فصل اول :
مقدمه :
ازبارزترین خصوصیات عصرحاضرمیتوان به تغییرات وتحولات شگرف ومداوم درطرزتفکر ، ایدئولوژی، ارزشهای اجتماعی ،روشهای انجام کار وبسیاری از پدیده های دیگر زندگی ،اشاره کرد بهمین سبب امروز مدیران باجوسازمانی پرابهام ، پویا ودرحال تحول روبرو هستنداین مقاله در پی بیان ضرورت واهداف تحول در آموزش و پرورش است در این راستا از بیانات مقام معظم رهبری که برخاسته از نگرش و انتظارات و مطالعات ایشان است و مصوبات شورای عالی آموزش وپرورش و نگاه صاحب نظران به این موضوع بهره برداری شده است.
تحول یعنی فرایند ذوب شدن اندیشه ها ، باورها و رفتارهای سنتی وتثبیت ارزشهای نوین و استقرار نظامهای جدید.تحول یعنی منطبق کردن سازمانها با آخرین پدیده های روز (آقایی فیشانی ،1377 ،ص26 ).
آموزش وپرورش که خودرا درآستانه تغییرات جدی میبیندبا بهسازی درزمینههای ساختاری، نیروی انسانی و تغییر مواجه است نظر به تاثیرگذاری دستگاه تعلیم و تربیت بر لایههای زیرین جامعه، بهسازی باید تابع بررسی کارشناسی باشد این سیستم پیچیده و تو در تو به عنوان یک تشکیلات دیربازده نارساییهایی دارد. در چند دهه اخیر ساختار اداری و نظام آموزشی و منابع انسانی آن توسعه کمی داشت ولی این توسعه به ارتقای کیفی نظام آموزشی نینجامید این دستگاه به نگرشی نو درهمه این مؤلفهها نیازمند است آموزش وپرورش کنونی باشرایط حاکم قادر به پاسخ گویی و واکنش مناسب نسبت به تغییرات در نظام آموزشی و ساختاری و نیروی انسانی نیست این دستگاه در این بخشها به دکترین جدیدی نیاز دارد که این دکترین در حال حاضر دیده نمیشود البتّه برنامههایی ازسوی دستاندرکاران درحال پیگیری است لذا نظر این عزیزان به این نکته جلب میشودکه آموزش وپرورش که باتنگناهای زیادی درباره منافع مالی و چالش های زیادی درخصوص منابع انسانی مواجه میباشد و عمده فرصت مسئولان مربوط را نیز به خودمشغول ساخته، بایستی هرنوع تغییر درآن با دقّت ودرایت خاصی دنبال گرددمسائل آموزشی مقولهای نیست که بتوان ازطریق آیین نامهها و بخشنامههای آمرانه ودستوری ازبالا به پایین حل کرد.
فصل دوم : ضرورتهای تحول در آموزش وپرورش
ضرورتهاي ايجاد تحول بنيادين در آموزش و پرورش :
- نيازمندي آموزش و پرورش به تحول : بايد آموزش و پرورشمان را تحول بدهيم ما درآموزش وپرورش به تحول احتياج داريم.
- عدم روزآمدکردن آموزش وپرورش:آن كسانی كه الگوى آموزش وپرورش سنتى و قديمى مابودندآنها
به همان شكل ها وقالب هاى آن روز بسنده نكردند مرتباً تحولات بوجودآوردندوخودشان را پيش بردند اما )www.iron culture.org اين مقلدان آن تحولات را ديگر نفهميدند و همان شكل سنتى را نگه داشتند. ( شیوه ها وروشهای تدریس :
اصولاً نظام آموزشي غيرهدفمند که همواره شيوه هاي تدريس سنتي را سرلوحه کار خود قرار مید هدمعلم نقش محوري را درکلاس درس ايفا می کندو بيشتر مبتني بر سخنراني و استفاده ازمهارت هاي کلامي است واين عامل سبب مي شود دانش آموزان در فرآيند تدريس و يادگيري وايفاي نقش فعال ، فرصت مشارکت کمتري راپيداکننددانش آموزان دراين نوع سيستم صرفاً مطالب راحفظ مي کنندوامتحان مي دهند و مجالي براي بروز استعدادهاي خلاق نمي يابند و به تدريج تحرک و پويايي خودرا از دست مي دهندمعلم محوري جانشين دانش آموزمحوري مي شودروحيه پرسش گري ازدانش آموزگرفته مي شودومهم تر اينکه ذهنيت پرسش گر وکاوش گر خلق نمي شود از طرفي معلم را از رکود و روزمرگي خارج نمي کند و در برابر سؤالات جديد قرار نمي دهد.
تغيير مديران و اعمال سليقه در نظام آموزشي :
يکي از معضلاتي که دامنگيرآموزش و پرورش است اين است که اغلب برنامه هاو تصميمات اتخاذ شده با تغيير مديران دستخوش تغيير و تحول مي شود نگاه هاي سليقه اي، صدور بخشنامه هاوآيين نامه هاي متعدد، گرفتاري دروادي سلايق شخصي وتن دادن به آزمون وخطا ضربات جبران ناپذيري را برپيکره نظام آموزشي واردکرده است.
هماهنگ نبودن با تکنولوژي روز دنيا :
هرچنددر قرن بیست ویک زندگي مي کنيم امامتاسفانه تنها ابزار آموزشي ما در مدارس «گچ و تخته» است وهنوزسيستم آموزشي ايران نتوانسته با دنياي مدرن تکنولوژي وفق پيدا کند بعبارت ديگر نظام آموزشي ما با دنياي مدرن امروز هماهنگ نيست.
بي توجهي به نقش معلم :
بي توجهي به نقش معلم در تحول آموزش وپرورش ومقام معلم در جامعه يکي از دلايل عقيم ماندن تحول نظام آموزشی است تا زمانيکه سه چالش اساسي مانندپايين بودن سطح دانش و مهارت حرفه اي، پايين بودن شأن معلمی و پايين بودن سطح حقوق ومزایا وجودداشته باشد نمي توانيم تحول بنيادي درآموزش و پرورش ايجادکنيم زيرا تحول را بايد از معلمان شروع کرد و بي توجهي به اين امر باعث شده که بحث چند شغله بودن معلمان مطرح گردد يک معلم در يک زمان در يک مدرسه مشغول تدريس است اما ساعتي ديگر بايد سريعاً خود را به نقطه ا ي ديگر برساند به تدريس درکلاسهاي خصوصي ودرآموزشگاهها مشغول شود همين امر باعث مي شودکه اشتياق ونشاط کار و فعاليت در آنها کاهش يابد و فقط به فکر تدريس و شيوه اي باشند که دانش آموز نمره قبولي بياورددر چنين سيستمي نوآوري و خلاقيت و ابتکار از دانش آموز گرفته مي شود.
مديريت متمرکز در آموزش و پرورش:
از چالش هاي فراروي ساختار آموزش وپرورش کشورمان مديريت متمرکزدراين سيستم است. سازمان هاي متمرکز آموزشي همواره بخاطرکندي در انجام کارها، بي توجهي يا کم توجهي به نيازها و فرهنگ منطقه اي ، نمي توانند تحولي نو در سراسر کشور ايجاد کنندخط ومشي ها وبرنامه ريزيهاي سازمان در يک جا اتخاذو تنظيم مي شود وکليه تصميمات براي اجرا به استان ها و مناطق ابلاغ مي شود و مديريت مناطق به خصوص مدارس در واقع گردانندگان صرف بخشنامه هاوآيين نامه هايي هستندکه خودحق اضافه کردن ياکم کردن یک سطر به آن را ندارند.
توجه و نگاه کلي به کميت ها در آموزش و پرورش:
آموزش و پرورش در ايران آن قدر به حاشيه هاي سرگرم کننده از قبيل نوسازي و تجهيز مدارس ، معيشت ، مسکن ، حقوق معلمان وبطور خلاصه درگير مسائل کمي شده که ازپرداختن به تعليم وتربيت دورمانده است وازطرفي گستردگي وحجم زياداين سيستم مي طلبدکه به موضوع اصلي که فرآيندصحيح کوچک سازي و واگذاري آن به سازمان ها و مردم اهتمام ورزيم.
بررسي صلاحيت مديران و کارشناسان آموزش و پرورش:
درحال حاضرافرادي که حتي درحوزه تخصصي خودنمي توانند کار کنند از طريق مجاري سياسي مديريت آموزش و پرورش را به عهده مي گيرند و در بعضي موارد تصميماتي ازسوي اين افراد اتخاذ مي شودکه به صلاح آموزش و پرورش ونظام آموزشي نيست ازيکطرف مشارکت پذير نبودن و نداشتن تعامل با بيش از يک ميليون نيروي کارشناس و تحصيل کرده و ناتواني دراستفاده بهينه ازآنان وازطرفي ديگر نبودکارشناس ومتخصص تعليم وتربيت به معناي واقعي از چالش هاي فراروي آموزش و پرورش در اين زمينه است.
درس و بحث در فضاي نامطلوب:
فضاهاي آموزشي بگونه اي است که حس ناخوشايند را در دانش آموزان و بي ميلي و بي انگيزگي را در معلمان ايجاد کرده است دانش آموزي که نمره قبولي لازم را کسب کرده و معدل بالايي دارد اما در عمل بسيارضعيف است در برخوردهاي اجتماعي وحل مشکلات وکارهاي فردي وشخصي خودش ناتوان است این موارد بايد بگونه اي اساسي و کارشناسي شده متحول شود يا به عبارت ديگر فضاي آموزشي کشورمان به دور از هرگونه جذابيتي فقط بدنبال کسب معدل وگذراز امتحانات است و مي خواهد دانش آموزان را با نمره قبولي از پلي به نام امتحان عبور دهد آن هم بدون کمترين آينده نگري در عرصه آموزش و پرورش.
کم رنگ بودن مشارکت مردم در مباحث آموزش و پرورش:
مشارکت مردم در انجمن اوليا ومربيان درحدبسيار پاييني است ودربسياري از خانواده ها گاهي ديده شده که به اين انجمن با نگاه ديگري مي نگرندو هنگاميکه دعوتنامه اي از سوي مدرسه بدست والدين مي رسدتا در انجمن اوليا ومربيان شرکت کنند فوراً گفته مي شودکه باز پول مي خواهند و اين ذهنيت منفي سبب شده تا مردم چنين انجمني رامحرم خود ندانند اين درحالي است که فلسفه وجودي انجمن اوليا و مربيان ايجاد پيوند ميان خانه و مدرسه است.
بي توجهي به مقوله فرهنگي:
بي توجهي به مقوله فرهنگ درسالهاي اخير آنقدر پيش رفته که سبب تغيير ذائقه جامعه شده در واقع کارهايي از جنس فرهنگي کم سودترين ياحتي زيانبارترين کارهابه حساب مي آيد و اين وضعيت منجر به خلاء تفکر اقتصادي و بروز نکردن خلاقيت اقتصادي در حوزه تعليم و تربيت شده و خوداين عامل وعواملي ازقبيل افراط درحمايت يک طرفه ازدانش آموزان بدون در نظرگرفتن ظرفيت هاي فرهنگي واجتماعي باعث شکسته شدن اقتدارمعلمان ودرنهايت تنزل غيرمستقيم پايگاه اجتماعي آنان شده است درواقع ما مرحله گذر ازجامعه بسته به جامعه باز را بسيار پرهزينه گاهي ناموفق پشت سرگذاشتيم و اين رويکرد تضعيف آميزفرهنگي و اقتصادي سبب عدم راهيابي نخبگان و گاهي اوقات رويارويي آموزش و پرورش با مقوله فرار نخبگان بوده است اگر بخواهيم تحول بنيادي در آموزش و پرورش ايجاد کنيم بايد به سه نکته اساسي، توجه وافري داشته باشيم ايجادشرايطي که درآن الگوهاي نوبتواند بصورت عملي درآيد،آگاه ساختن گروههاي مختلف درخصوص فوايد و ضروريات تحول در آموزش و پرورش ،شناخت وضع موجودوکم وکاستيهاي آن درمقايسه با وضع مطلوب،.
نقطه های عزیمت درتحول بنیادین آموزش وپرورش:
با گذشت سی و یک سال از انقلاب شکوهمنداسلامی علیرغم تغییرات واقداماتی که درآموزش و پرورش کشورایجاد شده است ولی هنوزتا تحول بنیادین دراین دستگاه عظیم انسان ساز و فرهنگ ساز فاصله بسیار
است بنابه گفته رهبر معظم انقلاب دردوره انقلاب کارهای زیادی در آموزش و پرورش انجام گرفته است اما نظام آموزش و پرورش تحول پیدا نکرده وهمان نظام قدیمی است البته بیشتر در مسائل روبنایی کارهای زیادی انجام شده است منتها هیچکدام تحول نیست تحول یک حرکت ریشه ای است سخنان رهبری ناظر براین نکته مهم است که سیستم آموزش و پرورش دچار اختلال است ومحصول وخروجی آن مطلوب نظام جمهوری اسلامی نیست لذا باید با آسیب شناسی وضع موجود و بکارگیری ساز وکارها ی لازم زمینه تحول بنیادین رافراهم نمود با توجه به دو رکن اساسی آموزش وپرورش – مدرسه ومعلم – به نکاتی چند در این خصوص اشاره می شود .
- مدرسه :
1 )مدرسه یک موقعیت تربیتی است که معلم ودانش آموز در یک ارتباط تعاملی بریکدیگر اثر می گذارند وازهمدیگر اثرمی پذیرندبنابراین مدرسه بایدمحیطی پویا ،رشددهنده وبستری مناسب برای شناخت وکشف استعدادهای دانش آموزان و نیز زمینه ساز کسب مهارتهای شناختی ،عاطفی وحرکتی و فضایی برای تحکیم مبانی اعتقادی و تمرین وممارست مهارتهای زندگی وجامعه پذیری باشد در حالیکه نتایج ارزیابیها کاشف این موضوع است که در شرایط فعلی کارکرد مدرسه دچار آسیب جدی بوده و با علامت سؤال مواجه می باشد .
2 ) امروزه مدیریت به عنوان علم از جایگاه رفیعی برخورداراست بنابراین شامل اصول وقواعدی است که بایدآنهاراآموخت وباهنرمندی در جهت به کارگیری این اصول برای اداره مطلوب مدرسه استفاده کرد با رشد روزافزون علم وتکنولوژی وتغییرات گسترده ودایمی ، دوره اداره مدرسه به شیوه سنتی ، بدون پویایی ورویکرد تحولی و ناهماهنگ با تغییرات به سر آمده و این نوع مدیریت ، محکوم به فناست از اینروست که درعلم مدیریت سخن ازسازمانهای یادگیرنده به میان آمده است بنابر این مدرسه به عنوان یک سازمان برای حفظ و بقای خود ایجاد قابلیت برای تغییرات هدفمند در دانش آموزان ، نیازمند مدیران کار آمد واثربخش است .
3 ) بدون تردیدبرای تعمیق یادگیری و درونی کردن آن وهمچنین تقویت روحیه مطالعه وتحقیق و پرورش قوه خلاقیت وابتکار ومهارت آموزی دردانش آموزان علاوه برارائه مطالب بصورت تئوری و نظری استفاده از شیوه های عملی نیز ضرورت داردکه تحقق این مهم در گروتأمین، تجهیز و تکمیل فضاهای آموزشی و پرورشی نظیرنمازخانه ، آزمایشگاه ، کارگاه پایگاه رایانه ای وکتاب خانه وهم چنین تأمین و تربیت نیروی انسانی مجرب وکار آمد وبرنامه ریزی مناسب است که هم اکنون مدارس از این نظر دچار مشکلات جدی می باشند.
4) فلسفه وجودمدرسه دانش آموزاست ضرورت وجودی معلم بسته بوجود آنهاست بنابراین چگونه ممکن است بدون شناخت ودرک صحیح ازمراحل رشد، توانمندیها وضعفها، تفاوت های فردی، نیازها وخواست دانش آموزان در رفتار آنها تغییر ایجاد کرد؟
- معلم :
بدون تردید معلمی رکن اساسی آموزش و پرورش و محور تعلیم و تربیت است بنابراین رسالت ونقش وی در نظام آموزشی کشور از اهمیت وحساسیت بسیار بالایی برخورداراست که در این خصوص هم مسئولین وهم معلمان وظایفی دارند که غفلت از آنها خسارات جیران ناپذیری را بر تعلیم وتربیت آینده سازان جامعه وارد خواهد کرد.
ضرورت وعوامل ایجاد کننده تحول :
ضرورت تحول را علاوه بر عوامل تأثیر گذار آن ، در بالندگی وبهبودی سازمانها ، بهبود درکیفیت پیشرفت فناوری ، افزایش رقابت چشمگیر در ارائه خدمات و تولیدات و نیاز طبیعی ودرونی انسانها در مجموعه نظام هستی ،قرار دارند این عوامل سازمانها را در مقابل تغییر وتحول خلع سلاح نموده وآنان را وادادر به پذیرش وبرنامه ریزی جدی می کند .
چگونگی ایجاد تحول در سازمان :
1) تعیین اهداف تحول ؛
تحول در پی تعیین اهداف آن قابلیت برنامه ریزی واجرا می یابد پس از آن سنجش واندازه گیری را ممکن می سازد تحول نمی تواند به صورت خود به خودی وتابعی از متغیرهایی چون حوادث وپیشامدها وخواسته و ناخواسته ،آغاز شود اهداف تحول باید با چیستی و چرایی روشن و شفاف ، واقعی ، قابل اندازه گیری در محدوده زمان ، مدون و قابل انعطاف باشد در این جا این پرسش هامطرح می شود که چرا سازمانی نیازمند تحول است؟ این تحول چگونه و توسط چه کسانی انجام می شود؟ اهداف آموزش و پرورش از تحول چیست ؟ یا تحول درآموزش وپرورش منطبق بر واقعیتهای موجود است؟ در چه فرایند زمانی اتفاق می افتد ؟و.....
2 )توجه به نیاز درونی سازمان؛
نیاز درونی سازمان ،زمینه سازضرورت تحول می شود تغییر وتحول نمی تواند صرفاًجنبه تجویزی وبا صدور دستوالعمل قابلیت اجرایی یابد البته می توان با وضع قوانین و مقررات و ترسیم مسیر حرکت از طریق دستور العملها زمینه حرکت قانونی تحول راهموار نمود که این شرط لازم است ونه کافی .
3 )تبدیل مشکلات وتهدیدها به فرصت ؛
هنر سازمانهای پیشرونده تبدیل مشکلات به فرصت است چرا که این سازمانها از مشکلات موجود در مسیر تحول استقبال کرده وآن ها را بادانش و درایت مدیریت به فرصت تبدیل می کنند تحول ، نیازمند مدیریتی مدبرانه ، بادانش توأم با انگیزه وتلاش پی گیر است سازمانهایی که فرصت آفرینند ،نه فرصت سوز ویامنتظر فرصت ،که این انتظار شاید به ثمر نرسد .
4) جلب همدلی ،همراهی وهمفکری وهمکاری تمامی اعضای سازمان ؛
تحول ، همدلی، همراهی ، همفکری وهمکاری تمامی اعضای سازمان را می طلبد .چراکه تغییر در دانش ، نگرش ، باورها واندیشه های نیروی انسانی درسازمان ،مقدمه ایجاد تحول و رکن اصلی تحول نیروی انسانی است نیروی انسانی نه تنها از عوامل تحول در سازمان ها که از اهداف آن نیز هستند ایجاد تحول در نیروی انسانی ،زمینه ساز برنامه های تحول پایدار و مستمر است .
5 )مدیران جلودار و الگوی عملی تحول ؛
مدیران بعنوان یکی ازمهمترین عوامل تحول ،دارای نقشهای متعددی در اجرای برنامه های تحولی هستندبه همین دلیل همان طور که می توانند با پشتیبانی ،حمایت وهدایت برنامه ،نقش پیش برنده داشته باشند قادرند در زمره مهم ترین موانع اساسی بازدارنده نیز قرار گیرند مقام معظم رهبری دربیانات خود دردیدار وزیر و مدیران آموزش و پرورش کشور در سال 1386 ، از تحول به عنوان یکی از اساسی ترین و اصولی ترین مطالبی که در زمینه آموزش و پرورش ممکن است مطرح شود یاد کردند " تحول یک کلمه است لکن در پشت این وجود لفظی ، درپشت این کلمه یک دنیا کار نهفته است اولاًاین کار چیست؟ ثانیاًباچه هدفی این کارها قرار است انجام بگیرد ؟ ثالثاً چگونه این کارها انجام گیرد ؟پاسخ این سه سؤال ،یک عمر کار است ماهمه اینها را درزیر کلمه تحول قرار می دهیم ومی گوییم تحول." درپاسخ به سؤالات مطرح شده از سوی ایشان ،می توان بطور کلی تحول راشکل زیر تقسیم نمود :
طبقه بندی سطوح تحول در سازمان :
1) تحول در ساختار : ساختار شامل مسائلی نظیر تقسیم بندی کار ،حوزه یا قلمرو کنترل وطرحهای مختلف سازمانی است منظور از ساختار ،سازمانی است که سازمان کارها را بصورت رسمی تقسیم بندی ،طبقه بندی ،گروه بندی وهماهنگ می کندعوامل تغییردرطرح سازمانی تغییراتی داده ویک یاچندمورد از عوامل اصلی را تغییر دهدمقام معظم رهبری در فرازی دیگرازفرمایشات خودبه ساختاروتشکیلات آموزش وپرورش پیش از انقلاب اسلامی وپس از آن چنین اشاره فرمودند "نظام آموزش و پرورش ما یک نظام غرب زده ،تقلیدی ، مبتنی بر باورها ومبانی پذیرفته در اروپا بود در بخشهای مختلف اداری وتشکیلات دولتی ما ،این محسوس بودآموزش وپرورش هم عیناًبه همین کیفیت شکل گرفت وهمین طورماند از فرمایشات ایشان این گونه می توان چنین برداشت کردکه آموزش وپرورش در بخش ساختاری ، نیازمند تغییر و تحولات بنیادین واساسی است .
2)تحول در فناوری : امروزه بیشتر تغییرات فناوری ،حول محور ارائه دستگاههای جدید،ابزار نوین خودکار کردن دستگاه ها با به کارگیری رایانه های پیشرفته دور می زند اغلب عوامل رقابتی یا نوآوری های صنعتی ایجاب می کند که عامل تغییر ، روش علمی ، ابزار یا دستگاه های جدید را عرضه کنند از طرفی با گسترش رایانه در این سالها شاهد تغییرات فناوری به صورتی گسترده هستیم درراستای ایجاد تحول در نظام آموزش وپرورش وبکارگیری فناوری پیشرفته ،شورا عالی آموزش وپرورش سند فناوری اطلاعات وارتباطات را در جلسه 747 مورخ 1/3/1386 از تصویب گذرانده است در این سند نهاد آموزش و پرورش به عنوان مؤثرترین دستگاه آموزشی وتربیتی کشور در تحقق اهداف وزیر ساخت های امور فرهنگی ،علمی وفناوری مورد نیاز در افق چشم انداز ، خود نیازمند تحول و دگرگونی واصلاح در جهت کسب توانمندی های لازم برای ایفاء مأموریت های محوله است در بخش دیگری از این سند آمده است "از جمله فرصتها وامکانات پیش رو برای سرعت بخشی و شتاب دهی در جهت باز سازی نظام آموزش وپرورش وتحول درفرایند یاد دهی – یادگیری ، استفاده از پدیده فناوری اطلاعات و ارتباطات است که باید به عنوان یکی از مهم ترین راهبردهای دست اندر کاران آموزش و پرورش کشور باشد "هم چنین این مصوبه ، نقش جایگاه فناوری اطلاعات وارتباطات رادر عدالت آموزشی وتوسعه مؤثر می داند .
3 )تحول درافراد یا بعبارتی نیروی انسانی :مهمترین سطح تغییر وتحول در سازمانها ،جهت افزایش اثربخشی برنامه ها، تغییراتی است که درنگرش ، بینش ورفتار اعضای سازمان رخ می دهددراین خصوص مقام معظم رهبری در جمع رؤسای مناطق آموزش و پرورش کشور فرمودند "ما می خواهیم آن کسی که از آموزش و پرورش خارج می شود بعد از سیزده سال انسانی باشد با برجستگی های اخلاقی ، برجستگی های فکری ومغزی وباتدین .".مدیران امروز در ایجاد تحول سازمانی با دو مسأله اساسی روبرو هستند : مسئله اول اینکه چگونه نیرو و منابع انسانی خودرا در جهتی توسعه دهند که بهتر بتوانند باتغییرات وتحولات محیط هماهنگ شوند . مسأله دوم اینکه چگونه نیرو ومنابع انسانی سازمان رادر جهتی هدایت کنند که ضمن تحقق اهداف سازمان وانجام مأموریت ها ی سیستم ،نیازهای کارکنان نیز تأمین شود(پارسا ، مقاله ،1386 ) .
مدیریت تحول نیروی انسانی: نقش مدیریت در تحول سطوح سازمانی به منظور توسعه حائز اهمیت است مدیریت و رهبری هوشمندانه از گذشته دور اهمیتی بنیادین در ساختار سازمانی داشته است در قرن اخیر به منابع انسانی بعنوان عنصری هوشمند توجه شده است که با مهارت و خلاقیت خود نقش اساسی ایفا می کند نیروی انسانی کار آمد دریک کشورجزو سرمایه های ارزشمند بشمار می آید ایجادانگیزه های کاری وبروز خلاقیت ونوآوری به شیوه مدیریت مدیران هرسازمان بستگی داردبوجود آوردن محیط کاری مناسب ،بهبود روابط انسانی در محیط کار ،کم شدن استرسها ،ارزش گذاری برای فکرها از شیوه هایی است که مدیریت تحول گرا بایداعمال کندتوجه به ابعاد کیفی آموزش وپرورش در برنامه ریزی ها ووضع مقررات، تأثیر قابل ملاحظه ای در رشد وتربیت مدیران مورد نیاز جامعه دارد بازبینی وبررسی مصوبات وپپیشنهادهای رسیده از بخش های مختلف در شورای عالی آموزش وپرورش، بارویکرد فرهنگی ، تربیتی زمینه سازارتقاءکیفیت در آموزش وپرورش وتقویت نگرش تحولی خواهد بود تصویب خط مشی ها ی آموزش وپرورش درموضوع عدالت آموزشی ،روابط وهمکاری های بین الملل ،تصویب راهنماهای برنامه درسی دروس مختلف دردوره های تحصیلی ، مؤید نقش کلیدی شورا عالی آموزش وپرورش در ایجاد ومدیریت تحول است .
فصل سوم : اهداف تحول در آموزش و پرورش
رسالت آموزش و پرورش :
- قبل از هر شعار بزرگ بدون محتوا به بازسازی نظام آموزش و پرورش بپردازد و از رسیدن این نظام به جایی که از اثربخشی و کارایی دیگر خبری نیست جلوگیری به عمل آورد.
- قبل از آنکه رقیبان درصدد خارج کردن نظام آموزش و پرورش از میدان باشند، به اصلاح ساختار سازمانی ومنابع انسانی خود بپردازد واز منسوخ شدن قابلیتهای دانشآموختگان خود به تناسب انتظارات دنیای کنونی جلوگیری به عمل آورد.
- آموزش و پرورش به کسانی نیاز دارد که به شایستگی هرچه تمامتر قادرند پیوندهای عمیقی میان ارزشها، آرمانها ورسالت آموزش و پرورش با ضرورتهای دنیای علم و دانش ایجاد کنند.
- تلاش محققانه برای حل مسائل نظام آموزش و پرورش ترکیبی از3کوشش :بهبودبخشیدن،تکامل تدریجی و نوآوری است و هر سه تواماً کاملکننده یکدیگرند بهبود بخشیدن یعنی تلاش در جهت افزایش کیفیت ، کاهش هزینههای غیرضروری ... در جهت اهداف.
- این کوشش بایدا زخط مقدم جبهه آموزش و پرورش یعنی مدارس آغاز شود و مدیران مدارس ، معلمان ودانشآموزان رادرکانون توجه قراردهدحوزه ستادی وزارت آموزش وپرورش ضمن اینکه فرآیندکوچک سازی سازمانی رادردستور کار خود قرار میدهد بایددرطراحی مجددسازمان بیشترین نیازهای خود را ازطریق همکاری ومشارکت نیروهای صف برطرف سازد. تکامل تدریجی یعنی اینکه هر اقدام مؤثر وپیروزمند امروز، سنگ نخستین بنای اقدام پیروزمند فردا است نوآوری یعنی بهرهگیری نظاممند از فرصت هایی که درنتیجه دگرگونیهای اجتماعی، اقتصادی، اطلاعاتی وفناوری وعلمی درهر نقطه ازجهان پدید میآید ضرورت ایجاد تحول درآموزش وپرورش امروز بیش از هر زمان دیگری احساس می شود و مسئولان آموزش و پرورش نیز برآن تأكید می ورزند این در حالی است كه براي ايجاد تحولات اساسي و بنيادين درآموزش وپرورش بايد كميت وكيفيت آن متحول شودكارشناسان معتقدندتحول درآموزش وپرورش اجتناب ناپذیر است البته تحول بایددرهمه بخشهاباشدیعنی ازمفهوم تربیت گرفته تا نظام تعلیم وتربیت، چگونگی ساماندهی این نظام، جایگاه آموزش وپرورش رسمی درارتباط باسایرابعاد تعلیم و تربیت واینكه چگونه نهادهای تربیتی با هم ارتباط داشته باشند درتحول موردنظر باشدایجادتحول درآموزش وپرورش ضروری است وتحول درذات خود معناي گذر از نقطهاي به نقطه ديگر را مي دهد و از اين رومي توان گفت تغيير ، لازمه تحول است اما لزوماً هر تغييري به تحول منجرنمی شودتحول، تغييري است كه نگاه به آينده و رو به جلو داردو ابتدا باید تحول تعريف شودزیرا درغير اين صورت صرفاً يك تفكر سازماني بدون سرانجام است در حال حاضر دغدغه اصلي اين است كه محصول آموزش و پرورش فعلي محصول يك نظام اسلامي و ارزشي نيست اين تحول ابتدا بايد در فلسفه آموزش و پرورش و نوع نگاه ما به اهداف تعليم و تربيت آموزش و پرورش صورت گيرد اگر خروجيهاي آموزش و پرورش نتوانند درمجرا و مسيري درست ومبتني برآموزههاي ديني وملي پرورش بيابند طبيعي است كه ديگرسازمان هاي فرهنگي نيز درجامعه دچار مشكل خواهند شد تدوين فلسفه آموزش وپرورش، سندملي آموزش و پرورش و برنامه ملي درسي از اساسيترين ومهم ترين راهبردهايي است كه هم اكنون در حال تهيه واجراست وبزودي شاهدنتايج مثبت آن خواهيم بودنمی توان نظام آموزشي فعلی را برای ایجاد تحول متوقف كردتحول عميق و تدريجي با عبورازمرزهاي زماني ميسرخواهد شد زیراتحول درموزش و پرورش پيچيدگي هاي خاص خودش را دارد در مرحله نخست نياز به تحول در ديدگاه و نگرش است اين تحول بويژه در ميان مديران و مجريان ضروري است البته باتشكيل ستاد بنيادين، تحول در آموزش و پرورش شتاب بيشتري گرفته است بطوريقين وجودچهره های فرهنگي درمجلس شوراي اسلامي بهترين فرصت براي دستگاههاي فرهنگي كشور به ويژه آموزش وپرورش است تا ضمن طرح منصفانه وكار شناسي مسائل حوزه آموزش و پرورش با كمك از نگاه فرابخشي نمايندگان به حل و فصل قانوني آنها بپردازند.
دردنیای پرتحرک وبیدارودرحال تحول امروزکامیابی را مختص جوامع و سازمانهایی میدانند که بین منابع، قابلیتهای مدیریتی ومنابع انسانی خود رابطه منطقی ومعنیدار برقرار سازند جامعه وسازمانی میتوانددرمسیر توسعه، حرکت روبه جلووپرشتابی داشته باشدکه باایجادبسترهای لازم، منابع انسانی خودرابه دانش ومهارت به روز تجهیز کند تا آن ها با استفاده ازاین توانمندی ارزشمند ، سایر منابع جامعه و سازمان را به سوی ایجاد ارزش و حصول رشد و توسعه، مدیریت و هدایت کنند.
نیروی انسانی به عنوان منبعی نامحدود ، محور هر توسعهای به حساب میآیددر این بین معلمان نقش مؤثری درفرآیند توسعه ایفا میکنند از اینرو آموزش و پرورش از اهمیت بسزایی برخوردار بوده و نیازمند حمایت میباشدامروزه، دستاوردهای تازهای به ارمغان میآیدو علم و دانش به سرعت افزایش مییابدممالک جهت تطابق خود باتحولات، برنامههای آموزش وپرورش را مناسبسازی و بهسازی میکنندجهت دستیابی به این بهسازی نکاتی این چنین باید مدنظر قرار گیرد.
- با مشخص کردن هدف، شایستگی و قابلیتها و چشماندازها روشن شود و بین این مقولهها ومحتوای آموزشی بامتن زندگی ارتباط برقرار شود اگر هدفها مشخص نگردندحوادث، تعیین کننده فعالیتها خواهند بود.
- ساختار نوین جایگزین ساختار گذشته آموزش و پرورش گردد.
- بهسازی در ابعاد مختلف از قبیل ساختار، نیروی انسانی انجام گیرد.
- برنامههای بهسازی به مرحله تثبیت و پایداری برسد تا اثرات و نتایج تحولات در آن دوره نمایان شود لذا به مراقبت نیاز دارد.
توسعه از ضرورت های جدی و اجتناب ناپذیری است که جهان امروز بعنوان سرنوشت محتوم آنرا پذیرفته و ازسوی دیگر مهمترین واساسیترین اهداف فرد ، گروه، سازمان و جامعه میتواند توسعه همهجانبه کشور باشد بهسازی در آموزش و پرورش امری مداوم و جاری و در حال جریان است که این تشکیلات گسترده تعلیم وتربیت به آن نیازدارداین حرکت تمامی پیکره آموزش وپرورش را از رأس هرم تابدنه ورده پایینتردر برمیگیردعلاوه برساختارو نیروی انسانی مقولههایی ماننددیدگاهها، باورها، فرهنگ سازمانی ورفتاراعضا را هم مشمول میشود جهت اثر بخش ساختن بهسازی ، با ایجاد تغییر ، چالش ها برداشته شده و عوامل رشد بارورگردندبرای پیشرفت، ضروریات و نحوه انجام فعالیتها بررسی شوند و برنامهها درجهت نوسازی هدایت شده ودراین فرآیند باجلوگیری ازپدیدآمدن مشکلات ، به بهسازی پرداخته میشود فرآیند اصلاح و بهبود سازمان از طریق تغییر در نگرشها، اعتقادات، ارزشهای افراد، ساختار و فعالیتهای سازمانی که بطور عمده بر تغییر در سازمان تأکید کند این ارزشها بدین قرارند:
- احترام به مردم : تعلق افراد به سازمان موجب ایجاد انگیزه در آنان میشود.
- اعتماد و اطمینان : همدلی در محیط کاری به اعتماد و اطمینان منجر میگردد.
- تساوی حقوق : تعامل در سازمان مبتنی بر تساوی حقوق است نه براساس سلسله مراتب.
- اطلاع ازکل وجزء امور: حق طبیعی کارکنان اینکه درمحیط کاری از امور و آخرین تغییرات مطلع باشند.
- مشارکت: وقتی افراد در امور مشارکت داده شوند رضایتشان تحقق مییابد.
آموزش و پرورش به رغم همه اقداماتی که در حوزه تحول بهسازی انجام داده هم چنان در عمل در دنیایی درحال تغییر وگذرکماکان باآشفتگی ها ونارسایی های فراوان دست وپنجه نرم میکنداین مشکلات ازآنجا ناشی میگردد که درطول این چنددهه تغییرات انجام گرفته بدون درنظر داشتن اهمیت ونقش تعاملی هریک ازمؤلفهها وزمینهها تغییراتی را که پیشبینی نموده و اقدام کردهاند بناچار پیامدهای طلبیده ونتایج ناطلبیدهای راباخودبهمراه داشته ودراین تغییرات برنامهای، تمامی جهات لحاظ نگردیده است بهبودواثربخشی ازاهداف عمده بهسازی بحساب میآیدآگاهان، اهداف بهسازی را شامل این موارد میدانند : کیفیتها و خصوصیات زندگی اشخاص، اصلاح و بهبودکارکرد وعملکرد سازمانی وکارگروهی تعهد وتضمین اعضای سازمان در مؤفق ساختن آن، اصلاح ارتباط و بهبودمهارتهای رفع اختلاف، درک بهینه سازمان، دانش افزایی کارکنان، افزایش اعتماد و خشنودی و میزان مسئولیت و ...
برنامه کنونی بهسازی در ایران :
در زمینه ایجاد تحول در نظام منابع انسانی در ایران تا کنون اقدامات متعدد و متفاوتی انجام گرفته که به نظر میرسد هرچه به جلوتر میرویم این حرکت شکل ومحتوایی متفاوت ومتمایز نسبت به گذشته پیدا میکند در چند دهه اخیر درکشور عزیز ما به لحاظ گرایش به دولتی نمودن امور ، بخش دولتی گسترش یافت و بخش غیردولتی نقش کمرنگی در اداره امور پیدا کرد این جهت گیری زمانی صورت گرفت که درهمین دوران در اغلب کشورهاموضوع منطقی نمودن اندازه دولت و بهرهگیری از مشارکت مردمی در برنامههای اولویت دار آنها قرار گرفت.
یکی از راه های کنترل روند رو به گسترش اندازه دولت نیاز به اتخاذ راهبردهای مدیریتی ویژهای دارد که بهسازی منابع انسانی ازجمله آنهاست بهینه سازی واصلاح ترکیب نیروی انسانی دستگاههای اجرایی توزیع مناسب نیروی انسانی درمناطق مختلف کشوروارائه خدمات دولتی، ارتقای شاخصهای کیفی نیروی انسانی بویژه نسبت کارکنان مشاغل تخصصی به تعدادکل کارکنان و ترکیب سطح تحصیلی کارکنان از سیاست های مقابله با این روند میتواند باشدهیأت وزیران درجلسه مورخ 18/1 /1381، در یکی از هفت برنامه اصلی ایجاد تحول در نظام اداری، دربند «هـ» بابرنامه آموزش و بهسازی نیروی انسانی دولت مؤافقت کرد مطابق این مصوبه دراحکام قانون برنامه سوم، بمنظور بهینهسازی واصلاح ترکیب نیروی انسانی دستگاههای اجرایی، توزیع مناسب نیروی انسانی درمناطق مختلف مقررشدکه شاخص های کیفی نیروی انسانی به ویژه نسبت کارکنان مشاغل تخصصی به تعدادکل کارکنان و ترکیب سطح تحصیلی کارکنان ارتقا یابدباعنایت به مفادفوق، شاخصهای ذیل در بهسازی آموزش وپرورش مدنظر قرارمیگیردپیشرفت تحصیلی فراگیران
، رضایت معلمان و والدین ومدیران مدارس، افت تحصیلی ، امور پرورشی، مشارکت معلمان واولیا ، بهره گیری از افراد تحصیل آموخته.
در خصوص معلمان دانش افزایی ومهارت از طریق برگزاری دورههای ضمن خدمت وتحصیل رسمی در دوره تحصیلی بالاتر، تشکیل کارگروهای آموزشی، یادگیری فراگیران باعنایت به تشکیل جلسات مشورتی ومشکلگشایی گروهی وتعاون و مشارکت در امورگوناگون مربوط.
اعمال مدیریت بر مبنای هدف، توجه به روابط و ارزشهای انسانی:
بهسازی در آموزش و پرورش ازموضوع های علم مدیریت در این بخش شناخته میشودکه با بهرهگیری از علوم رفتاری تلاش داردکه نظام تعلیم وتربیت راپویا ، فعال واثربخش حفظ نمایددربحران، علل را شناسایی کند وبا حل آن، شرایط بهینه حاکم گرددباتوجه به جنبههاو ابعادمختلف سازمانی وبهرهگیری از روش های مناسب اقداماتی شایسته انجام پذیرد بهسازی یک برنامه اصلاحی چندبعدی است که ساخت وکل واهداف سازمان ، آینده، رشد ، فرآیندها و اجزای تشکیلدهنده آن میباشند.
دیدگاه انتقادی نسبت به مطالعات ساختاری در آموزش و پرورش :
درچنددهه اخیرساختار وزارت آموزش وپرورش شاهد تغییرات پی در پی بود درطرحریزی ساختار سازمانی اغلب درصدد مشخص نمودن قدرت افراد مختلف بویژه در رأس استراتژیک وحوزه مرکزی وزارتخاته بوده وپیروی ازمقررات سازمانی را موردتوجه قراردادهاند نتیجه آن شدکه حوزه اختیارات درجایی متراکم گشت که از قابلیت وشایستگی لازم برای استفاده بهینه از آن برخوردار نیست و در جایی ناچیز شمرده شده است که شدیداً نیازمند گسترش دامنه اختیارات و تفویض اقتدار قانونی است درشرایط کنونی بزرگترین چالش سازمانی آموزش و پرورش در قلمرو مباحث ساختاری عبارت از موضوع انسجام و یکپارچه سازی است انسجامی که بتواندمنجر به پاسخ گویی به هنگام و درست به تقاضای اجتماعی مردم از آموزش و پرورش و تأمین نیازهاگرددهر نوع ساختاری بایدانسجام بهینهای میان چهارسرمایه اصلی آموزش وپرورش شامل سرمایه فیزیکی، سرمایه فکری ، سرمایه اجتماعی و سرمایه عاطفی آن ایجاد نماید حوزه مرکزی وزارت آموزش و پرورش به دلیل ساختار نامتناسبی که درطرحریزی آن وجود داشته و فقدان سیستم برنامه ریزی منابع انسانی شاید یکی از متراکمترین بخش های وزارت آموزش و پرورش باشد که ساختار منابع انسانی آن به هیچ عنوان بر اساس سیستم مدیریت استراتژیک منابع انسانی به خصوص در مؤلفه جذب و تأمین که اصلیترین بخش آن برنامهریزی منابع انسانی است طرحریزی نشده است این موضوع هم درمورد مدیران استراتژیک و هم در مورد مدیران و کل کارکنان این مجموعه مصداق دارد در شرایطی که در عصر اطلاعات و ارتباط زندگی میکنیم تجدید نظر در ساختار سنتی و نامتناسب نظام آموزش و پرورش بر مبنای تفکر نظاممند و با لحاظ کردن مؤلفههای تاثیرگذار درشاخههای ساختار، محتوا و زمینه ، امری ضروری وحیاتی است
بايسته هاي تحول در نظام تعليم و تربيت كشور و نظام آموزشي :
واقعيت اين است كه نظام تعليم و تربيت كشورمان يكي از زيرساختهاي بزرگ فرهنگ سازي است كه بدليل تماس مستقيم بادوتاسه نسل ازجمعيت پويا ودرآستانه رشدبيشترين نياز را درميان نهادهاي موجود به روز آمد سازي وتحول داردامابانگاهي به مستندات موجود درمي يابيم اين نظام به دليل گرته برداري از نظامهای کهنه غربی و عدم حضور در عرصه علم اطلاعات و دارا بودن ساختاری فرسوده وآميخته با ديوان سالاري غير کاربردي از كارآمدي كافي برخوردار نيست و برون داد اين نظام تاكنون نتوانسته است نيازهاي جامعه هدف را چه در مباحث تئوري و چه در مباحث نظري و عملي برآورده كند به گفته كارشناسان نظام هاي تعليم و تربيت وخبرگان سامانه هاي آموزشي، نظام آموزشي كشور ماآنچنان كه بايداز زير ساختهاي قوي فر هنگي- اجتماعي و علمي در بحث ايجاد يك نظام آموزشي پويا و زنده برخوردار نيست از سوي ديگر همين نظام آموزشي غير پويا وسرشار از مشكلات زير ساختي در بعد نظارت و دريافت بازخوردها نيز امكان مانورهاي كنترلي و نو سازي و اصلاح شيوه هاي آموزشي را نداشته و سعي داردبا تغييراتي مقطعي دربرخي ازبخشهاي نظام كه درواقع مسكن موقت بشمار مي رود وتعويض فصلهايي ازآموزه هاي درسي ابراز وجودكندوبابه رخ كشيدن دشواري هاي موجود درفرآيندتعليم وتربيت اعلام كندنظام آموزشي هنوززنده است كه به گفته اكثر قريب به اتفاق كارشناسان فن اين موجودگر چه زنده است اما بيمار مي باشد مانند بيماري درانتظار جراحي ، پشت درهاي اتاق عمل می باشد.
بيماري نظام آموزشي كشور تا حدي پيشرفت كرده است كه رهبر فرزانه انقلاب نيز زبان به اعتراض گشوده و خطاب به مسئولان آموزش وپرورش دستور تلاش براي تحول اساسي در نظام آموزشي را صادرفرموده اند در حال حاضر نظام آموزشي كشور ما به دليل نداشتن پويايي و خلاقيت همه تلاش هاي فردي كارشناسان و دلسوزان موجود در بدنه اين نظام راهدر مي دهد ودرنهايت دانش آموزان را با روحيه اي منفعلانه وغيرخلاق به بازار كار تحويل ميدهد اين كه نظام آموزشي ما بازدهي وزايش نداردچيز عجيبي نيست زيرا عجيب تراين است كه مسئولان وسردمداران اين نظام هيچگونه تلاشي براي رفع نارساييهاي موجود نمي نمايند و در مقابل مشكلات و موانع موجود در فرآيند تعليم و تربيت سكوت اختيار كرده اند و كار را به جايي رسانيده اند كه رهبر فرزانه انقلاب دستور تحول و بازسازي اين نظام راصادر مي نمايندکه : نبايد وزارت آموزش و پرورش خودش را متولي نظام آموزشي بداند و ضروري است در فرآيند تحول و بازسازي نظام آموزشي ضمن نياز سنجي دانش آموزان بعنوان اعضاي جامعه هدف ، كارشناسان و خبرگان تعليم و تربيت كه در دانشگاه ها، حوزه هاي علميه علمي و پژوهشي مشغول فعاليت هستند در اين زمينه وارد عمل شوند.
گامهاي معلق تحول :
درجهان دائماًدستخوش تغييرامروز هرجامعه ای نيازمنداجراي اصلاحات در نظام آموزشی وپرورشی است وطبعاًجوامعي که ازشتاب وشدت دگرگوني هاي بيشتر درعرصه هاي گوناگون اجتماعي، فرهنگي و علمي برخوردارند به اين امر بايدبيشتر اهمیت د هندعوامل زيرنشان مي دهد که سال است نظام آموزش و پرورش ايران بدون تحول مانده است هر چندهر ساله شاهدتغييرات در کتابهاي درسي هستيم اما اغلب آنهاکاربردي نيستندومفاهيم گويايي براي دانش آموزان ندارندآنهارا نقادوتحليلگر بارنمي آورندکارهاي علمي، آزمايش گاهي و تحقيقاتي جايگاه بسيار اندک در موضوعات درسي دارد امروزه کتابهاي درسي را چنان با اصول و چارچوب هاي خاص به دانش آموزان ياد مي دهيم که جز خستگي نتيجه ديگري ندارد و از طرفي ديگر به علت غيرکاربردي بودن مطالب وموضوعات درسي دانش آموزان فقط بدنبال بالا بردن معدل و درصد قبولي هستند.
پارادایم تحول در آموزش وپرورش :
درآغاز قرن 21 توجه همگان بيش ازگذشته به نظامهاي رسمي تعليم وتربيت معطوف شده است تابه کمک ايجاد تحول دراين زيرمجموعه نظامهاي اجتماعي وافزايش کارايي وکفايت آنها جوامع بشري قادر شوند تا به گونه اي سازنده بامعضلات وچالش هايي که پيش رو دارندمواجه شوندبه ديگر سخن ، بشرامروزي براي رويارويي مولدومؤثر باچالشهاي علمي، صنعتي، فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و اخلا قي بستري مناسب تر، کارسازتروموجه تر ازنظام تعليم وتربيت شناسايي نکرده وبدين سبب نزدانسانهای هوشمندتحول درنظامهاي آموزش وپرورش، به عنوان پيش نياز نيل به اهداف توسعه پايدار ارزيابي شده است.
اکنون بايدبه اين پرسش پاسخ دادکه دستيابي به حدکفايت وکارايي درنظام هاي آموزش و پرورش مستلزم عطف توجه وتمرکز فکري و مادي روي کدام عنصر يا مؤلفه اين نظام است؟
بعبارت ديگر، اگر از ميان نهادها و ساختارهاي اجتماعي، نهادهاي تعليم و تربيت، اولويت و اهميت بيشتري در کمک به دستيابي به اهداف توسعه پايدار دارد آيا در درون اين خرده نظام نيز مي توان ابعاد و عناصر متشکله راازحيث درجه اهميت، اولويت و تأثيرگذاري بر دستيابي به اصلاحات و تغييرات دسته بندي کرد؟
شايد درصحت واعتبار اين پاسخ که ازميان عناصر ومؤلفه هاي گوناگون تشکيل دهنده نظام تعليم و تربيت، اولويت قطعي را بايد براي معلم قائل شد نتوان ترديد وتشکيک کردمعلم ازآن جهت که مورد تأييد و توجه جدي و داراي نقش محوري است که کارگزار اصلي تعليم و تربيت به شمار مي رود و اهداف ومنويات متعالي نظامهاي تعليم وتربيت در ابعادمختلف، درنهايت بايدبواسطه اومحقق شودبه ديگر سخن، معلم به اين جهت که ضرورتا ًتنها او بايد به بازنماي تمام و کمال خصوصيات وکيفيت هاي مطلوب هر نظام تعليم و تربيت تبديل شودمهمترين و مؤثرترين عامل تغيير و تحول قلمداد مي شودتوضيح بيشتراين که آن چه دانش آموزان از مقوله رشدوکمال (يا عکس آن) کسب مي کنندبيش ازهر چيز تحت تأثيرخصوصيات، کيفيات، وشايستگي هاي علمي، فرهنگي، اجتماعي، اخلا قي ومعنوي معلمان است تعامل مستمر وچهره به چهره معلم با دانش آموزان، وي را درموقعيت ممتاز ومنحصر به فرد مجزا و واسطه فيض قرار مي دهد هيچ عنصر انساني و ديگري از چنين موقعيت و موهبتي برخوردار نيست.
علا وه بر تحليلهاي منطقي و کارشناسانه ، پژوهشهاي گوناگوني که ازديدگاه روانشناسي يا جامعه شناسي به موضوع نگريسته اند نيز صحت اين مدعا را به اثبات رسانيده اند براي شرح و بسط اين مدعاکافي است که نگاهي هرچندگذرابه محورهايي که براي تغييروتحول در نظامهاي تعليم و تربيت در سطح ملي و بين المللي مطرح شده است بيفکنيم تا دريابيم که بدون درنظر گرفتن جايگاهي ويژه براي عنصر معلم تحقق هيچ کدام ازاين خواسته ها امکانپذير نيستاکنون با مرور اجمالي فوق بر محورهاي عمده تغييرات در نظامهاي آموزش و پرورش و تبيين مختصر نقش و جايگاه معلم در تحقق آنها در مي يابيم که چرا منابع تخصصي تعليم وتربيت، درطرح و بحث درباره خصوصيات نظام هاي مطلوب تعليم و تربيت، مالا مال از نظرياتي است که به وضوح برمحوريت معلم تکيه دارد به عبارت ديگر شعارها وآرمان هايي که توسط صاحبنظران براي نظامهاي تعليم و تربيت مطرح مي شود به گونه اي آشکاروهماهنگ با تحليل فوق بر معلم بعنوان نقطه اتکاي هرتغيير وتحولي دلا لت مي کندوبرخي از شعارها يا آرمان ها، عبارتند از حرفه اي گري معلم ، توانمندسازي معلمان و معلم پژوهنده. دراين اوظيفه متعالي سيستم آموزشي واهميت جايگاه آن مشهودومشخص ميگردد واين گفته اغراق نيست که بقاي انساني به اجراي اين وظيفه بستگي دارد رسالت آموزش و پرورش توان بخشيدن به فرد فرد انسان ها در جهت توسعه کامل استعدادهاي خود و نيز شناخت توانمندي هاي خلا ق خود است و اين هدف از ساير اهداف متعاليتر مي باشدحصول اين هدف، هرچنددشوار وطولا ني است اما سهمي ضروري درجهت جستجوي جهاني عادلانه تروبهتر براي زيستن به شمار مي رود اين امر زماني تحقق خواهد يافت که همه چيز .(www.mardomsalari.com) سر جاي خود قرار گيرد
فصل چهارم
نتیجه گیری :
در شرایط کنونی دنیا که شاهد رقابتهای فشرده جوامع مختلف بشری در دستیابی به تکنولوژی برتر به مثابه منبع اصلی قدرت هستیم افراد تیزهوش و خلاق از گرانبهاترین سرمایههای هر جامعه و ملتی هستند؛ مخصوصاً تنوع خواستها، افزایش جمعیت، حجم بالای تقاضا برای کالا و خدمات، محدودیت منابع و امکانات و ایجاد راهحلهای نو، نیاز به افراد هوشمند، خلاق و نوآور بیش از پیش مشهود و نمایان میشودواضح است که اگر نخواهیم و یانتوانیم خود را در برابر تغییراتی که در آینده اتفاق خواهد افتادآماده نماییم آسیبهای فراوانی ما را تهدید خواهد کرد زیرا هرگونه تغییر در اجزاء وکلیت فرهنگی در سازمانهای اجتماعی و تحولاتی را پدید میآورد و اگر شتاب این دگرگونیها فزونی یابدآسیبهایی را در پی خواهد داشت. اگر کشور و ملتی خواهان عزت مادی، سعادت معنوی، برتری سیاسی، پیشرفت علمی و آبادانی است باید به آموزش و پرورش به عنوان کار بنیادی توجه جدی کندزیرانیروی انسانی لازم برای تحقق این اهداف والامحصول نظام آموزش وپرورش است دردورانی ازتاریخ حیات هدف تربیت، ساده ومحدود بودوخانواده همه نیازهای تربیتی را تأمین میکرد. اما وسعت و تنوع ضرورتهای تربیتی تدریجاً به آنجا رسیدکه خانواده دیگرتوانایی لازم برای تربیت و آموزش نداشت ولازم آمدکه مسئولیت سازندگی نسل جوان به افرادی برتر وشایستهتر از مردم عادی محول شود؛ این توجه عمومی و وسعت نیازها سرانجام به پیدایش نهادهای مخصوص ( مدرسه ) منتهی شد آموزش و پرورش در این نهادها به همراه انسان رشدکردند نسل هایی که در مدارس قدیم فقط به یادگیری خواندن و نوشتن و حساب کردن میپرداختندجای خودرا به نسل هایی سپردندکه درمحیط های سازمانیافته آموزش و یادگیری طبق برنامههای منظم در جریان آموزش و پرورش عمومی، فنی و تخصصی مورد نیاز جامعه قرار میگیرند در جامعه ساده، کارکردهای آموزش و پرورش عمدتاً از طریق خانواده با مشارکت فرد در فعالیتهای گوناگون گروه اجتماعی صورت میگرفت به این منظور نهاد جداگانهای برای آموزش نبودامادرجامعه پیچیده،متمدن، باگسترش شهرنشینی، توسعه صنعتی ودگرگون شدنها، خانوادهها که درگذشته بار تعهدات تربیتی را عهدهدار بودنددیگراقتدار و نفوذکافی برای ایفای وظایف پیچیده آموزش وپرورشی نداشتنداز اینرو وجود نهاد خاصی بنام نظام آموزش رسمی یا مدرسه ضرورت یافت اگر در دوران سنتی وظیفه آموزش و پرورش انتقال گذشته به آینده و هدف آن تربیت بچهها برای حفظ میراث گذشتگان بود در این دوران (عصر گسترش اینترنت، تلویزیون، ماهواره و ...) آموزش و پرورش میخواهد که قدرت انطباق انسان با تغییرات مداوم محیط تقویت شود از این جهت مدام آینده را پیشبینی میکند تا خود را برای تغییرات آینده آماده سازدآموزش و پرورش در این دور ه تلاش میکند تا دانشآموزان را در فعالیت های ابتکاری غوطه ورسازد دانشآموز خودش در یادگیری نقش دارد و به وجودآورنده دانش خویش است و چون آزادانه انتخاب میکند، نسبت به آن متعهد بوده و درحفظ آن میکوشداو تا دلایل قانعکنندهای پیدا نکندآنرا به ازای دانش دیگراز دست نمیدهد، معلم در این عصر سمت مشاور و راهنما دارد دانشآموز فکر میکند برای او فکر نمیکنند تصمیم میگیرد برایش تصمیم نمیگیرند او خود رشد میکند فرایندرشد او از ابتدا تا انتها دیکته نمیشودآموزش و پرورش در عصر جدید دانشآموز را نگه نمیدارد بلکه به جلو حرکت میدهد. دانشآموز نسبت به هر موضوعی به دقت مینگرددر مورد آن فکر و اندیشه میکندودر ورد آن سریع موضع گیری نمیکندمعلم درنظام جدید آموزش و پرورش درمقام همراه ویاور ایفای نقش میکندنه انتقالدهنده اطلاعات. شاگردشنونده منفعل وپذیرا نیست، چون او میتواند با مراجعه به اینترنت، تلویزیون و ... اطلاعاتی راکه معلم گفته است براحتی کسب کندودیگر نیازی به معلم نداشته باشد. پس فضای مدارس عصر جدید دیگر حالت انباشت اطلاعات بدون تفکر ناب و یا تقلیدکورکورانه بدون اندیشه راندارددرسازمان مدرسه، محتوای امکانات مدیریت، تدریس زمینهساز تفکر، حل مسأله، دانایی، توانایی خلاقیت و نوآوری هستند درکشور عزیزمان ایران اگرچه تلاشهای بسیاری برای بهبودآموزش وپرورش صورت گرفته است اماهنوز وضعیت پایهای واساسی آن تغییر نکرده است یعنی هنوز معلم محور است ودیکتهشدن وظایف برای دانشآموزان.ودانشآموز نیزموظف است آن را اجرا کند در غیر این صورت با تنبیه روبهرو میشود ، مواد درسی که در مدارس ما ارائه میشود فقط جنبه افزایش اطلاعات دارند دانشآموز میتواند با وجود اینترنت، تلویزیون و ... به راحتی درمنزل خودبنشیند وبراحتی همان مطالب یا حتی بسیارجدیدتر ومتحولتر ازآن مطالب را خوداستخراج کند تا دیگر نیازی به مدرسه، معلم نداشته باشد. حتی دردرس انشاء که دانشآموز خود بایدموضوع انتخاب کند و دربارهاش فکر وصحبت کند نیز معلم خود موضوع رامیگوید وحتی تعدادسطرهای نوشته را هم تعیین میکند انباشت اطلاعات هنگامی مفید میشودکه بتوان آن اطلاعات را مصرف و تولید اطلاعات جدید کرد متأسفانه در مدارس ما قدرت فکر و اندیشه دانش آموزان گرفته میشود و این مسأله باعث میشودکه خلاقیت و استعدادهای دانش آموزان ما بروز نکند افراد خلاق و نوآورعموماً از بهره هوشی بالاتراز متوسط برخوردار هستنداما هر فرد تیز هوش لزوماً خلاق و نوآور نیست درمدارس ما بخوبی فرصت و امکان بروزخلاقیت و ابتکار وجودندارد وکمکی به کشف استعدادهای دانشآموزان نمیشود درجهان امروز آموزش و پرورش بعنوان اساسیترین رکن توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مطرح است وهچ تحولی درجامعه بدون توجه به نقش آموزشی در آن امکانپذیر نیست سازمان ملل متحد از سال 1990 تاکنون هر سال گزارشی از توسعه انسانی ارائه میدهد که در آغاز آن این جمله آمده است: مردم، ثروت واقعی هر کشوری هستند خلاصه سخن این که برای آماده کردن نسل حاضربرای زندگی درآینده آموزش و پرورش بایدبا شناخت روح زمانه ونیازهای نشأتگرفته ازآن، پاسخگوی تقاضای مبتنی بر شرایط جدید باشدو خود را باآن منطبق کندبا انباشت مسائل جهانی و ملی دائماً پویا وتغییرپذیر، آموزش و پرورش ناگزیر است با تدوین راهبردهای منطقی و واقعبینانه خود را با حرکت نسل امروز هماهنگ کند و با مسائل حلنشده و اضطرابها و بحرانهای ناشی از آن همچون هویت، اشتغال و کنکور روبهرو شود. از اینرو اقدام به انجام اصلاحات اساسی در آموزش و پرورش بنا به تجربه سایر ممالک ، به عنوان زیربنای توسعه در کشور ضرورت دارد.
با اینکه نتیجه نوآوری وتغییر مؤفقیت آمیزاست اما علی رغم اهمیت آن در فرایند رشد وتوسعه تمدن بشری ،تغییر در فعالیتهای انسانی به سادگی صورت نمی گیرد از آنجایی که شناسایی عوامل تسهیل کننده تحولات سازمانی ،هم چنین موانع وعوامل مقاومت کننده در برابرآن می تواند در هدایت و مدیریت صحیح و اصولی فرایند نوآوری وتحولات سازمانی توسط مدیریت سازمان مؤثر باشد"یکی از مهم ترین عوامل تسهیل کننده وتقویت توان نوآوری وخلاقیت در سازمانها ساختار مناسب و تشکیلات متناسب با اهداف مورد نظر است به طوری که از دیدگاه صاحنظران مختلف ، ساختار سازمانی مناسب پیش فرض برای مؤفقیت ونوآوری وتغییر در سازمان است (نژادایرانی ،1376 ،ص7 ).تافلر درباره بوروکراسی اداری می نویسد "امروزه تغییرات بسیار سریع به تصمیمهایی همان قدر سریع نیاز دارد ؛اما منازعات قدرت ،نظام های اداری را به طریق رسواکننده ای کند می سازد (تافلر ، 1370 ، ص306 ) . در همین رابطه دفت نیز یکی از سه ویژگی مهم ساختارسازمانهای مؤفق با عدم تمرکز ساختاری به منظور تشویق افراد به خلاقیت می داند (دفت، 1374 ، ص961 ).
تحول اساسی و پايدار در هر جامعه در گرو متحول شدن نظام تعليم و تربيت آن جامعه است و محور اصلی تحول و توسعه نظام تعليم و تربيت بهبود کيفيت کار معلم ، شناخت و ويژگی های آن ها می باشد معلمان بعنوان پايه گذاران انديشه های علمی ، مبلغان ارزشها و مسئوليتهای اجتماعی به کودکان ما می باشند وحرف اول رادرتربيت منابع انسانی می زنندوهيچ حرفه ای همچون شغل معلمی تأثير مؤثری درجوامع نداردطرفداران و مبلغان تحول و توسعه در جوامع بايد بيش از هرکس حاميان واقعی معلمان باشند و سياست گذاران آموزش و پرورش با در نظرگرفتن حقوق و مزايای شغلی ويژه برای معلمان مدارس و يا دارا بودن مدرک تحصيلی و تخصص و تعهد مورد نظر دغدغه های زندگی را برای آنان کاهش دهند زيرا معلم يک هديه الهی است و بسياری از بزرگان فرهنگ ما و ديگر فرهنگها افتخارشان اين بوده که سالهای پر برکت عمر خودرا درمدارس طی کرده اند نظير پياژه، اريکسون ، مرحوم باغچه بان ، استاد نيرزاده ، شهيد رجايی ، باهنر و ... .
از طرفی معلمان بايد بداننددر چه شرايط متحول جهانی زندگی می کنند فکر و عمل و توان خود را محدودبه مرزهای جغرافيايی خودنکننداز قدرت ابتکار ، خلاقيت و مهارت برخوردار باشند فعاليتهای خود را محدود به چند کتاب يا جزوه که در مراکز تربيت معلم يا در طول کارخود باآن آشنا شده اندنکنندزيراکه دنيای پيچيده و متحول امروز مستلزم يادگيری مداوم و فرزند زمان خود بودن و فعاليت ، حساسيت و خلاقيت است .
پیشنهادات :
- سياستگذاران آموزش وپرورش بايدهرسال مخصوصاً درايام تعطيلات تابستاني آموزش لازم را براي معلمان درنظر بگيرندزيرا درشرايط متحول جهاني نبايد فکر وعمل معلم محدود به مرزهاي جغرافيايي خود باشدوبايد از قدرت خلاقيت و ابتکار لازم بهره مند شود معلم نبايد فعاليتهاي خود را محدودبه کتاب و جزوه کند بلکه با استفادهمدام از تکنولوژي جديد همانند اينترنت، رايانه و... به بروز استعدادهاي خلاق ونوآور کمک کند.
- امروزه اداره مطلوب مدارس شامل اصول و قواعدي است که بايد آن ها را آموخت و به کار بست بارشد روزافزون علم وتکنولوژي دردنيا، دوره اداره آموزش وپرورش به روش سنتي ومتمرکز بدون پويايي وروي کردتحولي و ناهماهنگ به سر آمده وآموزش و پرورش براي حفظ و بقاي خود وايجاد قابليت براي تغييرات مثبت و هدفمند در دانش آموزان نيازمند مديران کارآمد و اثربخش است که بتوانند نظام غيرمتمرکز را در آموزش و پرورش نهادينه کنند.
- بدون ترديدبراي تعميق يادگيري ودروني کردن آن وهمچنين تقويت روحيه تحقيق ومطالعه وپرورش قوه خلاقيت، ابتکار و مهارت آموزي در دانش آموزان بايد از روش هاي نوين علمي وآموزشي استفاده کردکه تحقق اين امر درگرو تأمين نيروي انساني مجرب وکارآمدوبرنامه ريزي مناسب است و اين ميسر نيست جز با استفاده از روش هاي جديد علمي همانند اينترنت، کامپيوتر و.....
- تمرکززدايي واعطاي مسئوليت بيشتر به سطوح محلي : تحقق چنين خواسته اي مستلزم توجه داشتن به صلاحيت هاي حرفه اي معلمان است و تنها به همان اندازه که دراين زمينه سرمايه گذاري شود ، مي توان به مؤفقيت اين سياست اصلا حي دل بست.
- ايجادانعطاف در طراحي برنامه هاي درسي کشوري واعطاي فرصت تصميم گيري درباره پاره اي از مؤلفه هاي برنامه هاي درسي به سطوح پايين تر.
- روشن است که فاصله گرفتن ازالگوهاي سنتي وتجويزي درطراحي برنامه هاي درسي بيش ازهر چيزمستلزم افزايش قابليتها و صلا حيتهاي معلمان در اين زمينه هاست درغير اين صورت، مترقي ترين صورت هاي برنامه درسي نيز در عمل، منتهي به تغيير معناداري دراوضاع کنوني نخواهد شد.
- تقويت مؤلفه پرورش اخلا قي و آموزش ارزشهاي ديني(انساني) درنظامهاي تعليم و تربيت.
- محققان وصاحبنظران حوزه تعليم وتربيت بر اين باورند که رفتار، سلوک، منش و شخصيت معلم است که عميق ترين تأثيرات مستقيم و غير مستقيم را بر شخصيت دانش آموزان بجاي گذاشته وموجب نهادينه شدن ارزشهادروجودآنها مي شودعلا وه بر اين به کارگيري روش هاي نوين تدريس براي نيل به اين اهداف نيز در گرو بازسازي اندوخته حرفه اي معلمان است.
- تقويت يا پرورش ظرفيت خلا ق دانش آموزان، حس کنجکاوي و پرسشگري در آنان:(توجه به اين مقوله ها در نظامهاي آموزش وپرورش بعنوان پيش نياز دستيابي به توسعه علمي و فرهنگي مطرح مي شود و باز هم معلم بايد آگاهانه در حين ايفاي وظايف حرفه اي خود را بعنوان نماد خلا قيت و پرسشگري به دانش آموزان بشناساندتا بذر اين کيفيت هاي ممتاز انساني در وجود آنهاکاشته شودهمچنين معلم است که بايد آگاهانه و با هوشياري و زيرکي، هرگونه جلوه و ظهور اين ويژگيها را در دانش آموزان، مورد تشويق، حمايت وتمجيد قرار دهد).
- ايجاد تغييرات لا زم متناسب با تحولا ت تکنولوژيک درعرضه اطلا عات وارتباطات. (اين موضوع بعنوان يکي ازمحورهاي جدي تغييردرقرن بيست ويکم، به ويژه درکشورهاي پيشرفته ترمطرح است جالب اينجاست که برخلا ف تصور خام برخي شيفتگان تکنولوژي ، بيشتر دست اندرکاران نظام هاي آموزش و پرورش که عملاً به کاربرد اين ابزارها پرداخته اند بر نقش اساسي معلم در اين جريان تأکيد داشته و پيش بيني کم رنگ شدن اين نقش را با استفاده از تکنولوژيهاي جديد واهي و خلا ف واقع ارزيابي مي کنند اينان تأکيد مي کنند که در پرتو بکارگيري منابع وابزارهاي اطلا عاتي جديددرآموزش و پرورش بايدنقش متفاوتي رابراي معلمان تعريف نموده و در صدد ايجاد قابليتها و شايستگيهاي متناسب با اين نوآوري ها در آنان بود).
- معلمی از آن جهت که با تعلیم وتربیت انسان سر وکاردارد ، حرفه ای بسیار مهم و رسالتی عظیم است پس معلمی شغل نیست بلکه مسئولیتی سنگین است که گام نهادن درآن مستلزم عشق ، دانش وروش است«عشق» به انسانهایی که بایدبه آنها علم آموخت ودرشدن هدایتشان کرد.«دانش »که خمیر مایه کار معلمی است زیرا آنچه به دانش آموزتعلیم داده و بر روی تخته سیاه نوشته می شوددرواقع بر لوح جان وی حک شده و همواره تا پایان عمر با اوست. «روش » که شیوه آموختن است یعنی شیوه انتقال معلومات به دانش آموزانی که از نظر شرایط خانوادگی ، اجتماعی ، فرهنگی و موقعیت یادگیری با هم تفاوت دارند و هر یک از آن ها به تناسب شرایط خود ، از درس بهره می گیرند وآنچه را که باید بیاموزند .
- توجه به شأن ومنزلت معلم ریشه دراصل عزت مندی وکرامت انسان داردواین مهم نمود عینی پیدانخواهد کردمگر آن که جایگاه معلم در فرایند تصمیم گیری تعریف ودر نگاه مدیران به عنوان یک باور قلبی پذیرفته شود مگر نه اینکه کلیه تصمیمات مدیران حوزه ستاد بایدتوسط معلمان در مدرسه به مرحله اجرا در آید ؟پس چگونه است که مدیران در عملکرد خود چنین رویکردی را جدی تلقی نمی کنند ؟
- آرامش خاطروآسایش خیال ،شرط لازم انجام مؤفقیت آمیز وظیفه ومسئولیت است بدیهی است تازمانی که معلم دغدغه مسائل رفاهی ومعیشتی دارد ودر تأمین مایحتاج زندگی بامشکل روبروست و به ناچار باید شغل دوم ویاحتی سوم نیز داشته باشد انتظار کا رآمدی واثربخشی از او بیشتر به آرزو شبیه است تا واقعیت.بنابراین مسئولین نظام باید ، برای رفع موانع وحل این مشکل و رفع تبعیض و بی عدالتی از جامعه فرهنگیان تدبیری بیندیشند .
- دانش آموزان بیش ازآن که ازگفتار معلم درس بگیرنداز رفتار اویادمی گیرند آموزش شیوه گفتار ، وضع ظاهری ، نظم در عمل، وجدان کاری ، انضباط اجتماعی ، صداقت ، درستکاری در گرو رفتار وکردار معلم است نه گفتار وی .بنابراین آن چه رفتار دانش آموزان را شکل می دهد ودر نزد آن ها اعتبار دارد «فعل»معلم وسایر عوامل مدرسه است نه « قول»آن ها .
- عصر حاضر راعصر «انفجار اطلاعات »نام نهاده اند وباتوجه به امکانات رسانه ای واستفاده از رایانه واینترنت ،به سهولت حجم وسیعی از اطلاعات دراختیار دانش آموزان قرارمیگیرد بنابراین اگر معلمین معلومات کافی نداشته باشندوبرمحتوای دروسی که تدریس می کنند تسلط لازم وکامل نداشته ومتکی به آموخته های سالیان قبل باشند بعبارت دیگر اگر دانش وآگاهیهای معلم به روز نباشد منزلت و پایگاه اجتماعی اش در نگاه دانش آموزان وخانواده آنها دچار خدشه خواهد شد .
- باروشهای« دیروز »دانش آموزان «امروز »را برای فردا نمی توان تربیت کرد بهمین جهت استفاده ازروشهای گذشته کارآمدی خود را از دست داده است و باید با علم و فناوری روز همراه و همگام شد روی این اصل آموزش معلمین وآشنا نمودن آن ها با روشهای جدید تدریس ،شیوه های برخورد بادانش آموزان ،آشنایی با روان شناسی تربیتی ، یادگیری فناوری اطلاعات از اهمیت بسیار برخوردار است و نمی توان به سادگی از آن گذشت درواقع روز آمدکردن دانش واطلاعات معلمین ، وظیفه مهمی است که نبایدبه فراموشی سپرده شود .
- نمي توان به تحقق عملي هيچ هدف يا نوآوري درآموزش وپرورش دل بست، مگر آن که تغييرات مناسب با آن ، پيشاپيش درمعلمان به عنوان کارگزاران اصلي تغيير و تحول به وقوع پيوسته باشد به عبارت ديگر رمز سلا مت، رشد و بالندگي نظام هاي تعلیم و تربيت را بايد در سلا مت، رشد و بالندگي معلم جستجو کرد.
- زمان ساده انديشي و برخورد ساده لوحانه با امرخطير معلمي به سرآمده است معلمان اعم از شاغل يا تحت تربيت ، بايد ظرفيت تحمل باري سنگين را که همان تحقق شايستگي هاي متناسب با روح ومضمون تغييرات است داشته باشند معلمي کردن به رغم تصوربرخي معادل تحمل يک بارسنگين حرفه اي است که شاغلا ن و متقاضيان ورود به آن ، بايدازکشش ذهني و گرايش عاطفي متناسب با حمل اين بار گران برخوردار باشند.
- سرمايه گذاري مادي ومعنوي درتربيت معلم و هم چنين افزايش توان حرفه اي معلمان شاغل بايدمتناسب با چنين نگرشي دستخوش تحول شده و عزمي جدي از سطوح ملي تا محلي به عنوان پشتوانه اي دائمي اين حرکت در طي نسلها استقرار يافته و نهادينه شود.
- تأسيس اتاق علمي و فكر در مدارس با حضور هيأت علمي توانمند مدارس جهت مشاورت مديران مدارس و ساير عوامل آموزشي گزينه مؤثر و مطلوبي در تحول بخشي امر آموزش و پرورش خواهد بود.
- براي تحول درآموزش وپرورش به انگيزه سازي مؤثردر معلمان بايد همت نمود چرا كه رمز هر گونه تحول با حضور جدي و عالمانه معلمان محقق خواهد شد.
- انجام مهندسي معكوس در متون درسي و روش هاي موجود تدريس و شيوه هاي اجرايي كه نيازمند برنامه ريزي و سرمايه گذاري لازم مي باشد در متحول نمودن آموزش و پرورش نقش بايسته اي را ايجاد مي نمايد.
- براي تحول در آموزش و پرورش علاوه بر تعميق باور عمومي در نهاد آموزش و پرورش باورهاي عمومي بايددر جامعه رشد و نمو داشته باشند تا از فرآيند آموزش و پرورش پشتيباني كافي و مستمر صورت پذيرد.
- آموزش وپرورش زيربناي توسعه است اين امر بايدبه يك باورعمومي تبديل شودوبه تناسب آن مشاركت همه جانبه از آموزش و پرورش روند تحول و توسعه آن صورت پذيرد.
منابع:
- آقایی فیشانی ، تیمور،1377 ، نوآوری وتحول در آموزش وپرورش ، تهران .
- آقایی فیشانی ، تیمور،1377 ، خلاقیت ونوآوری در انسان ها وسازمان ها ،چاپ اول ، نشرترمه .
- پارسا ، احمد ،1380 ، سازمان های نوآور در آموزش وپرورش ، تهران .
- پارسا، احمد ،1386 ،ماهنامه صنعت خودرو ، شماره 3 .
- تافلر ، الوین ،1370 ، جابجایی درقدرت ، ترجمه شهیندخت خوارزمی ، ناشرمترجم .
- دفت ریچارد ال،1374 ، تئوری سازمان وطراحی ساختار ، ترجمه علی پارساییان وسیدمحمد اعرابی ، جلددوم ، تهران : مؤسسه مطالعات وپژوهش های بازرگانی .
- دیوید فردآر ،1382 ، مدیریت استراتژیک ،ترجمه علی پارساییان وسیدمحمد اعرابی، چاپ پنجم ، دفتر پژوهش های فرهنگی .
- رابینز استیفن،1376 ، مدیریت رفتار سازمانی ، ترجمه علی پارساییان وسیدمحمد اعرابی ، جلدسوم ، مؤسسه مطالعات وپژوهش های فرهنگی
- سام خانیان ، محمد ربیع ،1384 ، خلاقیت ونوآوری در سازمان های آموزشی ، نظریه ها ، تکنیک و سنجش ، تهران ،انتشارات رسانه تخصصی
- سرمد ، غلامعلی ، 1380 ، روابط انسانی درسازمان های آموزشی ، چاپ دوم .
- صمد آقایی، جلیل ،1380، خلاقیت فردی وگروهی ، تهران : مرکز آموزشی مدیریت دولتی .
- عابدی ، جمال ، خلاقیت وشیوه های نو در اندازه گیری آن ، مجموعه پژوهش های روان شناختی، دوره دهم شماره 1و2 .
- کاردان ، علی محمد ، 1382 ، نو سازی ونو آوری در آموزش وپرورش ، روزنامه اعتماد ، اسفند.
- نژاد ایرانی ، فرهاد ،1381 ، مدیریت خلاقیت ونوآوری در سازمان های آموزشی ، ارومیه ، پیک سبحان .
- روزنامه کیهان ،1386، ضرورت تحول در آموزش وپرورش ، شماره 18987 ، دی ماه .
- روزنامه کیهان ،1386 ، ساختار آموزش وپرورش را متحول کنیم ، شماره 18867 ، مرداد .
- نژاد ایرانی ، فرهاد ،1376 ، تحول آموزش وپرورش ،تهران .
سایتها :
HTTP://lisna.ir/new view.aspx?Id=news-11956481
ضرورت تحول در آموزش وپرورش
Http://www.iran press.ir/afarinwsh
تأکید مقام معظم رهبری بر تحول در آموزش وپرورش
Http://www.bfnews.ir
آینده روشن – هویت دینی مبنای تغییرات در آموزش وپرورش باشد
Http://www.aui.ac.ir
طرح تحول راهبردی علم وفناوری در آموزش وپرورش
Http://www.iran-news paper.com
اصلاحات ساختاری آموزش وپرورش درمانی بر دردهای کهنه
Http://www.ettelaat.com
تحول اساسی در آموزش وپرورش با نو آوری وشکوفایی
Http://www.sand.ir/dfault.aspx?tabib=321
مروری بر برنامه های وزیر واهداف 10 وزیر آموزش وپرورش
Http://madrece.blogfa.com
پیش نیاز تحول در آموزش وپرورش
Http://a-bakhtiyari.blogfa.com
تحول فرهنگی بستری برای نو آوری وشکوفایی در آموزش وپرورش
Http://rardanesh-q.blogfa.com
جایگاه آموزش وپرورش در ایران
Http://ileya.blogsky.com/1386/10/10
ضرورت تحول در آموزش وپرورش
Http://www.kayhan news.ir
ساختار آموزش وپرورش را متحول کنیم
Http://www.persian user.com/content/view/605.21
ضرورت تحول در آموزش وپرورش
Http://linkestan.com
بررسی ویژگیهای آموزش وپرورش کار آمد
www.mardomsahari.com
پارادیم تحول درآموزش وپرورش
Http://www.spac.ir
ضرورت های ایجادتحول در آموزش وپرورش
Http://www.farsnews.com
ضرورت تحول در آموزش وپرورش
Http://www.iran cultures.com
ضرورت ایجادتحول بنیادین در آموزش وپرورش
Http://www.bazyab.ir
ضرورت بازنگری در آموزش وپروروش
Http://www.irna.ir
معلمان محور تحول در آموزش وپرورش هستند