارزشیابی که در مدارس متداول است و شامل ارزشیابی آخر سال یا دوره دانش آموزان برنامه یا روندآموزشی است مهمترین نقص ارزشیابی پایانی ماهیت مقطعی بودن آن است لذا قادر نیست اصلاحات یا تغییرات ضروری را در طول سال یا برنامه درجهت بهبودی وبهسازی فعالیتها ایجاد کند.
2- ارزشیابی تکوینی یا مستمر  : دراین ارزشیابی اطلاعات به طور مداوم جمع آوری و مورد استفاده قرار می گیردو نیاز به بازخورد های فردی – محیطی دارد تا بتواند تصمیم گیریهای لازم را درجهت افزایش اثر بخش برنامه ها یا فعالیتهای آموزشی اتخاذ کند. این نوع ارزشیابی بیشتر به فراهم آوردن اطلاعات برای بهبودی کار تاکید دارد
ب : استافل بیم  : ارزشیابی را در چهار نوع بیان می کند.1- ارزشیابی زمینه    2- ارزشیابی درونداد     3- ارزشیابی فر آیند  4 - ارزشیابی برونداد
1 - ارزشیابی زمینه  : هدف این ارزشیابی فراهم ساختن یا  ارائه یک  منطق برای تعیین اهداف است برای رسیدن به آن محیط ، شرایط واقعی و مشکلات موجودبایستی بررسی شوند و تصمیماتی مبتنی
 بر اصلاح شرایط و مشکلات اتخاذ گردد تا نیل به اهداف مورد نظر را میسر سازد .
2 - ارزشیابی درونداد   : این نوع ارزشیابی در ارتباط با چگونگی استفاده از منابع برای نیل به اهداف برنامه است شامل ارزشیابی تواناییهای سازمان ، استراتژیهایی در جهت نیل به اهداف برنامه و طراحی یک استراتژی اجرایی ، عملیاتی گردد.
3 - ارزشیابی فرآیند  : به باز خورد های دوره ای خصوصاً شناسایی نقص درونداد ها در حین اجرای برنامه مربوطه است.
4 - ارزشیابی برونداد  :  به سنجش نتایج  می پردازد که نه  تنها  در آخر بلکه بر حسب  ضرورت در فواصل برنامه صورت می گیردیکی ازتخصصهای موردنیاز دست اندرکاران تعلیم و تربیت درسطوح مختلف سازمانی و اجرایی برخوردار بودن  از دانش ، مهارت  سنجش و ارزشیابی  پیشرفت تحصیلی  می باشدکه فقدان آن درعرصه عمل واجرا ناکار آمدی فر آیند یاددهی- یادگیری رابه دنبال خواهد داشت با وجودآگاهی ازتوانایی های علمی و تجربی دبیران و معلمان گرامی و مدیران آگاه و دلسوز واحد های آموزشی در حیطه ی سنجش و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی ، لیکن به دلیل اهمیت موضوع و نیز ظرافت ها و پیچیدگی های این امر امید است با  عنایت همکاران ارجمند در جهت تحقق  اهداف آموزشی و تربیتی شاهد تعاملی پویا ، مستمر و پایدار باشیم .


 تعریف اصطلاحات ومفاهیم ارزشیابی پیشرفت تحصیلی :
 ارزشیابی به یک فرآیند نظام داربرای جمع آوری ، تحلیل و تفسیر  ا طلاعات گفته می شود  به این منظور که تعیین می شود آیا هدف های موردنظر تحقق یافته اند یادرحال تحقق یافتن هستند وبه چه میزانی.
ارزشیابی  پیشرفت  تحصیلی : ارزشیابی  پیشرفت تحصیلی عبارت  از سنجش عملکرد  یادگیرندگان ومقایسه  نتایج  حاصل با  هدف های آموزشی ازپیش تعیین شده به  منظور تصمیم گیری در این باره
که آیا فعالیت های آموزشی معلم و کوششهای یادگیری دانش آموزان یا دانشجویان به نتایج مطلوب انجامیده اند و به چه میزانی.
ارزشیابی آغازین : نخستین ارزشیابی معلم  که پیش از  فعالیت های  آموزشی او به  اجرا  در می آید ارزشیابی آغازین نامیده می شود.
ارزشیابی تکوینی یا مستمر: آنچه عمدتاً به منظور کمک به اصلاح موضوع موردارزشیابی یعنی برنامه یا روش آموزشی ، مورد استفاده قرار می گیرد ، ارزشیابی تکوینی نام دارد.
ارزشیابی تشخیصی  : نوعی از ارزشیابی تکوینی است که باهدف تشخیص مشکلات یادگیری دانش آموزان در یک موضوع درسی  به کار می رود و معمولًا در جریان آموزش انجام می گیرد.از طریق ارزشیابی تشخیصی می توان معلومات و مهارتهای لازم دانش آموزان را برای ورود به مطالب جدید تشخیص داد و نیز معیاری است برای سنجش رفتار ورودی دانش آموزان که به کمک آن  می توان
نقطه شروع فعالیت های آموزشی را مشخص کرد.
 ارزشیابی تراکمی یا پایانی : درارزشیابی تراکمی تمام آموخته های دانش آموزان درطول یک دوره آموزشی تعیین می شوندو هدف آن نمره دادن به دانش آموزان و قضاوت درباره اثر بخشی کارمعلم و برنامه درسی با یکدیگر است به وسیله این ارزشیابی می توان یادگیریهای متراکم دانش آموزان را  در طول یک دوره آموزشی اندازه گیری کردوچون معمولاً درپایان دوره آموزشی به عمل می آید  به  آن ارزشیابی پایانی نیز می گویند.
اندازه گیری :  اندازه گیری فر آیندی که تعیین می کند  یک شخص  یا یک  چیز چه مقدار از یک ویژگی برخوردار است.
آزمون : آزمون وسیله یا روشی نظام دار برای اندازه گیری نمونه ای از رفتار است .
آزمودن  : وقتی که برای اندازه گیری یکی از ویژگیهای روانی یا تربیتی یک فرد یاگروهی از افراد
 از آزمون استفاده می شود.
 سنجش : به یک تحلیل جامع و چند وجهی از عملکرد گفته می شود
پرسشنامه : مجمو عه ای سؤال که به روش علمی تهیه شده و ارزشیاب یا پژوهشگر از طریق آن قادر به جمع آوری اطلاعات مورد نیاز جهت انجام طرح خود می باشد.
سؤال عینی : به سؤالاتی اطلاق می شود که می تواند به طور عینی نمره گذاری شود این سؤال چنان است که افراد پاسخی را از میان فهرستی از پاسخ ها انتخاب می کنند.
تنه سؤال : بخش مقدماتی یک سؤال عینی را تنه سؤال گویند.
سؤال انشایی  : نوعی سؤال که دانش آموز تقریبا پاسخی طولانی را که تا چند بند می رسد نوشته  و سازمان دهد.
سؤال جور کردنی : عبارت از سؤالی که شامل دو ستون سؤال وجواب است واز دانش آموز خواسته  می شود که بین موارد دو ستون ارتباط را پیدا کند.
سؤال چند گزینه ای :  عبارت از شکلی از سؤال است که در آن آزمایش شونده  پاسخ صحیح را از یک فهرست گزینه های محتمل انتخاب می کند.
سؤال صحیح.غلط : عبارت از شکلی از سؤال  است که در آن  امتحان  شونده  بیان  می دارد که آیا جمله ای که در اختیارش قرار داده شده صحیح یا غلط است.
 نمره گذاری تحلیلی :عبارت از نوعی نمره گذاری سؤالات انشایی است که در آن نکات خاص هر پاسخ صحیح شناسایی شده و به طور جداگانه نمره گذاری می شود.
جدول مشخصات : عبارت از یک جدول  دو بعدی است که  شامل  محتوا و  فرآیند  شناختی  مورد استفاده در طرح ریزی یک آزمون می باشد .
امتحان : عبارت است از تعدادی  سؤال که به  صورت گزینش تصادفی از جامعه ای از سؤال ها تهیه  می شود و یا به عبارت دیگر عبارت از یک وسیله یا روشی که در آن آزمودنی ها با تعدادی  سؤال  های همخوان و هماهنگ با یکدیگر مواجه می گردند ، یا به  انجام فعالیتهای علمی  وادار می شوند   که در آن نتیجه این شرایط و در خاتمه موقعیت ، می توان تواناییهای افراد شرکت کننده در امتحان مقایسه کمی به دست آورد.
روایی : روایی اصطلاحی است که آزمون برای تحقق بخشیدن به آن درست شده است اشاره می کند
آزمونی دارای روایی است که برای اندازه گیری آنچه مورد نظر است مناسب باشد
پایائی : پایائی یک وسیله اندازه گیری به دقت آن اشاره می کندیک آزمون درصورتی دارای پایائی است که اگردر یک فاصله ی  زمانی کوتاه  چندین  بار به گروه  واحدی از افراد بدهیم نتایج حاصل
 نزدیک به هم باشد.


 تعریف  عملیاتی واژه های  ارزشیابی و امتحانات د رقلمرو کاری  اداره کل  سنجش و ارزشیابی تحصیلی :
 ضوابط سنجش وارزشیابی پیشرفت تحصیلی : مجموعه قوانین مدون  وتصویب شده توسط شورای عالی آموزش و پرورش می باشد که اهداف ارزشیابی و سنجش توان تحصیلی دانش آموزان براساس مقررات را دربر می گیرد.
امتحانات داخلی :امتحاناتی است که طبق برنامه معین وبا همکاری مشترک کارکنان آموزشی واداری واحد آموزشی زیر نظر مدیر انجام می شود درامتحانات داخلی تهیه سؤالها و تصحیح  اوراق امتحانی برعهده معلمین مربوط می باشد
امتحانات هماهنگ  : عبارت از  امتحاناتی است که در بعضی درس ها طبق برنامه ی معین و سؤالهای یکسان در سراسرکشور یا سراسر استان توسط  اداره ی کل سنجش و ارزشیابی تحصیلی و یا سازمان آموزش و پرورش استان دفترمدارس خارج از کشور تهیه ودرمحل واحدآموزشی زیر نظر مدیر انجام می شود.در امتحانات هماهنگ تصحیح اوراق امتحانی بر عهده معلمان مربوط می باشد.
امتحانات نهایی :امتحانات درسهایی از پایه سوم متوسطه است که به  صورت سراسری  (کشوری)  با  برنامه همزمان و سؤالهای یکسان توسط اداره کل سنجش ارزشیابی تحصیلی تهیه می شود و زیر نظر سازمان آموزش وپرورش استان دفتر مدارس خارج از کشور به وسیله عوامل اجرایی امتحانات (هیئات ممتحنه ) که از طرف ادارات آموزش و پرورش شهرستان ها و مناطق معین می شود برگزار می گردد درامتحانات نهایی برگزاری امتحان و تصحیح اوراق به صورت متمرکز انجام می شود
تاییدیه تحصیلی : مندرجات  مدارک تحصیلی  دوره های  مختلف در آن مورد تایید  قرا ر می گیرد
ارزش تحصیلی : به سندی  ا طلاق  می شود که نشان  دهنده  ارزش مدرک تحصیلی از نظر  علمی و استخدامی با توجه به آراء صادره ازمراجع ذی صلاح قانونی باشد.
بانک سؤال : بانک سؤال مجموعه نسبتاً وسیعی از پرسش های آزمونهای پیشرفت تحصیلی است که براساس محتوا و ویژگیهای روان سنجی مانند سطح دشواری و روایی ملاکی در سؤال  طبقه بندی و سازماندهی شده است.
تعریف ارزشیابی تکوینی یا مستمر : آنچه عمدتاً  به منظور کمک به اصلاح  موضوع مورد  ارزشیابی
 یعنی برنامه یا روش آموزشی ، مورد استفاده قرار می گیرد ، ارزشیابی تکوینی نام دارد.
ارزشیابی تکوینی یا  مستمر درآموزش متوسطه  : درنظام آموزش و پرورش  دوره  متوسطه ارزشیابی تکوینی برای اصلاح موضوع ارزشیابی و به منظور تقویت اعتماد به نفس تحکیم آموخته های دانش آموزان ،آگاهی معلمان ازنقاط قوت وضعف درسی ونحوه عملکرد دانش آموزان درفرایندیاددهی، یادگیری و  پرورش روحیه تحقیق ، تفکر ، تلاش ، ابتکار و فعالیت های گروهی ، تدارک  بازخورد مناسب به صورت مستمرازنحوه مشارکت دانش آموزدر فعالیتهای یاددهی،یادگیری واتخاذ روشهای مناسب به منظوربهبود فرایند انجام شود.


هدف ارزشیابی تکوینی یا مستمر :
1- فراهم آوردن شواهد معتبری درمورد یادگیری درسی
2 ـ تعیین نقاط قوت و ضعف دانش آموزان درفرایند یاددهی و یادگیری
3 - تقویت اعتماد به نفس در دانش آموزان
4 - تثبیت اعتماد به نفس فراگیران وایجاد انگیزه برای یادگیری در آنان
5 - پرورش روحیه تحقیق ، تفکر ، تلاش ، ابتکار وخلاقیت دانش آموزان.. 
6 - توجه به جنبه های مهم درس و اهداف آموزشی آن
7 - تشویق به استفاده ازراهبردهای فعال یاددگیری
8 - مشخص کردن نتایج ودادن بازخورد تصحیح کننده به شاگردان
9-کمک به شاگردان درپی گیری پیشرفت خود و توسعه مهارت های ارزیابی از خویشتن
10- مطلع کردن دانش آموزان از سطح عملکرد مورد نیاز
11- ایجاد انگیزه در فراگیران جهت تداوم یادگیری
12- نمایان ساختن توانایی های بالقوه ی فراگیران ،که این خود موجب خودشناسی و تبیین تصویر ذهنی فراگیر از خودش می شود
13 -ارزشیابی راه کم کاری و خطای گذشته را بازکرده و مراحل جدیدی را برای آغازگری مجدد فراهم می سازد.( خود آغازگری )
14- ارزشیابی به عنوان وسیله ای برای شناخت توانایی وزمینه های علمی فراگیران و تصمیم گیری
 برای انجام دادن فعالیت های بعدی آموزشی است
15- ارزشیابی به عنوان وسیله ای برای شناساندن هدف های آموزشی در فرایند یاددهی – یادگیری است
16-ارزشیابی به عنوان وسیله ای برای بهبود واصلاح فعالیت های آموزشی است برای انجام ارزشیابی تکوینی یا مستمر می توان از شیوه های  اجرایی گوناگون  در کلاس درس استفاده نمود بدون  شک
 این شیوه هااز هد فهای دوره تحصیلی، سطح سنی دانش آموزان موضوع ومحتوای دروس، روشهای تدریس معلم، تعداد دانش آموزان کلاس و چندین عامل دیگر تا ثیر می پذیردبا این وصف استفا ده
 از شیوه های زیرپیشنهاد می شود
 1-  ثبت رویدادهای مهم از عملکرددانش آموزدریک مجموعه
2- انجام آزمایش به صورت فردی وگروهی
 3- انجام پروژه های فردی وگروهی
4 - اجرای نمایش
5 - مشاهده واستفاده از آن در اندازه گیری
6 - یادداشت رویدادهای مهم عاطفی ،روانی وحرکتی
7 - اظهار نظرهای کتبی وشفاهی معلم
8 - دادن کارهای عملی به دانش آموزان (پوشه کار یا مجموعه کارها
9- انجام آزمون کتبی چند گزینه ای
10- استفاده از سوالهای شفاهی،تحلیلی،تبیینی
11- تهیه گزارش وخلاصه نویسی
12- برگزاری کنفرانس
13- مشارکت دانش آموزدر ارزشیابی از خودیا دیگران
14- انجام آزمون های کتبی تشریحی

 شیوه های اجرایی ارزشیابی تکوینی یا مستمر:
1- ثبت رویداد های مهم از عملکرد دانش آموزان در  مجموعه ای به  نام پورت فولیو  این مجموعه شامل یک ارائه بصری از موفقیت های شاگرد، توانایی ها،نقاط ضعف، قوت وپیشرفت  او در خلال زمان است در این روش،دانش آموزبرای نشان دادن توانایی ها وپیشرفت کار خود، مثالهاونمونه هایی که از جریان کار خود در طول سال، نوبت امتحانی یا ترم تحصیلی  انجام  داده  با خود  به کلاس می آوردو برای ارزشیابی در اختیار معلم قرار می دهد.این روش شامل آرشیوی از اسناد ومدارک مربوط
 به رشد یادگیری در زمینه های است که معرف پیشرفت واقعی او هستند.
2 -  استفا ده ازآزمون های پیشرفت تحصیلی : ازنواع ازمونهای عینی یا بسته پاسخ‌ ( چندگزینه ای- جورکردنی- صحیح- غلط‌)و آزمونهای کوته پاسخ به صورت کتبی استفاده می شود.
3- استفاده از پرسش های شفاهی : در این روش معلمان به تناسب  محتوای درس و نحوه آموزش از دانش آموزان سؤالاتی  را به صورت شفاهی می پرسند این  روش بیشترین استفاده را درکلاس های آموزشی درنظام ما دارا می باشدو به خاطر سهولت در طرح ، اجرا و... معمولا از آن استفاده می کنند
4- استفاده  از سؤالات تشریحی به صورت تحلیلی- تبیینی و خلا صه نویسی : در این  روش یک  یا  چند سؤال تشریحی برای دانش آموزان مطرح می شود و از او خواسته می شود که پاسخ سؤال را  به صورت های توصیفی- تحلیلی تبیینی و خلا صه نویسی بنویسد.
5- انجام آزمایش : انجام ازمایش به صورت فردی یا گروهی انجام می شود  انجام آزمایش مستلزم ایجاد فرضیه- طراحی- اجرا آزمایش و تهیه گزارش نتیجه آن است. استفاده از مهارت های  تخمین زدن، اندازه گیری و به کارگیری  حقایق  و مفاهیم علمی و ... ازمواردی است که در انجام آزمایش می توانند به عنوان هدف  مطرح شود. فراگیران با  استفاده از  بعضی از  وسایل و مواد ، عملا ًدر باره مفهومی خاص تجربه کسب می کنند.
6- پروژه فردی یا گروهی : پروژه کوشش علمی  یک دانش آموز رادر حیطه  مورد علا قه  خودش نشان می دهد پروژه به دانش آموز این امکان را می دهد که آزمایش کند تصمیم بگیرد فرضیه بسازد ، ایده ها رابررسی و امتحان کندبه دنبال راه حلهایی بگردد و مهمتر از همه درباره خود و دنیای اطراف خود مطالعه کند. پروژه گروهی مستلزم شرکت گروه دربرنامه ریزی- تحقیق- بحث گروهی و ارائه محصول است.
7- اندازه گیری مبتنی بر عملکرد: دراین روش دانش آموز به انجام رفتار یا وظیفه خاص می پردازد
این کار بیشتر مستلزم انجام یک مهارت است. عملکرد دانش آموز در فرایند کار سنجیده می شود و مورد ارزشیابی قرار می گیرد.
8- نما یش : در بحث نمایش دانش آموزان مهارت های تازه یاد می گیرند یا مهارتهایی که آموزش داده شده اند را به نمایش می گذارند و نمایش آنها مورد  ارزیابی و سنجش قرار می گیرد.برای  این منظور دانش آموزان که از قبل خود را برای آماده کرده اند در جلو کلاس می ایستند و خود را مورد خطاب قرار می دهندو ایفای نقش می نمایند.
9- مشاهده و استفاده  از آن در ارزشیابی : متخصصین چهار شیوه مشاهده را به شرح زیر ارائه نموده اند:الف)مقیاس درجه بندی: نقاط روی مقیاس توصیف می شود. توصیف ها عبارتهایی هستند که  به صورت رفتاری نشان می دهندکه  دانش آموز مورد مشاهده  در مراحل مختلف مقیاس چگونه عمل  می کند. )
چک لیستها(فهرستهای باز بینی) : به فهرستی از ملاکها یا معیارهای معینی گفته می شود که برای مقایسه کردن ، مرتب کردن یا جمع آوری هر گونه اطلاعات برای مثال ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تهیه می شود در این فهرست با زدن علامت  در برابر هر یک از ملاک ها یا معیارهای یاد شده دستیابی یا عدم دستیابی به آنها آشکار می شود . در فرم ها وبرگها، فهرستی ازرفتارهایی که قراراست مورد ارزشیابی قرارگیرند تهیه می شود رفتارها مورد مشاهده  قرار می گیرد و ارزشیابی آن  به صورت کمی(نمره) یا  توصیفی (خوب،متوسط و....)تعیین می گردد رفتار را می توان عمل   قابل  مشاهده و اندازه گیری تعریف کرد که ممکن است این رفتار آشکار یا پنهان و غیر قابل مشاهده باشد سیستم ارزشیابی  فعلی بیشتر  رفتارهای آشکار را  اندازه گیری  می کند اما در سیستم های  پیشرفته آموزشی رفتارهای پنهان وغیر قابل مشاهده نیز مورد توجه قرارمی گیرند لذا توجه به هر دو بعد رفتار ضرورت یافته است.
ج) سوابق تراکمی : در این روش که تمام پاسخ های فرد را  در خلال  مدت  معینی  در بر می گیرد، اطلاعات  جمع آوری و در مورد پیشرفت تحصیلی دانش آموز در موضوع خاص اظهار نظر می شود ومیزان پیشرفت اوارزش گذاری می گردد.
د)یادداشت رویدادهای مهم : از این رو ش معمولابرای اندازه گیری نتایج عاطفی و روانی- حرکتی
 می توان استفاده کرد ولی ارزشیابی آموزشی شامل توصیف واقعی از رویدادهاو اتفاقات معنی داری است که معلم درنتیجه مشاهده ازرفتار دانش آموزودر جریان آموزش،یادداشت می کنددر ارزشیابی  از طریق مشاهده می توان مانند الگوی زیر عمل کرد.(مشاهده رفتار فراگیران ثبت نتایج ارزشیابی در جدول مخصوص جمع بندی مشاهدات قضاوت و اعلام نظر نهایی)
10- اظهار نظر های کتبی و شفاهی معلم درباره بهبود عملکرد دانش آموزکه شامل اظهار نظرهایی است که به صورت توصیفی  توسط معلم  درباره دانش آموز می شود. این  اظهار نظرها می تواند  به صورت شفاهی به دانش آموز گفته شود و یا  به صورت کتبی ثبت و به اطلاع دانش آموز یا ولی وی برسد و یا در محلی نگهداری شود.
11-  دادن کارهای عملی به دا نش آموزان : براساس دروس و محتوای ارائه شده و به منظور تثبیت یادگیری و شناسایی و ارزشیابی میزان یادگیری انجام کارهایی به دانش آموزان واگذار می شود. با توجه به سن  دانش آموزان ،موقعیت ، شرایط و محتوای دوره و  پایه تحصیلی کارهای عملی  نیز  متفاوت وگوناگون می باشد مواردی مانندتهیه نشریه ،جمع آوری اطلاعات و تهیه گزارش، ساخت ابزار، مطالعه کتب، خلاصه نویسی، شرکت در جلسات خاص،و ... را شامل می شود.
12- مشارکت دادن دانش آموزان در ارزشیابی از خود یا دیگران  : در این روش  زمینه هایی فراهم
می گردد تا  دانش آموز کار خود یا هم کلاسی هایش را  مورد رزشیابی قرار دهد  نمونه  ساده  آن تعویض برگه های پاسخ دانش آموزان به یک سؤال یا سؤالات می باشد که تصحیح آن توسط دانش آموزان با راهنمایی کلی معلم صورت می گیرد.
13- روش یادداشت روزانه :  در این  روش از دانش آموزان خواسته می شود تا احساسات،  تجارب یادگیری فعالیت های کلاسی و ... را به طور روزانه یادداشت کند و برای ارزیابی در اختیار معلم قرار دهد یا از دانش آموز خواسته می شود یادداشت های روزانه خود رادر کلاس توضیح دهد تبیین کند و به بحث بگذارد.
14- استفاده از آزمونهای عملکردی مدا د- کاغذی : دراین روش از دانش آموزان خواسته می شود تا با استفاده ار دانش و مهارت خوددر موقعیتی شبیه سازی شده با استفاده ازمداد و کاغذ میزان یادگیری و توانایی خودرا به نمایش بگذارد.مانند ارائه طرح یک لباس،این روش دردروس فنی و حرفه ای بیشتر کاربرد دارد.
15- نمونه کار : در این روش نمونه کارهایی از دانش آموز خواسته می شود تا انجام دهد. البته این عمل باید در شرایط کنترل شده باشد مانند  تایپ کردن یک متن یا  تعمیر یک وسیله   برقی  استفاده ازروش نمونه کار در دروس فنی و حرفه ای کاربرد بیشتری دارد.


نظام نمره دادن در ارزشیابی مستمر :
 ارزشیابی ها بر اساس معیار و ملاک مقایسه شامل موارد زیر است :
الف ) ارزشیابی معیار مدار :
میزان پیشرفت دانش آموز با حدود انتظارات برنامه درسی و معلم مقایسه می شود.
ب) ارزشیابی هنجار  مدار :  معیار آموزشی ، عملکرد دانش آموز در مقایسه  با سایر  دانش آموزان است.
ج) ارزشیابی دانش آموز مدار  : معلم با مقایسه وضعیت فعلی و  قبلی دانش آموز به ارزشیابی او  می پردازد و معلم دانش آموز را با خودش مقا یسه نموده  و از تشویق کمک می گیرد و اعتماد  به نفس  او را تقویت کرده که باعث  پرورش تفکر منطقی و  خلاقانه دانش آموز  می شود دانش آموزان در  طی فعالیت های آموزشی خود پی در پی مورد ارزشیابی قرار می گیرند . فرایند ارزشیابی مستمر که  در قالب ارزشیابی های فعالیت مدار قرار می گیرد جزئی از یک تدریس فعال تلقی می شود .

 پيشنهادات نظري و كاربردي :

1 -  سطح  امتحان  و ارزشيابي  با  توانايي  دانش آموزان  تناسب  داشته  باشد  . 

2 -  ابزارهاي  ارزشيابي  معتبر  باشند  و همان چيزي  را  كه  مورد  ارزشيابي است  ،  اندازه بگيرند .

3 -  حجم  ارزشيابي  با  دقت  و حوصله ي  دانش آموز  متناسب  و هماهنگ  باشد . 

4 -  از   ارزشيابي  به  منزله ي   ابزاري  براي   ارتقاي   ميزان    يادگيري   دانش  آموزان   و  درك آموزگار  از سطح  فكري  آنها  استفاده  شود . 

5 -  در برنامه كامپيوتري  امتحانات ،    برنامه ي  تجزيه  و تحليل  سوالات  نيز  طراحي  و نتيجه  آن  به آموزشگاه  فرستاده  شود . 

6 - روشهاي  فعلي و جديد ارزشيابي  به  معلمان  در دوره هاي كوتاه  مدت  تابستاني آموزش داده شود.

7 -  دادن  بازخورد  به  يادگيران  كمك  مي كند  تا  از شكافي كه  بين   هدف مطلوب  با  دانش و مهارت فعلي  آنها  وجود  دارد  آگاهي  يابند  و آنها  را  به  سوي  انجام  اعمال  لازم  براي  دستيابي  به  اهداف مورد نظر  هدايت  كند . 

8 -  منصفانه  نيست  كه  همه  دانش آموزان  با  يك  روش ارزيابي شوند  چه  اشكالي  وجود  دارد  كه توانمندي هاي  دانش آموزان  با  ابزاري  كه در دست  دارند  اندازه  گرفته شود .

9 -  تدوين  فهرست  هدفها  و انتظارات  معلم  از  دانش  آموزان  كلاسش . 

10 -  حاكم  نمودن  فرهنگ  موفقيت  در كلاس  به  جاي  جايزه  دادن  به  آنها . 

11 –  امتحانات  دامنه ي  هدف ها  را  به  طور  كامل  بپوشاند  . 

12-  قبل از  اينكه به  تهيه ي  سوال اقدام  شود  هدف هاي  تربيتي در نظر گرفته  شود . 

13-  ارزشيابي  به  عنوان  فرصتي  براي  شناخت  توانيها  و ضعف ها  در اختيار همگان  قرار گيرد .

14-  ارزشيابي  قبل از هر چيز  بايد  ابزاري  باشد  تا معلم  نقايص كار خود  را  در جريان آموزش درك  كند  و پس از آن  شاگردان بفهمند  كه  در چه  سطحي  از يادگيري  قرار دارند . 

15-  اوراق  امتحاني  پس از تصحيح  در اختيار  دانش آموزان  قرار گيرد  تا آنان  با  اشكالات  نوشته ي  خود  آشنا  شوند  و آنها  را  برطرف  نمايند . 

16-درهنگام تهيه ي امتحان ، اعتبار و صحت و ميزان بودن آن موردتوجه قرار گيرند

17 - از ارزشيابي به منزله ي ابزاري براي ارتقاي ميزان يادگيري دانش آموزان وهدايت آنان و درك آموزگار از سطح فكري و چگونگي تفكر دانش آموزان استفاده شود .

18- ارزشيابي تعادل ايجاد كند ، نه آنكه تعادل يادگيرنده را برهم زند .

19- درهنگام امتحان بايد براي تنشي كه بردانش آموزان تحميل مي شود حدودي قايل شد اگر اين كار نشود آنها با بي توجهي وقت گذراني و تكرار غير لازم جلمه ي « من نمي فهمم» اين حدود را تعيين ك كنند .

20- بااشاعه ي نتايج ارزشيابي پيشرفت تحصيلي ، عناصر نظام آموزشي نسبت به كارآيي و عملكرد خود بازخورد لازم را دريافت مي كنند و با توجه به نتايج به دست آمده قادرخواهند بود ، اصلاحاتي را كه براي تحقق هدف هاي آموزشي و پرورشي ضرورت دارد .

 21- ارزشيابي درسايه ي همكاري معلمان ، سرپرست هاي تعليماتي ، اولياء و خود فراگيرندگان صورت گيرد .

22- درارزشيابي ، كيفيت و كميت مد نظر قرار گيرد .

23- بردستور العملها ، آيين نامه ها و بخشنامه هاي امتحانات همراه با توجه به عامل « بازخورد » تاكيد شود .

24- مسئولان آموزشي و راهنمايان تعليماتي با شيوه هاي مطلوب ارزشيابي و نظارت دقيق برنحوه ي برگزاري امتحان و بازخورد آن آشنا شوند .

25- دادن بازخورد به مثابه ي بخشي از سنجش تكويني به يادگيرندگان كمك مي كند تا ازشكافي كه بين هدف مطلوب با دانش ، فهم و مهارت فعلي آنهاوجود دارد ، آگاهي يابند و آنهارا به سوي انجام دادن اعمال لازم براي دستيابي به اهداف مورد نظر هدايت كند .

26-درمقايسه ي نمره هاي دو آزمون ، هيچ گاه نمره هاي آزمون دو درس متفاوت با هم مقايسه نشوند .

27- درجلسه ي امتحان به وضع روحي وجسمي دانش آموزان توجه شود و آزمون درمحيطي آرام و دور از هياهو برگزار گردد .

28-دانش آموزان بيش از اندازه به موفقيت و نمره وابسته نشوند نمره ي خوب به خصوص در    پايه هاي پايين ، بيش از حد تحسين نشوند ، بلكه تلاش آنها ملاك قرار گيرد .

29- كارهاي دانش آموزان با يكديگر مقايسه نشوند .

30- آشنايي دانش آموزان با هدف هاي درس و آنچه مي آموزند .

31- سرزنش نكردن دانش آموزان به خاطر اشتباهاتشان ، بلكه تشويق آنان به اصلاح اشتباهاتي كه مرتكب شده اند .

32- عادت دادن دانش آموزان به بررسي كارهاي يكديگر و شنيدن صبورانه ي انتقادات .

 منابع  

1- اسپارك، برنارد ، ترجمه ي محمد حسين نظري نژاد ، آموزش دوران كودكي ، رشدمعلم ، سال بيستم ، فروردين 1381 .

2- آلن ، مري جي ، ين ، وندي ام ، ترجمه ي علي دلاور ، مقدمه اي برنظريه هاي اندازه گيري دوران سنجي ، تهران ، سمت ، 1374 .

3- اطهري راد ، علاءالدين ، شيوه اي نو براي ارزشيابي آموخته هاي دانش آموزان ، تكنولوژي آموزشي ، دوره ي چهاردهم ، اسفند 1378 .

4- اي ، اور ، فرد ، ترجمه ي حكيم جوادي ، چگونه امتحان بدهيم ، تهران ، انتشارات كيانوش ، 1377 .

5- بهزاديان ، محمد صادق ، نقدي بر ارزشيابي تحصيلي درمراكز آموزشي ، رشد معلم ، سال بيست و يكم ، شماره مسلسل 168 ، آبان 1381 .

6- بيان ،حسام الدين ، شكيبا مقدم ، محمد ، مديريت شيوه هاي نودرآموزش ، رشد معلم ، سال بيستم ، فروردين 1381 .

7- سيف ، علي اكبر ، اندازه گيري ، سنجش و ارزشيابي آموزشي ، نشر دوران ، چاپ دوازدهم ، 1382 .

8- سيمپلي سيو ، جوزف ، ترجمه ي فريبا مرادي عباس آبادي ، گذر از چارديواري خشك كلاس ، تكنولوژي آموزشي ، شماره مسلسل 151 ، آبان 1382 .

9- شريفان ، احمد ، الگوي مناسب ارزشيابي ايران ، تكنولوژي آموزشي ، دوره ي نوزدهم ، شماره 5 ، آبان 1382 .

10- رستگار ، طاهره ، ارزشيابي در خدمت آموزش ، موسسه فرهنگي منادي تربيت ، چاپ دوم ، 1383 .

11- روحي ، اكبر ، شيوه هاي افزايش كيفيت امتحان و ارزشيابي ، رشد معلم ، سال بيستم ، فروردين 1381 .

12- منفردي راز ، براتعلي ، عوامل موثر در انتخاب روش هاي ارزشيابي مطلوب ، آموزش ابتدايي ، شماره مسلسل 7 ، فروردين 1377 .

13 – va parv.aresh.org    www.Amozesh

14- tps . blogfa . com 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 18:36  توسط فاطمه حسن پور  | 

یکی از نخستین پرسشهای پیش روی جوانان مشتاق مطالعه، روش صحیح مطالعه و چگونه کتاب خواندن است که پاسخ درست به آن میتواند در ایجاد انگیزه و میزان یادگیری آنها تاثیر بسزایی داشته باشد.بسیاری از مردم به دلیل بکارنگرفتن روش صحیح مطالعه، معمولا خیلی زود از مطالعه خسته میشوند و کتاب را رها میکنند و شاید مطالعه کتابی رابه نیمه نرسانده،آ ن راکنارمیگذارند.رعایت نکردن شیوه درست مطالعه وهمچنین یادداشت نکردن مطالب مهم کتاب، معمولاً خواننده راپس از مدتی ازمطالعه کتابهای قطور و علمی،دلسرد وخسته میکند ودر نتیجه آنها را از ادامه مطالعه باز میدارد . توصیههای که در زیر میآید نکاتی است که رعایتکردن آنهابه زعم کارشناسان مطالعه، میتواند نقش موثری در مفید واقع شدن مطالعه داشته باشد.
مکان و شرایط مطالعه:
مکان و شرایط ذهنی از نکات مهم یک مطالعه مفید و خوب است و در میزان یادگیری، کارآمدی، مدت وطولانی شدن مطالعه تاثیر به سزایی دارد .کارشناسان و روان شناسان معتقدند که یکی از مشکلات جوانان برای مطالعه بیتوجهی به شرایط و فضای مطالعه است که اغلب موجب خستگی و کاهش انگیزه میشود. بهترین زمان مطالعه برای انسان، هنگام آرامش و داشتن رضایت است، زیرا داشتن دغدغه و نگرانی درهنگام مطالعه، نتایج مطلوبی برای انسان به همراه نخواهد داشت. مشغول بودن فکر و ذهن و خستگی روح و جسم، توان فرد را کاهش میدهد و در این حالت، مطالعه کتاب، جز اتلاف وقت و بیحاصلی سودی نداردمنفعت مطالعه کتابها هنگامی حاصل میشود که انسان بدون خستگی و دغدغه و در فضایی مملو از آرامش ، صمیمت و رضایت، به مطالعه بپردازد . اتاق مطالعه را از نقاط آرام منزل واداره انتخاب کنید بهطوریکه از نور طبیعی کافی برخوردار باشد.اتاق مطالعه بایداز صداهای مزاحم بیرون دور باشد تا حواس خواننده به بیرون هدایت نشود . انتخاب اتاق مطالعه باید بهگونهای باشد که درحد امکان هنگام روز احتیاج به روشنایی غیرطبیعی نداشته باشد.سعی کنید هنگام شب از چراغ مطالعه استفاده نکنیدزیرا چراغ مطالعه علاوه بر این که میتواند به چشم صدمه برساند، در خستگی زود هنگام چشم نیز تاثیر دارد. دمای اتاق مطالعه خود را همواره معتدل نگهدارید تا هرگز درهنگام مطالعه در اتاق احساس گرما و سرما نکنید.
زمان مطالعه:
زمان مطالعه برای افراد تفاوت میکند ، برخی در سکوت شب و برخی نیز هنگام صبح را به عنوان زمان مطالعه انتخاب میکنند اما مطالعه هنگام صبح از هر زمان دیگر بهتر است. مطالعه کتاب را صبح زود شروع کنید زیرا ذهن انسان پس ازچندساعت استراحت وآرامش، بیش از هر زمان دیگر آماده یادگیری است.وقتی که صبح زود رابر ای مطالعه انتخاب میکنیدحتماً قبل از آن صبحانه صرف کنیدزیرا گرسنگی در کاهش میزان یادگیری وفراگیری تأثیر زیادی دارد. پس از صرف غذا نیز بلافاصله شروع به مطالعه کتاب نکنید و چند قیقه بعد از غذا مطالعه را آغاز کنید. ورزش و نرمش و حتی حمام گرفتن نیز پیش از مطالعه در میزان یادگیری موثر است. مطالعه صبحگاهان هنگامی مفید واقع میشود کهفرد شب قبل را بهخوبی استراحت کرده باشد و خسته و خواب آلود نباشد. برای مطالعه هرچه بهتر در هنگام صبح، سعی کنید شب را زودتر بخوابید تا بتوانید مطالعه مفیدی داشته باشید . خستگی، ۵۰درصد از توانایی ذهنی و مغزی انسان را کاهش میدهد و مطالعه در چنین وضعیتی، یادآوری مطالب فرا گرفته پیشین را نیز با اختلال روبهرو میکند.
 میز و صندلی مناسب :
میز و صندلی مناسب و درست نشستن یکی از مهمترین شرایط مطالعه است که رعایت نکردن آن علاوه بر تأثیر نامطلوب درمطالعه مشکلات جسمانی رانیردرپی خواهد داشت.نداشتن میز وصندلی مناسب درهنگام مطالعه طولانی عوارض جسمانی متعددی دارد که به گفته پزشکان، دردهای مفاصل، مر و گردن از جملهی آن است.هنگام خرید میز و صندلی دقت کنید،صندلی باید به گونهای باشد که زمان مطالعه پشت انسان کاملا به صندلی چسبیده باشد. میز مطالعه نیز باید طوری انتخاب شود که خواننده هنگامی که دو دست خود را روی میز قرار میدهد ، حداقل فاصله کتاب و چشمان او کمتر از۴۰سانتیمتر نباشد.فاصله صندلی خود رابا میز مطالعه طوری تنظیم کنید که کمر وگردن شما خم نشود ، هنگام مطالعه باید بر اساس شرایط فیزیکی متعادل نشست ، به گونهای که هیچ عضوی از بدن شما احساس ناراحتی نکند و اعضای بدنتان نسبت به میز و صندلی راست و مستقیم باشد.سعی کنید صندلیهای دستهدار را برای مطالعه انتخاب کنیدتا هنگام مطالعه بتوانید دستهایتان را روی آن قرار دهیدوخستگی دستهایتان رفع شود.میز و صندلی کودکان و بزرگسالان با هم تفاوت دارد ، برای مطالعه مفید باید از میز و صندلیهای مناسب این گروهها استفاده کرد. میز و صندلی کودکان باید به تناسب قد آنها انتخاب شود به گونهای که پاهای کودک هنگام تماس با زمین، زوایه
۹۰درجه تشکیل دهد. صندلیهایی برای مطالعه انتخاب کنید که از هر لحاظ کاملا راحت باشد ، درحد امکان از استفاده از صندلیهای بدون پوشش ابر خودداری کنید تا در هنگام مطالعه هیچ یک از اعضای بدن شما احساس ناراحتی نکند. از خواندن کتاب بصورت خوابیده و درازکش خودداری کنید. 
مطالعه فردی :
برای اینکه حواس فرددرهنگام مطالعه کاملاً روی مطالب کتاب متمرکزشود افرادباید تاب را به تنهایی وبه صورت فردی مطالعه کنند. مطالعه فردی در واقع دوری از صداهای مزاحم و گفتگو است و در واقع موجب افزایش تمرکز میشود. هر چه در محیط مطالعه افراد کمتری رفت و آمد کنند، پیشرفت و تمرکز فرد در فراگیری مطالب افزایش مییابد. مطالعه جمعی باعث میشود که هرلحظه امکان گفتگو بین دو طرف در موضوعهای مختلف بوجودآید که این تعامل سبب عدم تمرکز درمطالعه و کاهش در پیشرفت مطالعه میشود.مطالعه جمعی برای کتابهای درسی مانند ریاضی مناسب است و میتواند در فراگیری تأثیر مثبت داشته باشد. البته در این مورد نیز اگر دانشآموز آن بخشی ازدرس راکه تاحدودی میداند خود مطالعه کند و بخشیرا که مشکل دارد بادیگران حل و فصل کند، بریادگیری تأثیر بیشتری دارد. میتوانید بعد از مطالعه ، با دوستان خود درباره مطالب مطالعه شده بحث کنید که این امر باعث میشود که مطالب بهتر در ذهن شما باقی بماند . گفتگو با دوستان درباره مطالب خوانده شده نوعی مرور مطالب محسوب میشود و مطالب در ذهن باقی خواهد ماند. هنگام مطالعه از گوش کردن موسیقی خودداری کنید زیرا هرگونه آلودگی صوتی و سر و صدا تمرکز فرد را بهم میزند . رادیو و تلویزیون دراتاق مطالعه نباید روشن باشد زیرا دراین صورت اگرچه فرد مطالب را میخواندوصفحات راورق میزند اماهیچ گونه یادگیری صورت نمیگیرد و مطالب پس از مطالعه در ذهن خواننده باقی نمیماند.
خواندن اطلاعات مندرج در صفحهاول :
قبل از شروع مطالعه فصلهای اصلی کتاب، ابتدا بهدقت عنوان کتاب، نویسنده کتاب، موضوع مطالب، ناشر کتاب و سال انتشار را بخوانید. در مرحلهی بعد حتماً فهرست مطالب کتاب را بخوانید زیرا این کار ضمن اینکه انسان را با موضوع مطالب کتاب آشنا میکند ، میتواند تصویر کاملی از محتوای کتاب به دست دهد .
خواندن مقدمه کتاب :
میتوان آن را حاوی خلاصه کتاب تلقی کرد هرگز از دست ندهید زیرا نویسنده در آن خلاصه موضوع مطالب را به منظور آشنایی هرچه بیشتر خواننده به نگارش در آورده که مطالعه آن ضروری است . وسعت دید یکی از عوامل کندخوانی، تلفظ کلمات و خواندن تک تک آنها حتی بصورت بی صدا است که باید از آن پرهیز شود . هنگام خواندن وسعت دید را میتوان تا حد دیدن بیشاز پنج کلمه در هر توقف گسترش داد . برای دیدن بیش از یک کلمه در هر بار باید از حرکت سر جلوگیری شود، بدین ترتیب تعدادتوقفهای یک خواننده در پاراگراف دو خط و نیمی به حدود پنج تا شش توقف کاهش مییابد
دقت به موضوع اصلی:
موقع خواندن مطالب تازه باید بهموضوع اصلی و محوری کتاب توجه داشت یعنی جملات گویا و کلمات اصلی را تشخیص داد. دقت و درک موضوع اصلی کتاب ، تمرکز خواننده را افزایش داده و از حاشیه پردازی واتلاف وقت جلوگیری میکند ، درنتیجه میزان یادگیری بیشتر میشود. هنگام خواندن مطالب ، ذهن را باید خالی از رویا و فکر کردن به موضوعات جانبی کرد تا مطلب بطور کامل در ذهن بماند .
مطالعه با دقت:
کتاب را همواره بدون شتاب و عجله مطالعه کنید و تا زمانی که مطلبی را به درستی فرا نگرفتهاید سراغ مطالعه مطلب دیگر نروید. مطالب کتاب غیر درسی و درسی به هم پیوسته و مرتبط است ، زمانیکه یک مطلب را خوب یاد نگرفتهاید ، مطالعهو یادگیری مطالب دیگر با دشواری صورت میگیرد . مطالعه کتابها بویژه کتابهای علمی باید در کمال دقت و وسواس صورت گیرد . جهش از مطالعه یک موضوع به موضوعی دیگر ، بدون درنظر گرفتن فاصله، سبب میشود که دو مطلب درهم آمیزد و در نتیجه هیچکدام از دو مطلب به درستی در ذهن فرد باقی نماند. برای تغییرموضوع مطالعه همواره سعی کنید یک وقفه ایجاد کنیدتا مطالب جدید و پیشین در هم آمیخته نشود.یکی از عوامل عمدهای که باعث جلوگیری از درک سریع یک متن درهنگام خواندن ومانع حفظ کردن آن مطلب میشودتداخل آموختههای قبلی و بعدی است،یعنی مطالب قبلی آموخته شده با مطالب جدید درهم میآمیزد. برای جلوگیری از بروز این حالت بهترین راه مطالعه تک موضوعی است ، یعنی در مدتی که یک مطلب را میخوانید از خواندن سایر مطالب خودداری کنید و تنها ذهن خود را روی همان مطلب متمرکز کنید . پس از استراحتی کوتاه ، موضوع مطالب را تغییر دهید واین کار باعث عدم تداخل دانستهها و آموختههای جدید میشود.در صورت مشاهده خستگی از یک موضوع یا یک کتاب (درسی و غیردرسی)، کتاب دیگری را (با حفظ فاصله زمانی) محور مطالعه خود قرار دهید.
یادداشت برداری و خلاصه نویسی :
یادداشت برداری و خلاصه نویسی از مهمترین شیوههای درست مطالعه کردن است زیرا این کار باعث میشود که مطالب مهم کتاب همواره در دسترس باشد. خلاصهنویسی کمک میکند که افراد حجم زیاد مطالب یک کتاب را یادداشت کنند و با مراجعه به آن در مدت بسیار کوتاهی بخوانند و به خاطر بسپارند. بسیاری از مطالب کتابهایی را که میخوانیم، فرّار است و امکان دارد پس از مدتی ، از حافظه و ذهن انسان پاک شود . مطالب را در کاغذهایی که در اصطلاح به آن فیش میگویند، یادداشت کنید. یکی از ویژگیهای فیشبرداری این است که مطلب براحتی دردسترس قرار میگیردومیتوان درهر زمان مطالب کتابی رامطالعه کرد دفتر و دفترچه برای یادادشت اصلاً مناسب نیست زیرا بدلیل دستهبندی نبودن نوشتهها،پیداکردن مطلب موردنظر بسیار دشوار است.یادداشت برداری نباید بیش از اندازه باشد زیرا خواننده در صورت زیاد نوشتن از یادداشت برداری وحتی خواندن کتاب بازمیماند . برای خط کشیدن زیر مطالب مهم کتاب از مداد استفاده کنید تا امکان پاک کردن آن وجود داشته باشد. پس از یک ساعت مطالعه  ۱۵دقیقه استراحت کنید و برای آرامش خود ، به بیرون بروید و یا از اتاق مطالعه به فضای بیرون بنگرید و سعی کنید به فضاهای طبیعی و دور دست چشم بدوزید .

منبع:
سایت پزشکان بدون مرز
برگرفته شده از :
http://tps.blogfa.com



+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 18:33  توسط فاطمه حسن پور  | 

اگر درد داری دوا می کنم

بیا حاجتت را روا می کنم

تو از من گریزانی و باز من

 تو را بنده خود صدا می کنم

اگرچه ز کار تو ناراضیم

تو را باز از خود رضا می کنم

تو با من کنی قهر وو من آشتی

تو کردی خطا من عطا می کنم

تو را خواندم اکنون که باز آمدی

کجا دست خالی رها می کنم

به کارت زدی بس گره های کور

مخور  غم که من از لطف وا می کنم

تو مستوجب آتش دوزخی

من از اشک چشمت حیا می کنم

مرنج از بلاها که من گاه گاه

نوازش تو را با بلا می کنم

جواب تو را گر نگویم جفاست

کجا من به عبدم جفا می کنم

طبیب و دوای تو ای بنده منم

مداوات با یک دعا می کنم

 

از شرایط استجابت دعا چی می دونید ؟؟؟

لطفا تو بخش نظرات به من هم بگین

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 18:30  توسط فاطمه حسن پور  | 

 

دوستان روز عرفه (ی حسین(ع) )در راه است

راستی می دونستی یکی از شرایط استجابت دعا و استغفار اینه که تو حرم

امام حسین (ع) یا امام رضا (ع) باشی؟

 

من از امروز دارم خودم رو برای

نیایش و استغفار

شهادت به ولایت علی (ع) مظهر عجایب عالم

و عزاداری حسین (ع) وفرزندانش که قربانیان اهل بیت به خدا هستند

و صاحب و شفاعت کننده ی قیامت

آماده می کنم

شما چی؟؟؟؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 18:26  توسط فاطمه حسن پور  | 

دل من تنگه برات ميخوام بيام تو حرمت                   تا ضريحتو بگيرم به اميد كرمت

 كي ميام به كاظمين تا كنم شيون و شين                بعد از اون يه سر بيام سر تربت حسين

 آسمون سينه از داغ تو بي ستاره شد                   دلم از ماتم تو انگاري پاره  پاره شد

  اسيرم به غصه هات مثل بال كفترهات                  چه خوبه پر بگيرم بالاي صحن و سرات

  شنيدم تو خونه هم غريب بودي تو به خدا              فداي غريبي هات گل پسر امام رضا(ع)

  حرمت برام بهشته عشق تو يه سرنوشته              خدا اسم با صفاتو روي قلب من نوشته

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 19:23  توسط فاطمه حسن پور  | 
جهاني كه انسان در آن متولد مي‌شود، مي‌زيد و مي ميرد، تجلي ذره‌اي از عظمت خداوند لايتناهي است و هرچه آدمي در ژرفاي اين عظمت بيشتر فرو مي‌رود به كوچكي و ناتواني خود بيشتر پي مي‌برد. انساني كه با همه ناچيزي به عنوان اشرف مخلوقات از او نام برده شده، براي جاري شدن و رسيدن به آنچه بر او تكليف است، نياز به سرچشمه قدرتمندي دارد كه او را در جريان رشد و رسيدن به كمال همواره ياري رساند.
آنچه اين سرچشمه را به ما مي‌شناساند كلام خداوند است كه از سوي بالاترين مقام بشري به انسان ابلاغ شده. اما بيان اين احاديث گوهربار و پرداختن به لايه‌هاي دروني اين انوار الهي را كساني برعهده دارند كه سراسر زندگي خويش را به بررسي و تحقيق در زندگي ائمه اطهار عليهم اسلام و ژرف‌نگري خاص در انديشه‌هاي اسلامي گذرانده‌اند و حاصل سال‌ها تلاش خود را در قالب داستان و حكايت به زباني ساده و شيوا در اختيار ما و نسل جوان قرار داده‌اند. به این انسانهای خاکی  ،لقب معلم داده اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 15:49  توسط فاطمه حسن پور  | 

                        مقدمه : 

تجربه موفق ساير کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسانهای کارآفرين بايد مفاهيم مربوط به کارآفرينی به شکل پر رنگی در کتابهای درسی ايران گنجانده شود. مطالعات مربوط به گذشته کارآفرينان نشان می دهد که آنها از خانواده هايی که ارزش خاصی برای استقلال و اتکای به خود قائل هستند، بيرون می آيند. مدتهاست کشورهای پيشرفته به اين نتيجه رسيده اند که برای اين که نسل بزرگسال کارآفرينی پرورش دهند، بايد آموزش کارآفرينی را از دوران کودکی و نوجوانی آغاز کنند. به اين ترتيب کودکی که با پول و کسب و کاردرست و شرافتمندانه آشنا می شود. در آينده نيز انسانی خلاق و پولساز خواهد بود. جامعه ما نيز به وجود چنين انسان هايی نياز مبرمی دارد. ژاپن نخستين کشوری بود که آموزش کارآفرينی را از مدرسه شروع کرد. به اين ترتيب نوجوانان ژاپنی در دبيرستان های اين کشور آموختند که چگونه بايد در حين تحصيل کار کنند و از کار خود سود به دست آورند. آنها به اين ترتيب به جهش صنعتی کشورشان کمک کردند. اين تجربه و تجربه موفق ساير کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسان هايی کارآفرين بايد مفاهيم مربوط به کارآفرينی به شکل پررنگی در کتابهای درسی ايران نيز گنجانده شود.    

   خانواده هايی که کارآفرين پرورش می دهند:
برخی از کارشناسان فراتر از اين می روند و توصيه می کنند که آموزش کارآفرينی از سنين کودکی   شروع شود چرا که کارآفرينی از تجربيات  زندگی درمحدوده خانواده و فرهنگ سرچشمه می گيرد سوده راد کارشناس ارشد کار آفرينی می گويد: "زمانی تصور می شد افراد ، کارآفرين  به دنيا می آيندچون خصوصيات آنها به قدری نادر و بخصوص بودکه در هر جايی يافت نمی شددرحالیکه امروزه شواهد کافی وجود داردکه نشان می دهد صفات کارآفرينی می تواند در نتيجه آموزش های دوران کودکی و استقلال و اتکا به خود و نيز در نتيجه ارزش های فرهنگی مربتط با کار و  صنعت پرورانده شود. روانشناسان معتقدند که 5 سال اول زندگی اثر دائمی بر شخصيت فرد به جای می گذارد در اين دوران نوع رفتارها  د رخانه و خانواده بيشترين تأثير را در شکل گيری رفتار آينده کودک به عنوان فرد بالغ به جا می گذارد .برای مثال کودکانی که مادران آنها پيوسته  و همراه با محبت برايشان از  طريق داستان، کتاب ، اسباب بازی، بازی و  گفتگو ايجاد تحرکات ذهنی  اوليه می کنند ، در د وران مدرسه و دبيرستان  هميشه نمره هاي خوبی می آورند  و در آينده به افرادی مطمئن، شاد،  فعال ، اجتماعی،  از  نظر احساسی مستحکم و  از نظر ذهنی  کنجکاو   و تبديل  می شوند  هم چنين مطالعات مربوط به گذشته کارآفرينان نشان می دهد که آنها از خانواده هايی که ارزش خاصی برای استقلال و اتکای به خود قائل هستند بيرون می آينداين کودکان درمواردی که ازخوداستقلال،ابتکار و پشتکارنشان داده اند تشويق شده وبخاطر آن جايزه گرفته اند و در صورت تنبلی و انجام  تقاضای بیجا به آنهاپاداش داده نشده است حتی برخی از کارآفرينان از خانواده هايی می آيند که ناپايدار و غير متحد بوده  و با بحران هايی  نظير مرگ  يکی  از والدين، جدايی والدين، طغيان عليه و الدين و اخراج از خانه مواجه بوده اند اين گونه کودکان تحت فشار قرار گرفته و در نتيجه چگونگی سير کردن شکم و تصميم گيری را زودتر ياد گرفته اند .  

  شيوه های کهنه آموزشی مانع خلاقيت کودکان ايرانی :

روان شناسان می گويند بيشتر کودکان  زير 5 سال ايرانی خلاق اند  ولی فقط تعداد   کمی از آنها  بعد از 5 سالگی خلاقيت شان را حفظ می کنند. اين به معنای آن است که نحوه آموزش و پرورش  کودکان ما صحيح نيست ما درخانه و مدرسه ذهن کودکانمان را با اطلاعات از پيش تعيين شده  پر می کنيم و اين  رويه را تا پايان  دوران مدرسه ادامه می دهيم. به این ترتيب کودکان و نوجوانان ما توانايی کشف، اختراع، استنتاج و نيز قوه خلاقيتشان را از دست می دهند.در واقع شکل آموزش و پرورش ما از لحظه تولد کودک با توانمندیهای او و امکانات بالقوه کشور مطابقت ندارد. به اين ترتيب نمی توانيم چنان که بايد افراد کارآفرين پرورش دهيم. 
کارشناسان می گويندايراد نوع آموزش مااين است که ازپيش تعيين شده است درحالیکه کودکان خودشان بايد به جست و جوی اطلاعات بپردازند و با محرکهای گوناگون  ازجمله ارتباط با طبيعت ، افراد و فیلم های مناسب مواجه  شوند سوده راد می گويد: تحقيقی توسط محققی به نام چلبی ازسال 1375 تا 1378 درايران انجام گرفت محقق بابررسی 2021 نمونه ازچند شهر کشور به 7 نوع عمومی شخصيت بادرصدفراوانی های مختلف رسيدکه ازآن ميان بيشترين درصديعنی 27/3د رصد متعلق به شخصيت متوسط بود و تنها 4/4 درصد اين نمونه ها شخصيت فعال داشتند کسانی که شخصيت فعال دارنداغلب آمادگی روبه رو شدن ، تطابق، سازگاری و همنوايی با محيطهای متنوع و جديد را دارنداين دسته از افراد بطور کلی طالب موفقيت در امور مختلف زندگی هستند ودرهمان حال مايلند روی محيط خود کنترل ابزاری و نظارت داشته باشنددر حالیکه شخصيت  متوسط دارای تمايلی به فعال  شدن در محيط  به صورت  ابزاری  منتها در حد متوسط  دارد  وی می افزايد: " در نسل های پيشين درکشور ما مثل جوامع و  خانواده های غربی  کنونی،  فرزندان بخصوص پسران از سنين کودکی و نوجوانی با  مفهوم کار  و در آمد آشنا می شدند به طوری که  حتی در خانواده های ثروتمندنيز شاگردی فرزند و يادگيری کار ، مذموم شناخته  نمی شد " به اين ترتيب لازم است که خانواده های ايرانی نگرش خود را يکبار ديگر تغيير دهند اين تغيير هم با آموزش ممکن است اين کارشناس می گويد که در کشور آمريکا بنيادی بنام نيروی کار آ مريکايی جديد و برنامه خانواده ، در جهت آموزش خانواده ها   فعاليت می کند و  سياست گذاران  را در  ارائه  راه حل های جديد برای  تقويت خانواده  و  کارآفرينی ياری می رساند همچنين در اين کشور برای تقويت مهارت آمريکايیها و ارتقای  رقابت در اقتصاد و به منظور  انجام  فعاليتهای  کار آفرينانه و  همين  طور در موضوع  خانواده کودکان تحقيقات مختلفی انجام و نيز کنفرانسهايی برپا می شود .

  خلاقيت با آزادی شکوفا می شود :

آلبرت انيشتين در خاطراتش  می گويد: " نظر یه  نسبيت  نمی توانسته  در دوران  بزرگسالی  من شکل گرفته باشدزيرا آدمی در بزرگسالی فرصتی برای انديشيدن به فضاو زمان ندارداينها چيزهايی است که وقتی کودک بودم به آنها فکر کرده ام"  به اين ترتيب  پرورش خلاقيت  کودکان تأثير مهمی درآينده آنها دارد بسياری از کودکان تيزهوش اند  ولی   در بزرگسالی هرگز  متناسب با هوش شان پيشرفت  نمی کنند اين موضوع  به نحوه  آموزش و  پرورش آنها  بر می گردد. دکتر معصومه رفيقی روان شناس کودکان می گويد : " جان لاک می گفت بچه ها طبيعت منفعلی دارند با پاداش و تنبيه بايد رفتار  آنها را تقويت کرد بعدها روسو  گفت بچه  طبيعتاً فعال ست. خودش  اکتشاف می کند و اگر مانعی مقابلش ايجاد نشود ، خلاق می شود  الان نظريه  روسو غلبه دارد  به طور کلی سن 5 سالگی سن  جهش سريع در خلاقيت است  خلاقيت هم  در آزادی شکل  می گيرد هر بچه ای به نوعی استعدادهای خودش را  نشان می دهد  آزادی به  خلاقيت امکان بروز  می دهد و محدوديت مانع بروز آن می شود بازديد از مکان های مختلف هم خلاقيت را تقويت  می کند محيطی  که بايد  خانواده ها برای بروز خلاقيت ايجاد کنندمحيطی است که بچه ها آزادانه فکر کنند هم چنين خانواده ها بايد بر اساس  رشد و نياز بچه،  اسباب بازی در اختيارش قرار دهند به قول " اولين شارپ" بازی تفکر کودک است بچه ها در سنين پيش از دبستان با بازی آموزش می بينند و با محيط  اطرافشان مواجه می شوند و تطبيق پيدا می کنند "  بسياری عقيده  دارند  يکی از موانعی که در کشورهای  جهان سوم  در مقابل خلاقيت  وجود دارد، اين است که مردم اين کشورها بيشتر دوست دارند که کودکانشان را مطيع بار بياورند و حس پرسش گری آنها را سرکوب می کنند.  

  آموزش و پرورش شرط اول بروز خلاقيت :

در  کشورهای  پيشرفته  کار  زيادی در باره مسائل  روان شناسی  و  جامعه شناسی  کودکان  و  نوجوانان انجام شده. وجود انبوهی از کتاب ها  و  مجلات مربوط  به اين  موضوعات در اين کشورها دليل اين  مدعاست. اين در حالی  است که در کشور ما  کار تحقيقاتی زيادی  انجام نشده. همين  موضوع باعث می شود که کودکان در اين کشورها با توانايی های بيشتری نسبت به کودکان ساير کشورها بزرگ شوند. شيوه های نوين آموزش و پرورش کمک می کند که آنها به کارهای نو  دست بزنند و با هر موضوعی خلاقانه برخورد کنند به اين ترتيب ممکن است از نظر ما عجيب به نظر برسد که يک استاد دانشگاه اروپايی  نجاری می کند خانه اش  را خودش بنايی می کند و آن را رنگ می کند، کتاب می نويسد و .. و هيچ کدام از اين کارها هم برای او سخت نيست چون شيوه اکتشاف، طرح  مشکل، حل مساله  و  تبيين  و  استنتاج  را  از  کودکی  آموخته  است  از ويژگی های  ديگر  آموزش و پرورش اين کشورها  اين است که  همه کودکان دوره پيش دبستانی را می گذرانند. در مهد کودکهای اين کشورها هم امکانات زيادی برای توسعه تفکر خلاق بچه ها ايجاد  شده و برای هر گروه سنی محيط های بازی  و اسباب  بازیهای ويژه  مهيا  شده  است  مهدهای کودک دراين کشورها، پرورش خلاقيت های ذهنی، مهارتهای فيزيکی، مهارت های ارتباطی و گفتاری، خلاقيت و حس استقلال را مورد توجه  قرار داده اند. تمام اينها دست به دست هم می دهد که از کودکان امروز، افرادی با آيده های نو و کارآفرينانه به وجود بيايد اينها نيازهای مبرم جامعه ايران نيز هستند
بنابراين لازم است که آموزش خلاقيت و  کارآفرينی در سنين کودکی و نوجوانی هم درخانواده ها
و هم در مدارس جدی گرفته شود بيشتر کودکان زير 5 سال ايرانی خلاق اند ولی فقط تعداد کمی از آنها بعد از 5 سالگی خلاقيت شان را حفظ می کنند. 


   منابع  

-احمديان راد ،حمیده ، شيوه های کهنه آموزش دشمن خلاقيت و کارآفرينی" ، روزنامه ايران، سال سيزدهم، شماره 3688 ، بخش گزارش، دوشنبه 25 تير ماه 1386. 

.

    Http://tps blogfa.com

 

    Http://Amoozesh va parvaresh.com

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 16:2  توسط فاطمه حسن پور  | 

                        مقدمه :

 تجربه موفق ساير کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسانهای کارآفرين بايد مفاهيم مربوط به کارآفرينی به شکل پر رنگی در کتابهای درسی ايران گنجانده شود. مطالعات مربوط به گذشته کارآفرينان نشان می دهد که آنها از خانواده هايی که ارزش خاصی برای استقلال و اتکای به خود قائل هستند، بيرون می آيند. مدتهاست کشورهای پيشرفته به اين نتيجه رسيده اند که برای اين که نسل بزرگسال کارآفرينی پرورش دهند، بايد آموزش کارآفرينی را از دوران کودکی و نوجوانی آغاز کنند. به اين ترتيب کودکی که با پول و کسب و کاردرست و شرافتمندانه آشنا می شود. در آينده نيز انسانی خلاق و پولساز خواهد بود. جامعه ما نيز به وجود چنين انسان هايی نياز مبرمی دارد. ژاپن نخستين کشوری بود که آموزش کارآفرينی را از مدرسه شروع کرد. به اين ترتيب نوجوانان ژاپنی در دبيرستان های اين کشور آموختند که چگونه بايد در حين تحصيل کار کنند و از کار خود سود به دست آورند. آنها به اين ترتيب به جهش صنعتی کشورشان کمک کردند. اين تجربه و تجربه موفق ساير کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسان هايی کارآفرين بايد مفاهيم مربوط به کارآفرينی به شکل پررنگی در کتابهای درسی ايران نيز گنجانده شود.   

   خانواده هايی که کارآفرين پرورش می دهند:

برخی از کارشناسان فراتر از اين می روند و توصيه می کنند که آموزش کارآفرينی از سنين کودکی   شروع شود چرا که کارآفرينی از تجربيات  زندگی درمحدوده خانواده و فرهنگ سرچشمه می گيرد سوده راد کارشناس ارشد کار آفرينی می گويد: "زمانی تصور می شد افراد ، کارآفرين  به دنيا می آيندچون خصوصيات آنها به قدری نادر و بخصوص بودکه در هر جايی يافت نمی شددرحالیکه امروزه شواهد کافی وجود داردکه نشان می دهد صفات کارآفرينی می تواند در نتيجه آموزش های دوران کودکی و استقلال و اتکا به خود و نيز در نتيجه ارزش های فرهنگی مربتط با کار و  صنعت پرورانده شود. روانشناسان معتقدند که 5 سال اول زندگی اثر دائمی بر شخصيت فرد به جای می گذارد در اين دوران نوع رفتارها  د رخانه و خانواده بيشترين تأثير را در شکل گيری رفتار آينده کودک به عنوان فرد بالغ به جا می گذارد .برای مثال کودکانی که مادران آنها پيوسته  و همراه با محبت برايشان از  طريق داستان، کتاب ، اسباب بازی، بازی و  گفتگو ايجاد تحرکات ذهنی  اوليه می کنند ، در د وران مدرسه و دبيرستان  هميشه نمره هاي خوبی می آورند  و در آينده به افرادی مطمئن، شاد،  فعال ، اجتماعی،  از  نظر احساسی مستحکم و  از نظر ذهنی  کنجکاو   و تبديل  می شوند  هم چنين مطالعات مربوط به گذشته کارآفرينان نشان می دهد که آنها از خانواده هايی که ارزش خاصی برای استقلال و اتکای به خود قائل هستند بيرون می آينداين کودکان درمواردی که ازخوداستقلال،ابتکار و پشتکارنشان داده اند تشويق شده وبخاطر آن جايزه گرفته اند و در صورت تنبلی و انجام  تقاضای بیجا به آنهاپاداش داده نشده است حتی برخی از کارآفرينان از خانواده هايی می آيند که ناپايدار و غير متحد بوده  و با بحران هايی  نظير مرگ  يکی  از والدين، جدايی والدين، طغيان عليه و الدين و اخراج از خانه مواجه بوده اند اين گونه کودکان تحت فشار قرار گرفته و در نتيجه چگونگی سير کردن شکم و تصميم گيری را زودتر ياد گرفته اند .  

  شيوه های کهنه آموزشی مانع خلاقيت کودکان ايرانی :

روان شناسان می گويند بيشتر کودکان  زير 5 سال ايرانی خلاق اند  ولی فقط تعداد   کمی از آنها  بعد از 5 سالگی خلاقيت شان را حفظ می کنند. اين به معنای آن است که نحوه آموزش و پرورش  کودکان ما صحيح نيست ما درخانه و مدرسه ذهن کودکانمان را با اطلاعات از پيش تعيين شده  پر می کنيم و اين  رويه را تا پايان  دوران مدرسه ادامه می دهيم. به این ترتيب کودکان و نوجوانان ما توانايی کشف، اختراع، استنتاج و نيز قوه خلاقيتشان را از دست می دهند.در واقع شکل آموزش و پرورش ما از لحظه تولد کودک با توانمندیهای او و امکانات بالقوه کشور مطابقت ندارد. به اين ترتيب نمی توانيم چنان که بايد افراد کارآفرين پرورش دهيم.کارشناسان می گويندايراد نوع آموزش مااين است که ازپيش تعيين شده است درحالیکه کودکان خودشان بايد به جست و جوی اطلاعات بپردازند و با محرکهای گوناگون  ازجمله ارتباط با طبيعت ، افراد و فیلم های مناسب مواجه  شوند سوده راد می گويد: تحقيقی توسط محققی به نام چلبی ازسال 1375 تا 1378 درايران انجام گرفت محقق بابررسی 2021 نمونه ازچند شهر کشور به 7 نوع عمومی شخصيت بادرصدفراوانی های مختلف رسيدکه ازآن ميان بيشترين درصديعنی 27/3د رصد متعلق به شخصيت متوسط بود و تنها 4/4 درصد اين نمونه ها شخصيت فعال داشتند کسانی که شخصيت فعال دارنداغلب آمادگی روبه رو شدن ، تطابق، سازگاری و همنوايی با محيطهای متنوع و جديد را دارنداين دسته از افراد بطور کلی طالب موفقيت در امور مختلف زندگی هستند ودرهمان حال مايلند روی محيط خود کنترل ابزاری و نظارت داشته باشنددر حالیکه شخصيت  متوسط دارای تمايلی به فعال  شدن در محيط  به صورت  ابزاری  منتها در حد متوسط  دارد  وی می افزايد: " در نسل های پيشين درکشور ما مثل جوامع و  خانواده های غربی  کنونی،  فرزندان بخصوص پسران از سنين کودکی و نوجوانی با  مفهوم کار  و در آمد آشنا می شدند به طوری که  حتی در خانواده های ثروتمندنيز شاگردی فرزند و يادگيری کار ، مذموم شناخته  نمی شد " به اين ترتيب لازم است که خانواده های ايرانی نگرش خود را يکبار ديگر تغيير دهند اين تغيير هم با آموزش ممکن است اين کارشناس می گويد که در کشور آمريکا بنيادی بنام نيروی کار آ مريکايی جديد و برنامه خانواده ، در جهت آموزش خانواده ها   فعاليت می کند و  سياست گذاران  را در  ارائه  راه حل های جديد برای  تقويت خانواده  و  کارآفرينی ياری می رساند همچنين در اين کشور برای تقويت مهارت آمريکايیها و ارتقای  رقابت در اقتصاد و به منظور  انجام  فعاليتهای  کار آفرينانه و  همين  طور در موضوع  خانواده کودکان تحقيقات مختلفی انجام و نيز کنفرانسهايی برپا می شود .

  خلاقيت با آزادی شکوفا می شود :

آلبرت انيشتين در خاطراتش  می گويد: " نظر یه  نسبيت  نمی توانسته  در دوران  بزرگسالی  من شکل گرفته باشدزيرا آدمی در بزرگسالی فرصتی برای انديشيدن به فضاو زمان ندارداينها چيزهايی است که وقتی کودک بودم به آنها فکر کرده ام"  به اين ترتيب  پرورش خلاقيت  کودکان تأثير مهمی درآينده آنها دارد بسياری از کودکان تيزهوش اند  ولی   در بزرگسالی هرگز  متناسب با هوش شان پيشرفت  نمی کنند اين موضوع  به نحوه  آموزش و  پرورش آنها  بر می گردد. دکتر معصومه رفيقی روان شناس کودکان می گويد : " جان لاک می گفت بچه ها طبيعت منفعلی دارند با پاداش و تنبيه بايد رفتار  آنها را تقويت کرد بعدها روسو  گفت بچه  طبيعتاً فعال ست. خودش  اکتشاف می کند و اگر مانعی مقابلش ايجاد نشود ، خلاق می شود  الان نظريه  روسو غلبه دارد  به طور کلی سن 5 سالگی سن  جهش سريع در خلاقيت است  خلاقيت هم  در آزادی شکل  می گيرد هر بچه ای به نوعی استعدادهای خودش را  نشان می دهد  آزادی به  خلاقيت امکان بروز  می دهد و محدوديت مانع بروز آن می شود بازديد از مکان های مختلف هم خلاقيت را تقويت  می کند محيطی  که بايد  خانواده ها برای بروز خلاقيت ايجاد کنندمحيطی است که بچه ها آزادانه فکر کنند هم چنين خانواده ها بايد بر اساس  رشد و نياز بچه،  اسباب بازی در اختيارش قرار دهند به قول " اولين شارپ" بازی تفکر کودک است بچه ها در سنين پيش از دبستان با بازی آموزش می بينند و با محيط  اطرافشان مواجه می شوند و تطبيق پيدا می کنند "  بسياری عقيده  دارند  يکی از موانعی که در کشورهای  جهان سوم  در مقابل خلاقيت  وجود دارد، اين است که مردم اين کشورها بيشتر دوست دارند که کودکانشان را مطيع بار بياورند و حس پرسش گری آنها را سرکوب می کنند.   

 آموزش و پرورش شرط اول بروز خلاقيت :

در  کشورهای  پيشرفته  کار  زيادی در باره مسائل  روان شناسی  و  جامعه شناسی  کودکان  و  نوجوانان انجام شده. وجود انبوهی از کتاب ها  و  مجلات مربوط  به اين  موضوعات در اين کشورها دليل اين  مدعاست. اين در حالی  است که در کشور ما  کار تحقيقاتی زيادی  انجام نشده. همين  موضوع باعث می شود که کودکان در اين کشورها با توانايی های بيشتری نسبت به کودکان ساير کشورها بزرگ شوند. شيوه های نوين آموزش و پرورش کمک می کند که آنها به کارهای نو  دست بزنند و با هر موضوعی خلاقانه برخورد کنند به اين ترتيب ممکن است از نظر ما عجيب به نظر برسد که يک استاد دانشگاه اروپايی  نجاری می کند خانه اش  را خودش بنايی می کند و آن را رنگ می کند، کتاب می نويسد و .. و هيچ کدام از اين کارها هم برای او سخت نيست چون شيوه اکتشاف، طرح  مشکل، حل مساله  و  تبيين  و  استنتاج  را  از  کودکی  آموخته  است  از ويژگی های  ديگر  آموزش و پرورش اين کشورها  اين است که  همه کودکان دوره پيش دبستانی را می گذرانند. در مهد کودکهای اين کشورها هم امکانات زيادی برای توسعه تفکر خلاق بچه ها ايجاد  شده و برای هر گروه سنی محيط های بازی  و اسباب  بازیهای ويژه  مهيا  شده  است  مهدهای کودک دراين کشورها، پرورش خلاقيت های ذهنی، مهارتهای فيزيکی، مهارت های ارتباطی و گفتاری، خلاقيت و حس استقلال را مورد توجه  قرار داده اند. تمام اينها دست به دست هم می دهد که از کودکان امروز، افرادی با آيده های نو و کارآفرينانه به وجود بيايد اينها نيازهای مبرم جامعه ايران نيز هستند
بنابراين لازم است که آموزش خلاقيت و  کارآفرينی در سنين کودکی و نوجوانی هم درخانواده ها
و هم در مدارس جدی گرفته شود بيشتر کودکان زير 5 سال ايرانی خلاق اند ولی فقط تعداد کمی از آنها بعد از 5 سالگی خلاقيت شان را حفظ می کنند. 

    منابع :  

 

-احمديان راد ،حمیده ، شيوه های کهنه آموزش دشمن خلاقيت و کارآفرينی" ، روزنامه ايران، سال سيزدهم، شماره 3688 ، بخش گزارش، دوشنبه 25 تير ماه 1386. 

.

    Http://tps blogfa.com

 

    Http://Amoozesh va parvaresh.com

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 15:57  توسط فاطمه حسن پور  | 

نوشتن پيرامون مولا علي از توان هيچ قلمي برنمي‌آيد. هر آن چه بنويسيم و هر آن چه از عظمت و بزرگي‌اش بگوييم يك از هزاران نخواهد بود.  آن چه مي‌ما ند  عشق و ميزان دل دادگي دوستان و پيروانش  است و اين كه چه قدر امام خود را مي‌شنا سيم و جايگاه او را در هستي مي‌دانيم يا خير. شايد  بعضي تصور كنند آن چه در كتب و اشعار علوي  مي‌خوانند تنها به روحيات نويسندگان و شاعران  برمي‌گردد و اصل  ماجرا در حد نوشته‌ها نيست. اين پندار از سويي ديگر چندان هم بي ‌راه نيست. آري اصل ماجرا چيز ديگريست و هيچ بنده‌اي تا مولا نخواهد، هيچ نمي‌داند و تا آن امام آسماني نخواهد اصلاً هدايتي صورت نمي‌گيرد چه رسد به آن كه كسي بخواهد از اصل ماجراي ولايت و امامت سردرآورد. حريم ولايت و حريم خداوند جدا از دنياي خاكي ما بندگان است. ما در عالم بدي و گناه مي‌توانيم با مدد نفسي خود هر بدي را انجام دهيم، اما در حيطه خوبي‌ها و ميدان هدايت هيچ قدمي به اختيار خود برنمي‌داريم، در سوره نساء، آيه 78 خداوند متعال به صراحت مي‌گويد: آنچه مي‌رسد ترا از خوبي پس از خداست و آنچه مي‌رسد ترا از بدي از نفست با شد .

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 15:51  توسط فاطمه حسن پور  | 

 

 

 

 مقدمه

اصولا آموزش افراد نوعی سرمایه گذاری مفید محسوب می شود و از این رو سرمایه گذاری برای آموزش یک عامل

کلیدی در فرایند توسعه است. امروزه مدیریت به مفهوم واقعی کلمه نیازمند دانش، اهلیت، درایت و هوشمندی

فوق العاده ای است و حیات موثر سازمانها از طریق کارایی مدیران و کارکنان آگاه، ماهر، خلاق و توانا میسر می

شود. آموزش مدیریت به منظور تربیت نیروهای کیفی که عهده دار مسئولیت های خطیری در جامعه هستند، از

اولویت ویژه ای برخوردار است وسرمایه گذاری در آموزش منابع انسانی را به عنوان رکن اساسی توسعه گوشزد

 می کنند. جامعه ای که در حال بازسازی و نوسازی  است باید به پرورش و تعلیم و افزایش کارآیی نیروهای

مدیریتی خود در آموزش و پرورش اهمیت فراوان بدهد که اینان به قول حضرت علی (ع) نگه دارنده و سنگ آسیاب

 و عمود و بر پا دارنده خیمه زندگی اجتماعی هستند.

اصطلاحات

آموزش مدیریت: فراگیری دانش و فنونی است که به واسطه آنها مدیر توانی تاثیر گذاری بر افراد و جلب مشارکت

آنان را جهت رسیدن به اهداف سازمان داشته باشد.

آموزش ضمن خدمت: به یک سلسله عملیات منظم و پیوسته گفته می شود که در جهت ایجاد تغییرات رفتاری

مطلوب و فراگیری فنون جدید در جهت رشد دانش ها و مهارت های فنی و حرفه ای و شغلی و سازمانی مدیر

صورت می گیرد به طوری که مدیر بتواند به نحو بهتر و موثرتری مسئولیت های محوله را به انجام برساند. 

 

اهمیت و ضرورت آموزش ضمن خدمت مدیران

هدف و فلسفه آموزش ضمن خدمت افزایش دانش شغلی و ایجاد زمینه های لازم برای بروز خلاقیت ها و نوآوری

 ها و ارتقاء سطح کارآیی مدیران آموزش و پرورش متناسب با تحولات و نیاز های جامعه امروزی است. آموزش

 مدیران در سطوح اداری و آموزشی تاثیر شگرفی می گذارد و سبب افزایش سطح آگاهی ،تغییر در نگرش ها،

عادات و رفتار می شود.دکتر مصطفی عسگریان در کتاب "مدیریت نیروی انسانی" در باب ضرورت آموزش،

 پویایی هر سازمان را در گرو توجه به رشد و تعالی نیروی انسانی دانسته و می گوید: « ادامه حیات سازمانی

 به گونه های مختلف رهین آموزش است چرا که آموزش تنها وسیله همگام بودن با تغییرات سریع سازمان در

شئون مختلف است.همچنین دکتر محمود ساعتچی در کتاب "روانشناسی در کار، سازمان و مدیریت " در

خصوص اهمیت و ضرورت آموزش می نویسد: « تا هنگامی که به فرایند مدیریت و آموزش اثر بخش مدیران

 توجه نشود، همه تلاش های یک یا چند روانشناس، جامعه شناس، پلیس، قاضی، پزشک و ... تنها می تواند

منجر به حل نسبی مشکلات تعداد معدودی از افراد جامعه شود پس برای تامین سلامت ، رفاه و آسایش

مردم کشور راهی جز توجه به نقش مهم و عظیم آموزش و خاصه آموزش مدیریت نداریم، باید پذیرفت که بدون

برخورداری از نظام مدیریت کارآمد، جامعه نمی تواند حتی مشکلات مربوط به زندگی روزمره مردم را حل نماید،

 چه رسد به اینکه بخواهد برای آینده دور برنامه ریزی کند." ویلیام جیمز از دانشگاه هاروارد در یک بررسی نتیجه

گرفت که کارکنان در سازمان ها از 20 تا 30 درصد توانایی خود استفاده می کنند. تحقیق او نشان داد که اگر

 کارکنان آموزش ببینند و به طور شایسته بر انگیخته شوند 80 تا 90 درصد از توانایی ها و قابلیت های خود را بروز

 می دهند.

با توجه به اینکه مدیران خود  یکی از کارکنان درون سازمان محسوب می شوند ارقام یادشده اهمیت و ضرورت

آموزش آنان  را  آشکار می سازد .از سوی دیگر مدیران می توانند  با کسب آموزش های مطلوب در ایجاد انگیزه

در کارکنان بسیار موثر باشند و از این نظر ضرورت آموزش آنان مضاعف می شود .

نتایج هدفهای آموزش مدیران

1 - افزایش خدمات وبهره وری

2-  کاهش اتلاف  وقت و هزینه

3- بهبود روش های انجام کار

4- تقلیل زمان یادگیری وظایف شغلی ( بجای استفاده از روش آزمون و خطا با آموزش روش موثر ،انجام دادن

وظایف را در حداقل زمان فرا می گیرند )

5- فراهم آمدن امکان ارتقای کارکنان

6- ایجاد تفاهم بیشتر بین کارکنان و استقرار ارتباطات صحیح

7- افزایش قابلیت انعطاف کارکنان نسبت به اعمال روشهای جدید واستفاده از وسایل و تجهیزات و فن آوری های

جدید

8- تکامل و پرورش استعداد و تواناییهای بالقوه کارکنان و دانش آموزان

9- ایجاد ارتباط صحیح و موثر با اولیا ی دانش آموزان  و سازمان های بالا دستی                                                                                  

منابع:

   کافی، ج 6، ص 47  

فرهمندیان ،محمد ،اهمیت آموزش معلمان ،رشد معلم ،سال 19 ،شماره مسلسل 153 ،آذر 1379 .

فتحی ،کوروش ،اجارگاه ،آشنایی با آموزش ضمن خدمت کارکنان (مدیریت وبرنامه  ریزی آموزشی کارکنان)،

تهران ،انتشارات اداره کل آموزش ضمن خدمت ،1373 ،صص 35 – 34-

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 15:29  توسط فاطمه حسن پور  | 

 

مقدمه:

فراگرد ارتباط میان مدیران و معلمان یکی از جوانب مهم ارتباطات سازمانی است که

بازخوردهای ناشی از آن رفتار اثر بخش را تسهیل می کند.برقراری ارتباط صحیحی

میان رئیس و مرئوس باعث تقویت روحیه، رضایت شغلی و عملکرد بالاتر و از طرف

دیگر باعث کاهش فشار ناشی از کار، تنش، مخالفت، مقاومت می گردد. که در

نهایت به افزایش کارایی و اثربخشی سازمان منجر خواهد شد و سلامت فرد و

سازمان در جامعه تضمین می شود.همچنان که می دانیم تقریبا همه صاحب نظران

 از میان عوامل موثر در ارتقای بهره وری و عوامل انسانی را مهم دانسته اند. اما

عامل انسانی، خود هنگامی بهره وری خواهد داشت که علاوه بر توانایی در محیط

کار انگیزه، هم برانگیخته شده باشد. برای حل بسیاری از مشکلات جهان امروز می

توان از دانش مدیریت بهره گرفت.مدیریت فرایندی است که به وسیله آن کوششهای

 فردی و گروهی برای رسیدن به هدف مشترک هماهنگ می شود. مدیریت کار

پیچیده ای است ودر واقع هنری تمام و کمال است. یکی از دلایل این موضوع آن

است که مدیریت برای انجام وظایف خود با انسانها سرو کار دارد.شکی نیست که

چگونگی مدیریت در ایجاد روابط انسانی، در نحوه سلوک و رفتار معلمان و در نتیجه

در تحقیق هدفهای آموزش و پرورش و کارایی آنها موثر است. انسان موجودی است

بسیار ارزشمند و پر رمز و راز و دست یابی به کامیابی در فعالیت های جمعی منوط

به شناخت و بهره گیری از استعدادهای نهفته و بروز نوآوری او می باشد. این موضوعی است که نه تنها در دیدگاههای ارزشی جایگاه ویژه ای دارد بلکه تحقیقات

 و مطالعات که در جوامع غربی به منظور افزایش کارایی و اثر بخشی مبین آن است.

از این رو طرز تلقی و نحوه رفتار با منابع انسانی سازمانها در آن جوامع دچار تحول اساسی شده است.مسئله روابط انسانی میان مدیر و معلمان در ابعاد گسترده آن

 از اهم مسائلی استکه در هر گونه فعالیت آموزشی و پرورشی چهره می نماید.

 و اثرات مهم آن در پدیده تعلیم و تربیت هر جامعه اجتناب ناپذیر است. با توجه به

 ابعاد پیچیده روحیه انسانها و اثرات روانی عاطفی روابط میان مدیرو معلمان و دانش

 آموزان تعامل این سه رکن تعلیم و تربیت، لزوم تحقیقات هر چه بیشتر و دقیقتر در

 باره موضوع و ابعاد مختلف روابط انسانی آشکار است. در حقیقت توفیق امر مدیریت

 در گرو شناخت صحیح از منابع انسانی و برقراری روابط مناسب با آنها و ترغیب آنان

به کوشش در جهت دستیابی به اهداف ساز مانها است. در مدارس هم فعالیت و

همکاری مؤثر در محیط آموزشی مستلزم وجود روابط انسانی توأم با اعتماد متقابل

میان مدیران و معلمان است. معلمان از نظر «حرفه ای» همانند مدیران و گاه فراتر

از آنها و در نتیجه هم ردیف و گاه بیشتر از کسانی که سطح بالاتری را در سلسله

مراتب سازمانی به خود اختصاص داده اند، شایستگی و تخصص دارند.این وضع علاوه

بر آنکه به نوبۀ خود بر دشواری کار مدیر، که باید در انسانهای گوناگونی که هیچ دو

نفرشان با هم یکسان نیستند،علاقه و تمایل به کار ایجاد کننده و فعالیت هایشان

را هماهنگ سازد. با توجه به نکات فوق هدف از انجام این تحقیق، بررسی اثرات

 روابط مدیران با کادر آموزشی و تأثیر  مدیریت و رفتار و طرز برخورد است. از این رو

 دو رکن آموزش و پرورش در کارایی  آموزش از یک سو ونوع رفتار معلمان و مدیران

 با بچه ها و تعامل آن در پیشرفت و موفقیت دانش آموزاناز سوی دیگر است.

امروزه مدیریت یکی از ارکان اساسی و اولیه ادارۀ امور جوامع است. زیراترکیب و

 به کارگیری صحیح عوامل موجود، ایجاد نظم و هماهنگی میان آن ها ودر نتیجه

براساس الگوهای صحیح ومتناسب با شرایطی محیطی جهت رسیدن به اهداف

 مورد نظر به شکلی مؤثر و مقرون به صرفه، با توجه به منابع و امکانات و محدودیت

ها، با نیروی عظیم در پیشرفت امور سازمانها به شمار می رود و محور تمام

فعالیتهای مدیر آموزشی تسهیل و پیشبرد امر آموزش و یادگیری است. بنابراین

موضوع تعلیم وتربیت دانش آموزان هستند و بالطبع معلمان در این فرآیند نقش

کلیدی دارند و هسته مرکزی به حساب می آیند.وشاید مدیریت را بتوان مؤثرترین

عنصر در طرح واجرای برنامه های مؤسسات دانست. مدیریت عنصری است که

فعالیت های جاری سازمان را هماهنگ می کند و برنامه های آینده را طرح ریزی

می نماید. نظر به اینکه موضوع روابط انسانی خود بحث عمده ای را در مدیریت و

سازمان ها به ویژه در مؤسسات آموزشی به وجود می آورد. پس لازم است به

طور مفصل مورد بررسی قرار گیرد. امروزه با پیشرفت شناخت دانش بشری،

کیفیت روابط انسانی خصوصا در سازمانهایی که دسترسی به اهداف آن نیاز به

همکاری و مشارکت گروهی دارد. می بایست تغییر و به شکلی پویا جریان یابد.

از این رو ضروری است که روابط انسانی به طور منظم و علمی مورد مطالعه و دقت

نظر قرار گیرد. تا با توجه به مسائل اجتماعی و روانی در میان کارکنان ایجاد روحیه

شده و در نتیجه سبب بهبود شرایط محیط کار و افزایش کارایی مؤسسات آموزشی

گردد. معلمان همانند سایر نیروهای انسانی دیگر مؤسسات، انسان هایی با

نیازهای متنوع و گاه متضادند. زمانی آنها نقش کلیدی دارند وعملکرد مطلوبی

دارند که در محیط کار روابط انسانی صحیح حاکم باشد. روابط انسانی در پرتوی

 برقراری ارتباط پدید می آید.(ارتباط عبارت است از فراگرد تفهیم و تفهم یا انتقال

معانی میان اشخاص و گروههاست.) که یک وجه میان مدیر و معلمان است.

 چنین ارتباطی ممکن است به طور رسمی یا غیررسمی، کلامی یا رفتاری به

منظور انجام کار ووظیفه مشترک یا برای ایجاد روابط عاطفی دوستانه صورت گیرد.

مدیر در محیط آموزشی نباید مشکلات و گرفتاریهای شخصی، محدودیت های سازمانی، تنوع سلیقه ها و فشارهای اداری او را از وظایف مهمش باز دارد.

 یک مدیر همانند خلبان وناخدا در پذیرش شغل خود مختار است. اما وقتی پذیرفت

مجبور است رسالت خود را تا زمانی مشخص و دوره ای معین انجام دهد. با توجه

 به نتایج تحقیقات و بررسی های زیادی که دانشمندان علوم رفتاری در این زمینه

به عمل آورده اند. عوامل مؤثر در رفتار سازمانی و پویایی گروه را میتوان به سه

 دسته متغیرهای زیر تقسیم کرد:

ü   متغیرهای فردی: همانند رفتار، طرز برخورد، چگونگی قضاوت، شخصیت و

مهارتهای فردی اعضای گروهü   متغیرهای گروهی: مانند درجه تأثیرپذیری و نفوذ،

چگونگی ارتباطات و میزان کشش و جذابیت اعضاء گروه نسبت به یکدیگر.

ü   متغیرهای محیطی: مانند نوع وظایف، مسئولیت ها، اندازه گیری نظام تنبیه وپاداش.

متغیرهای مذکور در پرورش و حفظ همبستگی گروه، میل به آمیزش و معاشرت

اجتماعی، ایجاد هنجارهای گروهی، بهبود مهارتها ورفتار فردی و به ویژه در میزان

بهره وری و کارایی گروه مؤثر است. 

یک نظام آموزشی زمانی بازدهی کامل دارد که تمامی دست اندرکاران امور با

فراهم ساختن محیطی مناسب و کارایی و استفاده هر چه بیشتر از توان و

نیروی خود و دیگران در انجام صحیح امور مداخله نمایند تا شرایطی ایجاد شود

که افراد به یکدیگر اعتماد داشته باشند و با اجرای اصول و روابط صحیح انسانی

و استفاده از اصل عدل و انصاف به پویایی گروه بیافزایند تا هر یک از اعضای گروه

 از کار کردن، تماس و هم فکری یکدیگر احساس رضایت و خشنودی نموده و در

نهایت به کارآیی نظام آموزشی کشور جامۀ عمل بپوشانند.    

 

پیشنهادها:

برای بهبود امور مدیریت پیشنهادات زیر مطرح می شود:

1.حتی المقدور سعی شود که از افرادی برای تصدی مدیریت انتخاب شود که در

 این رشته مدیریت تحصیل کرده باشند.

2.بهتر است فردی راکه به عنوان مدیر انتخاب می شود دو الی سه سال در کنار

 مدیر مجربی قرار دهند تا از نزدیک با مسائل مدیریت آشنا شود و از تجربه های

مدیر دیگر بهره ببرد و بعد خودش به کار مدیریت بپردازد.

3.تأمین کردن مدیران از لحاظ مختلف«مالی، امکانات شخصی، ارضای روحی

 و تقویت فکری» امری بسیار ضروری به نظر می رسد. در غیر این صورت افراد

کارآمد به شغل مدیریت روی نمی آورند. و احتمال دارد که آن تعداد افراد کارآمدی

هم که شاغل هستند از مشاغل دور شوند و دست از این شغل بردارند.

4.لازم است امکانات و تجهیزات کامل جهت ادارۀ امور مدرسه در اختیار مدیران

 قرار گیرد. اصولاً اگر برای آموزش و پرورش سرمایه گذاریهای کافی صورت نگیرد

نمی توان بر آیندۀ روشن آن امید بست.

5.گذاشتن دوره های ضمن خدمت مداوم مدیریت و آشنایی مدیران با جدیدترین

 یافته های علم مدیریت از مسائل درخور توجه می باشد.

6.بهتر است به جای جلسات تشریفاتی مدیران در هر هفته، مدیران هر منطقه

و در هر ماه مدیران استان گرد هم آیند وراجع به مشکلات اساسی به بحث و

بررسی بپردازند. بدیهی است که پشتوانۀ این گونه جلسات توجه مسئولین

بالاتر نسبت به حل مشکلات و عمل نمودن به پیشنهادات مدیران میباشد.

7.بهتر است در بعضی از موارد دست مدیران باز گذاشته شود ودر همۀ موارد

تأکید صرف بخشنامه و مقررات صورت نگیرد. گاهی مقداری انعطاف می تواند

 اثربخش تر از تحمیل باشد.

8.بازدید از مدارس مدیرانی که موفق می باشند و بهره گرفتن از تجربیات و

روشهای مدیران نمونه می تواند اثربخش باشد. 

9.لازم است، نظرات مدیران به گوش رده های بالای قانون گذار و مملکتی برسد

و در عمل مورد توجه قرار گیرد. چرا که مدیران از نزدیک با مشکلات دست وپنجه

نرم می کنند.

10.تغییر مدیریت در مدارس و رده های بالاتر بهتر است مبتنی بر تخصص و

آگاهی و برتری افراد منتخب باشد.

11.بررسی روابط انسانی در مدارس ابتدائی بسیار کم است. امید است این

 بررسی انجام شود زیرا برقراری مدیریت مطلوب در ابتدائی تأثیر بسزایی در

مدیریت مقاطع بالاتر دارند.

 

منابع و مآخذ:

1)  اقتداری ، علی محمد ، 1378 ،سازمان مدیریت سیستم رفتاری

2)  بخشی ، خداداد ، 1378 ،روابط انسانی در مدیریت آموزشی

3)  جاسبی ، عبدالله ،1379 اصول ومبانی مدیریت

4)  رشد معلم ، 1372، نقش مدیریت آموزشی

5)  زاهدی ، محمد (مترجم) ، چرا کارکنان کاری را که از آنها انتظار می رود انجام نمی دهند (مدیریت دوستی)

6)  طوسی ، محمدعلی ،1380 ، ماهنامۀ آموزش و پرورش دورۀ 34-14-23

7)  صادقپور ، ابوالفضل ، پایان نامۀ مدیریت دولتی کارشناسی ارشد

8)  صیادپور ، عباس ، پایان نامۀ دانشجوی رشته مدیریت

9)  عزتخواه ، کریم ، مدیریت مراکز پیش دبستانی و دبستانی

10)علاقه بند ، علی ، 1385 ، مقدمات مدیریت آموزشی

11)میرکمالی  ،  سیدمحمد  ، 13۷۸ ،رهبری و مدیریت آموزشی

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 15:20  توسط فاطمه حسن پور  | 

 

مدرسه براي بهبود زندگي بسياري از كودكان و نوجوانان فرصت بسيار مناسبي فراهم مي‌كند. به موازات حركت ملت‌ها در جهت آموزش همگاني، نقش مدارس در ارائه خدماتي مانند خدمات بهداشت رواني در امور تحصيل، اهميت روزافزون يافته است. در حال حاضر، مدارس با حمايت كامل خانواده و اجتماع، بهترين محل براي برنامه‌هاي جامع بهداشت رواني به شمار مي‌رود، زيرا:

- تقريبا تمام كودكان در دوره‌اي از زندگي خود به مدرسه مي‌روند.

- مدارس، قوي‌ترين سازمان اجتماعي و آموزشي قابل دسترسي براي مداخله هستند.

- مدارس اثر عميقي بر كودكان، خانواده‌ها و اجتماع مي‌گذارند.

- مدارس مانند شبكه‌اي امن، از كودكان در برابر خطراتي كه بر يادگيري، رشد و سلامت رواني، اجتماعي تاثير مي‌گذارد، محافظت مي‌كنند.

- مدرسه همگام با خانواده، نقش تعيين‌كننده‌اي در ايجاد يا تخريب عزت نفس كودك و احساس شايستگي آنان دارد.

- توانايي و انگيزه كودكان براي ماندن در مدرسه، يادگيري و استفاده از آموزه‌هايشان، متاثر از سلامت روان آنان است.

محيط موسسه آموزشي، در سطوح مختلف كودكستان، دبستان،دبيرستان و دانشگاه از عواملي هستند كه تاثير

اساسي در بهداشت رواني افراد دارند. كار آموزش و پرورش در آموزشگاه‌ها،در واقع دنباله كار پرورش شخصيت افراد

در محيط خانواده است. كودكان در محيط آموزشگاه‌ها ياد مي‌گيرند كه چگونه رفتار اجتماعي داشته باشند و نقش خود

 را در اجتماع ايفا كنند. آنان مي‌آموزند در چه محدوده‌اي بينديشند و حس همكاري داشته باشند.

اين محيط مي‌تواند ارتباط درستي با كودك برقرار كند. او را آماده پذيرش مسووليت، تصميم‌گيري و حل مسائل زندگي

 سازد. كودكاني كه تازه به محيط آموزشگاه پا مي‌گذارند، مسلما مشكلاتي مانند پيوستگي اخلاقي دارند؛ يعني هريك

 از كودكان، در محيط خانوادگي خاص خود تربيت شده‌اند و والدين آنها سليقه‌هاي تربيتي متفاوتي دارند. مربيان و

آموزگاران بايد با درايت خود، اين مسائل را درك كنند و كودكان را با محيط جديد تطبيق دهند.

آموزشگاه، محيطي نيست كه فقط مسائل و مطالبي به كودك القا شود؛ بلكه در اين محيط، اخلاق و رفتار كودك نيز

 تكوين مي‌يابد. مهم‌ترين تمايلات بنيادي كودكان، بنا به تعلق داشتن و احساس امنيت، ناشي از نياز به ارزشمند بودن

 است. كودكي كه به مدرسه مي‌رود، به دنبال احساس تعلق  مشابه آنچه در خانه تجربه كرده است ‌ مي‌گردد و در

صورتي كه در خانواده به اين احساس دست نيافته باشد، در پي جبران آن در مدرسه است هرگاه نتواند در گروه همسن

 خود، به احساس ارزشمند بودن برسد، براي نشان دادن اين كه فرد باارزشي است، درصدد جلب توجه ديگران برمي‌آيد.

اين جلب توجه، ممكن است به شيوه‌هاي مختلفي بروز كند. برخي كودكان از طريق پيشرفت تحصيلي، ورزشي و 

 اجتماعي، اين نياز را در خود رفع مي‌كنند.

كودكي كه محروميت خود را به صورت پرخاشگري نشان مي‌دهد، در كلاس اختلال به وجود مي‌آورد و باعث ناراحتي

 معلم و مدير مدرسه مي‌شود؛ كودكي كه خشم خود را فرو مي‌خورد، بندرت بي‌انضباط مي‌شود؛ ولي اختلال شخصيت

 در او، بيشتر از كودكي است كه عناد خود را آشكار مي‌سازد. معمولا دلايل ناسازگاري در كلاس درس، روشن است.

هر كودكي ميل به موفقيت دارد؛ ولي اگر وظايف او، خارج از حدود استعداد و علاقه‌اش باشد، احساس ناكامي و

بي‌حوصلگي خواهد كرد. اين احساس محروميت، آزاردهنده است و او بايد به گونه‌اي آن را جبران كند.اين عمل، جبران

 ممكن است به صورت آزار رساندن به معلم، تخريب كتاب و صندلي و نيز اذيت كردن همكلاسي‌ها جلوه نمايد. هر كودكي

 دوست دارد ديگران و بخصوص معلم و همكلاسي‌هايش بدانند كه او بااستعداد است؛ هرچند تا حدي هم كم‌استعداد

باشد، بايد به طور كلي او را همان طور كه هست، قبول كنند.اين پذيرش از طرف ديگران و معلم، به او احساس اعتماد

 به نفس و اطمينان خاطر مي‌بخشد و او را شخصي باارزش نشان مي‌دهد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 20:42  توسط فاطمه حسن پور  | 

نوآوري وشكوفايي يكي ازنيازهاي اساسي تمامي مجامع علمي واداري كشورعزيزمان ايران است


 مقام معظم رهبري سنت حسنه اي رادرجامعه پايه گذاري نمودندكه هرسال را با تفكرحكيمانه وطبق

نياز جامعه اسلاميٍٍ ايراني به نامي مزين مي كنندسال1387هم ازطرف معظم له به نام سال نوآوري

وشكوفايي مزين شدآنجايي كه همه افرادجامعه دركنارهم كشوري رانشكيل مي دهندوهمه درهرشغل -

مقام-ومسئوليتي كه هستند بايد به عنوان مديربخش خوددركنارحفظ ونگهداري دستاوردهاوداشته هاي

قبلي كه بازحمت مديران گذشته بدست آمدبه فكرنوآوري وشكوفايي استعدادهاي بالقوه با ارائه طرح

هاي جامع وكامل و مديريت تحول گراباشند ومسائلي كه باعث تقويت امرنوآوري مي شودراشناسايي

 وهمچنين باشناختن آفت هاي پيش روي اين امر مهم به فكرزدودن آنها باشندتا اينكه خواسته حكيمانه

 رهبر فرزانه انقلاب تحقق يا بدمقام معظم رهبري برنامه هاي استكباري دشمن رادرسه امرمهم وعمده

معرفي كردند.         1-جنگ رواني                2- جنگ اقتصادي

3- مقابله باپيشرفت واقتدارعلمي

دررابطه مقابله باپيشرفت علمي توسط دشمن انرژ‍ي هسته ای تحركات وخواسته هاي دشمن

راگوشزدكردنده :دشمن باشعارشمانمي توانيد،شماقادرنيستيدآينده تان تاريك است چگونه درصدد

تضعيف اعتمادبه نفس مردم نسبت به حكومت هستید اما غافل از اين كه مابراي به دست آوردن  قدرت

هسته اي ازكسي اجازه نمي خواهيم وبااتكابه جوانان عزيزواعتمادبه نفسي كه ملت فهيم

مادارندكارهاي بزرگي كه ازنگاه دشمن تحقق نمي يابدراعملي كرديم وخواهيم كردمقام معظم رهبري به

جهت ضرورت واهميت موضوع،امسال را سال نوآوري وشكوفايي ناميدند تا بارديگر خط ومشي امسال را

درمسير تحقيق  وپژوهش و نوآوري وشكوفايي ترسيم نماينددراين ميان آحادجامعه مخصوصاً مسئولين

تاثيرگذاردرقانون گذاري واجرا ازقبيل وزارت خانه هاوسايرمسئولان دست اندركارحوزه هاي علميه

ودانشگاه ها بايد وقت را مغتنم بشمارندواز اوائل سال به فكر برنامه ريزي درجهت نواوري وشكوفايي

وپژوهش درمجموعه خودباشندسخن رهگشاي رهبرفرزانه انقلاب اسلامي درجهت رشد و توسعه همه

جانبه كشورما وقرار گرفتن در مسير توليد علم واستفاده از قابليت هاي بالاي نيروي انساني خودي

ومنابع ديگربايدمسير رسيدن به اهداف مقدس را كوتاه كرد وازكمترين امكانات بيشترين استفاده را بادقت

 هرچه تمامترنمودخوشبختانه ملت رشيدايران اسلامي در30سال گذشته اين اتكابه نفس را درمقابل

هجمه دشمنان نشان داده اندانتظارميرودبابالندگي هرچه تمامتربه طرف نوآوري وشكوفايي پيش برويم

وقله هاي علم ودانش وفن آوري ، همت والاي ما باشندتابااتكابه خداوندبه افق وچشم انداز20ساله اي كه

 مقام معظم رهبري ترسيم كرده اندبرسيم وعملي نماييم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 20:35  توسط فاطمه حسن پور  | 

تو دیگه از روبوم من، تو رو خدا پر نزنی 

هر کی به من یه زخمی زد، تو دیگه خنجر نزنی

هر کی رسید دروغی گفت، دوستت دارم ولی نداشت

هر کی اومد جای دوا،نمک رو زخم من گذاشت 

بیا یه فرقی داشته باش با هر کی اومد و نشوند 

بیا یه فرقی داشته باش، با همه آدمهای بد

با اونکه دشمنم بود و سایه مو با تبر می زد

برگ دورنگی رو واسه ، من یکی دیگه رو نکن

تازه می خوام جون بگیرم، باز دوباره شروع نکن

چیزی رو از دست نمی دم یا منجی روح منی

یا آخرین تیر خلاص، به قلب مجروح منی.

صداي كفش‏هايي تنها
 و رهگذري كه مي‏گذرد
عبوري از خويش تا خود
                           ....
        خسته نباشيد
        صداي خش‏خش جارويِ مرد پير
                          زمين را مي‏سايد
            عابري ديگر
            صداي خنده‏ي چند جوان
                       كودكي دوان دوان
          مي‏چرخد
  عبورهاي درهم
  كلام‏هاي مبهم 
چراغ‏هاي روشن در شهر تاريك دلم
                           خنده‏اي تلخ بايد
                            باز هم مي‏گـذرد.

   

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 18:39  توسط فاطمه حسن پور  | 

بگذاريد فراموش نکنم
آن شب سرد زمستاني را
که مرا ميوه ي ديدار تو ساخت
بگذاريد فراموش  نکنم
حسرت لحظه ي دیدار  تو را
عطش عشق فراموش تو را
بگذاريد فراموش نکنم
گل چهره، گلی  که مرا مست نگاه خود کرد
و به آتش زد و ويرانم ساخت
بگذاريد فراموش نکنم
من هنوزم با درد
در غم وسوز و گداز
حسرت و آهي سرد
منتظر ميمانم.

 

    
+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 18:17  توسط فاطمه حسن پور  |