|
فراگيري علوم تجربي به كودكان كمك مي كند تا روشهاي شناخت دنياي اطراف خود را بهبودبخشند براي این منظور آن ها بايد مفاهيمي كسب كنند كه به آن ها كمك كند تا تجارب خود را با يكديگر مرتبط سازند
مثلاً : ((نگاه كن گياهي كه در نزديك پنجره بوده ، خوب رشده كرده ولي گياهي كه در آن اتاق تاريك بوده پژمرده شده است، چون گياه به نور احتياج دارد تا رشد كند))آنها بايد روشهاي كسب اطلاعات ، سازماندهي ، کاربرد و آزمايش كردن را بياموزنداين فعاليت ها توانايي آنها را در درك دنياي اطراف تقويت مي كند وآنان را براي تصميم گيري هاي هوشمندانه وحل مسايل زندگيشان ياري مي دهد.((گلدان را از اتاق كم نور به پشت پنجره روبه آفتاب بگذارم، ببينم چه مي شود.)) امروزه آموختن علوم تجربي همچون سوادآموزي وحساب كردن امري اساسي و ضروري است كه با زندگي روزمره ما درارتباط است و باپيشرفت تكنولوژي اهميت آن بيشتر شده است به عبارت ديگر آموزش علوم بيشتر به آموزش راه يادگيري مي پردازدكه آگاهي ازآن براي هركودكي لازم است ، چرا كه او دردنيايي زندگي مي كند كه سريعاً در حال تغيير است و وي بايد قادر باشد خود را دايم باآن تغييرات هماهنگ سازد.گفته اندكه در 20 سال ديگرسرعت رشداطلاعات آن قدر سريع است كه كمتر از75 روز ميزان اطلاعات ودانش بشر دوبرابر فرايند علوم: روش يافتن اطلاعات ،آزمايش نظريات و توضيح و تفسير آن هاست.(( از دو گلدان كاملاً مشابه ، يك گلدان را در جاي كم نور و ديگري را در جاي پر نور مي گذارم به اندازه اي هم آب مي دهم تا ببينم آيا واقعاً ميزان تابش نور بر رشد گياه اثر دارد؟)) فراورده ي علوم : نيز آراء و عقايدي است كه مي توانددر تجارب آتي به كار گرفته شوداينكه می گوییم((می تواند» به اين معني است كه آموزش علوم فقط زماني فوايد بالا را داردكه مراحل صحيح و مناسب خود را طي كند وگرنه هيچ تضميني براي دستيابي به آنها نيست وچون اين دو ،يعني فرايند علوم وفراورده ي علوم شديداً فراگيري اين آموزش دراوايل دوران كودكي از2 نظر اهميت دارد، يكي آنكه كودكان درمي يابند كه عقایدی صحيح است كه مستدل باشد ودوم اينكه احتمال پذيرش نظريات غيرمستدلي كه بامفاهيم علمي درتضادمستقيم است كم مي شود.آنچه مهم است اين است كه بررسيهاي متعدد نشان داده كه هر چه طول مدت زماني كه فرد عقيده غلطي راكسب كرده زيادتر باشدامكان تغييرآن مشكلتراست درعمل ديده ايم فرايندتغييرنظردانش آموزان دبيرستاني هنگامي كه نظر غيرعلمي راپذيرفته اندبسيارمشكلتر ازاين فرايند دردانش آموزابتدايي است بزرگسالان درمقابل تغيير عقيده مقاومت مي كنند واين خود مانعي بزرگ در آموزش علوم به دانش آموزان بزرگسال است بسیاری از مهارتها ،نگرش ها و عقایدی که کودکان دردرس علوم تجربی واز طریق فعالیتهای آن کسب می کنند به گونه ای است که می توانند آنها را در بقیه موضوعات درسی نیز بیاموزند و به کار گیرند.بنابراین با توجه به این که در دوره ابتدایی یک معلم واحد این موضوعات را آموزش می دهدکار آموزش بسیار ساده تر می شود کلیه مهارتهایی که فرایند آموزش علوم به آنها وابسته است مثل مشاهده کردن ، پیش بینی ، استنباط و ......به عنوان مهارت های یادگیری درسطوح وسیعی ازموضوعات درسی تلقی می شودودردوره ابتدایی به خصوص هنگامی که دانش آموزطول یک خط رابادانه های لوبیا اندازه گیری کرده وبا حدس قبلی خودمقایسه می کندنمی توانید مشخص کنیدفعالیت مرتبط با علوم راانجام دادیا ریاضی را .طبقه بندی یک فعالیت به عنوان فعالیت علوم تجربی یا ریاضی چندان تغییری در نحوه فعالیت نمی دهدبا این حال اگر چه بسیاری از اهداف علوم بااهداف موضوعات آموزشی دیگر یکسان است اما باید دقت کرد که این یکسانی شامل همه اهداف علوم نمی شود.اما درعلوم وقتی گفته می شود که ( ( نور در رشد گیاهان نقش اساسی دارد )) می توان گیاهان را تحت شرایط کنترل شده ای پرورش داد و تأثیر نور را برآن مشاهده کرد یاوقتی به کودک گفته می شود ((درخت یک موجود زنده است )) آموزش علوم چگونه ؟ نخستین اصل مورد توجه آن است که کودکان باید تا جایی که امکان دارد به تجارب عملی دسترسی پیدا کنند ویژگیهای کودکان در سنین پایین ایجاب می کند که مواد وسایل را خود به دست گیرندوتا آنجا که ممکن باشد باید فرصت هایی برای دیدن ،بوکردن ،چشیدن ولمس کردن برای آنان فراهم آورد این نوع تجارب یادگیری به اندازه ای اهمیت دارد که هرگز نمی توان از آنها چشم پوشیدویا آنها رابا مشتی نوشته وعکس جایگزین کرد . به طور کلی هر چه از تجارب مستقیم ودست اول دور شویم ،از کیفیت آموزش و یادگیری کودکان وارزش آن کاسته می گردد.فیلم ها ،کتاب ها،رادیووتلویزیون وتشریح کلامی معلم ،کیفیت آموزش را بهبود می بخشد ولی هرگز جایگزین تجارب زنده ودست اول نخواهد شد و اثر آنها را ندارد .به نظر می رسد که فکرکردن کودک نتیجه ای از تجارب وسیع حاصل ازحواس پنج گانه اوست وقتی کودک شیئی به دست می گیرددرباره آن حرف می زند،مغز و بدن او روی آن کارمی کند.نه فقط کودکان ،بلکه بزرگسالان نیزهنگام برخورد با یک شیئی علاقه پیدا می کنندتا آن راازنزدیک ببینند وحس کنند.با دیدن کاغذ دیواری یایک پارچه ،انگشتان خود را روی آن می کشندوبه ظرافت یا زبری آن پی می برندآنان می دانندکه سطح صاف ، نرم و لغزنده است این آگاهی نتیجه تجارب فراوان قبلی در طی کردن سطح های صاف است در حقیقت بزرگسالانی که بایک شیئی سابقه آشنایی دارندنیز،علاقه دارند هنگام بحث درباره آن،مجدداًبه شیئ خیره شوند وبه دقت آن رامشاهده کنندحال اگر این وضع بزرگسالان باشد،به طریق اولی،اطفال که تجارب و آگاهی های کمتری در مورد اشیا دارندبا کنجکاوی و علاقه فزون تری آن را بررسی می کنند وبه مشاهده می پردازندآیا عادلانه است که از کودک انتظار داشته باشیم نرمی بدن و لطافت ونرمی پوست خرگوش را بدون مشاهده ولمس آن ، درک کند ، آیاکودکانی که تا کنون فرصتی برای بازی با خمیر مجسمه نداشته اند می توانند تصوری از مشخصات آن داشته باشند؟ اغلب کودکان علاقه دارند هر فعالیتی رابا همه حواس خود تجربه کنند وحتی اگر مجاز باشند،دوست دارند همه چیز را بچشند.اگر یک دانش آموز به سن بالاتر از نوجوانی هم رسیده باشد،دوست دارد بلور نمکی را که از حل کردن نمک طعام در آب و تبخیر مجدد آن به دست آورده است بچشد تا از طعم شور آن اطمینان حاصل کند .
- كتاب معلم (راهنماي تدريس) علوم تجربي سوم دبستان ، 1381 ، سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي وزارت آموزش و پرورش ، چاپ اول . - خلخالی ، مرتضی ، 1379 ،کودکان چگونه علم می آموزند؟ ،آموزش ابتدایی،شماره 30 ،سال چهارم ، صص3 - 62 . سایت:
Http: // hamyari200.mihan blog.com
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 19:54  توسط فاطمه حسن پور
|
مقدّمه گرايش به الگو و پىروى از مُد نياز بشرى است كه در جهت كمالگرايى و تكاملطلبى به طور فطرى در درون انسانها نهاده شده است و علم امروز آن را «همانندسازى» مىنامد. از اينرو، مشاهده مىكنيم كه نياز به الگو و الگودهى به نسلها، در آموزههاى دينى به طور آشكار مورد توجه قرار گرفته است و قرآن به صراحت، به معرفى الگوها و اسوههاى «مثبت» و «منفى» مىپردازد؛ و اسوههاى مثبت ثابتى را مطرح مىكند كه در تمام عصرها و براى همه نسلها قابل اتّكا و پىروى در عمل هستند.در معرفى الگو، آن نوع رفتارهاى اجتماعى به عنوان «مدل» يا «راهنماى عملى» مدّ نظر قرار مىگيرند(2) كه از ديدگاه اسلام، در قرآن و روايات (آموزههاى دينى پيامبر و اهل بيت عليهمالسلام ) به عنوان نمونه و الگوى عملى معرفى شدهاند. رمز ماندگارى الگوها(3) «زنده بودن تفكر و انديشه الگوهاى مطرح شده»، «همسويى سيره و سخن آنان با فطرت انسانها»، «يكسانبينى جهانبينى و آرمانها» و «شناخت پيروان آنان» قابل توجه و حايز اهميت است. هر قدر اين شناخت وسيعتر و عميقتر باشد بهتر مىتوان محتواى پيام و گفتار و رفتار آنان را به دست آورد و از آنها در جهت رسيدن به سعادت و تكامل و تحقق ارزشهاى فطرى و الهى بهره برد. شناخت و معرفت نسبت به الگوهاى شايسته، مانع از هدر رفتن يگانه سرمايه آنها (عمر) مىشود. از اينرو، امام خمينى رحمهالله با تأسّى به الگوهاى عملى در اسلام مىفرمايد: «ما بايد سرمشق از اين خاندان [خاندان پيامبر صلىاللهعليهوآله ] بگيريم؛ بانوان ما از بانوانشان و مردان از مردانشان، بلكه همه از همه آنها. الگوى حضرت زهرا عليهاالسلام الگوى پيغمبر است.»(4) اما رسالت و تكليف بر شناخت معصومان عليهمالسلام ، ما را بر آن مىدارد كه عملكرد آنها را مورد بررسى قرار دهيم. با توجه به اينكه حضرت زهرا عليهاالسلام الگوى عملى و عينى براى زنان مسلمان است كه مىتواند در همه زمينهها سرمشق نسل امروز و فردا قرار گيرد، در اين مقاله، به اختصار به ابعاد سياسى زندگى حضرت فاطمه عليهاالسلام و مبارزات ايشان در دفاع از حريم ولايت و امامت مىپردازيم. مبارزهاى كه ريحانه نبى در حسّاسترين دوران آغاز كرد، از زمان آغازين انحراف جامعه پس از رحلت نبى اكرم صلىاللهعليهوآله ، به عنوان مهمترين و محورىترين حركت سياسى جامعه محسوب مىشد. هنگامى كه او تعدّى غاصبان خلافت را به حريم ولايت و امامت ديد، با تمام قوا و با روشهاى خود، براى دفاع از اين حريم وارد عرصه فعاليتهاى سياسى شد و در طول 75 روز (و به قولى 95 روز) همچون پروانه وجود خويش را براى تثبيت امامت، فداى ولايت كرد. امام خمينى رحمهالله در بيان عملكرد آن حضرت و درك عظمت آن حضرت چه زيبا فرمودند: «زنى كه هر كس با هر بينش، درباره او گفتارى دارد و از عهده ستايش او نيز برنيامده. احاديثى را كه از خاندان وحى رسيده به اندازه فهم مستمعان بوده و دريا را در كوزهاى نتوان گنجاند و ديگران هر چه گفتهاند به مقدار فهم خود بوده، نه به اندازه مرتبت او ...»(5) . كانون تربيت سياسى فاطمه زهرا عليهاالسلام : تولّد فاطمه زهرا عليهاالسلام در دوران جاهليت و شيوه رفتار پيامبر صلىاللهعليهوآله با اين انسان الهى از ابتدا يك امر سياسى (تكليف الهى) بود. او در كانون سياست و بحرانهاى جامعه رشد مىكرد و تربيت مىيافت و همراه با تحوّلات و بحرانها، درس مىآموخت و شيوههاى حضور در صحنه را عملاً آموزش مىديد. رسالت پيامبر صلىاللهعليهوآله زدودن خرافات جاهليت و معرفى جايگاه شامخ زن در آفرينش بود و رسول اكرم صلىاللهعليهوآله در رفتار خود با فاطمه زهرا عليهاالسلام ، سعى داشت نگرش جامعه را به سوى زن از ابعاد شهوانى لهو و لعب، به ابعاد ملكوتى و ظرافتهاى روحى و نقش تربيتى و مديريتى زن تغيير دهد. مقام و موقعيت ممتاز حضرت فاطمه عليهاالسلام و تثبيت جايگاه محكم او در انجام رسالت الهى بهگونهاى بود كه پيامبر صلىاللهعليهوآله در موقعيتهاى گوناگون، همواره بر دستان فاطمه زهرا عليهاالسلام بوسه مىزد؛ هرگاه صديقه مرضيه در جمعى وارد مىشد كه پيامبر در آن ميان بودند، به احترام آن حضرت از جاى خويش بلند مىشدند و او را در جايگاه خود مىنشاندند؛(6) هنگام خروج از مدينه، از آخرين فردى كه خداحافظى مىكردند فاطمه عليهاالسلام بود و هنگام ورود به شهر هم به ديدار اولين كسى كه مىشتافتند باز هم راضيه مرضيه عليهاالسلام بود.(7) مشروعيت بازيگران سياسى : مشروعيت بازيگران و رهبران سياسى در هر جامعهاى مستلزم پيشنيازهايى است تا مردم جامعه با توجه به عملكردها و رفتار رهبران سياسى مشروع و مقبول جامعه، نسبت به افراد جديد، شناخت و آگاهى لازم را به دست آورند و بتوانند نسبت به شخصيتهاى تازه وارد در امور سياسى و اجتماعى جامعه و مشاركت آنان آگاهى كسب كنند و شخصيتهاى جديد را به عنوان رهبران آينده جامعه بشناسند. در صحنه سياسى جامعه عرب جاهلى، پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله با كردار، گفتار و عمل خويش در مورد خاندان نبوّت و امامت حضرت على و فرزندانش و نقش فاطمه زهرا عليهاالسلام (8) در ارتباط با نبوّت و امامت و رضايت الهى، شناختهاى لازم را به جامعه مىدادند و در كلام و گفتار خود، مواضع اهل بيت عليهمالسلام را با عبارتهاى گوناگون تحكيم مىكردند. پيامبر در طول دوران رسالت خود، براى رشد و استقلال فرهنگى مردم تلاش و كوشش بسيار كردند تا جامعه را نسبت به آينده آگاه سازند از سوى ديگر، پيامبر گرامى صلىاللهعليهوآله در زمينه مسئوليت و رهبرى زنان، راضيه مرضيه عليهاالسلام را براى پذيرش اين رسالت الهى تربيت كردند. فاطمه زهرا عليهاالسلام اولين درس را در بحرانىترين شرايط سياسى و اقتصادى ـ يعنى در محاصره «شعب ابىطالب» آموخت(9) و به تدريج، با علم لدنّى كه داشت، مجالس بحث و وعظ و درسهاى تفسير و احكام در مدينه براى بانوان جامعه داير كرد .(10) پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله با سخنان گهربار خود درباره جايگاه فاطمه زهرا عليهاالسلام نزد خدا،(11) نزد آن حضرت(12) و جامعه، در شيوههاى برخورد با فاطمه زهرا عليهاالسلام ، ازدواج با حضرت على عليهالسلام ،(13) ماجراى مباهله با مسيحيان نجران و حضور حضرت زهرا عليهاالسلام در آن جمع،(14) محدودكردن دايره اهل بيت عليهمالسلام (15) و اشخاص آن، با احاديث گوناگون، مانند حديث «كساء»،(16) «سفينه نوح»،(17) «ثقلين»(18) و ماجراى غدير خم،(19) رسالت خود را به پايان رساندند و جامعه را براى پذيرش امامت حضرت على عليهالسلام آماده ساختند. اما متأسفانه جاهليت چنان در تار و پود جامعه ريشه دوانده بود كه پس از رحلت ايشان، در ماجراى «سقيفه بنى ساعده» در فضاى آكنده از اندوه و غم و ماتم رحلت رسول اكرم صلىاللهعليهوآله ، بازيگران سياسى چنان جوّ را تغيير دادند و سريع عمل كردند كه مقام خلافت را، كه حق مسلّم حضرت على عليهالسلام بود، غصب كردند.(20) انحراف و تخريب افكار عمومى و جنگ قدرت از كودتاى «سقيفه بنى ساعده» آغاز شد. جامعه اسلامى نيز كه حضرت رسول صلىاللهعليهوآله در طول دوران نبوّت خود، ساختار آن را پىريزى كرده بودند، با حركت كودتاگران سقيفه و زنده كردن ارزشهاى جاهلى و روحيه ناسيوناليستى و سكوت ياران سُستاراده و فرصتطلبان دچار انحراف شد.حضرت زهرا عليهاالسلام هم، كه در بطن مسائل سياسى جامعه و بحرانها رشد كرده و تربيت يافته بود و رسالت دفاع از حق و حقيقت را بر عهده داشت، با بصيرت و آگاهى عميق نسبت به توطئهاى كه مسير امامت را منحرف ساخته بود، هشيارانه وارد عرصه جامعه شد و به صورت يك سياستمدار آگاه و مدافع حريم امامت، در صحنه جامعه حضور جدّى و فعال يافت و رهبرى دفاع از امامت را برعهده گرفت.(21) او زنى است تربيتشده الهى و پيامبر زمان خود. پذيرش رهبرى امام على عليهالسلام از سوى يك زن، با تفكر موجود جاهلى نسبت به زن تضاد داشت؛ اما از سوى ديگر، با پيشذهنيتهايى كه پيامبر گرامى صلىاللهعليهوآله درباره حضرت زهرا عليهاالسلام در جامعه ايجاد كرده بودند، كاملاً همخوانى داشت و هنوز وجود گوهر گرانقدرى همچون فاطمه زهرا عليهاالسلام به عنوان قوىترين ركن سياسى جامعه براى تشخيص و شناخت حق از باطل مطرح بود.دخت گرامى حضرت رسول صلىاللهعليهوآله به خاطر بيدارى جامعه و آگاهى مردم در انحراف آغازين خود، فعاليتهاى سياسى خود را آغاز نمود. بررسى فعاليتها و روشهايى كه فاطمه زهرا عليهاالسلام اتخاذ كرد، نمونهاى است كه نشان مىدهد اسلام مىخواهد افراد جامعه، اعم از زن و مرد، هميشه نسبت به مسائل جامعهاى كه در آن زندگى مىكنند، آگاهى و شناخت لازم داشته باشند تا بتوانند در امور سياسى جامعه مشاركت كنند و حضرت صديقه طاهره عليهاالسلام ، سدشكنِ تفكر غلط جاهليّت نسبت به زن بود كه با تمام وجود، سرشار از عشق الهى و رسالت نبى، دفاع از امامت و ولايت را رهبرى كرد. روشهاى مبارزه سياسى حضرت زهرا عليهاالسلام : الف. تهديد غاصبان خلافت ":
ب. تحتتأثير قرار دادن افكار عمومى جامعه (گريه كردن) : در مرحله ديگر، فاطمه زهرا عليهاالسلام تاكتيك «گريه» را انتخاب كرد(27) و به عنوان يك حربه سياسى از آن بهره برد. صديقه طاهره عليهاالسلام محل گريه خود را مركز اجتماع مسلمانان(28) قرار داده بود؛ بر سر قبر رسول خدا صلىاللهعليهوآله ، شهداى احد و قبرستان بقيع مىرفت و در اين اقدام، همراه كودكان خردسالش (براى تحت تأثير قرار دادن جامعه) و در ساعات شب و روز با ذكر مرثيههايى در فقدان پدر بزرگوار خويش(29) و انحراف امّت پس از رحلت رسول اكرم صلىاللهعليهوآله سعى مىكرد جامعه خفته را بيدار سازد. ج. سخنرانى (با تكيه بر فدك) : حربه سياسى ديگر، سخنرانى با تكيه بر غصب «فدك» بود(30) كه به دنبال غصب آن توسط خليفه وقت، فاطمه زهرا عليهاالسلام بار ديگر از اين حركت رژيم حاكم به عنوان يك حربه سياسى و فرصت مناسب سياسى براى روشن ساختن اذهان جامعه در غصب خلافت مسلّم حضرت على عليهالسلام استفاده كرد. در حقيقت، فاطمه زهرا عليهاالسلام به نام غصب حق مالكيت خويش، به اعتراض سياسى و استيضاح حاكم وقت پرداخت و به مسجد رفت و خطبه خواند.(31) در اين خطبه، چند فراز و نمود خاص وجود دارند. فاطمه زهرا عليهاالسلام در ابتدا، با يادآورى رسالت پيامبر و دفاع از رهبرى و امامت بر حق حضرت على عليهالسلام و حق مالكيت خويش بر فدك از لحاظ قانون ارث در اسلام، با سازشكاران سياسى اتمام حجت كرد. ايشان در فرازى از آن خطبه مىفرمايد: «هان اى مردم! بدانيد من فاطمهام و پدرم محمّد صلىاللهعليهوآله ، انتها و ابتداى كلامم يكى است؛ هرگز آنچه مىگويم غلط نبوده و آنچه انجام مىدهم ظلم نيست.»(32) نكته بارز در خطبه حضرت زهرا عليهاالسلام اين است كه آن حضرت با فصاحت و بلاغت خاصى به دفاع از مقام ولايت و امامت حضرت على عليهالسلام مىپردازد. در فرازى از اين خطبه مىفرمايد: «... و چون خداوند پيامبرش را به خانه انبيا فراخواند، جايى كه برگزيدگانش زندگى مىكنند، خارهاى نفاقتان سر برون آورد و پوشش دينتان رنگ باخت و صداى سركرده گمراهان درآمد و پستمهرهاى ذليل و ناشناخته ظهور كرد و نازپرورده جاهلان مفسد زمزمه سر داد. پس بر دلها و زندگىتان سوار شد ... و شما بر حق غضب كرديد...»(33) دفاع از حريم ولايت توسط يك زن و بذرى كه او در مسجد با سخنان مستدل و منطقى خود كاشت، بعدها در بيعت مردم با حضرت على عليهالسلام (پس از قتل عثمان) به ثمر نشست. در فراز ديگرى از اين حركت سياسى، حضرت زهرا عليهاالسلام به دفاع از ارث زن در اسلام مىپردازد؛ دفاع از مالكيت بر حق زن. اين حركت بر خلاف راه و رسم موجود در افكار جاهلى بود كه در بعضى از اذهان رسوخ داشت. اما آنچه را اسلام حق مىدانست براى فاطمه زهرا عليهاالسلام معيار و محك بود، نه عرف و سنّتهاى جاهلى. آن حضرت توانست با حضور در مركز اجتماع مسلمانان و مهمترين مكان معتبر سياسى ـ يعنى مسجد ـ به محاجّه با خليفه وقت بپردازد و او را به استيضاح بكشاند و با رسوايى سياسى حاكمان وقت، تا حد زيادى مشروعيت آنان را زير سؤال برد و رسمهاى جاهليت را درهم بشكند(34) و نشان دهد كه هيچ حكومتى نمىتواند حق و مال كسى را غصب كند، حتى اگر اين حق متعلّق به يك زن باشد. د. رايزنى سياسى : حضرت فاطمه عليهاالسلام همچون سياستمدارى قهرمان، به تكليف و رسالت الهى خويش عمل مىكرد و براى روشنساختن افكار عمومى از انحراف مسير امامت، چهل شبانهروز(35) دست حسن و حسين عليهماالسلام را مىگرفت و سوار بر مركبى مىشد و همراه با حضرت على عليهالسلام به درِ خانه مهاجر و انصار مىرفت تا آنها را نسبت به غفلتى كه دچار آن شدهاند و انحراف موجود، بيدار سازد و غافلان و راحتطلبان را هوشيار سازد. فاطمه زهرا عليهاالسلام در حقيقت، با رايزنى سياسى خود، با ياران رسول صلىاللهعليهوآله اتمام حجت مىكرد و همچون ديپلماتى آگاه، با حضور خويش سعى مىنمود مسير انحراف امّت را روشن سازد و مسير واقعى را كه امامت على عليهالسلام است و نيز حريم ولايت را روشن و بىپيرايه ارائه دهد تا در فرداى قيامت، براى صاحبان زر و زور و تزوير و عافيتطلبانى كه فريب خوردهاند، بهانهاى وجود نداشته باشد. ه. اعتصاب سخن (سكوت سياسى) : در مسير دفاع از حريم ولايت و امامت، فاطمه زهرا عليهاالسلام شيوه مبارزاتى ديگرى را با سكوت خود آغاز كرد، و آن «اعتصاب سخن» با حاكمان وقت بود.(36) صديقه طاهره عليهاالسلام شيوهاى سياسى را آغاز كرد كه تداومدهنده تاكتيكها و شيوههاى مبارزاتى قبلى آن حضرت بود. تمامى اين شيوهها در راستاى يكديگر معنا مىدهند. آن حضرت با اتخاذ حركتهاى سياسى خاص از قبيل گريه در مراكز شلوغ و محل عبور و مرور مسلمانان، حضور در مسجد و مراجعه به خانههاى مهاجر و انصار ـ كه تمامى آنها با حضور قوى آن حضرت در صحنه مبارزات سياسى همراه بودند ـ جامعه را از لحاظ افكار، تحتتأثير قرار داد، ولى ناگهان شيوه مبارزه سياسى خود را تغيير داد و سكوت اختيار كرد.اين تاكتيك و شيوه جديد در اذهان جامعه، كه به حضور آن حضرت در صحنه عادت داشتند، سؤال ايجاد مىكرد و مسئلهبرانگيز بود كه چه شده است كه فاطمه زهرا عليهاالسلام سكوت كرده است؟ اين تغيير رويه به طور طبيعى، توجه اجتماع را جلب مىكرد و افكار عمومى را به تكاپو وامىداشت تا در پى يافتن علت آن باشند. فاطمه عليهاالسلام در محاجّه خود عهد كرد كه ديگر با خليفه سخن نگويد.(37) پس از حضور خليفه در خانه فاطمه زهرا عليهاالسلام و گفتوگوى كوتاه آنها با حضرت فاطمه عليهاالسلام كه حضرت على عليهالسلام در اين ميان پيامبر سخن مابين فاطمه عليهاالسلام و خليفه وقت بود،(38) و گرفتن اعتراف از خليفه وقت مبنى بر مقام شامخ حضرت فاطمه عليهاالسلام از زبان پيامبر در اينكه رضايت فاطمه رضايت خدا و خشم او خشم خداست، فاطمه زهرا عليهاالسلام مشروعيت خليفه را زير سؤال برد و اذهان جامعه و افكار عمومى را در مشروعيت خليفه وقت دچار ترديد كرد كه فاطمه عليهاالسلام حق را مىگويد و امامت حقى است غصب شده توسط خليفه وقت! پس از اينكه آن حضرت از خليفه وقت اعتراف گرفت، قسم خورد كه ديگر با او سخن نگويد و با اين ديدار و سخن فاطمه زهرا عليهاالسلام ، مشروعيت حاكمان وقت بيش از گذشته زير سؤال رفت و در بسيارى از اذهان كه نادانسته و تحتتأثير جوّ موجود بيعت كرده بودند، شك و ترديد و پشيمانى ايجاد شد و بدينسان، اين حربه بسيار مؤثر واقع گرديد. و. ايجاد انقلابى درونى در خانهها شيوه مبارزاتى ديگر فاطمه زهرا عليهاالسلام دادن آگاهى و رشد سياسى به زنان مهاجر و انصار بود كه بدينوسيله، آتش مبارزه در خانوادههاى مدينه وارد مىشد. اين مبارز سياسى شكستناپذير، كه تمام تاب و توان خود را در دفاع از حريم ولايت و امامت قرار داده بود، به علت تلاش بيش از حد، ناتوان شد. به همين دليل، پس از مدتى فاطمه زهرا عليهاالسلام به علت بيمارى و ضعف، در خانه بسترى شد. وقتى خبر بيمارى آن حضرت در مدينه پيچيد، زنان مهاجر و انصار، كه وامدار تعليم و تربيت فرهنگى آن حضرت بودند، براى عيادت او به خانهاش آمدند. وقتى از حال آن حضرت جويا شدند، از حال خود نگفت، بلكه در دفاع از حريم ولايت به سخن پرداخت(39) و از سستى مردانشان سخن راند كه حق را فراموش كردهاند و سكوت اختيار نمودهاند. بازتاب سخنان دخت پيامبر به تدريج، در درون خانهها آتشى به پا كرد و انقلابى پرخروش را جهت داد كه به حريم خانهها راه يافت و نطفههاى آگاهى و شعور را بارور كرداين شيوه مبارزه نشان مىدهد اگر در جامعهاى به جاى مشغول ساختن زنان به خود، براى آنها كار فرهنگى و فكرى صورت گيرد و به آنان آگاهى سياسى داده شود، آنان بهتر مىتوانند در شناخت حق و حقيقت بدون تعارفهاى ديپلماتيك و بازىهاى سياسى وارد صحنه شوند و به دفاع بپردازند. مصداق اين حقيقت در انقلاب اسلامى ما نمود پيدا كرد؛ حضور زنان و پيشتازى آنان در صحنه مبارزات انقلاب و پشتيبانى از جنگ و فعاليتهاى پشت جبهه اين نظريه را ثابت مىكند كه حركت زنان ايران وامدار مبارزات سياسى اسوه و الگوى زنان جهان حضرت زهرا عليهاالسلام بوده است. تاكتيك كوبنده ديگرى كه صديقه طاهره عليهاالسلام اتخاذ كرد و ضربه سهمگينى بر حكومت وقت وارد آورد، وصيتنامه سياسى آن حضرت است؛ وصيتنامهاى كه براى بيدار ساختن افكار خفته و توجه افكار عمومى و عدم بهرهبرداى حاكمان سياسى وقت از مراسم سوگوارى و دفن آن حضرت نگاشته شد.(40) حضرت زهرا عليهاالسلام در وصيتنامه سياسى خود تأكيد مىكند كه حضرت على عليهالسلام ، ولىّ بر حق، بايد به آن عمل كند؛ چنانكه تا بدان روز هيچ سياستمدارى چنين آگاهانه و مدبّرانه و با آن ظرافتهاى سياسى، عمل نكرده بود، بلكه شيوهاى بكر و تازه بود كه از سوى سياستمدارى حرفهاى به خاطر دفاع از حريم ولايت و تحقير موقعيت سياسى خليفه وقت اتخاذ شده بود حضرت فاطمه عليهاالسلام وصيت كرد كه احدى از كسانى كه به او ستم كردهاند در تشييع جنازهاش حاضر نشوند و شبانه او را دفن كنند.(41) در حقيقت، با اين وصيتنامه، حربه سياسى از دست حاكمان وقت گرفته شد. آنان مىخواستند در مرگ آن حضرت با مرثيهسرايى و اشك و ماتم و ارادت به آن حضرت و تأسف از رحلت او، مخالفتها و مبارزات حضرت زهرا عليهاالسلام را در دفاع از حريم ولايت تحتالشعاع قرار دهند و خلافت غاصبانه خود را در اذهان جامعه برحق جلوهگر سازند. اما دفن شبانه آن حضرت و نامشخص بودن مكان دفن ايشان، اين سؤال را در ميان امّت اسلامى ايجاد كرد كه چرا دخت گرامى پيامبر و يگانه گوهر گرانقدر او چنين وصيّتى كرده است؟ با عمل به وصيّت آن حضرت توسط حضرت على عليهالسلام ، اذهان جامعه دچار شك و ترديد شد و تا حد زيادى مشروعيت خليفه وقت زير سؤال رفت و مظلوميت آن حضرت بيشتر نمايان گرديد و اينكه چرا حضرت زهرا عليهاالسلام در مدت 75 (و به قولى 95) روز با تمام تاب و توان، با شيوههاى گوناگون تلاش كرد تا مسير انحرافى امّت را روشن سازد كه چرا امام بر حق على عليهالسلام را تنها گذاشتهاند و كجراههاى را انتخاب كردهاند كه خلاف حق و حقيقت است، در حالى كه على عليهالسلام بر حق است؟ تأثير الگوى فاطمى در انقلاب اسلامى : از مجموع مباحث مطرح شده در صفحات قبل، مىتوان با اطمينان خاطر گفت: اسلام در نگرش خود به زن، با آفرينش ريحانه نبى و انسيه حوراء، نشان داد كه دين جامعى است كه زن تحقير شده در جاهليت ديروز و غربزده امروز را نه تنها باور ندارد، بلكه تقبيح مىكند و الگوى ايدهآل زن مسلمان را فاطمه زهرا عليهاالسلام مىداند تا بهانه براى هيچ زن مسلمانى باقى نماند كه ما اسوه و الگويى نداشتيم تا با تمسّك به او بتوانيم انحراف و باطل را تشخيص دهيم و يا به خود اجازه دهيم كه وارد عرصههاى مختلف اجتماعى، سياسى و فرهنگى شويم. البته زنان مسلمان ايران با خودباورى به توان والاى خويش و با شناخت فاطمه زهرا عليهاالسلام و مبارزات او، توانستند با حفظ كرامت، عزّت نفس و عصمت و تقوا، براى دفاع از آرمانهاى خمينى كبير رحمهالله و انقلاب اسلامى و تشكيل حكومت اسلامى شجاعانه وارد صحنه شوند و با مجاهدتها و ايثارهاى خود، انقلاب عظيم اسلامى ايران را به پيروزى برسانند.اين حضور قوى نشان داد اگر زن ايرانى و مسلمان با شناخت وسيع و آگاهى از اسلام ناب محمّدى صلىاللهعليهوآله به دور از انحرافات و خرافات و پيرايههايى كه اسلام را پوشاندهاند رشد يابد، به راحتى مىتواند رفتارها و نگرش فرهنگى خود را اصلاح كند و با اين نگرش، چنان حضورى قوى در صحنههاى گوناگون سياسى و اجتماعى خواهد داشت كه هيچ هماوردى براى او وجود نخواهد داشت. امام خمينى رحمهالله در پيروزى و به ثمر رسيدن انقلاب اسلامى، مهمترين و مؤثرترين عامل را حضور پرشور و پرتوان زنان در صحنه سياسى جامعه قلمداد كردند كه اين شيرزنان با رشد و آگاهى اسلامى و الهى خود توانستند حتى قوىتر از مردان در جامعه حضور يابند. از اينرو، ايشان مىفرمايد: «آنچه كه در ايران بزرگتر از هر چيز بود تحوّلى است كه در بانوان ايران حاصل شد. بانوان ايران در اين نهضت انقلاب سهم بيشترى از مردان دارند و امروز هم، كه در پشت جبههها مشغول فعاليت هستند، سهم آنها بيشتر از ديگران است.»(42) نكته جالب در ميان سخنان حضرت امام رحمهالله ، شناخت روانشناسانه و عميق ايشان نسبت به روحيه زن، بخصوص «زن مسلمان ايرانى» است كه بدان اشاره مىكنند. هدف زنان ما در مبارزات سياسى و حضور در صحنههاى گوناگون جامعه، كسب جاه و مقام نيست و همانگونه كه اشاره شد ـ فاطمه زهرا عليهاالسلام نيز هرگز به خاطر منافع فردى و شخصى خود وارد مبارزه سياسى نشد، بلكه با توجه به رسالت الهى، كه بر دوش داشت، و در جهت دفاع از حريم امامت و ولايت، با استفاده از حربههاى گوناگون سياسى وارد صحنه گرديد و چنان حماسه شكوهمند و ايثار و از جانگذشتگى را تا مرز شهادت به نمايش گذاشت. امام راحل رحمهالله هم به اين بعد روحى و عرفانى زن اشاره مىنمايد كه زنان مسلمان جامعه اسلامى به خاطر دفاع از اسلام و قرآن وارد صحنه سياسى شدند و به همين خاطر، بايد اين حضور قوى را حفظ كنند، نه اينكه چون زن هستند بايد در كنج عزلت به سر برند و خانهنشينى اختيار كنند و تابع محض حوادث و رويدادهاى جامعه باشند. ايشان مىفرمايد: «خانمها براى اينكه يك چيزى ـ مثلاً ـ دستشان بيايد يا فرض كنيد كه صاحب منصب بشوند نمىآيند بيرون، خودشان و بچههايشان را به كشتن بدهند. اين اسلام و قرآن است كه خانمها را آورده است بيرون و همدوش مردها، بلكه جلوتر از مردها وارد صحنه سياست كرده است.»(43).در جاى ديگر، ايشان حضور و دخالت بانوان در مسائل سياسى را به عنوان تكليف براى آنان قلمداد كرده، مىفرمايد: «سياست يك ارثى نيست كه مال دولت باشد، خانمها حق دارند در سياست دخالت بكنند و تكليفشان اين است.»(44) .و مقام معظّم رهبرى نيز بارها به اين مسئله اشاره كرده كه زنان بايد در عرصههاى سياسى فعّال باشند و لازمه يك نظام اسلامى حضور پرقدرت و آگاهانه اقشار اجتماع، بخصوص، بانوان است. ايشان مىفرمايد: «در نظام اسلامى، زنان بايد از درك سياسى برخوردار باشند، فنّ خانهدارى و همسردارى را بدانند و در صحنه فعاليتهاى اجتماعى، سياسى، علمى و خدمات، مظهر عصمت و طهارت و مناعت باشند.» زن مسلمان ايرانى با داشتن الگويى همچون صديقه طاهره عليهاالسلام توانست با حضور خود در صحنههاى پرشور دوران وحشتزاى طاغوت، حماسه انقلاب اسلامى را به منصّه ظهور برساند و سختىها و مرارتهاى هشت سال جنگ تحميلى را به جان بخرد و با ايثارگرىهاى خود در پشت جبهه و گاه در درون جبهه و نيز تهاجم فرهنگى دشمن، توطئههاى دشمن را نقش بر آب سازد و با تمسّك به حبلالمتين زهراى اطهر عليهاالسلام به عنوان الگو و اسوه در صحنههاى گوناگون جامعه حضور يابد و فريب تبليغات مغرضانه و مزوّرانه فريبكاران زر و زور و تزوير را نخورد و چه زيبا و دلنشين مقام معظّم رهبرى فرمود: «زنان مسلمان در زندگى شخصى، اجتماعى و خانوادگى خود بايد زندگى حضرت فاطمه عليهاالسلام را از جهت خردمندى، فرزانگى و عقل و معرفت الگو و سرمشق قرار دهند؛ از بُعد عبادت، مجاهدت، حضور در صحنه تصميمگيرىهاى عظيم اجتماعى، خانهدارى، همسردارى و تربيت فرزندان صالح از زهراى اطهر عليهاالسلام پىروى كنند.»(45) نگرش فاطمى در بيدارى زن مسلمان: در جهان امروز، جامعه مسلمانان به عنوان دومين جامعه بزرگ مذهبى است كه بيش از 5/1 ميليارد عضو دارد كه روز به روز در حال گسترش است و زنان نيز بيش از نيمى از اين جامعه را تشكيل مىدهند. در چنين جامعهاى، شناخت الگوى راستين براى زنان مسلمان مىتواند تأثير شگرفى بر جاى بگذارد. يكى از بزرگترين درسهاى عملى از حضرت زهرا عليهاالسلام حضور فعّال در صحنههاى اجتماعى ـ سياسى با حفظ عفّت و حجاب و ارزشهاى وجودى زن است كه در انقلاب اسلامى، جلوه يافت و الگويى براى زنان مسلمان در سطح جهان گرديد. تأسّى به اسوه و الگوى برتر زنان جهان، حضرت زهرا عليهاالسلام ، گامى نوين و حرفى نو مطرح ساخت كه زن مسلمان در اقصا نقاط جهان، از آسيا تا آفريقا، از اروپا تا آمريكا، مىتواند با تكيه بر الگوى عملى فاطمى، به خودباورى و احياى هويّت اسلامى دست يازد؛ همچنان كه زنان مسلمان در سطح جهان با احياى عزّت اسلامى و مبارزه با ساختارهاى موجود و جنبشهاى فمنيستى و قوانين موجود در جهت تثبيت ارزشهاى زن مسلمان گام برداشتند.قدرت يافتن جنبشهاى زنان مسلمان و حضور آنها در عرصههاى بيدارى و حقطلبى نماد بارزى است كه با پىروى از الگوى آموزههاى دينى فاطمى به وجود آمده است؛ بهگونهاى كه رسانههاى غربى همواره از تأثير انقلاب اسلامى و تغيير رويه زنان مسلمان در سراسر جهان سخن گفتهاند؛ صحبت از زنانى كه روزى در فرهنگ برهنگى غوطهور بودند و امروز با شناخت حقيقت وجودى خويش، در جبهه جنگ و جهاد و شهادت تا مرحله ايثار جان نيز گام نهادهاند. الدستور در يكى از گزارشهاى خود به اين موضوع اشاره كرده، مىنويسد: بيدارى زنان لبنانى، آنان را به مسلسل كلاشينكف و بمبهاى مولوتف مجهّز ساخت. اردوگاه زينبيه در بعلبك، كه زير نظر دفتر زنان انقلابى وابسته به دايره جنبشهاى آزادىبخش اداره مىشود، اينك به عنوان مكانى مقدّس براى فعاليت زنان جنوب لبنان به شمار مىرود.(46) . نيويورك تايمز در گزارش ديگرى با تكيه بر بيدارى زنان مسلمان و تلاش آنها براى احقاق حقوق واقعىشان مىنويسد: جنبشهاى زنان در كشورهاى اسلامى بسيار قوى و متشكّل مىباشد و زنان در اين كشورها، فعاليتهاى زيادى براى كسب حقوق خود در چارچوبهاى غيرمذهبى و مذهبى انجام مىدهند ... در تمام دنياى اسلام، از شمال آفريقا و خاورميانه تا جنوب شرقى آسيا، انواع گوناگونى از افراد و گروههاى حقوق زنان، با فرهنگهاى متفاوت، اما مشترك در داشتن ايمان قوى در حال ايجاد جنبش هستند.(47) اميد است زنان مسلمان ايران و جهان با حضور بيدارگرانه خود و كسب آگاهى نسبت به مسائل اسلامى و شناخت اسلام واقعى، با داشتن الگوهايى همچون حضرت زهرا عليهاالسلام ، كه افتخار زنان جهان است، بيش از پيش اين موهبت و رحمت الهى را درك كنند و حضور خود را در صحنههاى گوناگون جامعه در چارچوب اسلامى تداوم بخشند. نتيجه مبارزه : اگر مبارزات سياسى فاطمه زهرا عليهاالسلام در دفاع از حريم امامت و ولايت نبودند جريان امامت در همان «سقيفه بنى ساعده» خاتمه مىيافت. اما خداوند اراده كرده بود كه ريحانه نبى و همسر ولايت بار سنگين مبارزات سياسى را در مدت كوتاهى بر دوش بگيرد و جامعه خفته را بيدار سازد و همچون پيامبر گرامى صلىاللهعليهوآله رسالت را به امامت متصل سازد و وجود آن حضرت، تجلّىبخش امامت بود. دفاع فاطمه زهرا عليهاالسلام از حريم امامت و ولايت بود كه توانست از قتل حضرت على عليهالسلام جلوگيرى كند و تا حدى جوّ متشنّج سياسى آن روز مدينه را كنترل نمايد و حقّانيت حضرت على عليهالسلام را به مرور زمان ثابت كند تا در سالهاى بعد، با بيعت مردم با حضرت على عليهالسلام مسير امامت تداوم يابد و فرزندان آن حضرت ادامهدهنده خطمشى سياسى و مبارزاتى مادر نمونهشان باشند. همو بود كه دخترى همچون زينب عليهاالسلام را در كانون تربيتى خويش پرورش داد تا در كربلا ادامهدهنده و پيامبر خون امام حسين عليهالسلام باشد. مبارزات سياسى حضرت زهرا عليهاالسلام نشان دادند كه يك زن، كه عنصر پيونددهنده بين رسالت و امامت است، چگونه مىتواند با جثه ضعيف خود و روح عظيم الهى خويش، بار سنگين مبارزه را بر دوش كشد و با جان و مال خود تا آخرين نفس، خط الهى را دنبال كند و فريب سياستپيشگان زر و زور و تزوير را نخورد و نشان دهد كه در سختترين عرصههاى سياسى و اجتماعى جامعه، كه حتى مردان رزمديده و مقاوم هم دچار تزلزل مىشوند، يك زن ايستا و مقاوم مىتواند در مقام دفاع از حق و ولايت بايستد و رسالت خويش را جانانه به ثمر برساند. حضور سياسى فاطمه زهرا عليهاالسلام نشان داد كه يك زن با آگاهى و اتخاذ شيوههاى سياسى مدبّرانه مىتواند در صحنههاى گوناگون جامعه به مبارزه بپردازد. اين حضور نه تنها تفكر «عدم حضور زن در اجتماع» را نفى مىكند، بلكه انحصار حضور مردان در عرصههاى سياسى را به نقّادى مىكشاند و بر آن مهر ابطال مىزند. راضيه مرضيه عليهاالسلام با زندگى و مبارزه خود، در عرصههاى گوناگون اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى، عبادى، خانهدارى، همسردارى، تربيت فرزند و بخصوص در صحنههاى گوناگون سياسى، نشان داد كه يك زن مىتواند با حفظ حريم عفّت و ارزشهاى انسانى، در تمامى عرصههاى جامعه حضور داشته باشد و اسلام چنين مىخواهد كه زن نيز همچون مرد، در تمام عرصههاى جامعه عنصرى فعّال و پويا باشد و با پيروزى انقلاب اسلامى، اين تحوّل و نگرش نسبت به زن در جامعه ايجاد شد و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران، حضرت امام خمينى رحمهالله ، و مقام معظّم رهبرى، حضرت آيةالله خامنهاى، نيز در سخنان خود بر اين امر تأكيد داشته و صحّه گذاشتهاند. دخت گرامى پيامبر صلىاللهعليهوآله و انسيه حورا، حضرت فاطمه عليهاالسلام ، با اخلاق و رفتار و كارنامه عملى و فكرى خويش، مكتبى را براى زنان پايهگذارى كرد كه زمزم تكامل و تعالى و چشمهسار والاى كرامت انسانى است، كه زنان امروز نيز با تأسّى به اين اسوه و الگوى برتر، مىتوانند به گسترش ارزشهاى دينى بپردازند و با ايجاد حسّ مسئوليتپذيرى، خودسازى، روحيه شهادتطلبى، دفاع، انفاق و ايثار و استقامت و پايدارى و صبر، تلاش كنند تا در جهان امروز، به جايگاه حقيقى خويش دست يابند و بدينوسيله، با بازبينى سنّتهاى جاهلى و احقاق حقوق الهى و شرعى و تكيه بر هويّت اسلامى، با حفظ حجاب به عنوان نماد استقامت(48) و پايدارى، مسير فاطمى را ادامه دهند. بىسبب نيست كه يوسف زهرا عليهاالسلام الگوى تمام عيار خويش را در زمان ظهور اينگونه معرفى مىكند: «فى ابنة رسولاللّه لى اسوةٌ حسنه»؛ در دختر رسول خدا، فاطمه زهرا عليهاالسلام براى من، اسوهاى نيكو و شايسته است.
پىنوشتها ومنابع :
1- كارشناس ارشد علوم سياسى و مسئول آموزش و پژوهش سازمان تبليغات اسلامى استان تهران. 2. جمشيد هاشميانفر، رضايت جوانان و گرايش آنها به الگوى خودى، ص 1. 3. محمدرضا شرفى، جوان و نيروى چهارم زندگى، ص 17. 4. روحالله موسوى خمينى، صحيفه نور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1366، ج 5، ص 283. 5. امام خمينى، در جستجوى راه از كلام امام رحمهالله ، دفتر سوم: زن، چ دوم، تهران، اميركبير، 1363، ص 129. 6. عايشه مىگويد: «فاطمه در سخن گفتن، شبيهترين مردم به رسول خدا بود؛ وقتى بر پغمبر وارد مىشد، آن حضرت دستش را مىگرفت و مىبوسيد و بر جاى خود مىنشانيد. هر گاه رسول خدا بر فاطمه وارد مىشد، به احترام پدر از جاى برمىخاست، دست آن حضرت را مىبوسيد و در جاى خود مىنشانيد.» (على بن عيسى الاربلى، كشف الغمّه، تبريز، مكتبة بنى هاشمى، 1381 ق، ج 2، ص 79 / محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ترجمه محمدجواد نجفى، تهران، اسلاميه، 1354، ج 43، ص 6 و نيز ر. ك: ناصر مكارم شيرازى، زندگانى حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام ، تهران، ميقات، 1366.) 7. قال ابوجعفر عليهالسلام : «كان رسول اللّه اذا اراد السفرَ سلّم على من اراد التسليم عليهم من اهله، ثمّ يكون آخر من يسلّم عليه فاطمة عليهاالسلام فيكون وجهُه الى سفره من بيتِها و اذا رجع بدا بها»؛ امام باقر عليهالسلام فرمود: زمانى كه رسول خدا اراده سفر داشت، با كسانى از اهل بيتش كه قصد خداحافظى با آنها داشت خداحافظى مىكرد، سپس آخرين كسى كه با او خداحافظى مىكرد، فاطمه بود و از خانه فاطمه به سفر مىرفت و زمانى كه برمىگشت، ابتدا بدان وارد مىشد. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 83 و نيز ر. ك: سيدجعفر شهيدى، زندگانى فاطمه زهرا عليهاالسلام ، چ دهم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1365.) 8. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، تصحيح سيد هاشم رسول محلاّتى، قم، علاّمه، ج 3، ص 141 / على بن عيسى الاربلى، پيشين، ج 2، ص 92. 9. ابن شهر آشوب، پيشين، ج 1، ص 60، ص 71، ص 174 / محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 18، ص 187 و ص 209. 10 .امام حسن عسكرى عليهالسلام فرمودند: زنى خدمت حضرت فاطمه عليهاالسلام آمد و گفت: مادر ناتوانى دارم كه در امر نماز به مسئله مشكلى برخورد كرده و مرا خدمت شما فرستاده است كه سؤال كنم، و مسئله را مطرح نمود. حضرت فاطمه عليهاالسلام جواب آن مسئله را داد. آن زن سؤال دوم و سوم را كرد و سپس تا ده مسئله از حضرت پرسيد و حضرت عليهاالسلام همه را پاسخ داد. سپس آن زن از كثرت سؤال خجالت كشيد و عرض كرد: اى دختر رسول خدا، ديگر مزاحم نمىشوم، خسته شديد، حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: خجالت نكش! هر سؤالى دارى بگو تا جواب دهم. من از سؤالات تو خسته نمىشوم و با كمال ميل جواب مىدهم. اگر كسى اجير شود كه بار سنگينى را بر بام حمل كند و در ازاى آن، مبلغ صد هزار دينار اجرت بگيرد، آيا از حمل بار خسته مىشود؟ زن پاسخ داد: نه. حضرت فرمود: خدا در برابر هر مسئله آنقدر به من ثواب مىدهد كه بيشتر است از اينكه بين زمين و آسمان پر از مرواريد باشد. با وجود اين، آيا از جواب دادن مسئله خسته مىشوم؟ (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 22، ص 31.) امام حسن عسكرى عليهالسلام مىفرمايد: دو نفر زن كه يكى مؤمن و ديگرى معاند بود، در يك مطلب دينى با هم نزاع داشتند؛ براى حل اختلاف خدمت حضرت فاطمه عليهاالسلام آمدند. چون حق با زن مؤمن بود، حضرت فاطمه عليهاالسلام گفتارش را با دليل و برهان تأييد كرد و بدين وسيله، بر زن معاند پيروز گشت. حضرت فاطمه عليهاالسلام به زن مؤمن گفت: فرشتگان خدا بيشتر از تو شادمان گشتند و غم و اندوه شيطان و پيروانش نيز بيش از غم و اندوه زن معاند مىباشد. (عبداللّه بحرانى اصفهانى، عوالم العلوم، ج 11، ص 627 / محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 2، ص 8.)در پاسخگويى به سؤالات پيامبر صلىاللهعليهوآله كه در مسجد از پيروانش مىپرسيد، على عليهالسلام همان سؤالات را از فاطمه عليهاالسلام مىپرسيد و به پيامبر پاسخ مىداد. (طبرسى، احتجاج، ج 1، ص 11 / عبداللّه بحرانى اصفهانى، پيشين، ج 11، ص 223 / قاضى نورالله شوشترى، احقاق الحق، تعليقات شهابالدين مرعشى نجفى، قم، مكتبة آيةاللّه مرعشى نجفى، 1403 ق، ج 10، ص 257 و 233 و 226 / محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 94.) 11. قال رسول اللّه صلىاللهعليهوآله : «اولُ شخصٍ تدخل الجنةَ فاطمة»؛ اول كسى كه وارد بهشت مىشود، فاطمه است. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 44) امام باقر عليهالسلام فرمودند: «به خدا! اى جابر، در روز قيامت حضرت فاطمه شيعيان و دوستانش را جدا مىكند؛ همچنانكه پرنده دانه خوب را از دانه بد جدا مىكند. (محمّدباقر مجلسى، پيشين و نيز ر. ك: سيدمحمّد كاظم حائرى قزوينى، فاطمه از ولادت تا شهادت، چ سوم، تهران، اميركبير، 1365.) 12. قال رسول اللّه صلىاللهعليهوآله : «فاطمةُ بضعةٌ مِنّى مَن سرّها فقد سرّنى و مَن ساءها فقد سائنى»؛ پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمود: فاطمه پاره تن من است؛ كسى كه او را خشنود كند همانا مرا خشنود كرده است و هر كس وى را ناراحت كند، مرا ناخشنود ساخته است. (محمّد بن نعمان مفيد «شيخ مفيد»، الامالى، ترجمه حسين استاد ولى، مشهد، بنياد پژوهشهاى اسلامى، 1364، ج 2، ص 259.) قال رسول الله صلىاللهعليهوآله : «اذا اشتقتُ الى الجنةِ قَبَّلتُ غُرَّ فاطمة»؛ هر گاه شوق بهشت در دلم پيدا مىشود گلوى فاطمه را مىبوسم. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ص 52.) قال رسولاللّه صلىاللهعليهوآله : «فاطمة اُعزُّ البريّةِ عَلىّ»؛ فاطمه عزيزترين خلق نزد من است. (همان، ج 43، ص 39.) 13. حضرت رسول صلىاللهعليهوآله خطاب به على عليهالسلام مىفرمايد: «جبرئيل از جانب خداوند برايم پيام آورد كه يا محمّد! خدا تو را از بين مخلوقاتش برگزيد و به رسالت انتخاب كرد، على عليهالسلام را برگزيد و برادر و وزير تو قرار داد، بايد دخترت را با او كابين ببندى. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است. خدا دو فرزند پاك و نجيب و طيّب و طاهر و نيكو به آنان عطا خواهد كرد.» (محمّد باقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 127 / على بن عيسى الاربلى، پيشين، ص 95 / ذبيح الله محلاّتى، رياحين الشريعه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1368، ج 1، ص 157.) 14. «فَمَن حاجَّك فيه مِن بعدِ...» (آل عمران: 61)؛ كسانى كه پس از ورود علم بر تو، جدال مىكنند به آنها بگو: بياييد تا ما فرزندان خودمان را و شما هم فرزندان خودتان را و ما زنان خودمان را و شما هم زنان خودتان را و ما نفوس خودمان را و شما هم نفوس خودتان را (براى مباهله و نفرين) دعوت كنيم و از خدا تقاضا نماييم كه دروغگويان را مورد طرد و لعن خود قرار دهد. (ر. ك: ابراهيم امينى، فاطمه زهرا عليهاالسلام بانوى نمونه اسلام، چ هفتم، قم، شفق، 1373، ص 100.) 15. آيه تطهير: «انّما يُريدُ اللهُ لِيُذهبَ عنكُم الرِجسَ اهلَ البيتِ و يُطهِّركم تطهيرا.» (احزاب: 33) ابن عبّاس مىگويد: روزى حضرت على عليهالسلام و فاطمه عليهاالسلام و حسن و حسين عليهماالسلام نزد پيغمبر بودند، فرمود: «خدايا، تو مىدانى كه اينان اهل بيت من و گرامىترين مردم هستند، دوستانشان را دوست بدار و با دشمنانشان دشمنى كن؛ يارىكنندگانشان را يارى فرما؛ از تمامى بدىها پاكشان گردان؛ از تمام گناهان محفوظشان بدار؛ به واسطه روحالقدس تأييدشان فرما.» سپس فرمود: «يا على! تو امام امّت و جانشين من هستى.» (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 24.) زمانى كه آيه 22 سوره روم (قُل لا اسئلكم عليه ...) نازل شد كه مىفرمايد: «اى پيامبر (به مردم بگو) از شما در مقابل پيامبرى اجرى نمىخواهم، مگر دوستى با نزديكانم»، گفتند: اى پيامبر خدا! چه كسانى نزديكان تو هستند كه واجب است آنان را دوست بداريم؟ حضرت فرمودند: على و فاطمه و فرزندان آنها.» (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 252.) 16. «جابر بن عبداللّه انصارى از حضرت زهرا عليهاالسلام نقل مىكند: روزى پدرم بر من وارد شد و فرمود: سلام بر تو، اى فاطمه. عرض كردم: بر شما باد سلام خدا. فرمود: در بدن خود احساس ناتوانى مىكنم. عرض كردم: پدر جان! شما را به خدا مىسپارم تا ضعف از شما رخت بربندد. فرمود: عباى يمنى را بياور و مرا با آن بپوشان ... سپس من و حسن و حسين و على عليهالسلام به فرموده پيامبر در زير عبا جمع شديم. بعد از آن، پيامبر طرفين عبا را گرفته، دست راست خود را به سوى آسمان بلند كردند و عرضه داشتند: پروردگارا! اينان اهل بيت و خاصان و ياران مناند.» (ناصر مكارم شيرازى، تفسير نمونه، چ 16، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1378، ج 17، ص 298 ـ 303 / قاضى نوراللّه شوشترى، پيشين، ج 2، ص 554 ـ 557.) 17. قال رسولاللّه صلىاللهعليهوآله : «مَثَلُ اهلِ بيتى فيكم مَثَلُ سفينةِ نوحٍ مَن ركبها نجا و مَن تَخلَّف عَنها رخّ فى النار»؛ رسول خدا فرمود: مثل اهل بيتم در ميان شما، مانند كشتى نوح است؛ هر كس كه بر آن سوار شود، نجات يابد و كسى كه از آن تخلّف نمايد، در آتش مىافتد. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 23، ص 122 / شيخ صدوق، عيون اخبارالرضا عليهالسلام ، ترجمه حميدرضا مستفيذ و على اكبر غفّارى، تهران، صدوق، 1373، ج 2، ص 27.) 18. «اِنّى تاركٌ فيكم الثقلينِ ما اِن تمسَّكتم بهما لن تَضلّوا بعدى؛ احدهُما اَعظمُ مِن الآخِر: كتابَ اللهِ ـ عزّوجلّ ـ حبلٌ ممدودٌ مِن السماءِ الىَ الارض و عترتى اهلُ بيتى، و لن يفترقا حتّى يَرِدا علىّ الحوضَ فانظروا كيف تَلحقُوا بِى فيهما»؛ همانا دو چيز گرانبها در ميان شما بر جاى مىگذرام كه تا وقتى به آن دو تمسّك بجوييد هرگز پس از من گمراه نخواهيد شد؛ يكى از آن دو بزرگتر، گرامىتر و مهمتر از ديگرى است: اينها كتاب خدا، و عترت و خاندان من مىباشند. اين دو هرگز از يكديگر جدا نمىشوند تا در حوض كوثر بر من وارد گردند. پس بنگريد كه نسبت به آن دو، چگونه به من ملحق خواهيد گشت. (محبّالدين احمد طبرى، ذخائر العقبى فى مناقب ذوى القربى، بيروت، دارالكتب العربيه، 1397 ق، ص 16.) 19. قالت فاطمه عليهاالسلام : «اَنسيتم قولَ رسولِ اللّهِ صلىاللهعليهوآله يوم غدير خمٍ: مَن كنتُ مولاه فعلىٌّ مولاه؟ و قوله صلىاللهعليهوآله : انتَ مِنّى بِمنزلةِ هارونَ مِن موسى؟» فاطمه زهرا عليهاالسلام مىفرمود: «آيا فراموش كرديد سخنان رسول خدا را در روز غدير كه فرمود: هر كه من مولا و رهبر اويم، على نيز مولاى اوست؟ و آيا فراموش كرديد كه به على عليهالسلام فرمود: يا على! موقعيت تو نسبت به من همانند هارون به موسى پيامبر است؟» (قاضى نوراللّه شوشترى، پيشين، ج 21، ص 26 و 27 / عبدالحسين امينى، الغدير، ترجمه اكبر ثبوت و محمّد شريف رازى، تهران، كتابخانه بزرگ اسلامى، 1363، ج 1، ص 58.) 20. عبدالحسين امينى، پيشين، ج 7، ص 75. 21. البته پيامبر صلىاللهعليهوآله در اين زمينه به حضرت زهرا عليهاالسلام هشدار لازم را داده بودند و در هنگام رحلت خويش فرمودند: «دخترم! بعد از من مورد هجوم و ستم قرار خواهى گرفت. پاره تنم! هر كس تو را آزار دهد مرا آزرده و آنكه به تو بپيوندد، به من پيوسته ...؛ زيرا كه تو از منى و من از تو ... هر كس از مردم به تو ستم كند، نزد خدا از او شكايت مىكنم.» (قاضى نوراللّه شوشترى، پيشين، ج 19، ص 160 / محمّدباقر مجلسى، ج 43، ص 177.) 22. على بن محمّد بن المغازلى، مناقب آل ابىطالب، ترجمه شهاب الدين مرعشى نجفى، طهران، المكتبة الاسلاميه، 1394 ق، ص 18 / اخطب ابى بكر خوارزمى، المناقب، نجف اشرف، المطبعة الحيدريه، 1385 ق، ص 94 / عبدالحسين امينى، پيشين، ج 1، ص 272 / قاضى نورالله شوشترى، پيشين، ج 6، ص 256. 23. ر.ك: نعمتاللّه قاضى، اسرار سياسى اسلام و بررسى زندگى زهراى بتول و فرزندانش، تهران،پيروز،1349. 24. محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 53، ص 18 و 19 / ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ترجمه و شرح محمّد ابوالفضل ابراهيم، ج 14، بيروت، دارالاحياء التراث العربى، 1385 ق، ص 193 / محمّد بن جرير طبرى، دلائل الامامه، بيروت، الدراسات الاسلاميه، 1413 ق، ص 45. 25. ابن قتيبه دينورى، الامامة والسياسة، ترجمه ناصر طباطبائى، تهران، ققنوس، 1380، ص 12 ـ 20. 26. «هنگامى كه فاطمه عليهاالسلام با عدهاى از زنان دست حسن و حسين عليهماالسلام را گرفت و در حالى كه پيراهن رسول خدا صلىاللهعليهوآله را همراه داشت، در دفاع از امام خود به مسجد رفت و پيراهن رسول خدا صلىاللهعليهوآله را بر در مسجد آويزان نمود و آن جمع وقتى خشم فاطمه زهرا عليهاالسلام را ديدند (در اين هنگام ستونهاى مسجد لرزيدند.) به همين دليل، غاصبان عقبنشينى كردند و على عليهالسلام به سلمان گفت: دختر پيامبر را درياب! به خدا قسم مىبينم كه مدينه همچون طومارى مىخواهد به هم بپيچد و اهلش را فرو برد و غاصبان از ترس غضب فاطمه عليهاالسلام ، على عليهالسلام را رها كردند. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 198 / ابن ابى الحديد، پيشين، ج 2، ص 52 و ج 6، ص 48 / ابراهيم امينى، پيشين، ص 146 و 149.) 27. عدهاى از حضرت على عليهالسلام خواهش كردند كه «تمنّاى ما از حضرتت اين است كه بازمانده نبوّت را بخواهيد يا شب را براى نوحهسرايى بر پدر اختيار نموده و روز آرام گيرد و يا بالعكس آن را برگزيند و زهرا عليهاالسلام بعد از آگاهى از خواست مردم، روش سوگوارى خود را تغيير داد و گاه بر سر قبر حمزه و شهداى احد مىرفت و گاه در بقيع حاضر مىگشت و سوگوارى مىنمود و يا دست طفلان خود را مىگرفت و نزد پدرش مىرفت.» (محمّد باقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 193 / سيد احمد علم الهدى، اشكهاى فاطمه عليهاالسلام ؛ پشتوانه على عليهالسلام ، تهران، صدر، 1369، ص 38.) 28. ر. ك: شيخ عبّاس قمى، رنجها و فريادهاى فاطمه عليهاالسلام ، ترجمه محمدى اشتهاردى، قم، ناصر، 1369. 29. حضرت زهرا عليهاالسلام گاه با فرزندان خود درد دل مىكرد و مىفرمود:« كجا رفت آن كسى كه شما را دوست مىداشت؟ كجا رفت آن كس كه براى شما از همه مهربانتر بود؟ ديگر او نيست تا از در وارد شود. ديگر او نيست تا شما را بر شانه خود سوار كند.» (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 181 / ذبيحاللّه محلاتى، پيشين، ج 1، ص 245.) 30. ر. ك: شهيدمحمّدباقر صدر، فدك در تاريخ، ترجمه محمود عابدى، تهران، روزبه، 1360 و نيز ر. ك: ناصر مكارم شيرازى، حضرت زهرا عليهاالسلام و ماجراى غمانگيز فدك، مشهد، انجمن محبّان فاطمه، 1365، ص 18. 31. ميرزا محمدتقى سپهر، ناسخ التواريخ، چ دوم، تهران، اسلاميه، 1363، ج 1، ص 144 و نيز ر. ك: سيدجمالالدين دينپرور، فاطمه بر كرسى رهبرى، تهران، روزبه، 1355، خطبه حضرت در مسجد خطاب به ابوبكر. 32. آواى كوثر؛ خطبه حضرت زهرا عليهاالسلام ، تهران، سازمان تبليغات اسلامى، 1376، ص 49. 33. همان، ص 56 و 57 و نيز ر. ك: سيدعزالدين حسينى زنجانى، شرح خطبه حضرت زهرا عليهاالسلام ، چ سوم، تهران، اميركبير، 1365. 34. علاءالدين هندى، كنزالعمّال، ج 3، بيروت، مؤسسة الرساله، 1409 ق، ص 20 / جلالالدين عبدالرحمن سيوطى، تاريخ الخلفاء، تحقيق محيىالدين عبدالحميد، تهران، الحوراء، 1382، ص 68 و نيز ر. ك: سيدجعفر شهيدى. زندگانى تأثيرانگيز فاطمه دختر محمد صلىاللهعليهوآله ، تهران، حافظ، بىتا. 35. ابن قتيبه دينورى، پيشين، ج 1، ص 12 / ابن ابى الحديد، پيشين، ج 2، ص 5. 36. حضرت زهرا عليهاالسلام پس از خطابه غرّاى خود در مسجد و دفاع از فدك و استيضاح خليفه وقت، رسما به ابوبكر اعلام كرد: «اگر فدكم را پس ندهى تا زنده هستم با تو صحبت نمىكنم.» به همين دليل، هر جا به ابوبكر برخورد مىكرد، صورتش را برمىگردانيد و با او حرف نمىزد. (على ابن عيسى الاربلى، پيشين، ج 2، ص 103 / محمّد بن اسماعيل بخارى، صحيح بخارى، ج 8، ص 26 و 210 / جلالالدين سيوطى، پيشين، ص 67 / و نيز ر. ك: حسن سعيد، پيام فاطمه عليهاالسلام ، تهران، مدرسه چهل ستون، 1350، ص 35.) 37. حسن سعيد، پيشين، ص 54 / محمّد دشتى، تحليل و بررسى حوادث ناگوار زندگانى حضرت زهرا عليهاالسلام ، قم، نشر امام على عليهالسلام ، 1378، ص 150 ـ 170. 38. دو تن از علماى اهل سنّت نيز به اين مسئله اشاره كردهاند. (ابوالحسن مسلم قشيرى نيشابورى، صحيح مسلم، تحقيق موسى شاهين لاشين و احمد عمر هاشم، ج 4، بيروت، مؤسسه عزّالدين، 1407 ق، ص 125.) در صحيح بخارى، ج 4، ص 63 آمده است: «عدهاى از عايشه نقل كردهاند فاطمه عليهاالسلام بر ابابكر غضب كرد و با او سخن نگفت و همچنان بر اين حال بود تا از دنيا رفت.» 39. خطبه حضرت زهرا عليهاالسلام در هنگام عيادت زنان مهاجر و انصار از ايشان، ر. ك: على ابن عيسى الاربلى، پيشين، ج 2، ص 18 / محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 158 / محمّد دشتى، پيشين، ص 178 / محمّد بن جرير طبرى، پيشين، ص 39 / ابن شهر آشوب، همان، ج 2، ص 205 / ابن ابىالحديد،همان،ج65،ص20. 40. حضرت زهرا عليهاالسلام وصيت كرد: مرا شبانه، در آن هنگام كه ديدهها همگى به خواب رفتهاند، دفن كن و حضرت على عليهالسلام نيز چنين كرد. (محمد بن اسماعيل بخارى، پيشين، ج 5، ص 139 / محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 183 و ص 214 / قاضى نوراللّه شوشترى، پيشين، ج 10، ص 453.) 41. از حضرت على عليهالسلام سؤال شد كه علت دفن حضرت فاطمه عليهاالسلام دختر پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله در شب چيست؟ ايشان فرمودند: «او از مردمانى (ملتى) خشمگين بود و كراهت داشت بر جنازهاش حاضر شوند و حرام است بر دوستان آنان و دشمنان فاطمه عليهاالسلام كه بر فرزندان آن حضرت نماز گزارند.» (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، باب 37، ص 209.) 42. امام خمينى رحمهالله ، پيشين، ص 99. 43. همان، ص 91. 44. همان، ص 38. 45. جزوه «ميلاد كوثر فاطمه زهرا عليهاالسلام »، تهران، دفتر امور خواهران سازمان تبليغاتاسلامىاستان تهران،ص12. 46. الدستور، چاپ انگلستان، 1/4/1985 م. 47. نيويورك تايمز، چاپ آمريكا، 12/5/1996 م. 48. ميدل ايست تاميز، چاپ قبرس، 12/11/1983 م.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 19:52  توسط فاطمه حسن پور
|
مقدمه: دانش آموز در سيستم فراگير بايد مقيد باشد که خود سيستم تحصيلي اش را انتخاب کند مزيت آموزش فراگير، فراهم شدن بستري مناسب در جهت ارتقاي شرايط اعتقادی اين عزيزان است.مزيت ديگرآن درگير شدن همه نهادهاي جامعه با اين موضوع است. از نگاه ديني در اسلام هم توجه خاصي به تواناييهاي فردي شده است، بنابراين بايد در برنامه ريزيها همه ي اين موارد را در نظر بگيريم فرزندان معلول ما راضي به ترحم نيستند اما دغدغه هاي بسياري دارند: دغدغه تحصيل، شغل وازدواج. درست مثل افراد عادي که اين مسائل راحق خود مي دانندمااز نظر کيفيت وسيستم آموزشي درموردبچه هاي استثنايي در آسيا و خاورميانه حرفهاي زيادي براي گفتن داريم، خصوصاً در اين چند سال اخير. منتهابراي تأثير گذاري بر افکارعمومي اين ارتباط بايددوطرفه باشد دو طرفه کردن ارتباط بين کودکان استثنايي باساير افراد جامعه با کيست؟ اينکه تصورکنيم نهادهايي مثل بهزيستي متولي اين امر هستند شايدمغاير با آموزش فراگير باشد ولي ايده آل آن است که همه حس کنيم معلوليت مشکل جامعه است صداوسيما همانطور که براي افراد عادي برنامه توليدمي کندبايد براي معلولين هم برنامه هايي توليد کند اکنون به طور محدود مشاهده مي شود که در بعضي از برنامه هاي صدا و سيما، خانمي در گوشه صفحه تلويزيون متن برنامه ها رابراي ناشنوايان به زبان اشاره اجرا مي کند. اين مسئله نبايد محدود باشد بايد نهادينه شود تا همه فکر کنند و در برنامه ريزي هاي خوداين مسائل را لحاظ کنند. تمام دستگاه هاي اجرايي و رسانه هاي گروهي، وهر کسي که به نوعي با افراد جامعه سر وکار دارد بايد در برنامه ريزي هاي خود ، شرايط ويژه معلولين را در نظر بگيرد، به طوري که حرمت اين بچه ها هم حفظ شود. حقوق دینی کودک استثنایی از دیدگاه اسلام :
رسانه ها می توانند به عنوان موفق ترین و مؤثر ترین ابزار در باب فرهنگ سازی مسائل آموزشی ، تربیتی و اجتماعی کودکان و دانش آموزان استثنایی عمل کنند. با توجه به تغییر رویکرد های آموزشی به کودکان استثنایی ضرورت ساخت و حضور فیلم هایی با موضوع کودکان استثنایی در چنین جشنواره هایی بیشتر احساس می شود زیرا فیلم و سینما از ابزارهایی هستند که در عصر حاضر می توانند به عنوان یک ابزار آموزشی وتربیتی مورد توجه قرار گیرند وجشنواره فیلم رشد هم به خوبی از این وسیله کاربردی بهره برده است .فیلم هایی می توانند در زمینه فرهنگ سازی برای شناخت و رفتار با دانش آموزان استثنایی موفق وموثر عمل کنندکه با نگاه کارشناسانه به مسائل این گروه بپردازند و به شیوه راحت و روان مسائل آموزشی و تربیتی کودکان استثنایی را به مخاطب عرضه کنند. آثار مربرط به کودکان استثنایی باید شرایط را برای ایجاد فضایی در جهت تعامل بیشتر جامعه با دانش آموزان استثنایی باز کنند و هیچ فضا و قالبی بهتر از فیلم نمی تواند تأثیر گذار باشد . در مقطع فعلی وظیفه فیلم سازان با موضوع کودکان استثنایی دشوارتر است و باید در نگاه و اثرشان به موضوع حتما دیدگاه هنری و خلاقانه در راستای نشان دادن توان مندیهای دانش آموزان استثنایی حاکم باشد.واقعیت این است که ما باید بستر سازی مناسب برای فیلم سازان موضوع دانش آموزان ویژه وحتی برای استفاده کنندگان آن در داخل نظام آموزش وپرورش وخارج آن ترسیم کنیم تا بتوانیم در عمل از جشنواره های تخصصی آموزشی و تربیتی بهره لازم را ببریم. پس از رادیو ،تلویزیون پرمخاطبترين رسانه و يکي از موثرترين و گستردهترين دستگاههاي پيامرساني در جهان امروز به شمار ميآيدتلويزيون، صرف نظر از جهتگيري هاي محتوايي به دليل استفاده از تصوير و جاذبههاي بصري و هنري، نسبت به راديو و برخي از رسانههاي ديگر، جذابيت و تأثيرگذاري بيشتري بر افکار و رفتار مخاطبان خود داردتلويزيون، علاوه بر بهرهمندي از برخي ويژگي هاي عمده راديو داراي مميزههاي انحصاري از قدرت نفوذ فوق منابع - افروز ،غلامعلی ، 1375 ،کودکان عقب مانده ذهنی ،چاپ دانشگاه تهران
- حیدری ،مریم ،1377 ، عزت نفس و نقش آن در زندگی ، نشریه ماهانه آموزشی - تربیتی
پیوند ، صص40 – 36
- حاج بابایی، مرتضی ، دهقانی هشت جین ، یاور ،1372 ،آشنایی با ویژگی های کودکان استثنایی،چاپ ونشر ایران .
- سلطانی ،فاطمه ،1385 ، عوامل مؤثردر ناهنجاریهای دانش آموزان وراههای پیشگیری آن
- شعاری نژاد، عزت الله ، سیف نراقی، مریم ، 1374 ، دانش آموزان استثنایی، چاپ هفتم ،تهران ، امیر کبیر .
- علیزاده ،رقیه ،1386 ،نارسایی ذهنی ،مرکز آموزشی استثنایی 15 خرداد فریدونکنار.
- غباری بناب،باقر،حجازی ،مسعود،1386،رابطه جرأت وعزت نفس با پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان تیز هوش وعادی .
- میلانی فر ،بهروز ،1370 ، روانشناسی کودکان ونوجوانان استثنایی ، چاپ سوم ،توس .
- منتظری کردی ،مریم،1385 ،بررسی عمده مشکلات ومعضلات نوجوانان - ناتانیل ،براندن ،روان شناسی عزت نفس ،ترجمه :مهدی قراچه داغی HTTP://KHAKM.BLOGFA.COM/POST-205.ASPX کلیات استثنایی(برگزاری مسابقات فرهنگی وهنری) HTTP://NIYAYESH.BLOGFA.COM/POST-146.ASPX حقوق دینی کودکان استثنایی
خلاقیت های کودکان استثنایی HTTP://WWW.SEO.MEDU.IR/IRAN EDUTHMS رسانه مؤثرترین ابزار آموزش مسائل دینی به کودکان استثنایی
HTTP://WWW.BPDANESH.IR/DETAILNEWS.ASPX?ID=6405 ایجاد انگیزه دینی در کودکان استثنایی
HTTP://WWW.OMIDSCHOOL.BLOGFA.COM/POST-300ASPX حقوق کودکان استثنایی از دیدگاه اسلام
HTTP://WWW.NIOC.ORG/MOSHAVEREH/NEW مشکلات کودکان استثنایی
HTTP://WWW.KAYHAN NEWS.IR/86.917 اقامه نماز در مدارس استثنایی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 19:49  توسط فاطمه حسن پور
|
در کویر دلم باران غربت می بارد تقدیم به ساحت مقدس آقام صاحب الزمان (عج)
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 16:57  توسط فاطمه حسن پور
|
طبق دستور الهی و آیه شریفه قرآن این ملک مخصوص پیامبر است و کسی را در آن حقی نیست . پیامبر یکی دو سال عایدی این مزرعه را که بسیار زیاد هم بود بین مستمندان بنی هاشم و فقرای مدینه تقسیم کرد و بعد از آن که آیه شریفه « و آت ذاالقربی حق» نازل شد پیامبر صل الله علیه و اله و سلم فدک را به دخترش فاطمه (س) بخشید حضرت زهرا همچون پدر بزرگوارش ، عایدی فدک را صرف فقرا و مستمندان می نمود وخود کمترین بهره ای از آن نداشت . وقتی ابوبکر به خلافت رسید ، دستور داد فدک را از حضرت زهرا(س) بگیرند ودر این میان عمر بیش از دیگران اصرار داشت. غصب فدک از دست صاحب اصلی آن صرفاً یک تجاوز به اموال شخصی فردی نبود ؛ بلکه اهداف بزرگتری را به دنبال داشت که در واقع جلوگیری از آنها سبب شد تا دختر رسول خدا برای باز پس گرفتن آن ، دست به مبارزه و جدال با خلیفه بزند. او می دانست آنها هرگز راضی به پذیرفتن حق نیستند ؛ اما می بایست از حق دفاع کند اگر چه در این راه سیلی بخورد و با تازیانه دشمن بازوان خود را ورم کرده ببیند و با پهلوی شکسته و مجرو ح دارفانی را وداع گوید.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 10:49  توسط فاطمه حسن پور
|
انشا به معنی ایجاد کردن، پرورش دادن، ابداع و خلق کردن است وآنچه راکه امروزه فن انشا گفته می شود از نخستین معنای آن (ایجاد) گرفته شده است انشا به معنی نظم دادن به فکر به معنی ایجاد کلام و سخن و نگارش آن است معادل فارسی انشا دبیری است که به معنی منشیگری و کتابت می باشد در اصطلاح ادبیات انشا عبارت از نگارش جملات و عباراتی است که افکار نویسنده را به صورتی روشن و زیبا بیان کند که خواننده آنها را به سهولت بفهمد و برایش خوشایند و مطلوب باشد. هدفهــــای آمـــوزش انشـــا : 1) دانشآموزان بتوانند آنچه را که میاندیشند و میخوانند به دیگری بگویند و بنویسند. 2) دانشآموزانی که تخیل قوی و استعدادی بیشتر در نویسندگی دارند بشناسیم و در مسیری صحیح هدایت کنیم. 3) پرورش قوه استدلال،تفکر و دقت دانشآموزان و وادار کردن آنها به درست دیدن و شنیدن،سپس دیده و شنیده خود را به طرز ساده و روشن بیان کردن و نوشتن است. یک تذکـــــر مهــــم در نوشتن انشــــا :
محل مناسب نوشتن انشا (کلاس یا منزل) : مــــوضــــوع انشــــــــا : موضوع اول: سادهترین موضوع، انشایی است که زیاد احتیاج به تفکر و تعقل نباشدمثل توصیف یک کلاس، یک نکتــــــــه مهــــم :
انــــــــواع انشــــا : سادهترین نوع انشاء است که دانشآموز چیزهایی را که در اطراف خود میبیند یا میشنود به یک .صورت وصف می کند 2)گزارشنویســـی برخی گزارشنویس رانوعی انشای نقلی به حساب میآورند وقتی دانشآموزان به گردش علمی میروند معلم میتواند از آنها بخواهد که گزارش از آن روز تهیه کنند غالباً برای تهیه گزارش نیاز به تحقیق، سؤال و جستجو می باشد. . انشای نقلــــی: 3) بیان سرگذشت خود یا دیگران به کار میرود یا معلم می تواند برای نوشتن خلاصه برای آموزش انشای نقلی داستانگویی،نوشتن خلاصه متن خوانده شده استفاده کند . کارهایی که در زمان معینی انجام شد مثلاًبرگرداندن شعــــر به زبان ساده و نثــــر امروز: 4)معلم میتواند شعرهای مناسبی را از کتاب فارسی یا خارج از کتاب به دانشآموزان داده و بخواهد که اشعار را به نثر ساده امروز بنویسند شاگردان باید توجه کنند در این نوع نوشته از حاشیه رفتن خودداری کنند و تنها مفهوم را به زبان ساده و گویا و کوتاه بنویسند. انشای تخیلـــی: 5) این نوع انشا فرصتی برای شناخت افکاروگرایشات درونی دانشآموز است محصول ذهن و ساخته پرداخته افکار دانشآموز است.معلم میتواند شروع داستانی را بگوید و دانشآموزان آن را تمام کنند . خلاصهنویســـــی : 6)موجب پرورش قدرت نویسندگی و گسترش واژگان در کودکان می شود وآنها را آماده می نماید اصل مقصود یک درس یا مقاله رااستخراج نمایند .
تهیه و تنظیم طــــــــرح انشا : قدمهایی که در مراحل اولیه برای تنظیم طرح و نوشتن انشاء برداشته می شود 1- انتخاب موضوع یادداشت 2 - نکتههای مختلف درباره آن 3 - دستهبندی نکات 4- منطقی ومنظم کردن مطالب به ترتیب 5 - صحبت کردن 6 - نوشتن انشا مشکلات نوشتن انشا در دوره ابتدایی : عدم داشتن مطلب - - عدم توسعه کتابخانه دبستان و کلا س عمومی،سخنرانی،نماز جمعه،گردشها و بازدیدهای علمی سطح آگاهی - عدم شرکت دادن بچهها درمجالس آنها را کاهش میدهد پیام کتبی به خانواده و عدم شرکت در تهیه - فراهم نکردن زمینههای مساعد و واقعی برای نوشتن روزنامهدیواری، نوشتن نامه - عدم گنجینه لغات کودکان کتابهای فارسی است - عدم آشنایی به سبک و الگوی خاص که بهترین نمونههمان متون دروس - عدم تطابق موضوع انشا با سن و فهم و علاقه کودکان - عدم توانایی در ترکیب کلمات و بیان احساس فکر چگونگی شروع انشا - عدم آشنایی دانشآموز با
- اسلامیه ،فاطمه ،آموزش انشا نویسی ، تهران ، 1386 - علی پاشازاده ، افسانه ،آموزش انشا نویسی،تهران ،1386 www.Amoozeshvaparvaresh.com
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 18:45  توسط فاطمه حسن پور
|
مقدمه:
بطور كلي آموزش و پرورش به عنوان يكي از عظيمترين و فراگيرترين نهادهاي اجتماعي شناخته شده است كه اكثر مردم به نوعي با آن در ارتباط ميباشندآموزش و پرورش منشاء بالقوة تغييرات مهم وارزشمند در تمامي ابعاد مختلف زندگي افراد و جامعه ميباشد با توجه به اين گستره و اهميت و با توجه به پيچيدگي حاكم بر فعاليتهاي آموزشي، مشخص ميشود كه اداره مطلوب سازمانهاي آموزشي كاملاً وابسته به انجام فعاليتهايي است كه به صورتي دقيق و منظم در پرتو فعاليتهاي علمي و پژوهشي تدارك ديده شده باشندبا توجه به اين حساسيت است كه در نظام تعليم و تربيت، هيچ تصميم و برنامه فراگيري نبايد قبل از تأييد صحت و درستي آن به مرحلة اجرا در آيداين تأييدعموماًاز طريق استفاده ازروشهاي علمي قابل دسترسي است براي كنترل، نظارت و ارزشيابي فعالیت - ديوئي در كتاب «چگونه ما فكر ميكنيم» ميگويد : اولين مرحلة تحقيق احساس وجود يك «مشكل» است به اين معني كه پژوهشگر، دركار خويش با «مانع» يا «مشكلي» روبرو گرديده است كه درحل آن ابهام يا ترديددارد. (سیف نراقی ونادری ،1375 ) همديگر است چنين حقيقتي يك واقعه( Fact) يا يك قانون علمي خوانده ميشود تحقيق علمي حركتي است از حالت علم كمتر به حالت علم بيشتر از مجهول به معلوم.اين حركت شامل مراحل مشخصي است كه به ترتيب خاص و هر يك با روش معين انجام ميگيرد. ( نصفت ،1374 ) - استن هاوس( Esten Haves ،1981) : هر كاوش و پرسش- پاسخ نظاممند كه در معرض قضاوت عموم قرار گيرد يك تحقيق است.زماني عمل معلم يك كار تحقيقي محسوب ميشود كه او نسبت به عمل تدريس كلاس خويش بازتابي عمل كند. (رؤف و محسن پور ،1377 ) - تحقيق و پژوهش در تعليم و تربيت، به مجموعه فعاليتهايي اطلاق ميشود كه از طريق آن و با عنايت به اصول و روشهاي علمي ، پديده آموزشي وتربيتي، مورد پژوهش قرار ميگيرد و هدف آن كشف اصول كلي يا تفسير رفتاري است كه از آن براي تبيين، كنترل و پيشبيني رويدادهاي آموزشي استفاده ميشود. (دلاور ،1375 ) - گي( Gay )پژوهش در آموزش و پرورش را كاربرد منظم روشهاي علمي به منظور مطالعة مسائل و مشكلات آموزشي تعريف كرده است. (رؤف و محسن پور ،1377)- ليندرايف( Lynderaife ،1992) عقيده دارد : ما معلمان نميتوانيم خود را در كلاسهاي درس منزوي كنيم. ما بايد بطور مستمر از خود بپرسيم كه چه ميكنيم؟ چگونه آن را انجام ميدهيم؟ و چرا؟ ما بايد به یا دداشتبرداري از عمل تدريس خود ادامه دهيم چنين معلمي بوسيله بازتاب دائمي و بكار گرفتن نظاممند مراحل علمي و عملي، با مشاوران وهمكاران منتقد، آگاه و علاقمند به پژوهش خود به تبادل نظر ميپردازد و با آنهادرباره تجزيه و تحليل مسائل كلاس درس تبادل نظر ميكند. (رؤف و محسن پور ،1377) - تدريس : عمل تدريس يك سلسله فعاليتهاي مرتب ومنظم ، هدفدارو از پيش طراحي شده است فعاليتي كه هدفش ايجاد شرايط مطلوب يادگيري است فعاليتي كه به صورت تعامل و رفتار متقابل بين معلم و فراگير جريان دارد.يعني ويژگيها ورفتار معلم بر فعاليتها و اعمال شاگردان تأثير ميگذارد و بالعكس از ويژگيها و رفتارهاي آنان متأثر ميشود. - معلمي و تدريس فعاليتي است عامدانه و از قبل برنامهريزي شده، براي تهيه وتدارك شرايط و موقعيتهايي كه در طي آن شرايط و موقعيتها، افزايش مهارت خاص و يا پيشرفت و رشد اعتبار و منزلت انساني افراد تحت تعليم مد نظر است، به گونهاي كه افراد تحت تعليم بتوانند از سطحي كه در آن قرار دارند به سطوح بالاتري از توانايي در زمينههاي دانشي، اعتقادي، ادراكي و ارزشي ارتقاء يابند. فلمينگ( C.M.Fleming) در كتاب معروف خود ، درتجزيه و تحليل رواني فرآيند تدريس بيان ميكند كه: به نظر من مهمترين مسأله در بحث تدريس توجه به سطح توانايي معلمان براي شغل معلمي است و اينكه آيا معلمين ميتوانند به اين فعاليت عمدي و از روي قصد، سرعت و تحول ببخشند و به هدفهاي مورد نظر دست يابند؟ (سجادی ،1373).سطح توانايي معلمان و يا به عبارتي استاندارد توانايي لازم براي شغل و حرفه معلمي از كشوري نسبت به كشور ديگر و از نظام آموزشي يك ملت به ملت ديگر متفاوت است و علاوه بر اين ماهيت و محتواي اين فعاليت نيز متفاوت خواهد بودمعلم بايد پيوسته در حال آموختن باشد و مهمتر اينكه بايد خود به آنچه آموزش ميدهد عمل كنددر گذشته روش آموزش بعضاً، مبتني بر حفظ كردن مطالب و انگيزه آن ترس از كيفر و اخراج بود، اما در شرايط كنوني بايستي آموزش بر عمل و تعقل جمعي استوار باشد و برآنها بحث و پژوهش حاكم شود، و وظیفه ريان( Ryan) وهمكاران اودرسال 1960 مطالعاتي پيرامون تشخيص وتعيين عوامل ونشانههاي موجوددرتدريس مؤثر (كارا) به عمل آوردندآنها در اين مطالعات به سه دسته از عوامل همراه با جنبههاي مثبت و منفي آنها اشاره كردهاند كه عبارتند از :الف) ارتباط گرم و صميمي همراه بادرك و فهم ، در مقابل ارتباط سرد (بي توجهي) و بدور از فهم. ب) فعاليت سازماندهي شده و با برنامه، درمقابل بيبرنامگي. ج) برانگيختن (فعاليت برانگيزاننده) و فعاليت تخيلي، در مقابل افسردگي (گرفتگي و بي خيالي) و عادي بودن. (سجادی،1373)معلماني كه در فعاليت تدريس خود به قطب مثبت اين جريان نزديكتر هستند نسبت به معلماني كه به قطب منفي آن تمايل دارند، بسيار فعالتر ومؤثرتر عمل خواهد كرد كه البته حركت به سمت مثبت بدون مطالعه و پژوهش در تمامي موارد فوق امكان پذير نخواهد بود وظيفه معلم تاكنون نه تنها راهنمايي و جهتدهي با حرارت و جذابيت، ادراكات شاگردان بوسيله ارضا نيازهاي رواني آنها، و تغيير الگوهاي تصور از خود، در آنها بوده است. بلكه آنها مسئول تجزيه وتحليل محتوا ومواد آموزشي وموضوعاتي هستندكه آن را تعليم ميدهندمعلم به عنوان يك تكنسين بايد موفقيت و يا عدم موفقيت، تلاشهاي تربيتي را ارزيابي نمايد و به عنوان يك مدير بايستي پيچيدگيها و مشكلات سر راه تلاشهاي تربيتي راحل وفصل نمايدعدهاي معلمان رابا هنرمندان مقايسه ميكنند و عدهاي به آنها لقب مهندسان اجتماعي ميدهند. معلم صنعتگر و تكنسين است، كه با دو عنصر عقل و تجربه، فرآيند يادگيري را هدايت ميكند. يك صنعتگر همانگونه كه آهن آلات و عناصر مربوط را پرداخت و آرايش ميكند، يك معلم بايد با مهارت خود، استعداد و قدرت فراگيري شاگردان را تقويت و اصلاح نمايد معلمان علايق و تمايلات دانشآموزان را بايستي صيقل دهند و در انتخاب روش هاي تدريس نيز همين توجه را مبذول دارنديك معلم بايستي شاگردان را مشاهده نمايد، به آنها ايمان داشته باشد، آنها را شايسته مطالعه بداند و اينكه آنها را دائماً در معرض تغيير و تحول قرار دهد يك معلم مخصوصاً در ارتباط با تدريس مواد درسي، بايد آن را تجزيه و تحليل كند، سازماندهي كند و محتواي آن را كشف نمايد و مواد درسي را در مجموعهاي ارائه كند كه بصيرت و درك فهم را ميسر سازد براي اين منظور معلم بايستي به موارد زير توجه داشته باشد : استفاده ازتحقيقات تربيتي ، توجه به آموزش (فراگيري)، توجه به نقش موقعيت سني در آموختن ، كشف درك و فراگيري (سجادی ،1373 ).وبراي انجام هر كدام ازموارد فوق نياز به پژوهش و مطالعه به روز وجديد احساس ميگردد مطالعه تحقيقات و انجام پژوهش توسط معلمين ، انقلابهاي تربيتي مهمي در مدارس كشورها بوجود آورده و ميآورد و از عوامل مهم ايجاد آگاهيهاي فراوان در معلمين نسبت به كار خودشان بوده است در سال 1976 وزارت آموزش وپرورش ، علوم و فرهنگ ژاپن در جهت مهيا سازي هر چه بيشتر امكانات تحقيقات آموزشي براي معلمان مدارسي تحت عنوان: «مدارس تحقيق و توسعه» داير نمود و به دنبال آن اقدامات و تدابيري اتخاذ شد تا دامنه فعاليتهاي پژوهشي معلمان را در عرصه مدارس گسترش دهد. در حال حاضر گروه كثيري از معلمان چه به صورت انفرادي و چه به صورت گروهي درگير نوعي از فعاليتهاي تحقيقاتي در حدود 500 واحد تحقيقات تربيتي هستنددرآلمان و انگلستان نيز سياست تحقيقات آموزشي براين امر استوار است كه ازوجود معلمان و دبيراني كه از قدرت خلاقيت و روحية جستجوگرانه وسيعتري، به خصوص در مورد نوآوري آموزشي برخوردارندبه عنوان معلمان محقق استفاده ميشوددرکشور مانيز از سال 1367 شوراي تحقيقات وزارت آموزش وپرورش شكل گرفت و در سال 1369 نيز آئين نامه تشكيل شوراهاي تحقيقات استانها به تصويب رسيد و پژوهش و تحقيق به عنوان يك استراتژي براي دستيابي به آرمانهاي تعليم و تربيت و حل معضلات و مشكلات آموزش و پرورش مورد توجه قرار گرفت. (رؤف و محسن پور ،1377) اهميت، فوايد و نقش پژوهش در تدريس با توجه به تعاريف و تاريخچه فوق الذكر، در زير برخي از فوايد و نقشهاي پژوهش در تدريس عنوان ميگردد : - روش تدريس بايد متناسب با اهداف عالي و اصول آموزش و پرورش، و خصوصيات شاگردان انتخاب شود، زيرا وظيفه اساسي معلم فقط درس دادن و پس گرفتن درس نيست، بلكه مهمترين وظيفه او همكاري و راهنمايي يكايك دانشآموزان براي رسيدن به هدفهاي مطلوب تعليم و تربيت است و همچنين لازم است معلم بر مطالبي كه تدريس ميكند مسلط باشد ، براي تحقق چنين منظوري بايد مطالعه مستمر و دائم داشته باشد هميشه بر آگاهيهاي خود بيفزايد، او بايد در زمينه كار خود با يافتههاي جديد در ارتباط دائم باشد. اگر معلمي از اين امر غافل شود، درامر تدريس ناچار از تكرار مكررات خواهد بود مطالعه دائم وپژوهش براي معلم بيش از هر كس ديگري لازم و ضروري است. (شعبانی ،1376) - يافتههاي پژوهشي در شناسايي نقاط كور و موقعيتهاي مبهم و نامشخص به برنامهريزان و ساير عوامل نظام آموزشي كمك قابل توجهي ميكنند و موجب ميگردد تا آنان با بينشي وسيعتر و عميقتر درباره برنامههاي آموزشي اظهارنظر و تصميمگيري كنند. همچنين مجريان نظام ميتوانند با استفاده از فعاليتهاي پژوهشي ميزان كارآمدي اجزاي مختلف فعاليتهايشان را مشخص كرده و از اين طريق درتكميل و اصلاح آن بكوشند و در نهايت مطالبي كه معلم بايستي تدريس نمايد بدون اشكال و صحيحتر ارائه خواهند شد چرا كه هدف اصلي پژوهش در آموزش و پرورش، كشف حقيقتهاي تازه (نوآوري) و استفاده از آن در حل مسائل عمده تعليم و تربيت است. - معلمان در تماس نزديكتري با وضعيت ملموس دنياي تعليم و تربيت هستند بنابراين ميتوانند در امرپژوهشهاي آموزشي مشاركت مسئولانه و پرثمري داشته باشند چون بسياري از نقاط قوت و ضعف مواد آموزشي از طريق پژوهشهاي معلمين مشخص و آشكار ميگردند. - با توجه به اينكه برنامهها و فعاليتهايي كه مبتني بر چارچوب علمي و پژوهشي باشند، در گذر زمان كمتر دچار نوسان و تغيير ميشوند و با ثباتتر و پايدارتر باقي ميمانند، معلم ميتواند از تغييرات زودهنگام مباحث درسي و روش تدريس خود جلوگيري نمايد. - هر برنامه فراگير آموزشي جهت شكوفايي خود ، تقريباً به يك دهه زماني نياز دارد حال در نظر بگيريد كه برنامهاي در آموزش و پرورش بدون يك بررسي دقيق و جدي و صرفاً بر اساس سليقه شخصي به مرحله اجرا در آيد. اين برنامه اگر نتايج نامطلوبي به دنبال آورد امكان شناسايي اين نتايج در كوتاه مدت به آساني ميسر نخواهد بود در حالي كه از همان ابتدا تأثيرات سوء خود را بر پيكره نظام آموزشي خواهد گذاشت براي مصون ماندن از اين نگرانيها به عنوان يك راه حل مؤثر، ميتوان ضرورت و صحت برنامهها را قبل از اجرا به محك آزمون و پژوهش سپرد و در حين اجرا و پس از آن با توجه به اهداف مورد نظر به ارزشيابي آنها پرداخت. - در تدريس متغيرهاي متفاوتي تأثيرگذار هستند كه معلم با دستكاري و كنترل متغيرهاي مختلف وضعيتي بوجود ميآورد كه يادگيري حاصل شوداگر معلم نتواند همه متغيرهاي دخيل را تحت كنترل قرار دهد، اما شناختن چنين عواملي او را قادر خواهد ساخت كه در تنظيم فعاليتهاي تدريس، تصميمي آگاهانه بگيرد اگر معلم از نظريههاي تدريس، يادگيري، شناخت دقيق و علمي داشته باشدقويتر و دقيقتر ميتوانددر ايجاد وضعيت مطلوب يادگيري، فعاليت كند. - معلم آگاه به كمك دانش و اطلاعاتي كه كسب ميكند، تلاش ميكند تا در تحرك و پويايي جامعه خود به سوي پيشرفت سهمي مؤثر داشته باشدمعلم آگاه با تأكيدبر تاريخ وفرهنگ جامعه، كوشش ميكندتادانشآموزان را به ارزشهاي والاي جامعة پيشرفته و انساني آشنا كند. (شعبانی ،1376 ) - شخصيت متعادل، همراه با تسلط علمي معلم، او را از نظر دانشآموزانش، با ارزش و اعتبار ميسازد.معلمي از نظر علمي قوي است كه به روشهاي ارائه محتوا و چگونگي برقراري ارتباط، آگاه و بر آنها مسلط باشد معلم بايد از نظريههاي جديد ارتباطي از دانشهاي جديد روانشناسي و علوم رفتاري، به ويژه روانشناسي تدريس و يادگيري، آگاهي كافي داشته باشد پژوهش و آگاهي از علوم اجتماعي به ويژه روانشناسي اجتماعي نيز معلم را ياري خواهد كرد تا فرهنگ و ويژگيهاي خاص طبقات اجتماعي دانشآموزان را تا حدودي بشناسد و باشناخت خصوصيات فردي و اجتماعي آنان به برنامهريزي فعاليتهاي آموزشي بپردازد. - ترويج الگوي تدريس كاوشگري ( Inquirg ) كه اين الگو بر اساس نظر ريچارد ساچمن ( Richard Suchman )بنا نهاده شده است و يكي از الگوهاي خانواده «اطلاعات پردازي» است تربيت كاوشگر به منزله فرآيندي براي بررسي و تشريح پديدههاي غيرمعمول، تعريف ميشود. (صفوی ،1380 )جوهر و اساس الگوي كاوشگري آن است كه دانشآموزان از طريق معلم، كاوش علمي را بياموزند در حوزه آموزش و پرورش ما از پژوهش در امر درك و شناخت بهتر فرد، درك و شناخت بهتر روال آموزش و يادگيري و خلاصه،جهت يافتن شرايطي كه در آن اين روال (آموزش و يادگيري) به بهترين وجه به ثمر ميرسد استفاده ميكنيم. - تحقيق وپژوهش علمي به معلم كمك ميكندتادرزمينههاي ارزندهاي ازجمله عينيتگرايي ( Objectivity) عادت تفكر علمي( Habits of Scientific thinking )و توانايي همكاري و همفكري با ديگران رشد يابد و مهارت لازم را كسب كند هدف از پژوهش در آموزش و پرورش بهتر كردن كارآيي معلمان در مدارس و به وجود آوردن و ارائه مهارتها يا ارائه روشهاي جديدي است كه بتواند معلم را در حل مشكلاتي مستقيم يا غيرمستقيم با كلاس درس يا هر موقعيت زنده و واقعي كه به مدرسه ارتباط دارد كمك كند در اين پژوهشها معلم با موقعيتهاي واقعي و با دنياي كار عملاً و مستقيماً سر و كار دارد.- پژوهش در نهايت موجب رضايتمندي شغلي بيشتري براي معلم خواهد شد و همچنين تدريس او را موفقتر، بر اساس واقعيتها و نياز دانشآموزان و تدريس مطلوب و جديد مينمايد. روشهاي تدريس او هميشه منطبق با شرايط و ويژگيهاي خاص محل تدريس خواهد بود و دانشآموزاني كه از كلاسهاي او بهره ميبرند از نظر علمي و تربيتي در حد مطلوب و قابل قبولي قرار خواهند داشت.
منابع 1- دلاور ، علي (1375) ، روش تحقيق در روانشناسي و علوم تربيتي،تهران: نشر ويرايش. 2- رؤوف، علي و محسن پور، بهرام (1377) ، پژوهش در آموزش «مجموعه مقالهها»،تهران : واحد انتشارات پژوهشكده تعليم و تربيت وزارت آموزش و پرورش. 3- سجادي، سيد مهدي (1373)، فرآيندتدريس «تجزيه و تحليل روان شناختي و عملي فرآيند تدريس»مؤلفان C.M.Fleming ، Elizabet Prrott ،تهران: انتشارات تربيت. 4- سيف نراقي، مريم و نادري، عزت اله (1375)، روشهاي تحقيق و چگونگي ارزشيابي آن در علوم انساني با تأكيد بر علوم تربيتي،تهران : دفتر تحقيقات و انتشارات بدر. 5- شعباني، حسن (1376)، مهارتهاي آموزشي و پرورشي، (روشها و فنون تدريس)،تهران: انتشارات سمت 6- صفوي، امان اله (1380)، كليات روشها و فنون تدريس، متن كوتاه همراه با الگوهاي جديد تدريس تهران: انتشارات معاصر. 7- نصفت، مرتضي، (1374) اصول و روشهاي آمار، جلد اول،تهران : انتشارات دانشگاه تهران، 1960. Dewey , J How We Think Dewey , 1933 Boston : Raytheon Education Company.
C.M.Fleming ,1968 ,"Teaching a psychological analysis"Ryan , D , 1960 -characteristics of teachers , American council on Education, Washington DC Ga y.R.L Educational. 1990 research, Mac Millan International Editions .
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 18:40  توسط فاطمه حسن پور
|
مقدمه 2- استفاده ازنتایج ارزشیابی دربهبود فرآیند یاددهی - یادگیری واصلاح برنامه ها و روشها : هدف تعریف ارزشیابی : 3 - استا فل بیم : ارزشیابی رافرایند، تعیین کردن، به دست آوردن و فراهم ساختن اطلاعات مفیدی برای قضاوت در تصمیم گیری ها تعریف کردند.
شیوه های اجرایی ارزشیابی تکوینی یا مستمر:
پيشنهادات نظري و كاربردي : 1 - سطح امتحان و ارزشيابي با توانايي دانش آموزان تناسب داشته باشد . 2 - ابزارهاي ارزشيابي معتبر باشند و همان چيزي را كه مورد ارزشيابي است ، اندازه بگيرند . 3 - حجم ارزشيابي با دقت و حوصله ي دانش آموز متناسب و هماهنگ باشد . 4 - از ارزشيابي به منزله ي ابزاري براي ارتقاي ميزان يادگيري دانش آموزان و درك آموزگار از سطح فكري آنها استفاده شود . 5 - در برنامه كامپيوتري امتحانات ، برنامه ي تجزيه و تحليل سوالات نيز طراحي و نتيجه آن به آموزشگاه فرستاده شود . 6 - روشهاي فعلي و جديد ارزشيابي به معلمان در دوره هاي كوتاه مدت تابستاني آموزش داده شود. 7 - دادن بازخورد به يادگيران كمك مي كند تا از شكافي كه بين هدف مطلوب با دانش و مهارت فعلي آنها وجود دارد آگاهي يابند و آنها را به سوي انجام اعمال لازم براي دستيابي به اهداف مورد نظر هدايت كند . 8 - منصفانه نيست كه همه دانش آموزان با يك روش ارزيابي شوند چه اشكالي وجود دارد كه توانمندي هاي دانش آموزان با ابزاري كه در دست دارند اندازه گرفته شود . 9 - تدوين فهرست هدفها و انتظارات معلم از دانش آموزان كلاسش . 10 - حاكم نمودن فرهنگ موفقيت در كلاس به جاي جايزه دادن به آنها . 11 – امتحانات دامنه ي هدف ها را به طور كامل بپوشاند . 12- قبل از اينكه به تهيه ي سوال اقدام شود هدف هاي تربيتي در نظر گرفته شود . 13- ارزشيابي به عنوان فرصتي براي شناخت توانيها و ضعف ها در اختيار همگان قرار گيرد . 14- ارزشيابي قبل از هر چيز بايد ابزاري باشد تا معلم نقايص كار خود را در جريان آموزش درك كند و پس از آن شاگردان بفهمند كه در چه سطحي از يادگيري قرار دارند . 15- اوراق امتحاني پس از تصحيح در اختيار دانش آموزان قرار گيرد تا آنان با اشكالات نوشته ي خود آشنا شوند و آنها را برطرف نمايند . 16-درهنگام تهيه ي امتحان ، اعتبار و صحت و ميزان بودن آن موردتوجه قرار گيرند 17 - از ارزشيابي به منزله ي ابزاري براي ارتقاي ميزان يادگيري دانش آموزان وهدايت آنان و درك آموزگار از سطح فكري و چگونگي تفكر دانش آموزان استفاده شود . 18- ارزشيابي تعادل ايجاد كند ، نه آنكه تعادل يادگيرنده را برهم زند . 19- درهنگام امتحان بايد براي تنشي كه بردانش آموزان تحميل مي شود حدودي قايل شد اگر اين كار نشود آنها با بي توجهي وقت گذراني و تكرار غير لازم جلمه ي « من نمي فهمم» اين حدود را تعيين ك كنند . 20- بااشاعه ي نتايج ارزشيابي پيشرفت تحصيلي ، عناصر نظام آموزشي نسبت به كارآيي و عملكرد خود بازخورد لازم را دريافت مي كنند و با توجه به نتايج به دست آمده قادرخواهند بود ، اصلاحاتي را كه براي تحقق هدف هاي آموزشي و پرورشي ضرورت دارد . 21- ارزشيابي درسايه ي همكاري معلمان ، سرپرست هاي تعليماتي ، اولياء و خود فراگيرندگان صورت گيرد . 22- درارزشيابي ، كيفيت و كميت مد نظر قرار گيرد . 23- بردستور العملها ، آيين نامه ها و بخشنامه هاي امتحانات همراه با توجه به عامل « بازخورد » تاكيد شود . 24- مسئولان آموزشي و راهنمايان تعليماتي با شيوه هاي مطلوب ارزشيابي و نظارت دقيق برنحوه ي برگزاري امتحان و بازخورد آن آشنا شوند . 25- دادن بازخورد به مثابه ي بخشي از سنجش تكويني به يادگيرندگان كمك مي كند تا ازشكافي كه بين هدف مطلوب با دانش ، فهم و مهارت فعلي آنهاوجود دارد ، آگاهي يابند و آنهارا به سوي انجام دادن اعمال لازم براي دستيابي به اهداف مورد نظر هدايت كند . 26-درمقايسه ي نمره هاي دو آزمون ، هيچ گاه نمره هاي آزمون دو درس متفاوت با هم مقايسه نشوند . 27- درجلسه ي امتحان به وضع روحي وجسمي دانش آموزان توجه شود و آزمون درمحيطي آرام و دور از هياهو برگزار گردد . 28-دانش آموزان بيش از اندازه به موفقيت و نمره وابسته نشوند نمره ي خوب به خصوص در پايه هاي پايين ، بيش از حد تحسين نشوند ، بلكه تلاش آنها ملاك قرار گيرد . 29- كارهاي دانش آموزان با يكديگر مقايسه نشوند . 30- آشنايي دانش آموزان با هدف هاي درس و آنچه مي آموزند . 31- سرزنش نكردن دانش آموزان به خاطر اشتباهاتشان ، بلكه تشويق آنان به اصلاح اشتباهاتي كه مرتكب شده اند . 32- عادت دادن دانش آموزان به بررسي كارهاي يكديگر و شنيدن صبورانه ي انتقادات . منابع 1- اسپارك، برنارد ، ترجمه ي محمد حسين نظري نژاد ، آموزش دوران كودكي ، رشدمعلم ، سال بيستم ، فروردين 1381 . 2- آلن ، مري جي ، ين ، وندي ام ، ترجمه ي علي دلاور ، مقدمه اي برنظريه هاي اندازه گيري دوران سنجي ، تهران ، سمت ، 1374 . 3- اطهري راد ، علاءالدين ، شيوه اي نو براي ارزشيابي آموخته هاي دانش آموزان ، تكنولوژي آموزشي ، دوره ي چهاردهم ، اسفند 1378 . 4- اي ، اور ، فرد ، ترجمه ي حكيم جوادي ، چگونه امتحان بدهيم ، تهران ، انتشارات كيانوش ، 1377 . 5- بهزاديان ، محمد صادق ، نقدي بر ارزشيابي تحصيلي درمراكز آموزشي ، رشد معلم ، سال بيست و يكم ، شماره مسلسل 168 ، آبان 1381 . 6- بيان ،حسام الدين ، شكيبا مقدم ، محمد ، مديريت شيوه هاي نودرآموزش ، رشد معلم ، سال بيستم ، فروردين 1381 . 7- سيف ، علي اكبر ، اندازه گيري ، سنجش و ارزشيابي آموزشي ، نشر دوران ، چاپ دوازدهم ، 1382 . 8- سيمپلي سيو ، جوزف ، ترجمه ي فريبا مرادي عباس آبادي ، گذر از چارديواري خشك كلاس ، تكنولوژي آموزشي ، شماره مسلسل 151 ، آبان 1382 . 9- شريفان ، احمد ، الگوي مناسب ارزشيابي ايران ، تكنولوژي آموزشي ، دوره ي نوزدهم ، شماره 5 ، آبان 1382 . 10- رستگار ، طاهره ، ارزشيابي در خدمت آموزش ، موسسه فرهنگي منادي تربيت ، چاپ دوم ، 1383 . 11- روحي ، اكبر ، شيوه هاي افزايش كيفيت امتحان و ارزشيابي ، رشد معلم ، سال بيستم ، فروردين 1381 . 12- منفردي راز ، براتعلي ، عوامل موثر در انتخاب روش هاي ارزشيابي مطلوب ، آموزش ابتدايي ، شماره مسلسل 7 ، فروردين 1377 . 13 – va parv.aresh.org www.Amozesh 14- tps . blogfa . com
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 18:36  توسط فاطمه حسن پور
|
یکی از نخستین پرسشهای پیش روی جوانان مشتاق مطالعه، روش صحیح مطالعه و چگونه کتاب خواندن است که پاسخ درست به آن میتواند در ایجاد انگیزه و میزان یادگیری آنها تاثیر بسزایی داشته باشد.بسیاری از مردم به دلیل بکارنگرفتن روش صحیح مطالعه، معمولا خیلی زود از مطالعه خسته میشوند و کتاب را رها میکنند و شاید مطالعه کتابی رابه نیمه نرسانده،آ ن راکنارمیگذارند.رعایت نکردن شیوه درست مطالعه وهمچنین یادداشت نکردن مطالب مهم کتاب، معمولاً خواننده راپس از مدتی ازمطالعه کتابهای قطور و علمی،دلسرد وخسته میکند ودر نتیجه آنها را از ادامه مطالعه باز میدارد . توصیههای که در زیر میآید نکاتی است که رعایتکردن آنهابه زعم کارشناسان مطالعه، میتواند نقش موثری در مفید واقع شدن مطالعه داشته باشد. مکان و شرایط ذهنی از نکات مهم یک مطالعه مفید و خوب است و در میزان یادگیری، کارآمدی، مدت وطولانی شدن مطالعه تاثیر به سزایی دارد .کارشناسان و روان شناسان معتقدند که یکی از مشکلات جوانان برای مطالعه بیتوجهی به شرایط و فضای مطالعه است که اغلب موجب خستگی و کاهش انگیزه میشود. بهترین زمان مطالعه برای انسان، هنگام آرامش و داشتن رضایت است، زیرا داشتن دغدغه و نگرانی درهنگام مطالعه، نتایج مطلوبی برای انسان به همراه نخواهد داشت. مشغول بودن فکر و ذهن و خستگی روح و جسم، توان فرد را کاهش میدهد و در این حالت، مطالعه کتاب، جز اتلاف وقت و بیحاصلی سودی نداردمنفعت مطالعه کتابها هنگامی حاصل میشود که انسان بدون خستگی و دغدغه و در فضایی مملو از آرامش ، صمیمت و رضایت، به مطالعه بپردازد . اتاق مطالعه را از نقاط آرام منزل واداره انتخاب کنید بهطوریکه از نور طبیعی کافی برخوردار باشد.اتاق مطالعه بایداز صداهای مزاحم بیرون دور باشد تا حواس خواننده به بیرون هدایت نشود . انتخاب اتاق مطالعه باید بهگونهای باشد که درحد امکان هنگام روز احتیاج به روشنایی غیرطبیعی نداشته باشد.سعی کنید هنگام شب از چراغ مطالعه استفاده نکنیدزیرا چراغ مطالعه علاوه بر این که میتواند به چشم صدمه برساند، در خستگی زود هنگام چشم نیز تاثیر دارد. دمای اتاق مطالعه خود را همواره معتدل نگهدارید تا هرگز درهنگام مطالعه در اتاق احساس گرما و سرما نکنید. زمان مطالعه: زمان مطالعه برای افراد تفاوت میکند ، برخی در سکوت شب و برخی نیز هنگام صبح را به عنوان زمان مطالعه انتخاب میکنند اما مطالعه هنگام صبح از هر زمان دیگر بهتر است. مطالعه کتاب را صبح زود شروع کنید زیرا ذهن انسان پس ازچندساعت استراحت وآرامش، بیش از هر زمان دیگر آماده یادگیری است.وقتی که صبح زود رابر ای مطالعه انتخاب میکنیدحتماً قبل از آن صبحانه صرف کنیدزیرا گرسنگی در کاهش میزان یادگیری وفراگیری تأثیر زیادی دارد. پس از صرف غذا نیز بلافاصله شروع به مطالعه کتاب نکنید و چند قیقه بعد از غذا مطالعه را آغاز کنید. ورزش و نرمش و حتی حمام گرفتن نیز پیش از مطالعه در میزان یادگیری موثر است. مطالعه صبحگاهان هنگامی مفید واقع میشود کهفرد شب قبل را بهخوبی استراحت کرده باشد و خسته و خواب آلود نباشد. برای مطالعه هرچه بهتر در هنگام صبح، سعی کنید شب را زودتر بخوابید تا بتوانید مطالعه مفیدی داشته باشید . خستگی، ۵۰درصد از توانایی ذهنی و مغزی انسان را کاهش میدهد و مطالعه در چنین وضعیتی، یادآوری مطالب فرا گرفته پیشین را نیز با اختلال روبهرو میکند. میز و صندلی مناسب : میز و صندلی مناسب و درست نشستن یکی از مهمترین شرایط مطالعه است که رعایت نکردن آن علاوه بر تأثیر نامطلوب درمطالعه مشکلات جسمانی رانیردرپی خواهد داشت.نداشتن میز وصندلی مناسب درهنگام مطالعه طولانی عوارض جسمانی متعددی دارد که به گفته پزشکان، دردهای مفاصل، مر و گردن از جملهی آن است.هنگام خرید میز و صندلی دقت کنید،صندلی باید به گونهای باشد که زمان مطالعه پشت انسان کاملا به صندلی چسبیده باشد. میز مطالعه نیز باید طوری انتخاب شود که خواننده هنگامی که دو دست خود را روی میز قرار میدهد ، حداقل فاصله کتاب و چشمان او کمتر از۴۰سانتیمتر نباشد.فاصله صندلی خود رابا میز مطالعه طوری تنظیم کنید که کمر وگردن شما خم نشود ، هنگام مطالعه باید بر اساس شرایط فیزیکی متعادل نشست ، به گونهای که هیچ عضوی از بدن شما احساس ناراحتی نکند و اعضای بدنتان نسبت به میز و صندلی راست و مستقیم باشد.سعی کنید صندلیهای دستهدار را برای مطالعه انتخاب کنیدتا هنگام مطالعه بتوانید دستهایتان را روی آن قرار دهیدوخستگی دستهایتان رفع شود.میز و صندلی کودکان و بزرگسالان با هم تفاوت دارد ، برای مطالعه مفید باید از میز و صندلیهای مناسب این گروهها استفاده کرد. میز و صندلی کودکان باید به تناسب قد آنها انتخاب شود به گونهای که پاهای کودک هنگام تماس با زمین، زوایه ۹۰درجه تشکیل دهد. صندلیهایی برای مطالعه انتخاب کنید که از هر لحاظ کاملا راحت باشد ، درحد امکان از استفاده از صندلیهای بدون پوشش ابر خودداری کنید تا در هنگام مطالعه هیچ یک از اعضای بدن شما احساس ناراحتی نکند. از خواندن کتاب بصورت خوابیده و درازکش خودداری کنید. مطالعه فردی : برای اینکه حواس فرددرهنگام مطالعه کاملاً روی مطالب کتاب متمرکزشود افرادباید تاب را به تنهایی وبه صورت فردی مطالعه کنند. مطالعه فردی در واقع دوری از صداهای مزاحم و گفتگو است و در واقع موجب افزایش تمرکز میشود. هر چه در محیط مطالعه افراد کمتری رفت و آمد کنند، پیشرفت و تمرکز فرد در فراگیری مطالب افزایش مییابد. مطالعه جمعی باعث میشود که هرلحظه امکان گفتگو بین دو طرف در موضوعهای مختلف بوجودآید که این تعامل سبب عدم تمرکز درمطالعه و کاهش در پیشرفت مطالعه میشود.مطالعه جمعی برای کتابهای درسی مانند ریاضی مناسب است و میتواند در فراگیری تأثیر مثبت داشته باشد. البته در این مورد نیز اگر دانشآموز آن بخشی ازدرس راکه تاحدودی میداند خود مطالعه کند و بخشیرا که مشکل دارد بادیگران حل و فصل کند، بریادگیری تأثیر بیشتری دارد. میتوانید بعد از مطالعه ، با دوستان خود درباره مطالب مطالعه شده بحث کنید که این امر باعث میشود که مطالب بهتر در ذهن شما باقی بماند . گفتگو با دوستان درباره مطالب خوانده شده نوعی مرور مطالب محسوب میشود و مطالب در ذهن باقی خواهد ماند. هنگام مطالعه از گوش کردن موسیقی خودداری کنید زیرا هرگونه آلودگی صوتی و سر و صدا تمرکز فرد را بهم میزند . رادیو و تلویزیون دراتاق مطالعه نباید روشن باشد زیرا دراین صورت اگرچه فرد مطالب را میخواندوصفحات راورق میزند اماهیچ گونه یادگیری صورت نمیگیرد و مطالب پس از مطالعه در ذهن خواننده باقی نمیماند. خواندن اطلاعات مندرج در صفحهاول : قبل از شروع مطالعه فصلهای اصلی کتاب، ابتدا بهدقت عنوان کتاب، نویسنده کتاب، موضوع مطالب، ناشر کتاب و سال انتشار را بخوانید. در مرحلهی بعد حتماً فهرست مطالب کتاب را بخوانید زیرا این کار ضمن اینکه انسان را با موضوع مطالب کتاب آشنا میکند ، میتواند تصویر کاملی از محتوای کتاب به دست دهد . خواندن مقدمه کتاب : میتوان آن را حاوی خلاصه کتاب تلقی کرد هرگز از دست ندهید زیرا نویسنده در آن خلاصه موضوع مطالب را به منظور آشنایی هرچه بیشتر خواننده به نگارش در آورده که مطالعه آن ضروری است . وسعت دید یکی از عوامل کندخوانی، تلفظ کلمات و خواندن تک تک آنها حتی بصورت بی صدا است که باید از آن پرهیز شود . هنگام خواندن وسعت دید را میتوان تا حد دیدن بیشاز پنج کلمه در هر توقف گسترش داد . برای دیدن بیش از یک کلمه در هر بار باید از حرکت سر جلوگیری شود، بدین ترتیب تعدادتوقفهای یک خواننده در پاراگراف دو خط و نیمی به حدود پنج تا شش توقف کاهش مییابد دقت به موضوع اصلی: موقع خواندن مطالب تازه باید بهموضوع اصلی و محوری کتاب توجه داشت یعنی جملات گویا و کلمات اصلی را تشخیص داد. دقت و درک موضوع اصلی کتاب ، تمرکز خواننده را افزایش داده و از حاشیه پردازی واتلاف وقت جلوگیری میکند ، درنتیجه میزان یادگیری بیشتر میشود. هنگام خواندن مطالب ، ذهن را باید خالی از رویا و فکر کردن به موضوعات جانبی کرد تا مطلب بطور کامل در ذهن بماند . مطالعه با دقت: کتاب را همواره بدون شتاب و عجله مطالعه کنید و تا زمانی که مطلبی را به درستی فرا نگرفتهاید سراغ مطالعه مطلب دیگر نروید. مطالب کتاب غیر درسی و درسی به هم پیوسته و مرتبط است ، زمانیکه یک مطلب را خوب یاد نگرفتهاید ، مطالعهو یادگیری مطالب دیگر با دشواری صورت میگیرد . مطالعه کتابها بویژه کتابهای علمی باید در کمال دقت و وسواس صورت گیرد . جهش از مطالعه یک موضوع به موضوعی دیگر ، بدون درنظر گرفتن فاصله، سبب میشود که دو مطلب درهم آمیزد و در نتیجه هیچکدام از دو مطلب به درستی در ذهن فرد باقی نماند. برای تغییرموضوع مطالعه همواره سعی کنید یک وقفه ایجاد کنیدتا مطالب جدید و پیشین در هم آمیخته نشود.یکی از عوامل عمدهای که باعث جلوگیری از درک سریع یک متن درهنگام خواندن ومانع حفظ کردن آن مطلب میشودتداخل آموختههای قبلی و بعدی است،یعنی مطالب قبلی آموخته شده با مطالب جدید درهم میآمیزد. برای جلوگیری از بروز این حالت بهترین راه مطالعه تک موضوعی است ، یعنی در مدتی که یک مطلب را میخوانید از خواندن سایر مطالب خودداری کنید و تنها ذهن خود را روی همان مطلب متمرکز کنید . پس از استراحتی کوتاه ، موضوع مطالب را تغییر دهید واین کار باعث عدم تداخل دانستهها و آموختههای جدید میشود.در صورت مشاهده خستگی از یک موضوع یا یک کتاب (درسی و غیردرسی)، کتاب دیگری را (با حفظ فاصله زمانی) محور مطالعه خود قرار دهید. یادداشت برداری و خلاصه نویسی : یادداشت برداری و خلاصه نویسی از مهمترین شیوههای درست مطالعه کردن است زیرا این کار باعث میشود که مطالب مهم کتاب همواره در دسترس باشد. خلاصهنویسی کمک میکند که افراد حجم زیاد مطالب یک کتاب را یادداشت کنند و با مراجعه به آن در مدت بسیار کوتاهی بخوانند و به خاطر بسپارند. بسیاری از مطالب کتابهایی را که میخوانیم، فرّار است و امکان دارد پس از مدتی ، از حافظه و ذهن انسان پاک شود . مطالب را در کاغذهایی که در اصطلاح به آن فیش میگویند، یادداشت کنید. یکی از ویژگیهای فیشبرداری این است که مطلب براحتی دردسترس قرار میگیردومیتوان درهر زمان مطالب کتابی رامطالعه کرد دفتر و دفترچه برای یادادشت اصلاً مناسب نیست زیرا بدلیل دستهبندی نبودن نوشتهها،پیداکردن مطلب موردنظر بسیار دشوار است.یادداشت برداری نباید بیش از اندازه باشد زیرا خواننده در صورت زیاد نوشتن از یادداشت برداری وحتی خواندن کتاب بازمیماند . برای خط کشیدن زیر مطالب مهم کتاب از مداد استفاده کنید تا امکان پاک کردن آن وجود داشته باشد. پس از یک ساعت مطالعه ۱۵دقیقه استراحت کنید و برای آرامش خود ، به بیرون بروید و یا از اتاق مطالعه به فضای بیرون بنگرید و سعی کنید به فضاهای طبیعی و دور دست چشم بدوزید . منبع: سایت پزشکان بدون مرز برگرفته شده از : http://tps.blogfa.com
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 18:33  توسط فاطمه حسن پور
|
اگر درد داری دوا می کنم بیا حاجتت را روا می کنم تو از من گریزانی و باز من تو را بنده خود صدا می کنم اگرچه ز کار تو ناراضیم تو را باز از خود رضا می کنم تو با من کنی قهر وو من آشتی تو کردی خطا من عطا می کنم تو را خواندم اکنون که باز آمدی کجا دست خالی رها می کنم به کارت زدی بس گره های کور مخور غم که من از لطف وا می کنم تو مستوجب آتش دوزخی من از اشک چشمت حیا می کنم مرنج از بلاها که من گاه گاه نوازش تو را با بلا می کنم جواب تو را گر نگویم جفاست کجا من به عبدم جفا می کنم طبیب و دوای تو ای بنده منم مداوات با یک دعا می کنم
از شرایط استجابت دعا چی می دونید ؟؟؟ لطفا تو بخش نظرات به من هم بگین
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 18:30  توسط فاطمه حسن پور
|
دوستان روز عرفه (ی حسین(ع) )در راه است راستی می دونستی یکی از شرایط استجابت دعا و استغفار اینه که تو حرم امام حسین (ع) یا امام رضا (ع) باشی؟
من از امروز دارم خودم رو برای نیایش و استغفار شهادت به ولایت علی (ع) مظهر عجایب عالم و عزاداری حسین (ع) وفرزندانش که قربانیان اهل بیت به خدا هستند و صاحب و شفاعت کننده ی قیامت آماده می کنم شما چی؟؟؟؟
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 18:26  توسط فاطمه حسن پور
|
دل من تنگه برات ميخوام بيام تو حرمت تا ضريحتو بگيرم به اميد كرمت كي ميام به كاظمين تا كنم شيون و شين بعد از اون يه سر بيام سر تربت حسين آسمون سينه از داغ تو بي ستاره شد دلم از ماتم تو انگاري پاره پاره شد اسيرم به غصه هات مثل بال كفترهات چه خوبه پر بگيرم بالاي صحن و سرات شنيدم تو خونه هم غريب بودي تو به خدا فداي غريبي هات گل پسر امام رضا(ع) حرمت برام بهشته عشق تو يه سرنوشته خدا اسم با صفاتو روي قلب من نوشته
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 19:23  توسط فاطمه حسن پور
|
جهاني كه انسان در آن متولد ميشود، ميزيد و مي ميرد، تجلي ذرهاي از عظمت خداوند لايتناهي است و هرچه آدمي در ژرفاي اين عظمت بيشتر فرو ميرود به كوچكي و ناتواني خود بيشتر پي ميبرد. انساني كه با همه ناچيزي به عنوان اشرف مخلوقات از او نام برده شده، براي جاري شدن و رسيدن به آنچه بر او تكليف است، نياز به سرچشمه قدرتمندي دارد كه او را در جريان رشد و رسيدن به كمال همواره ياري رساند.
آنچه اين سرچشمه را به ما ميشناساند كلام خداوند است كه از سوي بالاترين مقام بشري به انسان ابلاغ شده. اما بيان اين احاديث گوهربار و پرداختن به لايههاي دروني اين انوار الهي را كساني برعهده دارند كه سراسر زندگي خويش را به بررسي و تحقيق در زندگي ائمه اطهار عليهم اسلام و ژرفنگري خاص در انديشههاي اسلامي گذراندهاند و حاصل سالها تلاش خود را در قالب داستان و حكايت به زباني ساده و شيوا در اختيار ما و نسل جوان قرار دادهاند. به این انسانهای خاکی ،لقب معلم داده اند.
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 15:49  توسط فاطمه حسن پور
|
مقدمه : تجربه موفق ساير کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسانهای کارآفرين بايد مفاهيم مربوط به کارآفرينی به شکل پر رنگی در کتابهای درسی ايران گنجانده شود. مطالعات مربوط به گذشته کارآفرينان نشان می دهد که آنها از خانواده هايی که ارزش خاصی برای استقلال و اتکای به خود قائل هستند، بيرون می آيند. مدتهاست کشورهای پيشرفته به اين نتيجه رسيده اند که برای اين که نسل بزرگسال کارآفرينی پرورش دهند، بايد آموزش کارآفرينی را از دوران کودکی و نوجوانی آغاز کنند. به اين ترتيب کودکی که با پول و کسب و کاردرست و شرافتمندانه آشنا می شود. در آينده نيز انسانی خلاق و پولساز خواهد بود. جامعه ما نيز به وجود چنين انسان هايی نياز مبرمی دارد. ژاپن نخستين کشوری بود که آموزش کارآفرينی را از مدرسه شروع کرد. به اين ترتيب نوجوانان ژاپنی در دبيرستان های اين کشور آموختند که چگونه بايد در حين تحصيل کار کنند و از کار خود سود به دست آورند. آنها به اين ترتيب به جهش صنعتی کشورشان کمک کردند. اين تجربه و تجربه موفق ساير کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسان هايی کارآفرين بايد مفاهيم مربوط به کارآفرينی به شکل پررنگی در کتابهای درسی ايران نيز گنجانده شود. خانواده هايی که کارآفرين پرورش می دهند: شيوه های کهنه آموزشی مانع خلاقيت کودکان ايرانی : روان شناسان می گويند بيشتر کودکان زير 5 سال ايرانی خلاق اند ولی فقط تعداد کمی از آنها بعد از 5 سالگی خلاقيت شان را حفظ می کنند. اين به معنای آن است که نحوه آموزش و پرورش کودکان ما صحيح نيست ما درخانه و مدرسه ذهن کودکانمان را با اطلاعات از پيش تعيين شده پر می کنيم و اين رويه را تا پايان دوران مدرسه ادامه می دهيم. به این ترتيب کودکان و نوجوانان ما توانايی کشف، اختراع، استنتاج و نيز قوه خلاقيتشان را از دست می دهند.در واقع شکل آموزش و پرورش ما از لحظه تولد کودک با توانمندیهای او و امکانات بالقوه کشور مطابقت ندارد. به اين ترتيب نمی توانيم چنان که بايد افراد کارآفرين پرورش دهيم. خلاقيت با آزادی شکوفا می شود : آلبرت انيشتين در خاطراتش می گويد: " نظر یه نسبيت نمی توانسته در دوران بزرگسالی من شکل گرفته باشدزيرا آدمی در بزرگسالی فرصتی برای انديشيدن به فضاو زمان ندارداينها چيزهايی است که وقتی کودک بودم به آنها فکر کرده ام" به اين ترتيب پرورش خلاقيت کودکان تأثير مهمی درآينده آنها دارد بسياری از کودکان تيزهوش اند ولی در بزرگسالی هرگز متناسب با هوش شان پيشرفت نمی کنند اين موضوع به نحوه آموزش و پرورش آنها بر می گردد. دکتر معصومه رفيقی روان شناس کودکان می گويد : " جان لاک می گفت بچه ها طبيعت منفعلی دارند با پاداش و تنبيه بايد رفتار آنها را تقويت کرد بعدها روسو گفت بچه طبيعتاً فعال ست. خودش اکتشاف می کند و اگر مانعی مقابلش ايجاد نشود ، خلاق می شود الان نظريه روسو غلبه دارد به طور کلی سن 5 سالگی سن جهش سريع در خلاقيت است خلاقيت هم در آزادی شکل می گيرد هر بچه ای به نوعی استعدادهای خودش را نشان می دهد آزادی به خلاقيت امکان بروز می دهد و محدوديت مانع بروز آن می شود بازديد از مکان های مختلف هم خلاقيت را تقويت می کند محيطی که بايد خانواده ها برای بروز خلاقيت ايجاد کنندمحيطی است که بچه ها آزادانه فکر کنند هم چنين خانواده ها بايد بر اساس رشد و نياز بچه، اسباب بازی در اختيارش قرار دهند به قول " اولين شارپ" بازی تفکر کودک است بچه ها در سنين پيش از دبستان با بازی آموزش می بينند و با محيط اطرافشان مواجه می شوند و تطبيق پيدا می کنند " بسياری عقيده دارند يکی از موانعی که در کشورهای جهان سوم در مقابل خلاقيت وجود دارد، اين است که مردم اين کشورها بيشتر دوست دارند که کودکانشان را مطيع بار بياورند و حس پرسش گری آنها را سرکوب می کنند. آموزش و پرورش شرط اول بروز خلاقيت : در کشورهای پيشرفته کار زيادی در باره مسائل روان شناسی و جامعه شناسی کودکان و نوجوانان انجام شده. وجود انبوهی از کتاب ها و مجلات مربوط به اين موضوعات در اين کشورها دليل اين مدعاست. اين در حالی است که در کشور ما کار تحقيقاتی زيادی انجام نشده. همين موضوع باعث می شود که کودکان در اين کشورها با توانايی های بيشتری نسبت به کودکان ساير کشورها بزرگ شوند. شيوه های نوين آموزش و پرورش کمک می کند که آنها به کارهای نو دست بزنند و با هر موضوعی خلاقانه برخورد کنند به اين ترتيب ممکن است از نظر ما عجيب به نظر برسد که يک استاد دانشگاه اروپايی نجاری می کند خانه اش را خودش بنايی می کند و آن را رنگ می کند، کتاب می نويسد و .. و هيچ کدام از اين کارها هم برای او سخت نيست چون شيوه اکتشاف، طرح مشکل، حل مساله و تبيين و استنتاج را از کودکی آموخته است از ويژگی های ديگر آموزش و پرورش اين کشورها اين است که همه کودکان دوره پيش دبستانی را می گذرانند. در مهد کودکهای اين کشورها هم امکانات زيادی برای توسعه تفکر خلاق بچه ها ايجاد شده و برای هر گروه سنی محيط های بازی و اسباب بازیهای ويژه مهيا شده است مهدهای کودک دراين کشورها، پرورش خلاقيت های ذهنی، مهارتهای فيزيکی، مهارت های ارتباطی و گفتاری، خلاقيت و حس استقلال را مورد توجه قرار داده اند. تمام اينها دست به دست هم می دهد که از کودکان امروز، افرادی با آيده های نو و کارآفرينانه به وجود بيايد اينها نيازهای مبرم جامعه ايران نيز هستند
-احمديان راد ،حمیده ، شيوه های کهنه آموزش دشمن خلاقيت و کارآفرينی" ، روزنامه ايران، سال سيزدهم، شماره 3688 ، بخش گزارش، دوشنبه 25 تير ماه 1386. . Http://tps blogfa.com
Http://Amoozesh va parvaresh.com
+ نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت 16:2  توسط فاطمه حسن پور
|
مقدمه : تجربه موفق ساير کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسانهای کارآفرين بايد مفاهيم مربوط به کارآفرينی به شکل پر رنگی در کتابهای درسی ايران گنجانده شود. مطالعات مربوط به گذشته کارآفرينان نشان می دهد که آنها از خانواده هايی که ارزش خاصی برای استقلال و اتکای به خود قائل هستند، بيرون می آيند. مدتهاست کشورهای پيشرفته به اين نتيجه رسيده اند که برای اين که نسل بزرگسال کارآفرينی پرورش دهند، بايد آموزش کارآفرينی را از دوران کودکی و نوجوانی آغاز کنند. به اين ترتيب کودکی که با پول و کسب و کاردرست و شرافتمندانه آشنا می شود. در آينده نيز انسانی خلاق و پولساز خواهد بود. جامعه ما نيز به وجود چنين انسان هايی نياز مبرمی دارد. ژاپن نخستين کشوری بود که آموزش کارآفرينی را از مدرسه شروع کرد. به اين ترتيب نوجوانان ژاپنی در دبيرستان های اين کشور آموختند که چگونه بايد در حين تحصيل کار کنند و از کار خود سود به دست آورند. آنها به اين ترتيب به جهش صنعتی کشورشان کمک کردند. اين تجربه و تجربه موفق ساير کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسان هايی کارآفرين بايد مفاهيم مربوط به کارآفرينی به شکل پررنگی در کتابهای درسی ايران نيز گنجانده شود. خانواده هايی که کارآفرين پرورش می دهند: برخی از کارشناسان فراتر از اين می روند و توصيه می کنند که آموزش کارآفرينی از سنين کودکی شروع شود چرا که کارآفرينی از تجربيات زندگی درمحدوده خانواده و فرهنگ سرچشمه می گيرد سوده راد کارشناس ارشد کار آفرينی می گويد: "زمانی تصور می شد افراد ، کارآفرين به دنيا می آيندچون خصوصيات آنها به قدری نادر و بخصوص بودکه در هر جايی يافت نمی شددرحالیکه امروزه شواهد کافی وجود داردکه نشان می دهد صفات کارآفرينی می تواند در نتيجه آموزش های دوران کودکی و استقلال و اتکا به خود و نيز در نتيجه ارزش های فرهنگی مربتط با کار و صنعت پرورانده شود. روانشناسان معتقدند که 5 سال اول زندگی اثر دائمی بر شخصيت فرد به جای می گذارد در اين دوران نوع رفتارها د رخانه و خانواده بيشترين تأثير را در شکل گيری رفتار آينده کودک به عنوان فرد بالغ به جا می گذارد .برای مثال کودکانی که مادران آنها پيوسته و همراه با محبت برايشان از طريق داستان، کتاب ، اسباب بازی، بازی و گفتگو ايجاد تحرکات ذهنی اوليه می کنند ، در د وران مدرسه و دبيرستان هميشه نمره هاي خوبی می آورند و در آينده به افرادی مطمئن، شاد، فعال ، اجتماعی، از نظر احساسی مستحکم و از نظر ذهنی کنجکاو و تبديل می شوند هم چنين مطالعات مربوط به گذشته کارآفرينان نشان می دهد که آنها از خانواده هايی که ارزش خاصی برای استقلال و اتکای به خود قائل هستند بيرون می آينداين کودکان درمواردی که ازخوداستقلال،ابتکار و پشتکارنشان داده اند تشويق شده وبخاطر آن جايزه گرفته اند و در صورت تنبلی و انجام تقاضای بیجا به آنهاپاداش داده نشده است حتی برخی از کارآفرينان از خانواده هايی می آيند که ناپايدار و غير متحد بوده و با بحران هايی نظير مرگ يکی از والدين، جدايی والدين، طغيان عليه و الدين و اخراج از خانه مواجه بوده اند اين گونه کودکان تحت فشار قرار گرفته و در نتيجه چگونگی سير کردن شکم و تصميم گيری را زودتر ياد گرفته اند . شيوه های کهنه آموزشی مانع خلاقيت کودکان ايرانی : روان شناسان می گويند بيشتر کودکان زير 5 سال ايرانی خلاق اند ولی فقط تعداد کمی از آنها بعد از 5 سالگی خلاقيت شان را حفظ می کنند. اين به معنای آن است که نحوه آموزش و پرورش کودکان ما صحيح نيست ما درخانه و مدرسه ذهن کودکانمان را با اطلاعات از پيش تعيين شده پر می کنيم و اين رويه را تا پايان دوران مدرسه ادامه می دهيم. به این ترتيب کودکان و نوجوانان ما توانايی کشف، اختراع، استنتاج و نيز قوه خلاقيتشان را از دست می دهند.در واقع شکل آموزش و پرورش ما از لحظه تولد کودک با توانمندیهای او و امکانات بالقوه کشور مطابقت ندارد. به اين ترتيب نمی توانيم چنان که بايد افراد کارآفرين پرورش دهيم.کارشناسان می گويندايراد نوع آموزش مااين است که ازپيش تعيين شده است درحالیکه کودکان خودشان بايد به جست و جوی اطلاعات بپردازند و با محرکهای گوناگون ازجمله ارتباط با طبيعت ، افراد و فیلم های مناسب مواجه شوند سوده راد می گويد: تحقيقی توسط محققی به نام چلبی ازسال 1375 تا 1378 درايران انجام گرفت محقق بابررسی 2021 نمونه ازچند شهر کشور به 7 نوع عمومی شخصيت بادرصدفراوانی های مختلف رسيدکه ازآن ميان بيشترين درصديعنی 27/3د رصد متعلق به شخصيت متوسط بود و تنها 4/4 درصد اين نمونه ها شخصيت فعال داشتند کسانی که شخصيت فعال دارنداغلب آمادگی روبه رو شدن ، تطابق، سازگاری و همنوايی با محيطهای متنوع و جديد را دارنداين دسته از افراد بطور کلی طالب موفقيت در امور مختلف زندگی هستند ودرهمان حال مايلند روی محيط خود کنترل ابزاری و نظارت داشته باشنددر حالیکه شخصيت متوسط دارای تمايلی به فعال شدن در محيط به صورت ابزاری منتها در حد متوسط دارد وی می افزايد: " در نسل های پيشين درکشور ما مثل جوامع و خانواده های غربی کنونی، فرزندان بخصوص پسران از سنين کودکی و نوجوانی با مفهوم کار و در آمد آشنا می شدند به طوری که حتی در خانواده های ثروتمندنيز شاگردی فرزند و يادگيری کار ، مذموم شناخته نمی شد " به اين ترتيب لازم است که خانواده های ايرانی نگرش خود را يکبار ديگر تغيير دهند اين تغيير هم با آموزش ممکن است اين کارشناس می گويد که در کشور آمريکا بنيادی بنام نيروی کار آ مريکايی جديد و برنامه خانواده ، در جهت آموزش خانواده ها فعاليت می کند و سياست گذاران را در ارائه راه حل های جديد برای تقويت خانواده و کارآفرينی ياری می رساند همچنين در اين کشور برای تقويت مهارت آمريکايیها و ارتقای رقابت در اقتصاد و به منظور انجام فعاليتهای کار آفرينانه و همين طور در موضوع خانواده کودکان تحقيقات مختلفی انجام و نيز کنفرانسهايی برپا می شود . خلاقيت با آزادی شکوفا می شود : آلبرت انيشتين در خاطراتش می گويد: " نظر یه نسبيت نمی توانسته در دوران بزرگسالی من شکل گرفته باشدزيرا آدمی در بزرگسالی فرصتی برای انديشيدن به فضاو زمان ندارداينها چيزهايی است که وقتی کودک بودم به آنها فکر کرده ام" به اين ترتيب پرورش خلاقيت کودکان تأثير مهمی درآينده آنها دارد بسياری از کودکان تيزهوش اند ولی در بزرگسالی هرگز متناسب با هوش شان پيشرفت نمی کنند اين موضوع به نحوه آموزش و پرورش آنها بر می گردد. دکتر معصومه رفيقی روان شناس کودکان می گويد : " جان لاک می گفت بچه ها طبيعت منفعلی دارند با پاداش و تنبيه بايد رفتار آنها را تقويت کرد بعدها روسو گفت بچه طبيعتاً فعال ست. خودش اکتشاف می کند و اگر مانعی مقابلش ايجاد نشود ، خلاق می شود الان نظريه روسو غلبه دارد به طور کلی سن 5 سالگی سن جهش سريع در خلاقيت است خلاقيت هم در آزادی شکل می گيرد هر بچه ای به نوعی استعدادهای خودش را نشان می دهد آزادی به خلاقيت امکان بروز می دهد و محدوديت مانع بروز آن می شود بازديد از مکان های مختلف هم خلاقيت را تقويت می کند محيطی که بايد خانواده ها برای بروز خلاقيت ايجاد کنندمحيطی است که بچه ها آزادانه فکر کنند هم چنين خانواده ها بايد بر اساس رشد و نياز بچه، اسباب بازی در اختيارش قرار دهند به قول " اولين شارپ" بازی تفکر کودک است بچه ها در سنين پيش از دبستان با بازی آموزش می بينند و با محيط اطرافشان مواجه می شوند و تطبيق پيدا می کنند " بسياری عقيده دارند يکی از موانعی که در کشورهای جهان سوم در مقابل خلاقيت وجود دارد، اين است که مردم اين کشورها بيشتر دوست دارند که کودکانشان را مطيع بار بياورند و حس پرسش گری آنها را سرکوب می کنند. آموزش و پرورش شرط اول بروز خلاقيت : در کشورهای پيشرفته کار زيادی در باره مسائل روان شناسی و جامعه شناسی کودکان و نوجوانان انجام شده. وجود انبوهی از کتاب ها و مجلات مربوط به اين موضوعات در اين کشورها دليل اين مدعاست. اين در حالی است که در کشور ما کار تحقيقاتی زيادی انجام نشده. همين موضوع باعث می شود که کودکان در اين کشورها با توانايی های بيشتری نسبت به کودکان ساير کشورها بزرگ شوند. شيوه های نوين آموزش و پرورش کمک می کند که آنها به کارهای نو دست بزنند و با هر موضوعی خلاقانه برخورد کنند به اين ترتيب ممکن است از نظر ما عجيب به نظر برسد که يک استاد دانشگاه اروپايی نجاری می کند خانه اش را خودش بنايی می کند و آن را رنگ می کند، کتاب می نويسد و .. و هيچ کدام از اين کارها هم برای او سخت نيست چون شيوه اکتشاف، طرح مشکل، حل مساله و تبيين و استنتاج را از کودکی آموخته است از ويژگی های ديگر آموزش و پرورش اين کشورها اين است که همه کودکان دوره پيش دبستانی را می گذرانند. در مهد کودکهای اين کشورها هم امکانات زيادی برای توسعه تفکر خلاق بچه ها ايجاد شده و برای هر گروه سنی محيط های بازی و اسباب بازیهای ويژه مهيا شده است مهدهای کودک دراين کشورها، پرورش خلاقيت های ذهنی، مهارتهای فيزيکی، مهارت های ارتباطی و گفتاری، خلاقيت و حس استقلال را مورد توجه قرار داده اند. تمام اينها دست به دست هم می دهد که از کودکان امروز، افرادی با آيده های نو و کارآفرينانه به وجود بيايد اينها نيازهای مبرم جامعه ايران نيز هستند
-احمديان راد ،حمیده ، شيوه های کهنه آموزش دشمن خلاقيت و کارآفرينی" ، روزنامه ايران، سال سيزدهم، شماره 3688 ، بخش گزارش، دوشنبه 25 تير ماه 1386. . Http://tps blogfa.com
Http://Amoozesh va parvaresh.com
+ نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت 15:57  توسط فاطمه حسن پور
|
نوشتن پيرامون مولا علي از توان هيچ قلمي برنميآيد. هر آن چه بنويسيم و هر آن چه از عظمت و بزرگياش بگوييم يك از هزاران نخواهد بود. آن چه ميما ند عشق و ميزان دل دادگي دوستان و پيروانش است و اين كه چه قدر امام خود را ميشنا سيم و جايگاه او را در هستي ميدانيم يا خير. شايد بعضي تصور كنند آن چه در كتب و اشعار علوي ميخوانند تنها به روحيات نويسندگان و شاعران برميگردد و اصل ماجرا در حد نوشتهها نيست. اين پندار از سويي ديگر چندان هم بي راه نيست. آري اصل ماجرا چيز ديگريست و هيچ بندهاي تا مولا نخواهد، هيچ نميداند و تا آن امام آسماني نخواهد اصلاً هدايتي صورت نميگيرد چه رسد به آن كه كسي بخواهد از اصل ماجراي ولايت و امامت سردرآورد. حريم ولايت و حريم خداوند جدا از دنياي خاكي ما بندگان است. ما در عالم بدي و گناه ميتوانيم با مدد نفسي خود هر بدي را انجام دهيم، اما در حيطه خوبيها و ميدان هدايت هيچ قدمي به اختيار خود برنميداريم، در سوره نساء، آيه 78 خداوند متعال به صراحت ميگويد: آنچه ميرسد ترا از خوبي پس از خداست و آنچه ميرسد ترا از بدي از نفست با شد .
+ نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت 15:51  توسط فاطمه حسن پور
|
مقدمه اصولا آموزش افراد نوعی سرمایه گذاری مفید محسوب می شود و از این رو سرمایه گذاری برای آموزش یک عامل کلیدی در فرایند توسعه است. امروزه مدیریت به مفهوم واقعی کلمه نیازمند دانش، اهلیت، درایت و هوشمندی فوق العاده ای است و حیات موثر سازمانها از طریق کارایی مدیران و کارکنان آگاه، ماهر، خلاق و توانا میسر می شود. آموزش مدیریت به منظور تربیت نیروهای کیفی که عهده دار مسئولیت های خطیری در جامعه هستند، از اولویت ویژه ای برخوردار است وسرمایه گذاری در آموزش منابع انسانی را به عنوان رکن اساسی توسعه گوشزد می کنند. جامعه ای که در حال بازسازی و نوسازی است باید به پرورش و تعلیم و افزایش کارآیی نیروهای مدیریتی خود در آموزش و پرورش اهمیت فراوان بدهد که اینان به قول حضرت علی (ع) نگه دارنده و سنگ آسیاب و عمود و بر پا دارنده خیمه زندگی اجتماعی هستند. اصطلاحات آموزش مدیریت: فراگیری دانش و فنونی است که به واسطه آنها مدیر توانی تاثیر گذاری بر افراد و جلب مشارکت آنان را جهت رسیدن به اهداف سازمان داشته باشد. آموزش ضمن خدمت: به یک سلسله عملیات منظم و پیوسته گفته می شود که در جهت ایجاد تغییرات رفتاری مطلوب و فراگیری فنون جدید در جهت رشد دانش ها و مهارت های فنی و حرفه ای و شغلی و سازمانی مدیر صورت می گیرد به طوری که مدیر بتواند به نحو بهتر و موثرتری مسئولیت های محوله را به انجام برساند.
اهمیت و ضرورت آموزش ضمن خدمت مدیران هدف و فلسفه آموزش ضمن خدمت افزایش دانش شغلی و ایجاد زمینه های لازم برای بروز خلاقیت ها و نوآوری ها و ارتقاء سطح کارآیی مدیران آموزش و پرورش متناسب با تحولات و نیاز های جامعه امروزی است. آموزش مدیران در سطوح اداری و آموزشی تاثیر شگرفی می گذارد و سبب افزایش سطح آگاهی ،تغییر در نگرش ها، عادات و رفتار می شود.دکتر مصطفی عسگریان در کتاب "مدیریت نیروی انسانی" در باب ضرورت آموزش، پویایی هر سازمان را در گرو توجه به رشد و تعالی نیروی انسانی دانسته و می گوید: « ادامه حیات سازمانی به گونه های مختلف رهین آموزش است چرا که آموزش تنها وسیله همگام بودن با تغییرات سریع سازمان در شئون مختلف است.همچنین دکتر محمود ساعتچی در کتاب "روانشناسی در کار، سازمان و مدیریت " در خصوص اهمیت و ضرورت آموزش می نویسد: « تا هنگامی که به فرایند مدیریت و آموزش اثر بخش مدیران توجه نشود، همه تلاش های یک یا چند روانشناس، جامعه شناس، پلیس، قاضی، پزشک و ... تنها می تواند منجر به حل نسبی مشکلات تعداد معدودی از افراد جامعه شود پس برای تامین سلامت ، رفاه و آسایش مردم کشور راهی جز توجه به نقش مهم و عظیم آموزش و خاصه آموزش مدیریت نداریم، باید پذیرفت که بدون برخورداری از نظام مدیریت کارآمد، جامعه نمی تواند حتی مشکلات مربوط به زندگی روزمره مردم را حل نماید، چه رسد به اینکه بخواهد برای آینده دور برنامه ریزی کند." ویلیام جیمز از دانشگاه هاروارد در یک بررسی نتیجه گرفت که کارکنان در سازمان ها از 20 تا 30 درصد توانایی خود استفاده می کنند. تحقیق او نشان داد که اگر کارکنان آموزش ببینند و به طور شایسته بر انگیخته شوند 80 تا 90 درصد از توانایی ها و قابلیت های خود را بروز می دهند. با توجه به اینکه مدیران خود یکی از کارکنان درون سازمان محسوب می شوند ارقام یادشده اهمیت و ضرورت آموزش آنان را آشکار می سازد .از سوی دیگر مدیران می توانند با کسب آموزش های مطلوب در ایجاد انگیزه در کارکنان بسیار موثر باشند و از این نظر ضرورت آموزش آنان مضاعف می شود . نتایج هدفهای آموزش مدیران 1 - افزایش خدمات وبهره وری 2- کاهش اتلاف وقت و هزینه 3- بهبود روش های انجام کار 4- تقلیل زمان یادگیری وظایف شغلی ( بجای استفاده از روش آزمون و خطا با آموزش روش موثر ،انجام دادن وظایف را در حداقل زمان فرا می گیرند ) 5- فراهم آمدن امکان ارتقای کارکنان 6- ایجاد تفاهم بیشتر بین کارکنان و استقرار ارتباطات صحیح 7- افزایش قابلیت انعطاف کارکنان نسبت به اعمال روشهای جدید واستفاده از وسایل و تجهیزات و فن آوری های جدید 8- تکامل و پرورش استعداد و تواناییهای بالقوه کارکنان و دانش آموزان 9- ایجاد ارتباط صحیح و موثر با اولیا ی دانش آموزان و سازمان های بالا دستی منابع: کافی، ج 6، ص 47 فرهمندیان ،محمد ،اهمیت آموزش معلمان ،رشد معلم ،سال 19 ،شماره مسلسل 153 ،آذر 1379 . فتحی ،کوروش ،اجارگاه ،آشنایی با آموزش ضمن خدمت کارکنان (مدیریت وبرنامه ریزی آموزشی کارکنان)، تهران ،انتشارات اداره کل آموزش ضمن خدمت ،1373 ،صص 35 – 34-
+ نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت 15:29  توسط فاطمه حسن پور
|
مقدمه: فراگرد ارتباط میان مدیران و معلمان یکی از جوانب مهم ارتباطات سازمانی است که بازخوردهای ناشی از آن رفتار اثر بخش را تسهیل می کند.برقراری ارتباط صحیحی میان رئیس و مرئوس باعث تقویت روحیه، رضایت شغلی و عملکرد بالاتر و از طرف دیگر باعث کاهش فشار ناشی از کار، تنش، مخالفت، مقاومت می گردد. که در نهایت به افزایش کارایی و اثربخشی سازمان منجر خواهد شد و سلامت فرد و سازمان در جامعه تضمین می شود.همچنان که می دانیم تقریبا همه صاحب نظران از میان عوامل موثر در ارتقای بهره وری و عوامل انسانی را مهم دانسته اند. اما عامل انسانی، خود هنگامی بهره وری خواهد داشت که علاوه بر توانایی در محیط کار انگیزه، هم برانگیخته شده باشد. برای حل بسیاری از مشکلات جهان امروز می توان از دانش مدیریت بهره گرفت.مدیریت فرایندی است که به وسیله آن کوششهای فردی و گروهی برای رسیدن به هدف مشترک هماهنگ می شود. مدیریت کار پیچیده ای است ودر واقع هنری تمام و کمال است. یکی از دلایل این موضوع آن است که مدیریت برای انجام وظایف خود با انسانها سرو کار دارد.شکی نیست که چگونگی مدیریت در ایجاد روابط انسانی، در نحوه سلوک و رفتار معلمان و در نتیجه در تحقیق هدفهای آموزش و پرورش و کارایی آنها موثر است. انسان موجودی است بسیار ارزشمند و پر رمز و راز و دست یابی به کامیابی در فعالیت های جمعی منوط به شناخت و بهره گیری از استعدادهای نهفته و بروز نوآوری او می باشد. این موضوعی است که نه تنها در دیدگاههای ارزشی جایگاه ویژه ای دارد بلکه تحقیقات و مطالعات که در جوامع غربی به منظور افزایش کارایی و اثر بخشی مبین آن است. از این رو طرز تلقی و نحوه رفتار با منابع انسانی سازمانها در آن جوامع دچار تحول اساسی شده است.مسئله روابط انسانی میان مدیر و معلمان در ابعاد گسترده آن از اهم مسائلی استکه در هر گونه فعالیت آموزشی و پرورشی چهره می نماید. و اثرات مهم آن در پدیده تعلیم و تربیت هر جامعه اجتناب ناپذیر است. با توجه به ابعاد پیچیده روحیه انسانها و اثرات روانی عاطفی روابط میان مدیرو معلمان و دانش آموزان تعامل این سه رکن تعلیم و تربیت، لزوم تحقیقات هر چه بیشتر و دقیقتر در باره موضوع و ابعاد مختلف روابط انسانی آشکار است. در حقیقت توفیق امر مدیریت در گرو شناخت صحیح از منابع انسانی و برقراری روابط مناسب با آنها و ترغیب آنان به کوشش در جهت دستیابی به اهداف ساز مانها است. در مدارس هم فعالیت و همکاری مؤثر در محیط آموزشی مستلزم وجود روابط انسانی توأم با اعتماد متقابل میان مدیران و معلمان است. معلمان از نظر «حرفه ای» همانند مدیران و گاه فراتر از آنها و در نتیجه هم ردیف و گاه بیشتر از کسانی که سطح بالاتری را در سلسله مراتب سازمانی به خود اختصاص داده اند، شایستگی و تخصص دارند.این وضع علاوه بر آنکه به نوبۀ خود بر دشواری کار مدیر، که باید در انسانهای گوناگونی که هیچ دو نفرشان با هم یکسان نیستند،علاقه و تمایل به کار ایجاد کننده و فعالیت هایشان را هماهنگ سازد. با توجه به نکات فوق هدف از انجام این تحقیق، بررسی اثرات روابط مدیران با کادر آموزشی و تأثیر مدیریت و رفتار و طرز برخورد است. از این رو دو رکن آموزش و پرورش در کارایی آموزش از یک سو ونوع رفتار معلمان و مدیران با بچه ها و تعامل آن در پیشرفت و موفقیت دانش آموزاناز سوی دیگر است. امروزه مدیریت یکی از ارکان اساسی و اولیه ادارۀ امور جوامع است. زیراترکیب و به کارگیری صحیح عوامل موجود، ایجاد نظم و هماهنگی میان آن ها ودر نتیجه براساس الگوهای صحیح ومتناسب با شرایطی محیطی جهت رسیدن به اهداف مورد نظر به شکلی مؤثر و مقرون به صرفه، با توجه به منابع و امکانات و محدودیت ها، با نیروی عظیم در پیشرفت امور سازمانها به شمار می رود و محور تمام فعالیتهای مدیر آموزشی تسهیل و پیشبرد امر آموزش و یادگیری است. بنابراین موضوع تعلیم وتربیت دانش آموزان هستند و بالطبع معلمان در این فرآیند نقش کلیدی دارند و هسته مرکزی به حساب می آیند.وشاید مدیریت را بتوان مؤثرترین عنصر در طرح واجرای برنامه های مؤسسات دانست. مدیریت عنصری است که فعالیت های جاری سازمان را هماهنگ می کند و برنامه های آینده را طرح ریزی می نماید. نظر به اینکه موضوع روابط انسانی خود بحث عمده ای را در مدیریت و سازمان ها به ویژه در مؤسسات آموزشی به وجود می آورد. پس لازم است به طور مفصل مورد بررسی قرار گیرد. امروزه با پیشرفت شناخت دانش بشری، کیفیت روابط انسانی خصوصا در سازمانهایی که دسترسی به اهداف آن نیاز به همکاری و مشارکت گروهی دارد. می بایست تغییر و به شکلی پویا جریان یابد. از این رو ضروری است که روابط انسانی به طور منظم و علمی مورد مطالعه و دقت نظر قرار گیرد. تا با توجه به مسائل اجتماعی و روانی در میان کارکنان ایجاد روحیه شده و در نتیجه سبب بهبود شرایط محیط کار و افزایش کارایی مؤسسات آموزشی گردد. معلمان همانند سایر نیروهای انسانی دیگر مؤسسات، انسان هایی با نیازهای متنوع و گاه متضادند. زمانی آنها نقش کلیدی دارند وعملکرد مطلوبی دارند که در محیط کار روابط انسانی صحیح حاکم باشد. روابط انسانی در پرتوی برقراری ارتباط پدید می آید.(ارتباط عبارت است از فراگرد تفهیم و تفهم یا انتقال معانی میان اشخاص و گروههاست.) که یک وجه میان مدیر و معلمان است. چنین ارتباطی ممکن است به طور رسمی یا غیررسمی، کلامی یا رفتاری به منظور انجام کار ووظیفه مشترک یا برای ایجاد روابط عاطفی دوستانه صورت گیرد. مدیر در محیط آموزشی نباید مشکلات و گرفتاریهای شخصی، محدودیت های سازمانی، تنوع سلیقه ها و فشارهای اداری او را از وظایف مهمش باز دارد. یک مدیر همانند خلبان وناخدا در پذیرش شغل خود مختار است. اما وقتی پذیرفت مجبور است رسالت خود را تا زمانی مشخص و دوره ای معین انجام دهد. با توجه به نتایج تحقیقات و بررسی های زیادی که دانشمندان علوم رفتاری در این زمینه به عمل آورده اند. عوامل مؤثر در رفتار سازمانی و پویایی گروه را میتوان به سه دسته متغیرهای زیر تقسیم کرد: ü متغیرهای فردی: همانند رفتار، طرز برخورد، چگونگی قضاوت، شخصیت و مهارتهای فردی اعضای گروهü متغیرهای گروهی: مانند درجه تأثیرپذیری و نفوذ، چگونگی ارتباطات و میزان کشش و جذابیت اعضاء گروه نسبت به یکدیگر. ü متغیرهای محیطی: مانند نوع وظایف، مسئولیت ها، اندازه گیری نظام تنبیه وپاداش. متغیرهای مذکور در پرورش و حفظ همبستگی گروه، میل به آمیزش و معاشرت اجتماعی، ایجاد هنجارهای گروهی، بهبود مهارتها ورفتار فردی و به ویژه در میزان بهره وری و کارایی گروه مؤثر است. یک نظام آموزشی زمانی بازدهی کامل دارد که تمامی دست اندرکاران امور با فراهم ساختن محیطی مناسب و کارایی و استفاده هر چه بیشتر از توان و نیروی خود و دیگران در انجام صحیح امور مداخله نمایند تا شرایطی ایجاد شود که افراد به یکدیگر اعتماد داشته باشند و با اجرای اصول و روابط صحیح انسانی و استفاده از اصل عدل و انصاف به پویایی گروه بیافزایند تا هر یک از اعضای گروه از کار کردن، تماس و هم فکری یکدیگر احساس رضایت و خشنودی نموده و در نهایت به کارآیی نظام آموزشی کشور جامۀ عمل بپوشانند.
پیشنهادها: برای بهبود امور مدیریت پیشنهادات زیر مطرح می شود: 1.حتی المقدور سعی شود که از افرادی برای تصدی مدیریت انتخاب شود که در این رشته مدیریت تحصیل کرده باشند. 2.بهتر است فردی راکه به عنوان مدیر انتخاب می شود دو الی سه سال در کنار مدیر مجربی قرار دهند تا از نزدیک با مسائل مدیریت آشنا شود و از تجربه های مدیر دیگر بهره ببرد و بعد خودش به کار مدیریت بپردازد. 3.تأمین کردن مدیران از لحاظ مختلف«مالی، امکانات شخصی، ارضای روحی و تقویت فکری» امری بسیار ضروری به نظر می رسد. در غیر این صورت افراد کارآمد به شغل مدیریت روی نمی آورند. و احتمال دارد که آن تعداد افراد کارآمدی هم که شاغل هستند از مشاغل دور شوند و دست از این شغل بردارند. 4.لازم است امکانات و تجهیزات کامل جهت ادارۀ امور مدرسه در اختیار مدیران قرار گیرد. اصولاً اگر برای آموزش و پرورش سرمایه گذاریهای کافی صورت نگیرد نمی توان بر آیندۀ روشن آن امید بست. 5.گذاشتن دوره های ضمن خدمت مداوم مدیریت و آشنایی مدیران با جدیدترین یافته های علم مدیریت از مسائل درخور توجه می باشد. 6.بهتر است به جای جلسات تشریفاتی مدیران در هر هفته، مدیران هر منطقه و در هر ماه مدیران استان گرد هم آیند وراجع به مشکلات اساسی به بحث و بررسی بپردازند. بدیهی است که پشتوانۀ این گونه جلسات توجه مسئولین بالاتر نسبت به حل مشکلات و عمل نمودن به پیشنهادات مدیران میباشد. 7.بهتر است در بعضی از موارد دست مدیران باز گذاشته شود ودر همۀ موارد تأکید صرف بخشنامه و مقررات صورت نگیرد. گاهی مقداری انعطاف می تواند اثربخش تر از تحمیل باشد. 8.بازدید از مدارس مدیرانی که موفق می باشند و بهره گرفتن از تجربیات و روشهای مدیران نمونه می تواند اثربخش باشد. 9.لازم است، نظرات مدیران به گوش رده های بالای قانون گذار و مملکتی برسد و در عمل مورد توجه قرار گیرد. چرا که مدیران از نزدیک با مشکلات دست وپنجه نرم می کنند. 10.تغییر مدیریت در مدارس و رده های بالاتر بهتر است مبتنی بر تخصص و آگاهی و برتری افراد منتخب باشد. 11.بررسی روابط انسانی در مدارس ابتدائی بسیار کم است. امید است این بررسی انجام شود زیرا برقراری مدیریت مطلوب در ابتدائی تأثیر بسزایی در مدیریت مقاطع بالاتر دارند.
منابع و مآخذ: 1) اقتداری ، علی محمد ، 1378 ،سازمان مدیریت سیستم رفتاری 2) بخشی ، خداداد ، 1378 ،روابط انسانی در مدیریت آموزشی 3) جاسبی ، عبدالله ،1379 اصول ومبانی مدیریت 4) رشد معلم ، 1372، نقش مدیریت آموزشی 5) زاهدی ، محمد (مترجم) ، چرا کارکنان کاری را که از آنها انتظار می رود انجام نمی دهند (مدیریت دوستی) 6) طوسی ، محمدعلی ،1380 ، ماهنامۀ آموزش و پرورش دورۀ 34-14-23 7) صادقپور ، ابوالفضل ، پایان نامۀ مدیریت دولتی کارشناسی ارشد 8) صیادپور ، عباس ، پایان نامۀ دانشجوی رشته مدیریت 9) عزتخواه ، کریم ، مدیریت مراکز پیش دبستانی و دبستانی 10)علاقه بند ، علی ، 1385 ، مقدمات مدیریت آموزشی 11)میرکمالی ، سیدمحمد ، 13۷۸ ،رهبری و مدیریت آموزشی
+ نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت 15:20  توسط فاطمه حسن پور
|
مدرسه براي بهبود زندگي بسياري از كودكان و نوجوانان فرصت بسيار مناسبي فراهم ميكند. به موازات حركت ملتها در جهت آموزش همگاني، نقش مدارس در ارائه خدماتي مانند خدمات بهداشت رواني در امور تحصيل، اهميت روزافزون يافته است. در حال حاضر، مدارس با حمايت كامل خانواده و اجتماع، بهترين محل براي برنامههاي جامع بهداشت رواني به شمار ميرود، زيرا: اساسي در بهداشت رواني افراد دارند. كار آموزش و پرورش در آموزشگاهها،در واقع دنباله كار پرورش شخصيت افراد در محيط خانواده است. كودكان در محيط آموزشگاهها ياد ميگيرند كه چگونه رفتار اجتماعي داشته باشند و نقش خود را در اجتماع ايفا كنند. آنان ميآموزند در چه محدودهاي بينديشند و حس همكاري داشته باشند. سازد. كودكاني كه تازه به محيط آموزشگاه پا ميگذارند، مسلما مشكلاتي مانند پيوستگي اخلاقي دارند؛ يعني هريك از كودكان، در محيط خانوادگي خاص خود تربيت شدهاند و والدين آنها سليقههاي تربيتي متفاوتي دارند. مربيان و آموزگاران بايد با درايت خود، اين مسائل را درك كنند و كودكان را با محيط جديد تطبيق دهند. تكوين مييابد. مهمترين تمايلات بنيادي كودكان، بنا به تعلق داشتن و احساس امنيت، ناشي از نياز به ارزشمند بودن است. كودكي كه به مدرسه ميرود، به دنبال احساس تعلق مشابه آنچه در خانه تجربه كرده است ميگردد و در صورتي كه در خانواده به اين احساس دست نيافته باشد، در پي جبران آن در مدرسه است هرگاه نتواند در گروه همسن خود، به احساس ارزشمند بودن برسد، براي نشان دادن اين كه فرد باارزشي است، درصدد جلب توجه ديگران برميآيد. اين جلب توجه، ممكن است به شيوههاي مختلفي بروز كند. برخي كودكان از طريق پيشرفت تحصيلي، ورزشي و اجتماعي، اين نياز را در خود رفع ميكنند. معلم و مدير مدرسه ميشود؛ كودكي كه خشم خود را فرو ميخورد، بندرت بيانضباط ميشود؛ ولي اختلال شخصيت در او، بيشتر از كودكي است كه عناد خود را آشكار ميسازد. معمولا دلايل ناسازگاري در كلاس درس، روشن است. بيحوصلگي خواهد كرد. اين احساس محروميت، آزاردهنده است و او بايد به گونهاي آن را جبران كند.اين عمل، جبران ممكن است به صورت آزار رساندن به معلم، تخريب كتاب و صندلي و نيز اذيت كردن همكلاسيها جلوه نمايد. هر كودكي دوست دارد ديگران و بخصوص معلم و همكلاسيهايش بدانند كه او بااستعداد است؛ هرچند تا حدي هم كماستعداد باشد، بايد به طور كلي او را همان طور كه هست، قبول كنند.اين پذيرش از طرف ديگران و معلم، به او احساس اعتماد به نفس و اطمينان خاطر ميبخشد و او را شخصي باارزش نشان ميدهد.
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 20:42  توسط فاطمه حسن پور
|
نوآوري وشكوفايي يكي ازنيازهاي اساسي تمامي مجامع علمي واداري كشورعزيزمان ايران است
نياز جامعه اسلاميٍٍ ايراني به نامي مزين مي كنندسال1387هم ازطرف معظم له به نام سال نوآوري وشكوفايي مزين شدآنجايي كه همه افرادجامعه دركنارهم كشوري رانشكيل مي دهندوهمه درهرشغل - مقام-ومسئوليتي كه هستند بايد به عنوان مديربخش خوددركنارحفظ ونگهداري دستاوردهاوداشته هاي قبلي كه بازحمت مديران گذشته بدست آمدبه فكرنوآوري وشكوفايي استعدادهاي بالقوه با ارائه طرح هاي جامع وكامل و مديريت تحول گراباشند ومسائلي كه باعث تقويت امرنوآوري مي شودراشناسايي وهمچنين باشناختن آفت هاي پيش روي اين امر مهم به فكرزدودن آنها باشندتا اينكه خواسته حكيمانه رهبر فرزانه انقلاب تحقق يا بدمقام معظم رهبري برنامه هاي استكباري دشمن رادرسه امرمهم وعمده معرفي كردند. 1-جنگ رواني 2- جنگ اقتصادي 3- مقابله باپيشرفت واقتدارعلمي دررابطه مقابله باپيشرفت علمي توسط دشمن انرژي هسته ای تحركات وخواسته هاي دشمن راگوشزدكردنده :دشمن باشعارشمانمي توانيد،شماقادرنيستيدآينده تان تاريك است چگونه درصدد تضعيف اعتمادبه نفس مردم نسبت به حكومت هستید اما غافل از اين كه مابراي به دست آوردن قدرت هسته اي ازكسي اجازه نمي خواهيم وبااتكابه جوانان عزيزواعتمادبه نفسي كه ملت فهيم مادارندكارهاي بزرگي كه ازنگاه دشمن تحقق نمي يابدراعملي كرديم وخواهيم كردمقام معظم رهبري به جهت ضرورت واهميت موضوع،امسال را سال نوآوري وشكوفايي ناميدند تا بارديگر خط ومشي امسال را درمسير تحقيق وپژوهش و نوآوري وشكوفايي ترسيم نماينددراين ميان آحادجامعه مخصوصاً مسئولين تاثيرگذاردرقانون گذاري واجرا ازقبيل وزارت خانه هاوسايرمسئولان دست اندركارحوزه هاي علميه ودانشگاه ها بايد وقت را مغتنم بشمارندواز اوائل سال به فكر برنامه ريزي درجهت نواوري وشكوفايي وپژوهش درمجموعه خودباشندسخن رهگشاي رهبرفرزانه انقلاب اسلامي درجهت رشد و توسعه همه جانبه كشورما وقرار گرفتن در مسير توليد علم واستفاده از قابليت هاي بالاي نيروي انساني خودي ومنابع ديگربايدمسير رسيدن به اهداف مقدس را كوتاه كرد وازكمترين امكانات بيشترين استفاده را بادقت هرچه تمامترنمودخوشبختانه ملت رشيدايران اسلامي در30سال گذشته اين اتكابه نفس را درمقابل هجمه دشمنان نشان داده اندانتظارميرودبابالندگي هرچه تمامتربه طرف نوآوري وشكوفايي پيش برويم وقله هاي علم ودانش وفن آوري ، همت والاي ما باشندتابااتكابه خداوندبه افق وچشم انداز20ساله اي كه مقام معظم رهبري ترسيم كرده اندبرسيم وعملي نماييم
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 20:35  توسط فاطمه حسن پور
|
تو دیگه از روبوم من، تو رو خدا پر نزنی
صداي كفشهايي تنها
+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 18:39  توسط فاطمه حسن پور
|
بگذاريد فراموش نکنم
+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 18:17  توسط فاطمه حسن پور
|
|